خبرگزاری هرانا
امروز شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۸۹, 24th of October 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۱۱/۳۰ ساعت ۱۰:۱۴:۱۴

    خانه  > سایر گروهها  >  مادر مازیار خسروی: هیچ اطلاعی از وضعیت فرزندم به ما نمی دهند

مادر مازیار خسروی: هیچ اطلاعی از وضعیت فرزندم به ما نمی دهند

مازیار خسروی، دبیر سرویس بین‌الملل روزنامه شرق است که دو روز پیش از راهپیمایی گسترده ۲۵ بهمن، با حمله نیروهای لباس شخصی به دفتر روزنامه‌ شرق بدون آن که در خصوص علت بازداشت وی توضیحی بدهند او را به همراه خود برده‌اند.

مادر این روزنامه نگار اصلاح طلب با اشاره به وضعیت جسمانی نامناسب وی می گوید: ” پسرم عمل جراحی قلب باز انجام داده و آذر ماه سه پیوند شریان انجام دادند و بشدت باید تحت مراقبت پزشکی باشند. حتی خانم و بستگان به اوین مراجعه می کنند که داروهایش را به او برسانند اما قبول نکرده بودند و می گفتند ما نمی دانیم کجا است. فقط از خدا می خواهم هر چه زودتر “فرجی” برای جوانان این مملکت حاصل شود و پسرم به همراه همه زندانیان سیاسی آزاد شوند و به آغوش خانواده هایشان بازگردند.”

 

گفتنی است، مازیار خسروی سردبیر سابق سایت آفتاب و دبیر گروه دیپلماسی روزنامه های مردم سالاری و بهار بوده و با بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب همکاری نزدیک داشته است. وی که سردبیری سایت هم‌میهن از رسانه‌های حامی میرحسین موسوی را برعهده داشت، بر اساس شکایت معاونت حقوقی دانشگاه تهران در رابطه با انتشار گزارشی در مورد حمله خرداد ماه سال ۸۸ به کوی دانشگاه تهران به نشر اکاذیب متهم و دوازدهم اردیبهشت‌ماه سال جاری به زندان اوین منتقل شد. وی یک ماه بعد در روز ۷ خرداد ماه از زندان آزاد شد.

در حالی آقای خسروی بر اساس رای دادگاه مبنی بر نشر اکاذیب در رابطه با حمله گروه های فشار به کوی دانشگاه راهی زندان اوین شده است که همواره از حمله گسترده گروه فشار به کوی دانشگاه تهران به عنوان یکی از “تلخ” ترین حوادث پس از انتخابات یاد شده است.

به همین مناسبت با خانم پروانه امیری مادر مازیار خسروی در خصوص شرایط نامعلوم و نگران کننده وضعیت پسرش به گفتگو پرداخته ایم که متن آن در پی می آید:

 

خانم امیری از زمانی که برای بار دوم پسرتان را دستگیر کردند شما اطلاعی از وضعیت وی دارید؟

عصر جمعه گذشته ماموران او را از دفتر روزنامه بردند. بعد خانمش با گریه زنگ زد ماجرا را برای من تعریف کرد که مازیار به او زنگ زده و گفته از همکارانم به خانه می آیند که بعد چهار نفر می آیند خانه و همه جا را زیرو رو می کنند و نوشته های مازیار را با خودشان می برند. ما هم از آن موقع تا به حال هیچ اطلاعی از مازیار نداریم.

 

در این مدت تماس تلفنی هم با منزل نداشتند؟

نخیر هیچ تماسی نگرفته و بشدت نگران حالش هستیم.

 

مامورانی که منزل را بازرسی می کردند وابسته به چه نهادی بودند؟

هیچ اطلاعی نداریم اصلا جوابی نمی دادند. نه گفتند که اتهام پسرم چیست و نه از محل نگهداری اش به ما گفتند.

 

برای پیگیری به کجاها مراجعه کرده اید؟

من در شهرستان هستم اما خانمش و نزدیکان به همه جا مراجعه کردند که حداقل بدانند کجا زندانی است اما دریغ از پاسخی. دیگر نمی دانیم به کجا مراجعه کنیم.

 

گویا فرزندتان ناراحتی قلبی هم دارند؟

بله، پسرم عمل جراحی قلب باز انجام داده و آذر ماه سه پیوند شریان انجام داده و بشدت باید تحت مراقبت پزشکی باشد. حتی خانم و بستگان به اوین مراجعه می کنند که داروهایش را به او برسانند اما قبول نکرده بودند و می گفتند ما نمی دانیم کجا است.

 

یعنی اسم ایشان در لیست زندانیان اوین نبوده است؟

نخیر، اسمش هیچ جا نبوده است. همه این مسائل باعث نگرانی شدید ما و خانمش است. حداقل جایش را بگویند تا داروهایش را بدستش برسانیم.

 

بار اولی که در اردیبهشت ماه بازداشت شدند همین شرایط نامعلوم را داشتند؟

آن موقع اتهامش را از طریق دادگاه اعلام کردند و محل نگهداری اش مشخص بود  اما این بار هیچ اطلاعی از وضعیت و محل نگهداری و اتهامش نداریم و کسی هم پاسخی به ما نمی دهد.

 

آیا در خصوص این شرایط نامعلوم و نگران کننده صحبتی با مسئولین قضایی کشور دارید؟

من از مسئولین می خواهم به ما بگویند پسرم کجاست تا داروهایش را به او برسانیم. من مادرم و جز سوختن و دعا کردن کاری نمی توانم انجام دهم. عروسم هم خیلی نگران است و پسر پنج ساله مازیار مدام بهانه پدرش را می گیرد و گریه می کند. حداقل بگویند کجاست.

دیگر چه بگویم، پسر من که کاری نکرده یک روزنامه نگار و نویسنده است و این که گناه نیست. بار اول هم که بخاطر گزارشی که نوشته بود دستگیر شد خبری بود که همه رسانه ها نوشتند و پسر من که چیزی جز واقعیت ننوشته بود اما دیدیم که با او چه کردند. پسرم روزنامه نگار مستقل است و با قلمش زندگی می کند و تمام عقاید و نوشته هایش برای “سرافرازی” مملکتش است و جز فکر کشورش چیزی در سرش نیست و به هیچ جا هم وابستگی ندارد، فقط واقعیاتی را که می بیند و می شنود، می نویسد و این هم که جرم نیست.

فقط از خدا می خواهم هر چه زودتر فرجی برای جوانان این مملکت حاصل شود و پسرم به همراه همه زندانیان سیاسی آزاد شوند و به آغوش خانواده هایشان بازگردند. انشالله که هرچه زودتر خبری به من و خانم و فرزند پسرم برسد. هر کسی هم که بتواند کاری کند تا قرص های پسرم به او برسد ، سپاسگزارش خواهم بود.

 

مصاحبه از مژگان مدرس علوم

جرس

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید