خبرگزاری هرانا
امروز یکشنبه ۱۲ دی ۱۳۸۹, 17th of August 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۱۰/۱۲ ساعت ۱۴:۲۹:۲۷

    خانه  > سایر گروهها  >  دیگر حتی جاسوس‌ها را اعدام نمی کنند

دیگر حتی جاسوس‌ها را اعدام نمی کنند

اعدام علی اکبر سیادت به اتهام همکاری با موساد، سازمان اطلاعات و امنیت اسرائیل، توسط جمهوری اسلامی (۷ دی ۱۳۸۹) و اعدام‌هایی از این قبیل در جمهوری اسلامی این پرسش‌ها را در برابر ما می گذارد که آیا به فرض اثبات جرم جاسوسی برای یک فرد، اعدام وی کاری عقلانی است، در کدام کشورها جاسوسان را اعدام می کنند، و آیا اعدام جاسوسان به توقف یا کاهش جاسوسی انجامیده است یا خیر.
جاسوسی همه علیه همه

جاسوسی یا “جمع آوری اطلاعات محرمانه”‌ی دیگر کشورها یکی از کارکردهای جاری دستگاه‌های اطلاعاتی همه‌ی کشورهاست. در دنیای تقسیم شده به دولت- ملتها و پیوسته از طریق ارتباطات و تجارت هر کشوری در پی کسب حداکثر اطلاعات از کشورهای دیگر است. وقتی اطلاعات به یکی از عناصر قدرت تبدیل شده باشد همگان در پی این کالا خواهند رفت.

همه‌ی کشورها دارای سازمان اطلاعاتی‌اند و در دیگر کشورها جاسوس دارند و با ابزارهای مختلف از قبیل ماهواره‌ها و دستگاه‌های شنود تا عوامل انسانی به جمع آوری اطلاعات می پردازند، بالاخص اگر در آن کشور دارای منافعی باشند یا از جانب آن احساس خطر کنند یا با آن کشور در حال جنگ باشند. به همین علت اعدام نمی تواند هیچ کشوری را از جاسوسی علیه کشوری دیگر باز دارد. اعدام تنها طرف مقابل را محتاط تر و پیچیده تر می کند و هزینه‌های جاسوسی را افزایش می دهد. جاسوسی در دنیای امروز یک پیشه و شغل است و نه یک عمل غیر اخلاقی که با محکومیت کاهش یابد؛ وقتی همه‌ی کشورها مرتکب این عمل می شوند غیر اخلاقی اعلام کردن آن ریا کارانه است.

جاسوسی در همه‌ی کشورها عملی غیر قانونی و با مجازات همراه است اما غیر قانونی بودن آن هیچ کشوری را از جاسوسی علیه کشور دیگر باز نداشته است. در بازار اطلاعات، همگان در پی عرضه و کسب اطلاعات‌اند و دولت‌ها اطلاعات خاصی را طلب می کنند و به هر اقدامی دست می زنند تا آن را به دست آورند.

تعریف جاسوسی در جمهوری اسلامی

اما در جمهوری اسلامی تعریف جاسوسی به گرد آوری اطلاعات محرمانه محدود نمی شود. همه‌ی کسانی که در حوزه‌ی اطلاعات و اخبار کار می کنند یا از آنها بهره می گیرند و در خدمت رژیم نیستند جاسوس تلقی می شوند. رسانه‌های دولتی حتی ایرانیانی را که در خارج کشور زندگی می کنند اما منتقد نظام هستند و مخالفت خود را بیان می کنند یا ایرانیان دانشگاهی و پژوهشگر را که در کنفرانس‌های علمی شرکت می کنند و از آمارهای داخلی برای تبیین نظرات و نظریه‌های خود استفاده می کنند جاسوس می خوانند.

بر اساس همین تعریف بی در و پیکر است که افرادی در ایران به اتهام جاسوسی بازداشت و زندانی و اعدام شده‌اند که با هیچ دستگاه دولتی کار نمی کرده‌اند و هیچ گونه دسترسی به اطلاعات محرمانه نداشته‌اند تا این اطلاعات را در اختیار دول دیگر قرار دهند. مقامات قضایی و اطلاعاتی و نظامی جمهوری اسلامی برخی از یهودیان و بهاییان را نیز به جاسوسی متهم کرده‌اند در حالی که این افراد اصولا در دستگاه های دولتی جمهوری اسلامی (بر اساس نظام گزینش ایدئولوژیک) امکان استخدام ندارند.

در کشوری که اطلاعات منتشر شده در رسانه‌های خارجی (به زبان فارسی در رسانه های ایرانیان مخالف یا ترجمه شده به زبان فارسی) در بولتن‌هایی گرد آوری شده و با عنوان محرمانه در اختیار مقامات گذاشته می شود متهم کردن افراد به جاسوسی کار چندان دشواری نیست. وقتی همه‌ی انواع اطلاعات در کشوری محرمانه و مختص مقامات شمرده شوند (دانستن حق مردم نباشد) غیر از وفاداران به نظام، همه یا جاسوس‌اند یا در معرض استخدام به عنوان جاسوس.

اعدام جاسوس عقلانی نیست

اعدام فردی که تصور می رود جاسوس است در دوره‌‌ای که جنگی در جریان نیست کاری است که به قبائل ابتدایی و گروه‌های پارتیزانی، مقاومت و تروریستی (حزب الله، اسلامگرایان سومالی، حماس و طالبان) تعلق دارد. اعدام جاسوسان (با فرض قرائن بسیار برای جاسوسی آنها) دیگر به کشورها و گروه‌های معدود یاغی و دیکتاتوری‌های تمام عیار و شرایط هرج و مرک تعلق دارد. حتی گروه‌های مقاومت یا تروریستی نیز در همه‌ی موارد جاسوسان مفروض را اعدام نمی کنند و تلاش می کنند آنها را با اعضای زندانی خود مبادله کنند مگر در حال عقب نشینی یا شکست در یک جبهه یا شرایط فروپاشی گروه و احساس ضعف.

اکثر دولت‌های مستقر در شرایط صلح با چهار دلیل عقلانی به فرض اثبات جاسوسی یک فرد وی را اعدام نمی کنند:

۱) امکان مبادله با جاسوس‌های زندانی واقعا موجود یا محتمل خود (در جهان امروز همه‌ی کشورها به مبادله‌ی جاسوس اقدام می کنند: آخرین نمونه، تبادل جاسوس‌های ایالات متحده و روسیه در سال ۲۰۱۰ بود؛ در کل تاریخ ایالات متحده تنها دو نفر به نام‌های اِتِل و جولیوس رزنبرگ به اتهام جاسوسی در سال ۱۹۵۳ اعدام شدند که مورد آنها بسیار مورد چالش قرار گرفته شده است)؛

۲) امکان تخلیه‌ی اطلاعات در شرایط ویژه از آنها در صورت زندانی بودن؛ هیچ جاسوس کارکشته و واقعی همه‌ی اطلاعات خود را در اختیار زندانبان یا بازجوی خود قرار نمی دهد و این امر نوعی بیمه کردن خود بر اساس اطلاعات افشا نشده است؛

۳) امکان استفاده از جاسوس‌های دو جانبه که به هر دو طرف اطلاعات می دهند و حتی اگر اطلاعات آنها قابل اعتماد نباشد اطلاعات دروغ یا مشکوک بهتر از بی اطلاعی است؛ و

۴) جاسوسی در جهان امروز برای دولت‌ها در شرایط صلح جرمی خشن تلقی نمی شود و نمی توان با آن همانند بمب گذاری یا کشتار جمعی برخورد کرد و حتی کشورهایی که حکم اعدام را عملا نگه داشته‌اند (۵۸ کشور در دنیا) جاسوسان را اعدام نمی کنند (حکم اعدام در ۹۴ کشور لغو شده، در ۳۵ کشور ده سال است اجرا نشده و در ۱۰ کشور تحت شرایط بسیار خاص اجرا می شود).

احساس عمیق بی ثباتی

اگر اعدام جاسوسی که جرمش در دادگاه صالح اثبات شده (نه فردی که حکومت از وی متنفر است و می خواهد وی را بی اعتبار سازد و مانع از دفاع سیاستمداران بی جربزه از آنها شود) غیر عقلانی است چرا جمهوری اسلامی بدین کار اقدام می کند؟ تمسک به اعدام با اتهامات واهی مثل جاسوسی یا اقدام علیه امنیت کشور و محاکمه‌ی افراد در دادگاه‌های چند دقیقه‌ای بر اساس اقرار متهم (با استفاده از شکنجه و صحنه سازی) نمایانگر احساس بی ثباتی عمیق در مقامات جمهوری اسلامی و نیاز آنها به ارعاب همیشگی است. در این شرایط اتهام جاسوسی مثل همه‌ی اتهامات دیگر برچسبی برای یافتن قربانی برای ماشین سرکوب است و فی نفسه هیچ معنایی ندارد.

مقامات جمهوری اسلامی همانند دولت طالبان در سال ۲۰۰۱ و دولت صدام در سال ۲۰۰۳ خود را در معرض سقوط عن قریب می بینند و از همین جهت با ترس از “فتنه”‌های تازه هر چه بیشتر اعدام می کنند تا چند صباحی بیشتر بر سر قدرت بمانند. اگر چنین نبود ایران بالاترین سرانه‌ی اعدام را در جهان و بیشترین تعداد اعدام در دنیا پس از کشور کمونیستی و ۱.۳ میلیاردی چین را به خود اختصاص نمی داد.

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید