خبرگزاری هرانا
امروز شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰, 20th of November 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۰/۰۲/۲۴ ساعت ۹:۵۷:۱۴

    خانه  > سایر گروهها  >  هرانا؛ ریشه یابی اعتراضات اعراب ایران در گفتگو با یوسف عزیزی بنی طرف

هرانا؛ ریشه یابی اعتراضات اعراب ایران در گفتگو با یوسف عزیزی بنی طرف

خبرگزاری هرانا – چندی پیش مناطق عرب نشین خوزستان شاهد اعتراضات و تظاهراتی بود که از سوی نیروهای امنیتی مورد سرکوب قرار گرفت، این اعتراضات و مسائل مربوط به آن به دلایل متعددی در رسانه‌ها بازتابی نیافت، در نوشتار پیش رو خبرگزاری هرانا سعی نموده طی گفتگو با آقای یوسف عزیزی بنی طرف دبیر کانون مبارزه با‌نژاد پرستی و عرب ستیزی در ایران و از نویسندگان و روشنفکران عرب ایرانی به ریشه یابی این مهم بپردازد. در ابتدا لازم به ذکر است آقای بنی طرف مطالب متعددی به خصوص در نقد ادبیات جغرافیایی و تاریخی نسبت به مناطق عرب نشین داشتند که به دلیل محدودیتهای گفتگو در این نوشتار منعکس نشدند. متن این گفتگو در پی می‌آید:

آقای بنی طرف، بهانه گفتگویی که خدمت شما هستیم وقایع و اعتراضات اخیر مناطق عرب نشین خوزستان است، در روزهای اخیر مناطق عرب نشین خوزستان روزهای پر التهابی را سپری کردند که افکار عمومی جامعه ایران کمتر از آن مطلع شد، لطفا بفرمایید اساسا ماهیت و دلیل این اعتراضات چه بوده و چطور برگزار شده است؟

ببنید دلیل اینکه چرا مردم ایران از این اعتراضات و تظاهرات مطلع نشدند این است که حاکمیت تهران یک بایکوت خبری و توطئه سکوت را درمورد این اعتراضات در پیش گرفت این حاکمیت دور ایران یک دیوار کشیده است و دور استان خوزستان یا اقلیم اهواز دو دیوار کشیده است در واقع این حاکمیت به هیچ خبرنگار و رسانه‌ای نه تنها خارجی بلکه داخلی هم اجازه تحقیق مستقل در این زمینه را نمی‌دهد تا ببینند در این استان چه رخ داده است و چند نفر شهید، مجروح و بازداشت شدند و یا بازداشتی‌ها در کدام زندان‌ها هستند. این صحبتی است که سازمان گزارشگران بدون مرز هم کرده این سازمان بین المللی هم درخواست کرده به خبرنگاران مستقل داخلی اجازه بدهند بروند آنجا و موضوع را بررسی کنند. در صورتی که حاکمیت حتی از درز خبرهای مربوط به این اعتراضات و تظاهرات که منجر به کشته شدن حداقل ۱۵ نفر و مجروح شدن ده‌ها تن و دستگیری صد‌ها نفر شده هم جلوگیری می‌کند.

این در حالیست که حتی ما این حد از سانسور را در چین هم نمی‌بینیم چرا که در استان سینگ گیانگ چند تصویر توسط بعضی از خبرگزاریهای محلی ارسال می‌شود ولی حکومت استبدادی تهران این بایکوت خبری را به شکل آهنین در مورد استانی که ان را استان نفت خیز می‌نامد (البته برای خودشان) پیش می‌برد.

اما برای پی بردن به ماهیت اعتراضات در هرمکانی بایستی به شعارهای مطرح شده توجه بفرمایید. اما در اینجا تظاهر کنندگان بعد از جمع شدن و چند قدمی راه افتادن غالبا هدف تیراندازی قرار گرفتند. در بعضی محلات و خیابان‌ها هم که تظاهرات راه افتاد شعارهایی نظیر «آزادی، آزادی/ف آزادی» و «با جان و خونمان فدای اهواز خواهیم شد» شنیده شد. تظاهر کنندگان احساس می‌کنند که سرزمین و اقلیمشان در معرض غصب و مصادره دیگران است چرا که تمام وجودشان تمام هویتشان و تمام سرزمینشان در معرض یورش فرهنگی و زبانی و سیاسی ملیت غالب هست و در نتیجه این شعار داده می‌شود. شعارهای دیگری هم بود از جمله در خواست آزادی زندانیان سیاسی و مسائلی از این دست.

آقای بنی طرف گفته شده که تعداد زیادی از هموطنان عرب در طی این خشونت‌ها توسط نیروهای انتظامی یا امنیتی به قتل رسیده، بازداشت یا مجروح شده‌اند، آیا اکنون که چند روزی از این واقعه گذشته شما آمار و اطلاعات شفاف تری در این رابطه و همینطور آخرین وضعیت بازداشت شدگان و مجروحان می‌توانید ارائه کنید؟

من در مورد آمار خدمتتان عرض کردم که به دلیل اینکه رژیم تهران اجازه نمی‌دهد کسی برای تحقیق به آنجا برود و برقراری ارتباطات هم به علت ضعف اینترنت و غیره مشکل هست به هر حال امکان جستجو و پرس و جو در مورد میزان کشته و زخمی‌ها کم هست. هرچند که صحبت از شهید شدن ۱۲ الی ۱۵ نفر است. خانم شیرین عبادی هم در واقع تعداد شهیدان را ۱۲ نفر اعلام کرد در صورتی که ما حداقل اسامی حدود ۷ الی ۸ نفر را منتشر کردیم که بر روی سایت‌های اهوازی است و میزان دستگیر شدگان هم حدود ۱۵۰ نفر است که برخی از اسامی این دستگیر شدگان در اعلامیه سازمان گزارشگران حقوق بشر ذکر شده است؛ کسانی مثل حمید حیدری معروف به ابو امجد که شاعر و روزنامه نگار است بین این دستگیر شدگان است، یا علی بدوی که ادیب و روشنفکر هست، آقای شعبانی که رئیس شورای شهر رامشیر و خلف آباد بوده، محمد علی عموری که فارغ التحصیل دانشگاه اصفهان و مهندس مکانیک است. توجه بفرمایید شهید عموری شاعر و ده‌ها شاعر و روزنامه نگار و وب نگار بین این دستگیر شدگان است که البته من حضور ذهن ندارم تا نام همهٔ آن‌ها رو ببرم. نکتهٔ قابل توجه این است که این افراد هیچ کدام نه استقلال خواه هستند نه خواهان مبارزه مسلحانه. خواست آنان تنها تظاهرات مسالمت آمیز است و این هم حقی است که هم خود قانون اساسی ایران و قوانین بین المللی برای هر جماعتی قائل است ولی گویا این مسئله در ایران جرمی نابخشودنی است و همین طور قساوت آمیز با آن برخورد می‌کنند.

جناب بنی طرف، این اعتراضات و خشونتی که صورت گرفته مسئله‌ای مهم از بعد حقوق انسانی است، اما جای انکار نیست که عمده نهادهای مدنی و رسانه‌های ایرانی به این واقعه آنطور که بایسته است نپرداخته‌اند، از سویی بحث تبعیض مطرح می‌شود اما از سویی هم من باب مثال وقتی نگاه می‌کنیم به آمار‌ها می‌بینیم کل گزارشاتی که از تضییع حقوق اعراب ایران در سال ۸۹ مطرح شده کمتر از ده گزارش بوده که در واقع ضعف نهادهای مدنی و دیده بانهای بومی منطقه را گوشزد می‌کند، نظر شما در این رابطه چیست؟

ببینید نهادهای مدنی در تهران قابل مقایسه با نهادهای مدنی در شهرستان‌ها نیست شما حتی در خود جنبش سبز اگر ملاحظه کرده باشید محل بیشترین فیلمهای که با موبایل‌ها و وسایل دیگر گرفته شد و بر روی شبکه‌های اجتماعی رفت در تهران بود و موارد انگشت شمار از اصفهان و شیراز. اما از رشت و کرمان یا زاهدان چیزی مشاهده نکردیم بنابراین مسئلهٔ ارسال ویدئو، فیلم و امثالهم مسئله‌ای است که بستگی به قدرت نهادهای مدنی و باز بودن فضا و شکاف‌های موجود در حاکمیت دارد.
در واقع هیچ‌گاه‌ها به اعراب اجازه ندادند که در آن منطقه نهادهای مستقل حقوق بشری و فرهنگی و اجتماعی را شکل دهند. مثلا در دوره آقای خاتمی چند نهاد فرهنگی عربی تشکیل شد و حتی قصد داشتند نهادهای حقوق بشری هم تاسیس کنند ولی نیروهای امنیتی در آنجا آن قدر سلطه مطلقه دارند که تمامیشان را بعد از دوره آقای خاتمی منحل و اعضا و فعالان آن‌ها را بازداشت کردند. حتی از این افراد تعهد هم گرفتند که از این پس فعالیت فرهنگی نکنند چه رسد به اینکه نهادهای حقوق بشری و یا سازمان‌های سیاسی شکل بدهند که اصولا چنین مسئله‌ای در آنجا مصداق کفر است. عرب‌ها یک حزب سیاسی به نام حزب وفاق داشتند که توسط امنیتی‌ها ودادگاه اهواز منحل شد.

در ادامه سئوال پیشین، مایلیم با یک مثال مسئله را بیشتر بشکافیم، وقتی در تهران یک خشونت یا اعتراضی صورت می‌گیرد به سرعت به صورت ویدیو‌ها، تصاویر و گزارشات مربوطه در رسانه‌ها منتشر می‌شود ولی من باب مثال از خشونت‌های مورد اشاره در خوزستان با گذشت چندین روز تاکنون هیچ تصویر و ویدیویی منتشر نشده است، که این مسئله نیز یکی از استدلالهای رسانه‌های متعدد برای تشکیک در وقایع خوزستان هم هست، ضمن بیان نظرتان در این رابطه لطفا بفرمایید آیا این مهم از ضعف فعالان مدنی جامعه عرب ایران است؟ چنانچه پاسخ شما مثبت است لطفا بفرمایید جامع مدنی ایران چه راهکارهایی برای تقویت فضای دیده بانی جوامع ملی-قومی یا حاشیه‌ای و تقویت نهادهای مدنی در این بخش‌ها پیش رو دارد؟

شما هرچه از پایتخت دور‌تر بروید این امکان کمتر می‌شود و حتی به صفر می‌رسد. بنابراین نباید اصلا انتظار داشت که در اهواز ما چیزی در عرضه ویدئو یا فیلم‌های کوتاه یا چیزهایی شبیه تهران یا حتی اصفهان داشته باشیم با این همه ۳ الی ۴ تا ویدئو ارسال شده روی صفحه فیس بوک من هم هست البته این‌ها به شکل غیر حرفه‌ای گرفته شده‌اند ولی صدای تظاهر کنندگان و مسائلی از این دست بر روی آن دیده می‌شود. من عرض کردم اولا نهادهای مدنی در اهواز و شهرهای تابعه بسیار ضعیف است و به هیچ عنوان قابل قیاس نه تنها با تهران بلکه با اصفهان و شیراز هم نیست و البته این در حالیست که اهواز مثلا ششمین شهر پرجمعیت و بزرگ ایران است.

اکثریت مردم در اینجا عرب و تنگ دست‌اند و امکانات این را ندارند که بتوانند ارتباط‌ها را برقرار کنند. اقلیت غیر عرب استان هم زیر فشار امنیتی قرار دارد اما نه به اندازه عرب‌ها. حتی ما شاهد فعالیت برخی جریانات سیاسی افراطی هم در بین اقلیت غیر عرب هستیم که البته می‌دانید از زمان شاه این مسائل را در اهواز، محمره، خرمشهر و سایر شهر‌ها بخاطر مبارزه با بومیان عرب و از بین بردن فرهنگ و در واقع آداب و رسومشان ایجاد کردند. در واقع این یک سوال اساسی ست که یک جریان‌نژاد پرست در این استان چه کار می‌کند!؟

در واقع هم رژیم شاه و هم این رژیم سعی کرده‌اند این جریان‌های افراطی را تقویت بکنند. بر همین اساس بخشی از اقلیت غیر عرب که امکانات بیشتری دارد اصولا مایل نیست که اخبار و رویداد‌های آنجا منعکس شود یعنی در واقع همسو با حاکمیت هست. در نتیجه به نهادهای مدنی تهران و به نهاد‌های مستقل و غیر راسیست هم اجازه نمی‌دهند که به منطقه وارد شوند؛ به عنوان مثال در سال ۲۰۰۴ تلویزیون الجزیره را دعوت کردیم که به منظور تهیه یک فیلم جامعه شناسیک از مردم عرب به منطقه بیاید اما با اینکه این تلویزیون مجوز وزارت کشور و ارشاد را داشت، دفتر این رسانه بعد از پخش آن فیلم در سال ۲۰۰۵ بسته شد.

شخص من هم در طی بازداشت در اردیبهشت ۱۳۸۴ به دلیل تدارک سفر خبرنگار الجزیره به اهواز مورد اتهام نیروهای امنیتی قرار گرفتم و گرچه در بازجویی‌ها گفتم که این‌ها مجوز وزارت کشور و ارشاد را داشتند و من سر خود این کار را نکردم ولی با این حال متهم شدم و این موضوع در مورد من جرم تلقی شد.

در نتیجه سعی می‌کنند مردم را از آنچه برای مردم عرب اقلیم اهواز می‌گذرد در بی‌خبری مطلق قرار دهند و این سیاست حاکمیت است. حاکمیتی که در پایتخت به خبرنگاران خارجی اجازه نمی‌دهد تظاهرات جنبش سبز را پوشش بدهند انتظار دارید که اجازه بدهند این افراد به استان خوزستان بروند و تظاهرات مردم عرب را پوشش بدهند؟ این تقریبا چیزی شبه محال است و به همین دلیل ما مجبوریم متکی به ابزارهای خودمان باشیم.

بایستی اشاره کنم که متاسفانه در ایران حدود هفت هشت دهه است گفتمانی در ذهن‌ها مسلط است که این گفتمان یک حالت راسیستی و ضد عربی دارد و در کتب درسی، غیر درسی، رمان و تاریخنگاری و مشهود است.

تا زمانی که این گفتمان از سوی روشنفکران فارس زبان و نهاد‌های فارس محور نقد اساسی نشود، این حالت بی‌اعتنایی نسبت به مردم عرب اهواز وسرکوب ایشان ادامه خواهد یافت. چرا که همچنان آن رسوبات راسیستی ضد عربی در رسانه‌های ایران وجود دارد. بنابراین بایستی حرکتی اساسی در رابطه با نقد گفتمان‌نژاد پرستانه و ضد عربی در ادبیات، تاریخ، هنر و سایر به اصطلاح بخش‌های گفتمان معاصر ایران، انجام گیرد.

اما به طور موقت می‌شود این گونه عمل کرد که نهادهای مدنی از رسوبات راسیستی فرا‌تر بروند و عرب‌ها را به عنوان هموطنان خودشان در نظر بگیرند، هم فعالان مدنی و حقوق بشر، سعی کنند با فعالان عرب که برخی از آن‌ها هم در تهران ساکن‌اند و دانشجو و یا فعال فرهنگی هستند، تماس بگیرند و از طریق آن‌ها در جریان ستم و ظلم مضاعفی که بر مردم عرب اهواز روا می‌شود، مطلع شوند.

توصیهٔ من این است که نهادهای مدنی فقط با اقلیت فارس در اقلیم اهوازصحبت نکنند و با توده‌های بومی عرب و فعالان عربی که فارسی می‌دانند تماس بگیرند تا ببینند مردم در آنجا با چه وضع رقت بار و اسف انگیزی زندگی می‌کنند.

در نامه خانم عبادی و هم چنین در کلام مسئولین امنیتی همواره گفته می‌شود که درگیری‌های اهواز به دلیل مسائل مذهبی شکل می‌گیرد و حاکمیت برای توجیه سرکوب اقلیت عرب به ایشان اتهام وهابی و سلفی و یا سنی می‌زند این موضوع تا چه حد به واقعیت نزدیک است؟

سوال خوبی کردید باید اضافه کنم که آقای دکتر لاهیجی از فدراسیون بین المللی حقوق بشر موضع گیری مثبتی داشتند که شایسته سپاسگذاری است و تحلیل نسبتا مناسبی از مردم عرب داشتند اما چیزی که خانم عبادی گفتند با سپاس از موضعگیری ایشان در خصوص نقض فاحش حقوق ملیت عرب در اقلیم اهواز باید بگویم که آنجا مسئله شیعه و سنی نیست و اکثریت مردم عرب اهواز (خوزستان) شیعه مذهب هستند، یک جریان سنی هم یکی دو دهه اخیر شروع به رشد و نمو کرده که اقلیتی بیش نیست و اصولا تضاد بین مردم عرب و حاکمیت از لحاظ مذهبی و دینی نیست بلکه مربوط به حقوق ملی و یا قومی است.

خواسته آن‌ها این است که توسعه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی نیز به شکل برابر شامل ایشان بشود آن‌ها می‌خواهند به عنوان یک شهروند درجه یک و نه شهروند درجه دو و سه به آن‌ها نگاه کنند.

خواسته‌هایی که به هر حال امیدوارم روزی در چارچوب یک ایران دموکراتیک فدرال و پلورال تحقق بپذیرد.

موضوع دوم اینکه خانم عبادی از مردم عرب اهواز به نام ایرانیان عرب زبان نام بردند که این را مردم عرب ما توهین به خودشان می‌دانند آن‌ها خودشان را عرب اهوازی می‌دانند و نه عرب زبان، همه تاریخ نگاران چه فارس، چه عرب و چه اروپایی تاکید دارند که این‌ها عرب هستند فرهنگ و ملیتشان و زبانشان عربی است و تنها در چارچوب نظام سیاسی ایران زندگی می‌کنند والبته این مسائل باهم منافاتی ندارد همانطور که در ایران بلوچ، ترک، کرد، ترکمن وجود دارد؛ عرب هم هست و بنابراین عرب زبان یک کلمه توهین آمیز است و پشت آن یک محتوای سیاسی تحقیر آمیز دارد که گویی این‌ها غیر عرب بودند یا فارس یا لر بودند که عرب شدند در حالی که این‌ها تاریخ و ادبیات دارند و حاکمیت هم داشتند. به قول احمد کسروی، خاندان مشعشعیان در قرن ۹ هجری (۱۵ میلادی) برمملکتی حکومت می‌کردند به نام عربستان که پایتختش حویزه بوده است که از شمال تا کرمانشاه و جنوب تا شرق عربستان سعودی و از غرب به کوت در عراق و از شرق به کهکیلویه می‌رسیده است.

این مملکت یکی از ۴ مملکت یا ایالت اصلی ممالک محروسه ایران در دوره صفویه و یکی از شش مملکت امپراتوری ایران در دوره قاجاریه بوده است و همه تاریخ نگاران فارس تا تاریخ ۵۰۰ ساله کسروی به این مهم اذعان دارند.

تشکر از شما برای فرصتی که برای این گفتگو در اختیار ما قرار دادید.

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید