خبرگزاری هرانا
امروز جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۸۹, 20th of October 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۱۲/۲۰ ساعت ۱۹:۲۸:۰۸

    خانه  > سایر گروهها  >  هرانا؛ بیانیهٔ کانون صنفی معلمان به مناسبت چهارمین سالگشت ۲۳ اسفند ۸۵

هرانا؛ بیانیهٔ کانون صنفی معلمان به مناسبت چهارمین سالگشت ۲۳ اسفند ۸۵

خبرگزاری هرانا – کانون صنفی معلمان ایران، به مناسبت سالگشت ۲۳ اسفند ۸۵، روز تجمع گستردهٔ معلمان در اعتراض به بازپس گیری لایحه قانون خدمات کشوری، بیانیه‌ای صادر کرده است.

در بخشی از این بیانیه که در اختیار ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران “هرانا” قرار گرفته است، این تشکل صنفی هم چنین ضمن تبریک پیشاپیش نوروز یادی از معلمان دربند، هاشم خواستار، سول بداقی، محمد داوری، نبی الله باستان، عبدالله مومنی و … نموده است.

به گزارش هرانا، متن کامل بیانیهٔ مذکور به شرح زیر است:

به نام خداوند جان و خرد

همکاران ارجمند
پیشاپیش فرارسیدن جشن بزرگ نوروز را به شما و خانوادهٔ گرامیتان تبریک می‌گوییم. امیدواریم همچون این جشن کهن ملی – جهانی، که نماد رویش و سرزندگی است، در تکاپوی آموزش و آموختن، سرزنده و پویا باشید.

همراهان فرهیخته
این روز‌ها برای ما فرهنگیان، یادآور روزهای پایانی سال ۸۵ می‌باشد. روزهای حق طلبی، دادخواهی و اعتراض به تبعیض هاو بی‌عدالتی‌ها؛ روزهای گردهمایی‌های باشکوه و به یادماندنی، که بی‌گمان در تاریخ بیداری و جنبش‌های حق خواهانهٔ جامعه ایرانی، از جایگاه برجسته‌ای برخوردار است. آن گردهمایی‌ها، در اعتراض به تصمیم دولت در بازپس گیری لایحه‌ای انجام پذیرفت که بعد‌ها به نام «قانون خدمات کشوری» معروف شد. قانونی که می‌خواست تبعیض میان کارکنان دولت را از میان بردارد، اما دولت، پس از مدت‌ها که فرهنگیان چشم به تصویب و اجرای آن داشتند، ناگهان تصمیم به پس گیری آن نموده بود. ما فرهنگیان در اعتراض به چنین اقدام نادرست و نسنجیده‌ای، بنا به اصل ۲۷ قانون اساسی، دست به اعتراض و گردهمایی مسالمت آمیز زدیم؛ روبروی خانه مردم، که باید محلی باشد برای شنیدن درد‌ها و فریادهای شهروندان. اما متاسفانه، در ۲۳ اسفند ۸۵ حقوق شهروندی ما پایمال گردید و شآن و جایگاه فرهنگ و فرهنگیان، سخت آسیب دید و تن و جان آن‌ها، زخم‌ها برداشت. با بسیاری از ما، آن چنان رفتار شد که باورناپذیر بود و شمار زیادی دستگیر و روانه زندان شدند. اینکه آموزگاران یک مملکت، خواستار حقوق برابر با دیگر کارکنان دولت گردند، «گناهی» نمی‌توانست باشد که این چنین حرمتشان نادیده گرفته شود! ما خواستار منزلت و معیشت فراخور شآن انسانی و صنفی خویش بودیم – و البته هنوز هم هستیم – و در چارچوب قانون، به پیگیری خواست و طلب خود برآمده بودیم. ما،‌‌ همان پرورش دهندگان فرزندان این مرز و بوم بوده و هستیم، کسانی که بر پایهٔ آیین‌های ملی و دینیمان، باید از ارزش و جایگاه شایسته‌ای برخوردار باشند. اما متاسفانه، آن روز شآن و منزلت انسانی و حقوق شهروندی ما زیر پا گذاشته شد و به خواست‌های حق مدارانهٔ ما توجهی نگردید.
برای ما آموزگاران، درد بزرگ آن روز، رفتار کسانی بود که دانش آموز و دانش آموختهٔ همین دستگاه آموزشی‌اند. کسانی که باید یاد می‌گرفتند حقوق انسانی و قانونی افراد را پاس بدارند. ۲۳ اسفند ۸۵ و رخدادهای تلخ فراموش ناشدنی‌اش، خبر از ضعف و کاستی‌های بسیاری می‌داد که متآسفانه پاره‌ای دستگاه‌ها و مسئولان حکومتی از آن رنج می‌برند. آن روز، برای ما معلمان به ویژه، نارسایی و ناتوانی نظام‌های آموزشی را آشکار‌تر ساخت و نشان داد که هدف‌های آموزشی ما، درست برگزیده نشده‌اند. در بند ۲ مادهٔ ۲۶ اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر می‌خوانیم: «هدف آموزش، رشد کامل شخصیت انسانی، تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین خواهد بود. آموزش باید تفاهم، مدارا و دوستی در میان همهٔ ملت‌ها و گروه‌های نژادی و مذهبی را ترویج کند و به فعالیت‌های (سازمان) ملل متحد در راه حفظ صلح یاری رساند.» اما دستگاه آموزشی ما، سخت در دست یابی به این هدف‌ها، درمانده و ناتوان است و اصولآ چنین رویکردی در دستور کارش نیست. از این رو دانش آموختگان آن نیز، در زندگی‌های شخصی و حرفه‌ای خویش، دغدغهٔ رعایت این مفاهیم بلند انسانی را ندارند و یا آنچنان که شایسته زندگی نوین است، به آن اهمیت نمی‌دهند. باری روزهای پایانی اسفند۸۵ و پیامدهای گوناگونش را می‌توان از زاویه‌های بسیاری نگریست و واکاوید؛ به ویژه در بستر کنش‌های پرفراز و نشیب اجتماعی ایرانیان، بی‌گمان این روز‌ها، درخور درنگ و سزاوار وارسی هاست. روشن است که این مهم، فرصت بسیار می‌خواهد.
کانون صنفی معلمان، در آستانهٔ چهارمین سالگشت ۲۳ اسفند، یک بار دیگر از همهٔ فرهنگیان ارزنده‌ای که با حضور دلیرانه و با شکوه خویش، سرزندگی و پویایی این قشر فرهیخته را به نمایش گذاشتند، سپاسگزاری می‌نماید و از آن‌ها درخواست دارد یاد، بررسی و روشنگری رخدادهای آن روز‌ها را پیگیر باشند و اهتمام ورزند.

در پایان بایسته است یادی کنیم از همکاران بزرگوار دربندمان: هاشم خواستار، رسول بداقی، محمد داوری، نبی اله باستان، عبداله مومنی و… که مدت هاست در زندان بسر می‌برند. این نوروز دوم است که برخی از این دوستان، جشن نوروز خویش را، به دور از همسر و فرزند در زندان برپا می‌کنند.
کانون صنفی معلمان
۱۹/۱۲/۸۹

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید