خبرگزاری هرانا
امروز جمعه ۱۱ آذر ۱۳۹۰, 20th of February 2019      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۲/۰۹/۱۶ ساعت ۶:۱۵:۳۴

    خانه  > سایر گروهها  >  تاریخ فمینیستی تجاوز /سوزان براون

تاریخ فمینیستی تجاوز /سوزان براون

«یک ملت مغلوب نخواهد شد مگر زمانی که قلب‌های زنانش روی زمین افتاده باشد. دراین زمان، شکست اتفاق افتاده است هرچقدر هم که اسلحه‌ها قوی باشد یا جنگجویان شجاع.» چین ناسیون

تجاوز بیانی برای یک فرهنگ خشن است که از کلیشه‌های جنسیتی در بین دیگر اشکال ستم استفاده می‌کند تا قساوت در حق زنان، کودکان و به شکل فزاینده‌ای مردان را توجیه و تقدیس کند. از آنجایی که ریشه‌های خشونت جنسی به هر موقعیت و فرهنگ جمعی می‌رسد، شیوه‌ای که ساختارهای اجتماعی انتخاب می‌کنند تا تجاوز را نادیده بگیرند یا به حساب بیاورند از درجه‌های هنجارهای بیشتری صحبت می‌کند.

نجات یافتگان خشونت جنسی بار‌ها و بار‌ها به طبیعت منحصر به فرد و ویران گر تجاوز گواهی می‌دهند. تجربیات و سخنان آن‌ها تأثیری را که تجاوز جنسی بر زندگی ان‌ها گذاشته است تایید می‌کند:

«چیزی که من پشت سر گذاشتم یک عمل جنسی نبود، احساس می‌کردم به قتل رسیده‌ام.»

«کسی برای اینکه با او صحبت کنم نبود، چون می‌ترسیدم که هیج کس حرف مرا باور نکند. بنابراین سکوت اختیار کردم.»

ریشهء کلمهء تجاوز (Rape) در زبان یونانی باستان یافت می شود که معنای آن «دزدیدن» است. ریشه یابی این کلمه به تنهایی، فرض‌های فرهنگی درون آن را نشان می‌دهد. تا زمان قوانین مکتوب در دوران معاصر، تجاوز به زنان به عنوان یک جرم علیه مالکیت بنا شده بود و خسارت آن مستقیما متوجه شوهر یا پدر قربانی بود.

قانون عبری اولیه هم قربانی و هم متجاوز را به طور برابر به مرگ محکوم کرده بود. اگرچه امتیازهایی انحصاری با توجه به زمان ومکان وجود داشت. اگر تجاوز در محدودهٔ شهری اتفاق می‌افتاد، زن باید با داد و جیغ عدم مواقفت خود را اعلام می‌کرد- عملی منطقی تا ساکنین شهر بیایند و کمک کنند. بیرون از محدوده‌های شهر، جایی که احتمال کمک بسیار کمتر بود مجازات زن حذف می‌شد و مجرم باید با پرداخت مهریه با قربانی خود ازدواج می‌کرد.

در قرون وسطا زنان یهودی توانستند حق طرح دعوی و پیگیری علیه مجرم را به دست بیاورند. در مناطق کمی، خسارت به خود قربانی‌ها پرداخت می‌شد نه به شوهران و پدران آن‌ها.

تا زمان ادوارد دوم قانون غربی اعلام نکرده بود که یک زن غیر باکره هم می‌تواند به زور مورد تجاوز قرار بگیرد، البته توسط غیر همسر. قانون ادوارد هم چنین کمک‌های فراوان دیگری به ساخت قانونی تجاوز کرد. در منطقهء زیر نظر ادوارد مفهوم تجاوز قانونی در بین درجات متفاوت تجاوز قرار گرفت.

قربانی‌های خشونت جنسی معمولا فرایند تحقیق لازم برای پیگرد قانونی جرایم حنسی را به عنوان آخرین مرحله از یک مجموعه خشونت برآورد می‌کنند. طبیعت آزاردهندهء آزمایش‌های فیزیکی، سخت گیری در فرایند بازجویی و مدت زمان از موقع اظهار تا دادگاه، اهتمام و طاقت سرسخت‌ترین قربانی‌ها را از بین می‌برد. فرایند جنایی نمایان گر ‌‌نهایت تضاد تجاوز است: افشا در عرصهء عموم و بازرسی یک خشونت به شدت شخصی. زمانی که نمایندگان قانون و نهاد‌های پیگیر بطور خستگی ناپذیر برای آسان کردن پروسهء گزارش تجاوز تلاش می‌کنند، واقعیت همواره یکسان می‌ماند: بنابه دلایل خیلی شخصی و مهم، بعضی از قربانی‌ها هرگز تجاوز را گزارش نمی‌دهند.

با وجود گام‌های بلندی که برای تسهیل پیگرد قانونی متجاوزان و افزایش گزارش‌ها برداشته شده، هنوز قوانینی وجود دارد که در تجاوزهای نکاحی، مجازاتی برای مجرم قائل نیستند یا برای ان تنبیه بسیار کم تری در نظر می‌گیرند و حکم خود را بدون نظرخواهی از قربانی صادر می‌کنند.

«آن‌ها در ‌‌نهایت به من گفتند که من دروغ می‌گویم، آن‌ها به من گفتند که من احتمالا با شریک زندگی‌ام رابطهء جنسی داشته‌ام و احتمالا ترسیده‌ام که حامله باشم. آن‌ها می‌خواستند بدانند آیا او تا حالا از من خواسته با دوستانش رابطه داشته باشم.»

در حالی که تعاریف قانونی متفاوتی از عمل تجاوز وجود دارد و تاریخ به وجود آمدن مفهوم اجتماعی تجاوز بسیار مهم است، برای نجات یافتگان خشونت جنسی تعریف تجاور بسیار ساده است: عمل جنسی با زور. وسایل این اجبار متنوع است: نیروی شهوانی و بی‌رحمانه، اسلحه‌ها، تهدید‌ها، وابستگی، فقر، طرد و ترس.

تجاور قسمتی از رشتهء بزرگ‌تر خشونت است. خشونت جنسی می‌تواند به عنوان یک سلسلهء به هم مرتبط دیده شود. تمامی اشکال خشونت جنسی از هم دیگر تغذیه و یکدیگر را تقویت می‌کنند. خشونت جنسی می‌تواند آزار احساسی باشد مثل هیزی کردن، متلک گفتن و استفاده از اشاره و حرکت. خشونت جنسی همچنین می‌تواند به شیوهء آزارهای بیشتر جسمانی باشد مثل ایذاء جنسی و تجاوز.

بسیاری از فرایندهای عمومی سازی و کلیشه‌ها می‌تواند به عنوان یک فرایند عقلانی سازی در جهت آزار و بد رفتاری استفاده شود. در مورد تجاوز جنسی، تصورهای اولیه توجه به رنگ پوست و گرایش‌های جنسی، مانع از گزارش خشونت و دسترسی به خدمات لازم شده است.

خشونت جنسی در محیط‌هایی روی می‌دهد که آزار، تهدید و تحقیر وجود دارد. خشونت جنسی زمانی که کارکنان مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند وجود دارد. خشونت جنسی در جایی که زنان مورد تجاوز و ضرب و شتم قرار می‌گیرند حاضر است. خشونت وقتی زنان در پورنوگرافی مورد تحقیر قرار می‌گیرند وجود دارد.

کلام، تصاویر و نگرش‌ها هستند که محیطی را که خشونت جنسی در آن رونق می‌گیرد خلق می‌کنند. رسانه‌ها ارزش‌های اجتماعی که در آن خشونت جنسی را قابل قبول جلوه می‌دهد تقویت و بازتاب می‌کنند. رسانه‌ها همچنین نقش‌های جنسیتی را که در آن مردان و پسران تشویق می‌شوند پرخاش جو و تهاجمی باشند و زنان مطیع، تقویت می‌کند. این ساخت‌های نگرشی و فرهنگی اولیه، بنیانی برای توانایی رشد خشونت جنسی می‌سازد.

خاتمه دادن به تجاوز شامل همبستگی سیاست‌ها و رویه‌های جدیدی است که هم دادخواهی و هم التیام قربانیان را تسهیل کند.

برنامه‌های جبران سازی، تقویت و پالایش قربانیان این جرایم و دسترسی به دعوی قضایی، خدمات برای قربانیان و دسترسی به امکانات قانونی را بهبود خواهد بخشید و در ادامه آموزش ویژه برای قوهء قضاییه، مجریان و وکلای مدافع و پرسنل پزشکی، مصمم بودن و امکان پیروزی در دادگاه را برای قربانیان تجاوز بهبود می‌بخشد.

«من همیشه این درد را حس خواهم کرد، اما زنده خواهم ماند و امیدوارم شما دیگر قربانیان هم همین کار را انجام دهید. ما از آنچه آنان فکر می‌کنند قوی‌تر هستیم.»

 

*مدیر اجرایی برنامه‌های تجاوز جنسی ائتلاف واشنگتن

نویسنده: سوزان براون

ترجمه: رها سپیدیان

منبع: ماهنامه خط صلح

برای دریافت ماهنامه خط صلح اینجا کلیک کنید

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید