خبرگزاری هرانا
امروز دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۸۹, 24th of October 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۱۰/۲۷ ساعت ۲:۳۲:۲۶

    خانه  > سایر گروهها  >  سخنی با قاضی پرونده نسرین ستوده/محمد مصطفایی

سخنی با قاضی پرونده نسرین ستوده/محمد مصطفایی

هر بار که می خواهم سکوت اختیار کنم و مطلب و یادداشتی در رابطه با احکام تکراری حبس‌های طویل المدت و اعدام‌هایی که به ناحق و بر خلاف قانون و ناروا علیه هم وطنانم در دادگاه انقلاب صادرمی‌شود ننویسم؛ مانعی فراهم می‌شود و مجبور می‌شوم دست به قلم، نظر افرادی همچون شما را به نکاتی در مورد ظلم‌ها و آن‌چه تحت عنوان احکام قضایی بر روی کاغذ می‌آورند جلب کنم. این بار خطابم شما هستید. شمایی که حکم محکومیت سنگین ۱۱ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از شغل وکالت و ۲۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی را برای همکارم خانم نسرین ستوده به اتهام دفاع از حقوق مظلومین و با عناوین اقدام علیه امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و غیره صادر کرده‌اید.
جناب آقای پیرعباسی

شما قاضی دادگاه خانواده بودید، به پرونده‌های خانواده رسیدگی می‌کردید. خصومت خانواده را حل و فصل می‌کردید که به دلیل ارتباطات عمیقی که با وزرات اطلاعات و بیت رهبری داشتید قدرتی به دست آوردید که هر کس را یارای به دست آوردن این قدرت نبوده است. بر مسند قضاوت در شعبه بیست و ششم دادگاه انقلاب به اصطلاح اسلامی نشستید و حاکم یکی از شعبات ترویج کننده ظلم و ستم در دستگاه قضایی شدید. پس از انتخابات و اتفاقاتی که پیرامون انتخابات، به دلیل تقلب‌های گسترده‌ای که رخ داد، قضاوت پرونده‌های بازداشت شدگان سیاسی را به عهده گرفتید و با اذن مامورین وزارت اطلاعات به صدور حکم به محکومیت مخالفین دولت و معترضین به نتایج انتخابات و هر آنکس که به نوعی در راهپیمایی‌های پس از انتخابات شرکت کرده بود پرداختید.

جناب آقای پیرعباسی

شما به خوبی و بهتر از هر کس می‌دانید که آنانی که محکوم کرده‌اید بی گناه هستند و خود بارهای ماذن بودن خود را لااقل به اینجانب و در زمانی که به شعبه شما رفت و آمد می کردم اعلام کرده‌اید. بارها خواسته‌اید که از قضاوت دست بردارید ولی اجازه چنین عملی به شما داده نمی‌شد و با خواست مامورین اطلاعات وسپاه و بیت رهبری قلم بر محکومیت بی‌گناهان زدید. شما انسان‌های بسیاری را که در زندان‌های استان تهران چشم به قلم شما دوخته بودند تا از چنگال مامورین اطلاعات رها شوند را محکوم کرده و نگذاشتید عدالت از چنگال ظلم و جور و ستم رها شود و وسیله‌ای برای مامورین امنیتی شدید. چنان با ساز و نواز مامورین اطلاعات رقصیدید که هیچ رقصنده‌ای را یارای چنین رقصی نبود. البته بوده‌اند ظالم‌تر از  شما همچون قاضی مقیسه و صلواتی و احمدزاده که خوب با ساز و نواز مامورین اطلاعات خود را وفق می دادند ولی شما با پنبه سر می بریده‌اید.

جناب آقای پیر عباسی

سئوالاتی بر ذهنم مشغول بود که بارها خواستم به شما از نزدیک بگویم ولی این امکان توسط آقای ستاری مدیر دفتر شما و سرباز حلقه به گوش وزارت اطلاعات فراهم نشد و به دلایلی تصمیم به خروج از کشور گرفتم. همیشه ذهنم مشغول این بود که چطور شب‌ها سر به بالین می‌گذارید و می‌خوابید؟ آیا تا کنون ناله‌های کودکان آنانی که محکوم کرده اید را شنیده اید؟ آیا صدای ناله های همسر بازداشت شدگان توسط وزارت اطلاعات را شنیده اید؟ آیا شنیده‌اید که مادری، پدری، همسری، فرزند صغیری و دختر و پسر دم بختی که تنها برای یک دقیقه دیدن عزیزان خود چه التماس‌ها می کنند و چه زجه‌ها می کشند؟ مطمئن هستم که دیده اید. ولی اطمینان دیگرم این است که شما دارای جنون هستید مجنونی که با صدور چنین احکامی لذت برده و قهقهه می‌زنید بر ناله‌های نزدیکان اسیرانتان شاد هستید اگر نبودید به نگاه‌های مظلومانه فرزندان نسرین ستوده که ماهها است برای دیدن مادرشان چشم به در دوخته‌اند پاسخ انسان دوستانه‌ای می دادید و آنان را محروم از ملاقات و در آغوش کشیدن مادرشان نمی کردید.

آقای پیرعباسی

به خدا قسم شما هیچ اعتقادی به روز قیامت و روز جزا نداشته و ندارید. شما نمی‌دانید که خدا کیست و آفریننده چیست. اگر کوچکترین و ذره ای اعتقاد به روز قیامت و خدا داشتید که ندارید مبادرت به صدور چنین احکامی علیه هم نوعان خود نمی نمودید. احکام حبس های یک تا سی ساله، محرمیت های سنگین از حقوق اجتماعی، عدم ملاقات، حبس در زندانهای دور افتاده و اعدام، احکامی نیست که در امور کیفری بتوان به راحتی و بدون پشتوانه ادله محکمه پسند صادر کرد آن هم در جایی که متهمان همگی تحت شکنجه‌های روحی و روانی و جسمی قرار می‌گیرند.  اما شما چنین احکامی را بدون هیچ توجهی به عواقب آن صادر می‌کنید و دل حاکمان قدرتی که حاضرند مادر و فرزند خود را برای حفظ قدرت موقتی قربانی کنند و دل حاکمانی که به دوستان و یاران خود رحم نمی‌کنند را شاد و خشنودکنید.

آقای پیرعباسی

دیر است بگویم دست از اعمال و جنایت‌هایی که می‌زنید بر دارید چرا که هزاران نفر را به ناحق محکوم و محروم کرده‌اید و آخرین پرونده‌هایی است که شما قضاوت آن را به عهده می‌گیرید. اما مطمئن باشید آه و ناله محکومین و خانواده آنها هرگز نخواهد گذاشت که آرام گیرید و بدانید که ظالمان در هر لباسی حتی لباس مذهب و دین و اسلام، نابود خواهند شد.

می دانم که این نوشته از طریق سایتهای خبری و بولتن های محرمانه وزارت اطلاعات به نظرتان خواهد رسید و باز هم شرم نخواهید کرد. اما نوشتن این مطالب را که اندک نکات حبس در گلویم بود را بر حسب وظیفه می نگارم تا شاید اندکی تامل کنید و از خواب غفلت بیدار شوید و شرم کنید.

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید