خبرگزاری هرانا
امروز جمعه ۲۰ فروردین ۱۳۸۹, 26th of April 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۱/۲۰ ساعت ۸:۰۳:۳۳

    خانه  > سایر گروهها  >  قصه پر غصه پرونده هنگامه شهیدی؛ نقدی بر رسیدگی به یک پرونده/ محمد مصطفایی

قصه پر غصه پرونده هنگامه شهیدی؛ نقدی بر رسیدگی به یک پرونده/ محمد مصطفایی

روز ششم اسفند ماه سال گذشته بود که تلفنم به صدا در آمد ساعت حدود ۱۲ ظهر بود. صدای نارسای مادر هنگامه شهیدی بود که به شدت گریه می کرد و می گفت با دستان خودم هنگامه را به وزارت اطلاعات بردم و بازداشت شد. پنج شنبه جایی برای پاسخگویی وجود نداشت. روز شنبه صبح به شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست آقای موحدی رفتم. از مدیر دفتر پرسیدم که آیا حکم تجدیدنظر پرونده خانم شهیدی صادر شده است. گفت بله و در اجرای احکام است. من گفتم به من ابلاغ نشده و وی را دستگیر کرده اند. او سکوت کرد چون حرفی برای گفتن نداشت. دادنامه هنگامه شهیدی به من در روز هفتم اسفند ابلاغ شد. جالب این بود که دادنامه در روز ۵ خرداد صادر و معلوم نبود چه زمانی تایپ شده بود. در روز بعد هم هنگامه شهیدی دستگیر شد. امروز هنگامه شهیدی بازداشت است و تحمل کیفر می نماید. او سال نو در کنار خانواده خود و پای سفره هفت سین نبود و با شیوا نظر آهاری نوروز را سپری کرد.

 

بد نیست حال که حکم صادره علیه هنگامه شهیدی صادر شده است گوشه ای از وضعیت پرونده را برای تحقیق علمی و کنکاش حقوقی مطرح کنم تا علاقه مندان نظرات علمی، فنی و تخصصی خود را ارائه نمایند.

نحوه دستگیری هنگامه شهیدی و  دلایل غیر قانونی بودن دستگیری وی

۱- همانطور که مستحضرید بند یک قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی مقرر نموده است که :” کشف و تعقیب جرایم و اجرای تحقیقات و صدور قرارهای تامین و بازداشت موقت می باید مبتنی بر رعایت قوانین و با حکم و دستور قضایی مشخص و شفاف صورت گیرد و اعمال هرگونه سلایق شخصی و سوءاستفاده از قدرت و یا اعمال هرگونه خشونت و یا  بازداشت های اضافی و بدون ضرورت اجتناب شود

متاسفانه در پرونده خانم شهیدی قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی که بارها و به کرات لزوم و اجرای آن توسط مقام معظم رهبری و دیگر مسئولین عالی رتبه کشور تاکید شده است، رعایت نگردیده و ایشان بدون دستور مقام قضایی مشخص و شفاف، بازداشت و پرونده ایشان با اعمال سلایق شخصی و سوء استفاده از قدرت مراحل قضایی خود را طی می کند. ( شهیدی ۵۰ روز در سلول انفرادی  نگهداری می شود، و  مدت ۱۲۵ روز در بازداشت می ماند و علیرغم صدور قرار وثیقه به میزان یکصد میلیون تومان، وثیقه تعرفه شده، در مرحله تحقیقات مقدماتی پذیرفته نمی گردد ).

۲- در صفحه اول پرونده، فتوکپی غیر مصدق نامه آقای سعید مرتضوی دادستان پیشین دادسرای عمومی و انقلاب تهران ضبط گردیده است. این نامه مجوزی شد تا افراد زیادی – چه گناهکار و چه بی گناه- دستگیر و مدتهای طولانی در حبس به سر برند. در این نامه خطاب به مرجع انتظامی آمده است: ” احتراما بازگشت به نامه شماره ۲۳۰۱۵و۱۳۸۲۲ مورخ ۲۰/۳/۱۳۸۸ مبنی بر اقدامات سوء برخی از جریان های سیاسی در آستانه دهمین انتخابات ریاست جمهوری، جهت مخدوش جلوه دادن آراء مردم بدینوسیله به جنابعالی و همکارانتان ماموریت داده می شود ضمن شناسایی عوامل و مظنونین اصلی این جریانات که سعی دارند نسبت به تخریب کاندیداهای ریاست جمهوری و تجمع و تحصن غیر قانونی در مقابل مراکز دولت مانند وزارت کشور، استانداری ها و فرمانداری و سایر مراجع، را سازماندهی و مدیریت نمایند شناسایی و جلب با رعایت موازین شرعی و قانونی از مخفیگاه آنها بازرسی و نسبت به جمع آوری آلات و مدارک جرم و توقیف خودرو مورد استفاده این افراد اقدام گردد. در صورت جلب متهم در خارج از وقت اداری، مجلوب به بند ۲۰۹یا۲۴۰ زندان اوین اعزام و ظرف ۲۴ ساعت تحقیقات مقدماتی انجام و نتیجه به این مرجع ارسال گردد. ضمنا در ایام انتخابات در هر یک از نواحی دادسرای تهران به شرح بخشنامه پیوست یک شعبه بازپرسی دایر و به صورت کشیک انجام وظیفه می نمایند که عندالاقتضاء مراتب به ناحیه مربوطه اعلام تا نسبت به صدور دستور قضایی لازم اقدام شود.”

این نامه در روز ۲۰/۳/۱۳۸۸ صادر می گردد. که نیاز به توضیحاتی به شرح ذیل دارد:

اولا- انتخابات دوره دهم ریاست جهمهوری در روز بیست و دوم خرداد ماه با شور و هیجان وصف ناپذیر مردم غیور و آزاده ایران برگزار و در هیچ یک از محافل و مجالس صحبتی از مخدوش جلوه دادن آراء مردم به میان نیامده بود که این خود ابهامی است که پرداختن به آن به دلیل سیاسی بودن موضوع از حیطه صلاحیت اینجانب خارج بوده ولیکن در تشکیل پرونده هنگامه شهیدی و مجرم جلوه دادن آن حائز اهمیت است چرا که نشان می دهد عده ای قصد دستگیری برخی از نزدیکان کاندیداهای ریاست جمهوری را داشته و دستگیریهای پس از انتخابات به خصوص دستگیری و نحوه بازجویی از شهیدی که از مشاورین امور زنان و بین الملل آقای مهدی کروبی و حزب اعتماد ملی بوده اند، دلیل قاطعی بر انتساب برخی ار اتهامات از جمله اتهاماتی که در کیفرخواست بدان اشاره شده است می باشد.

ثانیا- شهیدی در هیچ جلسه یا مراسمی –چه رسمی چه غیر رسمی –اظهاری بر مخدوش جلوه دادن آراء مردم ننموده، تا دستور صادره مجوزی بر دستگیری وی باشد.

ثالثا – این نامه در تاریخ ۲۰/۳/۱۳۸۸ صادر گردید. نه پیش از این تاریخ و نه پس از آن، شهیدی کاندیداهای ریاست جمهوری را تخریب ننموده  و در تجمع و تحصن های غیر قانونی در مقابل مراکز دولتی مانند وزارت کشور، استانداری و    فرمانداری ها و سایر مراجع شرکت نکرده اند تا دلیل و مجوزی بر دستگیری ایشان وجود داشته باشد.

رابعا- نحوه دستگیری متهمین در قانون آیین دادرسی کیفری به وضوح مشخص گردیده است. با این توضیح که جرایم یا مشهود هستند یا غیر مشهود اگر جرمی در مرئی و منظر ضابطین دادگستری واقع شود، یا بلافاصله مامورین یاد شده در محل وقوع جرم حضور یافته و یا آثار جرم را بلا فاصله پس از وقوع مشاهده کنند. مکلفند اقدامات لازم را برای جلوگیری از امحای آثار جرم و فرار متهم و هر تحقیقی که برای کشف جرم لازم بدانند به عمل آورده و نتیجه اقدامات خود را سریعا به مقام قضایی صالح اعلام نمایند و در جرایم غیر مشهود نیز مراتب، جهت کسب تکلیف و اخذ دستور لازم به مقام قضایی ذی صلاح اعلام می گردد. مقام قضایی بر اساس موازین قانونی مبادرت به صدور دستور مقتضی می نماید. در نتیجه خارج از موارد یاد شده، نمی توان احدی را دستگیر کرد. بنابراین صدور دستور قضایی فوق الذکر، که کاملا نامشخص و مبهم صادر شده است برخلاف موازین و مقررات قانونی بوده است.

به زعم اینجانب علت دستگیری شهیدی و بازجویی های سخت و طاقت فرسا از او و تخریب شخصیت وی و بی احترامی به کرامت ذاتی ایشان، بیش از هر چیز به دلیل خصومتهای شخصی عده ای از مسئولین و ارتباط وی با حزب اعتماد ملی است که امیدوارم برداشتم صحیح نباشد که اگر چنین باشد دیگر عدالت در کشورمان هیچ جایگاه و مفهومی نخواهد داشت.

در تاریخ ۳۰/۳/ ۱۳۸۸ به دنبال یک بار مصاحبه کوتاه و ناخواسته شهیدی با رادیو  بی بی سی، روزنامه کیهان مطلبی را علیه شهیدی تحت عنوان “همکاری تنگاتنگ ستاد سبز پوشان و شبکه های ماهواره ای وابسته به سیاه” منتشر نمود.  در این مطلب کویا مدیر مسئول کیهان قصد تخریب شخصیت خانم شهیدی را داشته و اکاذیبی را به وی منسب می نماید، شهیدی در دفاع از خود و در رد آنچه روزنامه کیهان بدان پرداخته بود جوابیه ای را مرقوم و به مدیر مسئول روزنامه ارسال می دارد. این جوابیه هرگز توسط مدیر مسئول کیهان منتشر نمی شود ولی شهیدی این جوابیه را در روز هشتم تیر ماه –یعنی یک روز پیش از دستگیری اش – به دلیل عدم چاپ آن در روزنامه کیهان در وبلاگ شخصی اش منتشر می کند و عنوان می دارد که: هرگز خبرنگار هیچ شبکه خبری و ماهواره ای نبوده و نیستم، و به رغم احترامی که برای آقای مهندس میرحسین موسوی قائل هستم؛ هیچگونه عضویت و همکاری با ستاد ایشان نداشته و تا این لحظه عضو حزب اعتماد ملی بوده و به عنوان مشاور امور بانوان جناب آقای کروبی فعالیت سیاسی و انتخاباتی خود را دنبال می کنم. شهیدی بی آنکه اطلاعی از این موضوع داشته باشد که به زودی بازداشت و تحت محاکمات سخت و طاقت فرسا قرار می گیرد در بند ۲ جوابیه خود اظهار می دارد:”تلاش آن روزنامه که با اموال عمومی اداره می شود برای پرونده سازی و انتصاب فرزندان این مرز و بوم به بیگانگان و معرفی آنها به عنوان عوامل سرویس های اطلاعاتی، موضوع جدیدی نیست. از این روی ضمن هشدار و یادآوری ” روز حساب” امیدوارم از قادر متعال و مردم شریف ایران به خاطر این رویه غیر قانونی و مغایر با اصول اخلاقی و اسلامی ، طلب عفو کنید.”

۳- هنگامه شهیدی صراحتا  اعلام می دارد که بر اساس فرمایش مقام معظم رهبری که فرمودند در این انتخابات همه کاندیداها فرزندان انقلاب بوده اند و رقابت در چارچوب سلیقه های درون نظام انجام شد با آقای مهدی کروبی و حزب اعتماد ملی همکاری نموده است.

شهیدی چه در جوابیه کیهان و چه در بازجویی های خود اعلام می کند: روزی که از شبکه فارسی بی بی سی صدای من پخش شد، اوضاع و نحوه برخورد ماموران و افراد لباس شخصی با مردم معترض به نتیجه انتخابات، به قدری نامناسب و تالم برانگیز بود که احساسات هر ناظری را جریحه دار می کرد، بنده نیز به عنوان یک بانوی محجبه ایرانی که فقط ناظر عبوری صحنه بودم از ضرب و شتم بی نصیب نماندم. اینجانب تا این لحظه از انتصاب شبکه فارسی بی بی سی به سرویس اطلاعات آمریکا (سازمان سیا) بی اطلاع بوده و هستم و تا کنون نیز اسناد و مدارکی بر انتساب این تلوزیون به سرویس اطلاعاتی آمریکا ارائه نشده است.

بر اساس قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی ممنوعیتی برای مصاحبه با شبکه های خبری و ماهواره ای وجود ندارد. شاهد مثال این ادعا، مصاحبه های متعددی است که مقامات رسمی کشور با انواع و اقسام شبکه های خبری خارجی انجام می دهند. دلیل دیگر عدم منع قانونی فعالیت شبکه های خبری خارجی؛ صدور مجوز حضور و فعالیت بسیاری از آنها در کشور است.  بنده به عنوان یک ایرانی مسلمان، معتقد و متعهد به قوانین و مبانی جمهوری اسلامی، پس از بیانات مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه به عنوان فصل الخطاب مفاقشات انتخاباتی؛ از حضور و مشارکت در هرگونه اقدام اعتراض آمیز صرف نظر کرده و مصلحت نظام وکشور را در پیگیری موضوع از مجاری و بدور از جنجال آفرینی می دانم.

شهیدی در انتهای جوابیه خود خاطر نشان می سازد که ” اینجانب عضو خانواد ه ای هستم که دو تن از عزیزترین فرزندان خود را تقدیم انقلاب اسلامی کرده است، خودم نیز به مبانی اسلامی و قانون اساسی جمهوری اسلامی به طور کامل معتقد و پای بند هستم. از همین روی به رغم وجود فرصت های متعدد مهاجرت به سایر کشور ها؛ ترجیح داده و می دهم تا در ایران اسلامی و در چارچوب قوانین آن به عنوان شهروندی مسلمان ادامه زندگی دهم.”

ملاحظه می فرمایید که هنگامه شهیدی اعتقادات خود را به روشنی بیان نموده و هیچگونه دلیل و مدرک محکمه پسندی که مجوزی برای دستگیری وی وجود داشته باشد در پرونده نبوده است.

۴- به هر حال شهیدی، در تاریخ نهم تیر ماه با دستور غیر مشخص دادستان توسط افرادی که مشخصات آنها در پرونده، موجود نیست دستگیر و به بند ۲۰۹ بازداشتگاه امنیتی منتقل می گردند.

ب)عدم وجود دلیل محکمه پسند بر بازداشت شهیدی

ماده ۳۲و ۳۵ قانون آیین دادرسی کیفری که مجوز صدور قرارهای تامین کیفری را به مراجع قضایی داده است به وجود قرائن و امارات بر توجه اتهام به متهم برای ادامه تحقیقات مقدماتی و صدور قرارهای تامین مناسب کیفری تاکید نموده است. در حالی که از زمان دستگیری خانم شهیدی و مدتها پس از آن مرجع دستگیر کننده، هیچ دلیل محکمه پسند و کوچکترین قرینه و اماره ای بر توجه اتهام به ارتکاب جرم توسط خانم شهیدی را ارائه نداده  و برای خانم هنگامه شهیدی بر خلاف قانون  قرار بازداشت موقت صادر می گردد.

۲- هنگامه شهیدی در حدود ساعت ۱۲ ظهر درمیدان هروی تهران دستگیر و پس از انتقال به بند ۲۰۹ امنیتی زندان اوین تهران تحت بازجویی قرار می گیرد. در برگ دستگیری مرقوم می گردد” به دستور دادستان محترم دادگاه عمومی و انقلاب تهران متهمه یاد شده پس از شناسایی و برای ادامه مراحل قضایی تحویل بند امنیتی ۲۰۹ گردید” در حالی که هیچ یک از مراجع قضایی حکم به دستگیری شهیدی را صادر ننموده بود و این گزارش بر خلاف واقع تنظیم می گردد. پس از آن در همان روز، بازجویی های شهیدی، بدون حضور وکیل یا ناظری، آغاز و در ابتدا به ایشان اتهام شرکت در تجمعات غیر قانونی و اغتشاشات خیابانی پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم تفهیم می گردد.

خانم هنگامه شهیدی در همان روز، صراحتا اعلام می دارند که :”در اغتشاشات خیابانی حضور نداشتم اما در تجمعات اولیه در حد نیم ساعت یا یک ساعت به صورت عبوری جهت اطلاع از وضعیت شهر به عنوان یک روزنامه نگار و فعال سیاسی حضور داشتم. بنده در روز اول خودم مورد هجوم نیروهای لباس شخصی قرار گرفته ام ولی همواره به هنگام عبوراز آنان می خواستم که با مردم به مدارا رفتار کنند و حتی کسانی که از معترضان بوده اند را به رعایت قوانین توصیه      می کردم. حضور در تجمعات آزادی و میدان ولیعصر به عنوان ناظر بودم و هیچ حرکتی دال بر همکاری با اغتشاشگران نداشتم و پس از آن در هیچ تجمع حضور نیافتم .”

در ادامه سوال می شود که شما متهم به تحریک دیگران از جمله اطرافیان، جهت شرکت در تجمعات غیر قانونی هستید در این خصوص توضیح دهید که شهیدی عنوان می دارند:”خیر قبول ندارم بنده هیچ کس را تحریک به شرکت در تجمعات غیرقانونی نکرده ام و خودم هم بعد از یکی دو تجمع در هیچ تجمعی حضور نیافتم.”

حضور شهیدی در دو تجمعی که در جلسه بازپرسی نیز اعلام نمودند به عنوان روزنامه نگار بوده و بدیهی است روزنامه نگاران جهت تهیه گزارش در هر مجمع، گردهمای یا راهپیمایی آزاد هستند بنابراین از اظهارات شهیدی نیز برداشتی از ارتکاب جرم توسط ایشان نمی شود.

در تاریخ ۱۰/۴/۱۳۸۸ بازپرس رسیدگی کننده به پرونده شهیدی که مستقر در بند ۲۰۹ زندان اوین بوده اند دو اتهام اجتماع وتبانی به قصد بر هم زدن  امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را به شهیدی تفهیم     می نمایند و ایشان نیز همان اظهارات قبلی خود را تکرار و به بی گناهی خود تاکید می ورزند.

۲- قرار بازداشت موقت می بایست به متهم ابلاغ و مفاد قرار و اینکه او می تواند از قرار صادره تجدیدنظرخواهی کند تفهیم گردد. ولی متاسفانه قرار صادره صرفا به امضای شهیدی رسیده و حقوق بدیهی و اولیه اش به وی تفهیم نمی گردد. در انتهای قرار بازداشت موقتکلمات اعتراض دارم و اعتراض ندارم بدون خط خوردگی می باشد. اگر این قرار به شهیدی تفهیم و وی می دانست که می تواند به قرار بازداشت موقت اعتراض نماید احتمال داشت به دلیل عدم وجود اماره یا قرینه بر توجه اتهام به وی، قراره صادره نقض و شهیدی با قرار مقتضی و مناسب دیگری آزاد و تحت فشارهای روحی و روانی حاکم بر زندان قرار نمی گرفت.

۳ – پس از برکناری آقای سعیدی مرتضوی و روی کارآمدن آقای جعفری دولت آبادی، ایشان در مراسم معارفه خود به سخنرانی پرداخته و موضوعاتی را مطرح کردند. شنیدن تاکید بر حاکمیت قانون و اطاعت دستورهای دادستان و معاونان وی توسط ضابطین قوه قضاییه از زبان دادستان جدید تهران امیدوار کننده بود به اینکه طلسم برخی از اعمال برخلاف قانون در دستگاه قضایی شکسته خواهد شد و عدالت در جایگاه اصلی خود قرار خواهد گرفت. ولی آیا چنین ایده های بشر دوستانه ای در دادسرا به منظه ظهور در خواهد آمد؟ آیا قانون در مراجع تحقیقاتی آن طور که باید و شاید به اجرا در خواهد آمد؟ آیا شهروندان بی اعتمادی نسبی حاصل از رفتار برخی از مراجع قضایی و ضابطین دادگستری را فراموش خواهند کرد؟ آیا آزادی بیان و عقیده در نشریات حاکم خواهد شد؟ آیا کسانی که به ناروا دیگران را بازداشت کرده باشند محاکمه و مجازات خواهند شد؟ آیا خون کسانی که به ناحق در نا آرامیهای پس از انتخابات ریخته شده است هدر نخواهد رفت؟ و دهها آیای دیگر که ضروری است به هر یک از آنها پاسخ داده شود که مجالی در این جا برای بحث نیست.

درست در روز معارفه دادستان تهران و شنیدن سخنان پربار و مفهوم ایشان، با دستور بازپرس شعبه دوم دادسرای امنیت تهران، به زندان اوین تهران رفتم تا با خانم هنگامه شهیدی ملاقات کنم. دادیار ناظر زندان هم اجازه ملاقات دادند. وارد زندان شدم و به سراغ مسئول ملاقات وکلا با زندانیان رفتم. ایشان نام هنگامه شهیدی را به رایانه وارد نمود و جستجو کرد. نامی از هنگامه شهیدی در رایانه نبود. به عبارت دیگر نام این زندانی زن در بین بازداشت شدگان تحت نظارت سازمان زندانها وجود نداشت. به وی گفتم که ایشان در بند ۲۰۹ زندان اوین محبوس می باشند. تلفن را برداشت و با مسئول بند ۲۰۹ صحبت کرد. متوجه حرف های رد و بدل شده نشدم. خانم هماهنگ کننده اعلام کرد که قرار است در مورد ملاقات با خانم شهیدی اطلاع دهند. پس از مدتی مجددا پیگیری کردم و اعلام نمودند که خانم شهیدی اجازه ملاقات ندارند.

عدم اجازه ملاقات به چند معناست: اول اینکه – دستور مقام قضایی فاقد هر گونه اعتبار و ارزش است که از لحاظ قانونی چنین نیست و اگر بازپرس پرونده ای اجازه ملاقات به هر کسی را که مایل بود بدهد ضابطان دادگستری و مسئولین زندان مکلف به رعایت و اجرای دستور مقام قضایی هستند. دوم اینکه – ضابطان قوه قضاییه یا مسئولین زندان قدرتی فراتر از مقام قضایی دارند که باز هم چنین نیست و اظهارات دادستان تهران موید همین مطلب بوده و این موضوع از مواردی است که می بایست مورد توجه قرار گیرد. چرا که در مورد خانم هنگامه شهیدی دستور بر ملاقات وی توسط بازپرس رسیدگی کننده به پرونده حجت بوده و نمی توان از آن نکول نمود. مگر اینکه بخواهیم قانون را زیر پا گذاریم. سوم اینکه – اتفاقی برای خانم هنگامه شهیدی افتاده بود که مسئولین بند ۲۰۹ بازداشتگاه اوین نتوانسته اند ایشان را برای ملاقات با من مواجه کنند. این امکان به دلیل بیماری قلبی و فشارهای روحی و روانی بر خانم شهیدی وجود داشت که نخواهند وی را با اینجانب مواجه کنند.

به هر حال توقع اینجانب به عنوان وکیل خانم هنگامه شهیدی در انجام وظایف    وکالتی ام، حاکمیت و اجرای قانون است. سلاحم نیز جز قانون چیز دیگری نیست و جا داشت در شروع کار دادستان محترم تهران این موضوع  مورد بررسی قرار گیرد. اگر اینجانب نتوانم به عنوان وکیل دادگستری از حقوق موکلینم که برخی از آنها در زندان به سر می برد دفاع کنم چطور می توان توقع داشت که زندانی بتواند از خود در حالی که در بند است دفاع نماید. در چنین صورتی چطور می توانیم قائل به این شویم که در دستگاه قضایی عدالت حکومت خواهد کرد. در حالی که هر یک از مسئولین قوه قضاییه و ضابطان دادگستری می بایست به این موضوع واقف باشند و آن را ملکه ذهن خود قرار دهند که اعمال و رفتار تک تک آنها به کلیت دستگاه قضا بر می گردد. برخی از آنها به این موضوع توجهی نمی نمایند. اگر یکی از آنها برخلاف قانون عملی مرتکب شوند که حق دیگری ضایع گردد. مظلوم تنها و تنها دستگاه قضا را می شناسد. به همین دلیل حساسیت وظایف مسئولین این دستگاه به دلیل آنکه تنها مرجع رسیدگی به احقاق حقوق افراد است به مراتب بیشتر از قوای دیگر است. که متاسفانه در این پرونده، دستگاه قضایی تاکنون بر وظیفه خود مبنی بر برقراری عدالت پایبند نبوده و امیدوارم از این پس وضع به گونه ای دیگر و در جهت اجرای عدالت باشد.

ج) دلایل اعمال شنکنجه روحی و روانی بر شهیدی و

عدم اعتبار صورت جلسات و بازجوییها

۱- در طول ۱۲۵ روز بازداشت، شهیدی تنها دو بار در جلسه بازپرسی حضور یافت. بار اول در محل زندان اوین و به گفته خویش، با چشم بند و بار دوم در تاریخ ۱۳/۷/۱۳۸۸، در دادسرای انقلاب. ایشان تمام اتهام های خود را مردود اعلام و آنها را نپذیرفت و در تاریخ ۱۳/۷/۱۳۸۸ یعنی در مرتبه دوم نیز ضمن انکار به ارتکاب جرم و رد  اتهام های تفهیم شده، اعلام نمود که :”…….در زندان شب اول مرا کتک زدند دائما فحاشی می کردند به حدی که مرا به التماس می انداختند. اینجانب روزی ۱۲ قرص آرامبخش و اعصاب و ۸ عدد قرص مربوط به بیماری قلب و حدود روزانه ۵ قرص متفرقه در خصوص مشکلات مثانه و کلیه مصرف می کردم …. از شب اول بازداشت تا خروج از انفرادی دائما مرا به اعدام تهدید می کردند و فحاشی های مکرر آنها مرا به قدری به هم ریخته بود که ۵۰ شب کابوس اعدام می دیدم …. بنده تحت فشار برای اقرارهای اضافی بوده ام.

۲- این مطالب در حضور بازپرس پرونده نمی تواند بی ربط و غیر واقع باشد چرا دلایل موجود در پرونده نیز حکایت از آن داردکه در عمل نیز وضع به همین منوال بوده است . شهیدی طبق برگ بازداشت موقت قرار بود صرفا برای مدت هفت روز در انفرادی باشد. پس از آن توسط دادستان تهران مقرر شد تا بیست و هفت نفر از بازداشت شدگان که یکی از آنها شهیدی بوده است برای یک ماه جدای از دیگران یعنی در انفردای نگهداری شوند. اما شهیدی ۵۰ روز در انفرادی بوده است.که خود از جمله بازداشت های غیر قانونی و اجحاف به متهم محسوب می شود. ایشان در طول بازداشت توانستند حدود ده تا پانزده مرتبه با مادرش به صورت تلفنی صحبت کنند و به همین میزان نیز ملاقات حضوری داشته اند.

۳- در چندین مرحله از بازجویی توسط بازجویان شهیدی صراحتا اعلام نموده است که تحت فشار روحی و روانی قرار داشته و تحمل ادامه بازداشت را ندارد. به عنوان مثال: در تاریخ ۱۲/۴/۱۳۸۸ در صفحه ۱۰۶ پرونده گفته است که: “…….دیگر مغزم دارد منفجر می شود باور کنید. موارد فراموش شده را به زحمت به ذهنم آوردم. چون اصلا ارزش خاصی نداشتند .خواهش می کنم مرا آزاد کنید. من وضعیت روحی مناسبی ندارم … خواهش می کنم من که با شما همکاری کردم شما هم به قولتان عمل کنید و سریعتر مرا آزاد کنید من هر وقت که شما بخواهید در اختیار شما هستم اما مرا از این وضع خلاص کنید .”

در تاریخ ۱۳/۴/۱۳۸۸ نیز خطاب به بازجوی خود اعلام می دارد:”جناب آقای بازجو من به هیچ  وجه حال روحی مساعد ندارم هیچ نکته مبهمی هم در ذهنم یافت نمی شود که بازگو نکرده باشم. ذهن من اکنون سفید مثل همین کاغذ هاست من از نظر خودم جرمی مرتکب نشده ام که اکنون سزاوار مجازات باشم….”

۴- شهیدی در دوره بازداشت – چه در انفرادی و چه در بند ۲۰۹ به صورت چند نفری – بیش از ۳۰ مرتبه بازجویی شد بازجویی ها در شرایط بسیار سخت و طاقت فرسا و با شرایط روحی و روانی نامناسب شهیدی صورت پذیرفت. استفاده از      قرص های اعصاب، قلب و متفرقه باعث گردید ایشان کنترل خود را از دست دهند تا شاید هر چه زودتر از وضعیتی که برایش ایجاد شده است خلاص و رها گردد. بازجویی های شهیدی چند ساعت به طول می انجامید و تا ۴۶ صفحه نیز ادامه داشت؟!…..

در اصل ۳۸ قانون اساسی می خوانیم:‌” هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت، اقرار یا سوگندی فاقد اعتبار و ارزش است .”

همچنین طبق بند ۹ قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی هرگونه شکنجه متهم به منظور اخذ قرار و یا اجبار او به امور دیگر ممنوع بوده و اقرارهای اخذ شده بدینوسیله حجیت شرعی و قانونی نخواهد داشت.

در حالیکه تحقیقات و بازجویها  باید مبتنی بر اصول و شیوه های عملی قانونی و آموزشهای قبلی و نظارت لازم صورت گیرد مرجع انتظامی برخلاف بند های شش و هفت  همان قانون در جریان بازجویی و استطلاع و تحقیق از شهیدی از ایذاء روحی و روانی وی دریغ نورزیده و با بستن چشم و نشاندن وی به سمت دیوار  به بازجویی پرداختند .

د) پرسشهای بی ربط، غیر مفید و مداخله در جرایم منافی عفت

در قسمت اخیر ماده ۱۲۹ قانون آیین دادرسی کیفری می خوانیم :” ….. سوالات باید مفید و روشن باشد. سوالات تلقینی یا اغفال یا اکراه و اجبار متهم ممنوع است.”

بند ۱۱ ماده واحده قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی مقرر می دارد: پرسش ها باید مفید و روشن و مرتبط با اتهام یا اتهامات انتسابی باشد و از کنجکاوی در اسرار شخصی و خانوادگی و سوال از گناهکاران گذشته افراد و پرداختن به موضوعات غیر موثر در پرونده مورد بررسی احتراز گردد.”

تبصره ماده  ۴۳ قانون آیین دادرسی کیفری نیز مقرر می دارد: تحقیق در جرایم منافی عفت ممنوع است مگر در مواردی که جرم مشهود باشد و یا دارای شاکی خصوصی بوده که در مورد اخیر توسط قاضی دادگاه انجام میگیرد.
مواد قانونی که به نظر گرامیتان رسید نه برای زینت دادن به متون قانونی و خودنمایی برای نشان دادن حقوق بدیهی و طبیعی متهمان است و نه اینکه افراد خاصی نباید پایبند به این اصول بدیهی باشند. بلکه برای رعایت مو به موی آن و اعمال و اجرایش توسط تمام مسئولین وحاکمان قدرت در هر مقام و منزلتی به تصویب نمایندگان محترم مجلس رسیده است. مقام معظم رهبری بارها و بارها در حضور مردم ایران زمین و مجالس خصوصی و عمومی مسئولین، بر رعایت قانون تاکید نموده اند. مهمتر اینکه توقع مردم و مسئولین و در بالاترین رتبه، مقام معظم رهبری بر این است که تمام مامورین پایبند به قانون باشند نه اینکه چشم بر حقایق و واقعیت های جامعه و قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی ببندند و با عملکرد خلاف قانون، نظام مقدس و ارزشمند جمهوری اسلامی ایران را در دید عموم خشن و بی قانون نمایان سازند. این عملکرد برازنده و شایسته مردم، مسئولین و مهمتر از همه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نیست.

به خدا قسم با خواندن پرونده خانم هنگامه شهیدی شرم نموده، نگران و افروخته شدم، نگران و افروخته از اینکه عده ای  – دانسته یا ندانسته – در حال مخدوش کردن نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستند. همانطور که  می دانیم جمهوری اسلامی ایران نظامی است بر پایه ایمان به خدای یکتا (لا اله الا الله) و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او، کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئولیت او در برابر خدا که از راه هرگونه ستمگری و ستم کشی و سلطه گری و سلطه پذیری، قسط و عدل تامین می گردد.

عمده تحقیقات و بازجویی های که از هنگامه شهیدی به عمل آمده است سوالات غیر مفید و غیر روشن، تلقینی،اغفال، اکراه، اجبارکننده و ورود به مسائل شخصی و خانوادگی و سوال از اعمال گذشته و موضوعات غیر ضروری بوده است.”

سوالاتی از قبیل:

  • در خصوص بیوگرافی خود و سابقه فعالیتهای سیاسی به صورت مشروح توضیح دهید؟
  • در خصوص و مسائل شخصی خود با آقایان ….. و ….بنویسید؟ پرسیدن سئوالاتی که از بیان آنها خجالت  می کشم – چه از شهیدی و چه از دیگران – به خصوص مسائلی که در مورد آقای خاتمی ریاست محترم جمهوری دوره هفتم و هشتم بیان گردید دور از شان است.
  • هرگونه تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران در داخل و خارج کشور به هر شکل و صورت گفتاری و نوشتاری حضور در مجالس و محافل رفتاری و…..را مشرحا بنویسید؟ ( قانونا بر مرجع انتظامی و قضایی است که دلیل ارائه دهد نه اینکه تحت فشار و شکنجه، اقرار کسب کند. این نیز به دور از عدالت و انصاف است)
  • کلیه فعالیت های خود در زمینه حقوق بشر و همچنین حقوق زنان را به صورت مشروح توضیح دهید؟
  • آیا تا به حال بیانیه ای را تهیه کرده یا امضاءنمود ه اید؟به صورت کامل توضیح دهید؟(امضای بیانیه و یا فعالیت در راستای حقوق بشر جرم نیست)
  • شما چه دلیلی بر داشتن ارتباط با ….  داشتید؟
  • خانم شهیدی به چه دلیلی اینگونه قضاوت کرده اید که امام راحل عظیم شان (ره) که رهبر محبوب و بنیانگذار انقلاب مردمی در کشور بوده اند مورد …. مردم و آماج اهانت های آنها می باشند؟ در این خصوص توضیح دهید؟ ( شهیدی از همه جا بی خبر ضمن رد این اظهارات می گوید اگر این جمله در جایی منتشر شده باشد بنده حاضر به پذیرش آن می باشم. این جمله کاملا القاء کننده بوده و در حقیقت پرسیدن آن خجالت آور است! برای چه مرجع انتظامی، موضوعی که حقیقت ندارد و جایی عنوان نشده است را به صورت بی مورد سئوال می کند؟)
  • در ارتباط با آقای حسین. د عضو تحکیم وحدت و عضو شورای شهراول توضیح دهید؟و همینطور علیرضا. م……
  • به چه دلیل اینگونه تصور می کنید که فردی که به ولایت فقیه معتقد است نمی تواند اصلاح طلب باشد؟آیا شما اصلاح طلبی را سیستمی در مقابل حاکمیت نظام و مقام معظم رهبری می دانید ؟ این نیز از جمله سئوالات تلقینی و دور از ادب است ؛‌ شهیدی پاسخ می دهد : همه اصلاح طلبان معتقد به ولایت فقیه هستند.
  • آیا شما ولایت فقیه را فقط منحصر و مختص اصولگرایان می دانید ؟ که شهیدی اعلام می دارند خیر همه اصلاح طلبان هم معتقد به ولایت فقیه هستند و غیر از این نمی تواند باشد .
  • در مراحل مختلف از خانم هنگامه شهیدی در خصوص مسائل شخصی و خانوادگی دیگران سئوال می شود و همچنین از ایشان خواسته می شود تا نام و سمت تمام دوستانش را اعلام کند . (مورخ ۱/۶/۱۳۸۸ )
  • خانم هنگامه شهیدی از طیف آقای کروبی و خانواده وی چه کسانی را           می شناسید ؟ ( آیا متهم مکلف است چنین سئوالاتی را پاسخ دهد؟ پاسخ این است که اگر پاسخی داده نشود در چنین مواقعی جای این متهم در انفرادی و اعمال شکنجه های بیشتر خواهد بود)
  • در خصوص سوءسابقه در خانواده خود را بگوئید ؟ ( آیا از دست دادن دو عزیز و شهادت آنها در جبهه های حق علیه باطل سوءسابقه محسوب می شود که این سئوال مطرح می گردد؟ آیا این سئوالات توهین به انسانیت انسانها نیست؟ آیا این سئوالات کرامت انسان ها را زیر سئوال نمی برد.)
  • خانم شهیدی در خصوص فعالیتهای خود پیرامون دستگیری خانم رکسانا صابری توضیح دهید؟  ( بسیاری از خبرنگاران در مورد رکسانا صابری اطلاع رسانی کردند. آیا جایگاه این سئوال در این پرونده است؟)
  • خانم شهیدی شما در وبلاگ خود به نام « پی نوشت» به حمایت از اعتصابات غیرقانونی برخی از کارکنان شرکت واحد پرداخته اید در این خصوص توضیح دهید؟ ( این موضوع خبری بود که در رسانه های منتشر شد و ارتباطی به شهیدی نداشته است. اما آیا این سئوال با شرکت در تجمعات همخوانی دارد؟)
  • هدف از نوشتن مطلب باطبی از حکم اعدام تا ۱۵ سال زندان –رویای آزادی چه بوده است ؟ بسیاری از نویسندگان و روزنامه نگاران در مورد باطبی و نحوه دستگیری و محاکمه آن اظهارنظر کردند. آیا بیان عقاید انسانها که در چارچوب قانون اساسی صورت می گیرد جرم است.)

و صدها سئوال دیگر که در پرونده مضبوط است. یقینا پاسخ به این سئوالات و هر آنچه که به زیان شهیدی باشد غیر قابل استناد و بهره برداری قضایی است.

شهیدی مدت ۱۲۵ روز در حبس بوده است ، ۵۰ روز در انفرادی و در این مدت شرایطی را سپری کرده که نمی توان از کنار آنها به راحتی گذشت .

هم)دلایل بی گناهی شهیدی و رد اتهامات تفهیم شده در کیفرخواست

بر اساس اقاریر اخذ شده، که نحوه آنها مرقوم گردید در تاریخ ۳۰/۷/۱۳۸۸ توسط آقای حیدری فر معاون دادستان تهران ،‌ کیفرخواست موضوع پرونده،‌ تنظیم می گردد . که نکات ذیل حائز اهمیت است :

۱- اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت داخلی کشور از طریق حضور در اغتشاشات مورخ شنبه ۲۳/۳/۱۳۸۸ و یکشنبه ۲۴/۳/۱۳۸۸ در خیابان ولیعصر (عج) روز دوشنبه مورخ ۲۵/۳/۱۳۸۸ میدان انقلاب تا آزادی، ‌سه شنبه ۲۶/۳/۱۳۸۸ حوالی پارک ساعی ،‌ چهارشنبه ۲۷/۳/۱۳۸۸ میدان هفت تیر تا میدان ولیعصر (عج) .

اولاً‌- هنگامه شهیدی روزنامه نگار بوده و با روزنامه ها و نشریات متعددی از جمله حیات نو،‌ آفتاب یزد، ‌اعتماد، اعتماد ملی و … به صورت حق التحریری کار می کرده و در زمان دستگیری و پیش از آن نیز در روزنامه اعتماد ملی قلم زده و مشاور امور بانوان آقای مهدی کروبی، یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری بوده است بنابراین برای ایشان به دلیل شغل روزنامه نگاری این حق قائل می گردد که بتواند حتی در راهپیمایی و تجمعات غیرقانونی حضور یافته و گزارش تهیه کند . شهیدی در بهبهه حمله آمریکا به عراق ، با جسارت تمام به عنوان خبرنگار، خود را با مکافات به عراق می رساند تا بتواند از نزدیک گزارش تهیه کند. ایشان خاطرات خود را تحت عنوان « سفرنامه – روایتی متفاوت از حمله آمریکا به عراق» در وبلاگش منتشر می کند . در تمام کشورهای دنیا خبرنگاران از چنین اتهاماتی مبرا هستند و در ایران نیز وضع به همین صورت است چرا که در همین راهپیمایی ها و تجمعات، بسیاری از خبرگزاریهای دولتی و غیردولتی ،‌ نشریات و رسانه ها گزارشهای مختلفی تهیه و منتشر نمودند و این بدین معنی است که خبرنگاران آنها در راهپمایی ها و تجمعات یا اغتشاشات، شرکت نموده بودند بنابراین نمی توان چنین اتهامی را متوجه شهیدی نمود .

ثانیاً – شهیدی در اظهارات اولیه خود و حتی در حضور بازپرس شعبه دوم اعلام نموده است که صرفاً در دو راهپیمایی مورخ ۲۵ خرداد و ۲۷ خرداد روزهای دوشنبه و چهارشنبه که آقایان موسوی و کروبی نیز شرکت کرده اند حضور داشته و آنهم برای مدت نیم ساعت و به اقتضای شغلش بوده است. ایشان در روز هشتم تیرماه در پاسخ به روزنامه کیهان خطاب به مدیر مسئول این روزنامه صراحتاً اعلام می کند که بنده به عنوان یک ایرانی مسلمان ،‌ معتقد و متعهد به قوانین و مبانی جمهوری اسلامی پس از بیانات مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه به عنوان فصل الخطاب مناقشات انتخاباتی ، از حضور و مشارکت در هرگونه اقدام اعتراض آمیز صرفنظر کرده و مصلحت نظام و کشور را در پیگیری موضوع از مجاری قانونی و به دور از جنجال آفرینی می دانم ؛‌ بنابراین چطور می توان چنین اتهامی را با توجه به این اظهار که علنی نیز شده و در نشریات مختلف به چاپ رسیده ، متوجه شهیدی نمود. ایشان بیانات مقام معظم رهبری را فصل الخطاب دانسته و حتی برای گزارش در راهپیمایی و تجمعات پس از سخنرانی ایشان شرکت نکرده است حال آیا می توان با توجه به این ایده و عقیده اسلامی وی را مجرم فرض نمود و محاکمه کرد ؟

ثالثاً – اگر به زعم معاون دادستان اقدامات شرکت کنندگان، ‌در تجمعات یک حرکت ساختار شکنانه و ضد امنیت داخلی کشور بوده و موجب اختلال در نظم عمومی مردم و شهروندان بوده است این موضوع از حیطه اختیار شهیدی خارج و ارتباطی به وی نداشته است. شهیدی در جای جای پرونده صراحتاً اعلام نموده است که اقدامی علیه امنیت داخلی کشور ننموده و تاکنون نیز هیچ دلیلی بر اینکه وی عمل و فعلی بر خلاف مصالح نظام و امنیت کشور انجام دهند ، ارائه نشده است. ایشان مصلحت کشور را همانطور که مرقوم گردید دوری از جنجال آفرینی دانسته و دیگران را نیز تشویق به آرامش می نموده است .

۲- فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق مصاحبه با شبکه ضد انقلاب BBC  در تاریخ ۲۳/۳/۱۳۸۸ و گزارش اغتشاشات به شبکه مزبور .

در کیفرخواست صادره مشخص نشده است که شهیدی چه اظهاری نموده که معاون محترم دادستان این اظهار را دال بر تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران نموده اند . شهیدی در مصاحبه خود صرفاً به راهپیمایی مردم اشاره کرده و صحبتی از نظام و ارکان آن به میان نیاورده است تا بخواهیم چنین اتهامی را به وی منتسب کنیم . همانطور که مسحتضرید مقصود از تبلیغ علیه نظام ، نفی کلیّت نظام (حکومت یا رژیم سیاسی) یا ارکان ضروری نظام است . ارکان ضروری نظام جمهوری اسلامی، جمهوریت نظام ،‌ اسلامیت نظام ،‌تمامیت ارضی ، مواردی از این قبیل می باشد و به خوبی می دانیم که حتی تبلیغ علیه اشخاص ، اگرچه دارای مقامات عالیه باشند و همچنین تبلیغ علیه یکی از قوای حاکم یا علیه یک دستگاه اداری، مشمول حکم این ماده نخواهد بود. بنابراین صرف اعلام یک مطلب یا موضوع واقعی که نظام جمهوری اسلامی ایران و ارکان آن را خطاب قرار نمی دهد نمی تواند جرم باشد . مضافاً به اینکه در ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی مقرر شده که … هر کس … فعالیت تبلیغی نماید…  به عبارت دیگر عملش استمرار داشته باشد. بنابراین اگر بر فرض فردی یک بار عملی علیه نظام جمهوری اسلامی نماید جرم نیست چه رسد به اینکه بخواهیم فردی را که همیشه تابع نظام جمهوری اسلامی ایران است و در اعمال رفتار و گفتار خود به نفع جمهوری اسلامی ایران اظهارنظر نموده را متهم به چنین عنوان مجرمانه ای نماییم .

– معاون محترم دادستان در کیفرخواست تنظیمی به وبلاگ شخصی شهیدی اشاره نموده و بدون آنکه مطالب وبلاگ در پرونده مضبوط باشد آن را از جمله موارد تبلیغ علیه نظام دانسته است. در حالیکه اگر به وبلاگ شخصی شهیدی مراجعه فرمایید نه تنها در گفتارها و یادداشتهای وی علیه نظام تبلیغی نشده است. بلکه در همه حال ایشان به نفع نظام اظهارنظر  نموده اند شهیدی در وبلاگ خود تأکید بر منافع ملی کشور نموده و مطالب مندرج در آن نیز حکایت از اعتقاد قلبی وی به نظام جمهوری اسلامی ایران دارد.

هنگامه شهیدی گزارشهایی که در راستای حرفه روزنامه نگاری تهیه نموده است را از مصادیق تبلیغ علیه نظام ندانسته و تاکنون هیچ گزارشی که نشان دهد محتوای آن تبلیغ علیه نظام است از وی به دست نیامده است.

متأسفانه بر گرفته از اقاریر غیرقانونی از شهیدی در کیفرخواست صادره علیه وی، موضوعاتی از جمله نوشتن نامه به اکبر گنجی ، ارسال گزارشهای برخوردار از جنبه تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به خانم لیلی صدر خبرنگار رادیو فردا و القاء مسائل کذب در خصوص انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم ، ذکر شده است حقیقت نداشته و در عالم خارج و واقع هنگامه شهیدی بنا به اظهار خود نه نامه ای به اکبر گنجی نوشته است و نه گزارشی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران تاکنون تنظیم نموده اند .

هنگامه شهیدی پس از ۱۲۰ روز با تودیع وثیقه نود میلیون تومانی و با دستور ریاست شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب از زندان اوین تهران آزاد شد. او پس از آزادی هیچ فعالیت سیاسی انجام نداده و قصدی هم بر ادامه فعالیت خود نداشت.

در تاریخ تاریخ بیست و چهارم آبان سال ۸۸ شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهامات هنگامه شهیدی رسیدگی کرده و با اخذ آخرین دفاع از هنگامه شهیدی مبادرت به صدور رای نمودند:

در رای دادگاه چنین آمده است: “رای دادگاه” در کیفر خواست صادره از سوی شعبه دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب در پرونده کلاسه  …  آمده است خانم هنگامه شهیدی، با سواد کارشناسی ارشد علوم ارتباطات، مجرد، فاقد سابقه کیفری، تبعه ایران – فعلا آزاد با تودیع وثیقه متهم است به

الف) اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت داخلی کشور از طریق حضور در اغتشاشات مورخ شنبه ۲۳/۳/۸۸ یکشنبه ۲۴ /۳/۱۳۸۸ در خیابان ولیعصر(عج) روز دوشنبه مورخ ۲۵/۳/۱۳۸۸ میدان انقلاب تا آزادی، سه شنبه ۲۶/۳/۱۳۸۸ حوالی پارک ساعی، چهار شنبه ۲۷/۳/۱۳۸۸ میدان هفت تیر تا ولیعصر (عج) که علاوه بر اینکه این اقدامات یک حرکت ساختار شکنانه و ضد امنیت داخلی کشور بوده است موجب اخلال در نظم عبور و مرور شهروندان ، اختلال ترافیکی در شهر و ایجاد بلوا و آشوب نیز بوده است متهم در بازجویی های انجام شده صراحتا به حضور خود در تجمعات یاده شده اعتراف و اقرار نموده است .

ب) فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از طریق مصاحبه با شبکه ضد انقلاب BBC در تاریخ ۲۳/۳/۱۳۸۸ و گزارش اغتشاشات به شبکه مزبور و امضاء بیانیه های برخوردار از جنبه تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از جمله کمپین یک میلیون امضاء، کمپین لغو قانون سنگسار، امضاء بیانیه ی تهدید شده خطاب به شورای حقوق بشر سازمان ملل در خصوص نقض حقوق بشر در ایران، تبلیغ علیه نظام از طریق وبلاگ نویسی به آدرس HENGAMESHAHIDI.BLOGFA.

که ذیلا به برخی عناوین تبلیغی وی علیه جمهوری اسلامی ایران اشاره می شود و نامه به اکبر گنجی مورخ ۹/۵/۱۳۸۵ گزارش اعتصاب غیر قانونی شرکت واحد مورخ ۱۱/۶/۱۳۸۸ ارسال گزارش های برخوردار از جنبه تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به خانم لیلی صدر خبرنگار رادیو فردا ارگان رسمی سازمان سیا و انتقال مسائل کذب در خصوص انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم.

ح) توهین به رئیس جمهور کشور به مناسبت انجام وظیفه بدین شرح که متهم در تاریخ ۱۱/۲/۱۳۸۸ در مصاحبه با سایت صدای زمان ارگان تبلیغات ستاد آقای مهدی کروبی بیان می کند: چهره ای که احمدی نژاد از رئیس جمهوری فعلی ترسیم کرده چهره یک فرد بی خرد است. لهذا با توجه به تحقیقات معموله و لحاظ  سایر قرائن و امارات موجود در پرونده و …. محاکمه و مجازات متهمه مورد استدعاست:

دادگاه پس از وصول کیفرخواست وقت رسیدگی تعیین و آقای محمد مصطفایی از متهم مذکور اعلام وکالت نموده دفاعیات خود را در لایحه حدود ۳۰ صفحه ( اصل لایحه) و ۱۵ صفحه منضمات به دادگاه ارائه داد دادگاه پس از ملاحظه محتویات پرونده و دفاعیات متهم و وکیل وی اشاره به چند مطلب را ضروری می داند:

مطلب اول= گزارش کمیته بازجویی است که برخی از مطالب آن در کیفرخواست مورد اشاره قرار گرفت و دادگاه برخی دیگر از مطالب آنرا بازگو می کند:

الف) سوابق متهم خانم هنگامه شهیدی از روزنامه نگاران شاخص اصلاح طلب بوده که با روز نامه های زنجیرهای همچون نوروز، حیات نو، آفتاب یزد، زن، اعتماد و….همکاری داشته است. وی در دوره دوم  دوست اصلاحات و بر اساس سفارش آقای سید محمد خاتمی به عنوان مشاور رئیس سازمان ملی جوانان منصوب شد.مشارالیه در زمینه وضعیت حقوق بشر و حقوق زنان در ایران همه با هدف ضد انقلاب فعال بوده و مقطعی عضو کمیسیون حقوق بشر اسلامی بوده است.پس از انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری خانم شهیدی به کشور انگلستان سفر نموده و ضمن اقامت در این کشور و ارتباط مستمر با عناصر ضد انقلاب و بعضا وابسته به سرویس اطلاعاتی انگلستان و امریکا و همکاران رادیو دولتی  BBC انگلیس همانند  حسین ب، امیری، هوشنگ،  ابراهیم ن – امید م و نیک آهنگ ک وملاقاتهایی با نوری زاده و مسعود بهنود داشته است.

خانم شهیدی در زمان اقامت در انگلیس دو مرتبه در آزمون ورودی شبکه BBC  فارسی شرکت کرده که پذیرفته نشده است.همچنین شهیدی ضمن سفر به کشور چک در آزمون ورودی رادیو فردا ارگان سازمان سیا شرکت کرد که بازهم پذیرفته نمی شوند.همچنین وی در مقطع سکونت در لندن ضمن مراجعه به مقر سازمان عفو بین الملل داشته و با رادیو ضد انقلاب بیگانه BBC  از جمله حسن صلح جو مرتبط بوده است. نامبرده در اواخر سال ۸۷ به کشور بازگشته و به عضویت در شورای مرکزی حزب اعتماد ملی استان تهران درآمده و در فاصله کوتاهی مشاور آقای مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی می شود.مطلب دوم دادگاه ضروری میداند متن نامه خانم هنگامه شهیدی به آقای اکبر گنجی را در دادنامه بیاورد تا بهتر انگیزه ای اقدامات خانم شهیدی روشن شود. متن نامه بدین شرح است.[جناب آقای گنجی شما چند روز پیش به طور رسمی از جمهوری اسلامی ایران (لازم به یادآوری است این نامه در تاریخ ۹/۵/۱۳۸۵ نوشته شده ) خواستید هر چه زودتر سه زندانی سیاسی در زندان اوین یعنی منصور اسانلو،امین جهانبگلو و علی اکبر موسوی خویئنی را آزاد کند در غیر اینصورت از ایرانیان خارج از کشور خواهید خواست دو اقدام عمومی به نشانه  اعتراض  به اعتصاب غذا گسترده دست زدند این حرکت شما در جلب توجه جامعه جهانی نسبت به وضعیت این سه زندانی که به حق از نخبگان رنج کشیده این سرزمین هستند بسیار عالی و قابل ستایش است…اما از دید من و بسیاری از دوستان شکل اساسی هنوز پا برجاست مشکلی که باعث شده تا این نامه را به شما بنویسم، در سالهای گذشته یکی از مشکلات و موانع اصلی در راستای تحقق اهداف (دموکراتیک و آرمانهای حقوق بشری تفکری بود که از واژه (خودی و غیر خودی) سالهای جبهه و جنگ به عاریه گرفته شده بود، این پدیده ضمن  شکاف در بین بخش های مختلف جنبشی اجتماعی کار را به جایی رسانید که نتیجه آن را اصلاح طلبان در رای گیری شورای شهرها دوره هفتم مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری شاهد بودند در مدتی که جنابعالی به مبارکی و میمنت از زندان آزاد شدید و تا کنون در خارج از کشوربه سر می برید صحبتها و موضع گیری های متعدد از جانب شما صادر شده است اما این مورد آخرین را بر آن داشت که انتقاد خود و دیگردوستان را به شکل شفاف نسبت به شما اعلام نمایم توجه شما را به این جمله از صحبت های خودتان  می کنم دموکراسی بومی معنا ندارد مدرنیزه بومی معنا ندارد من معتقدم که یک حقوق بشر بیشتر نداریم دموکراسی هم همینطور است یک دموکراسی بیشتر نداریم. شما در زندان با بسیاری از زندانیان صاحب نام و گمنام سیاسی و غیر سیاسی هم بند بودید وبا بسیاری از فجایع در مورد نقض حقوق بشر برخورد نموده اید شما میدانید که بلایی که در زندان بر سر شما آمده از روزهای انفرادی در سلول های مختلف گرفته تا آزار های جسمی و روحی و اعتصاب غذا چند برابر بدتر از آن بر سر زندانیان سیاسی دیگر و چندین برابر بدتر از زندانیان گمنام تر آمده است شما با بسیاری از زندانیان دوست بودید و آنها را می شناختید اما هیچگاه درهیچ موقعیتی از آنها نام نبرید منظور این است که شما با آگاهی چنین کاری کرده اید و یا به تفکر خودی و غیر خودی معتقدید.اما واقعیت این است که شما این کار را نکرده اید و این همان عملکردی است که تاکنون از پیروان این تفکر صادر شده است نمی دانم دلیل این کار چیست شما در مصاحبه ای اعلام نمودید ما با سلطنت طلبان همکاری نمی کنیم اما از حقوق سیاسی و شهروندی انها حمایت می کنیم شما می دانید که این زندانیا ن هیچکدام سلطنت طلب نبودند و اگر هم می بودند شما از حقوق آنها دفاع می کردید  اگر از دیدگاه های پایه ای ونظری با شما اختلاف دارند طبق قرائت شما از دموکراسی دفاع از این افراد با اساس کار شما منافاتی ندارند. اگر شما به عنوان شخص اکبر گنجی از ظلم و جهل و جنون نظام مشقت های فراوانی برده اید بسیاری از این زندانیان خیلی بیشتر از شما مورد آزار قرار گرفته اند ( و شما میدانید منظورم چه کسانی هستند) اگر شما در حوزه مطبوعات و دانشگاه و در بین اصلاح طلبان دوستان و همفکرانی داشتید که شما را حمایت نموده و به پایگاه اجتماعی کنونی رسانید ه اند  و نگذاشتن در ایام حبس فراموش بشوید و خانواده تان به دردسر بیافتند این زندانیان هیچ کدام ا ز اینها را ندارند اگر هیچکدام از این دلایل باعث عملکرد اینچنین شما نیست تنها دلیل این امر میتواند این باشد که شما آنها را اصولا مبارز ندانسته یا بعضا از عوامل نظام  بدانید در اینصورت هم به حضورتان عارضم که با بررسی عملکرد این افراد در طول سال های گذشته و شرایط کنونی شان به راحتی پاسخ مورد نظر را دریابید و از سویی هم ما می دانیم که چه زود یا دیر … اسناد ومدارک و شواهد مبارزات و یا بالعکس همکاری و خود فروشیها همه ما در این راه گام نهاده ایم رو شده و به دست مردم خواهد افتاد. آن روز است که صاحبان وقضاوت کنندگان اصلی در مورد چند و چون ماجرا به تصمیم گیری خواهند پرداخت و خاطی ها می بایست خودشان را برای آن روز آماده کنند  پس شما و تمامی کسانی که به عنوان فعال در حوزه های مختلف مطرح شد ه اید باید به این موضوع توجه داشته باشید که این شخص خودتان نیستند که مطرح هستید بلکه عنصر مطرح شده جریان مبارزاتی آزاد خواهانه و حق طلبانه ای است که در طول تاریخ ایران  هزینه کردند ، کشته دادند به اینجا رسیده است و اکنون شما نهاد آن هستید، بلندی مقام شما و و کسانی در جریانات مبارزاتی به این وجهه می رسند نه برای این است که توانسته اند از دیگران بالاتر بایستند بلکه از این بابت است که بر تپه ای بلند تری از اجساد انسانی ایستاده اید که نمونه ی آن همان جنازه مبارزاتی است که در دهه ۶۰ سی هزار نفر به جوخه های اعدام سپرده شدند و در گور های دسته جمعی و در گمنامی به خاک سپرده شدنده اند باور کنید که موضوع به همین صراحتی است که گفتم عملکرد شما دست کم در این حوزه خلاف فرمایشاتی است که منم نامه ام را به شما با آن آغاز کرده ام حفظ موقعیت شما عنوان اکبر گنجی فعال سیاسی و اجتماعی و قربانی نقص حقوق بشر از کسب آن دشوارتر است این انتقادی است که من و بسیاری دیگر از دوستان نسبت به عملکرد شما داریم و امیدواریم که شما به عنوان یکی از نهاد های مبارزات دموکراتیک جامعه ایرانی بهینه ترین مبارزه را در شرایط کنونی ارائه نموده و عملکردتان رابرای ثبت در تاریخ از برجستگی شایست های برخوردار باشید. این نامه که متن آن در صفحه ۴۲۱و ۴۲۲ پرونده می باشد به رویت خانم هنگامه شهیدی رسانده شد و آن را مورد تایید قرار داد از این نامه استفاده می شود خانم شهیدی آقای اکبر گنجی را مورد ستایش قرار داده که چرا از گروهک منافقین دفاع کردی همچنین آمار ارائه شده، سیاهنامه ای علیه جمهوری اسلامی ایران است ضمن اینکه ایشان با عبارت نظام ومطالب واهی را به حکومت اسلامی نسبت داده است و نه به افراد یا ارگانهایی همچنین متهم  جبهه بندی خودی و غیر خودی را از سیاست های غلط و غیر قبول تلقی کرده است. جبهه بندی خودی و غیر خودی را از سیاست های غلط و غیر قابل قبولی تلقی کرده است در صورتی که این تحلیل مربوط به رهبر است و از قرآن برگرفته شده است (ویخلفون بالله انهم لمنکم و ما هم منکم ولکنهم قوم یقرقون )سوره توبه آیه ۵۶. منافقان سوگند یاد می کنند از شما مومنان هستند در صورتی که از شما نیستند آنها گروهی جدا هستند که برآورده شدن آرمانهای خود را در حکومتهای غیر دینی می دانند و پیوسته به آنها پناه برده و آنها را ستایش کرده حکم قرار می دهند. بنابراین تخطئه کردن سیاست قرآنی با ایمان سازگار نیست ضمنا خانم شهیدی در نامه ای به مقاله ای از کیهان از خود دفاع نموده و خود را پیرو ولایت و متعهد به وطن دانسته که اولا=این دفاع در فضایی بود که عده ای دستگیر شده و خانم شهیدی خوف و هراس داشت ثانیا= با رفتار و ارتباطات وی و خبر رسانی وی به بیگانگان هم خوانی ندارد.ثالثا= ایشان خبرنگار نبوده و از سوی هیچ خبر گزاری اجازه فعالیت ندارد.رابعا= برفرض خبرنگار بودن خبرنگار بی بی سی نیست.دادگاه با ملاحظه مطالب بیان شده و نوع فعالیت خانم هنگامه شهیدی و سابقه وی(منظور سابقه کیفری نیست منظور سوابق فعالیت های سیاسی است.) و با توجه به حضور وی در تجمعات متعدد غیر قانونی و گزارش مستقیم افراد  که خوراک تبلیغاتی بیگانگان بر علیه کشورمی باشد دادگاه دفاعیات متهمه و وکیل وی را که مربوط به ماهیت عمل ارتکابی است موجه ندانسته اتهامات انتسابی را وارد دانسته و با استناد به مواد ۴۹۹، ۵۰۰، ۶۱۰،۶۱۱،۶۰۹،و ۴۷ ق.م.ا ( اخلال در نظم عمومی و اخلال در امنیت از نظر دادگاه تعدد معنوی است که دادگاه عنوان اشد را مکلف است مورد حکم قرار دهد) متهمه را بابت تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به یکسال حبس تعزیری و بابت تبانی و اجتماع و عضویت در تشکیلات که علیه امنیت کشور اقدام نموده است به ۵ سال حبس تعزیری وبابت توهین به ریاست جمهوری کشور اسلامی ایران به ۹۱ روز حبس تعزیری محکوم می نمایداین رای ظرف بیست روز قابل تجددنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.

رای صادره مورد اعتراض و ایراد هنگامه شهیدی قرار گرفت و لایحه ای نیز تنظیم و تقدیم دادگاه شد. پرونده هنگامه به شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر ارسال و مورد رسیدگی قرار گرفت. اما مواردی از نظر ودیدگاه قضات عالی رتبه تجدیدنظر خارج شد:

دادگاه صادر کننده رای بدوی گزارش کمیته بازجویی وزارت اطلاعات که کیفرخواست نیز بر اساس آن تنظیم شده است را مستندی در جهت محکومیت هنگامه شهیدی در نظر گرفته و در تکمیل کیفرخواست موضوعات دیگری از جمله سوابق شهیدی (البته سوابق کاری نه کیفری) را در دادنامه صادره درج نموده است. در کیفرخواست صادره آمده است که موکله با هدف اقدام علیه امنیت داخلی کشور از طریق حضور در اغتشاشات مورخ ۲۳/۳ /۸۸ روز یکشنبه ۲۴/۳/۱۳۸۸ در خیابان ولیعصر(عج)روز دوشنبه مورخ ۲۵/۳/۱۳۸۸ میدان انقلاب تا آزادی ،سه شنبه ۲۶/۳ /۱۳۸۸ حوالی پارک ساعی، چهارشنبه ۲۷/۳/۱۳۸۸ میدان هفت تیر تا ولیعصر (عج) اجتماع و تبانی نموده است این در حالی است که: شهیدی در مراحل دادرسی- در نزد بازپرس پرونده و محضر دادگاه – صراحتا اعلام نموده است که در دو راهپیمایی آنهم در روزهای ۲۵و ۲۷ خرداد شرکت کرده است. این دو راهپیمایی بر اساس اعلام قبلی آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو کاندیدای ریاست جمهوری بوده  است که در سکوت برگزار گردید. در این دو راهپیمایی هر دو کاندیداها شرکت کرده و هیچ اغتشاشی ایجاد نگردید. حضور وی را به دلیل اطلاع وزارت کشور، در تجمع قانونی و دارای وجاهت می نماید.  شهیدی در عین واحد دارای دو سمت مهم بوده است که حضور وی را در هر تجمعی قانونی و دارای وجاهت می نماید. یکی اینکه ایشان نویسنده و  روزنامه نگار بوده اند و مقتضای این حرفه ایجاب می کند تا روزنامه نگار جهت تهیه گزارش و خبر در هر محل و موقعیتی حاضر و مشاهدات خود را به رشته تحریر درآورد. دوم اینکه شهیدی مشاور امور زنان حزب اعتماد ملی بوده که این امر نیز می طلبد تا در راهپیمایی یا هر جلسه ای که در ارتباط با وظیفه ایشان است شرکت نماید .هنگامه شهیدی در تاریخ هشتم تیر ماه؛ پس از سخنان مقام معظم رهبری، صراحتا اعلام می کند که به عنوان یک ایرانی مسلمان، معتقد و متعهد به قوانین و مبانی جمهوری اسلامی پس از بیانات مقام رهبری در خطبه های نماز جمعه به عنوان فصل الخطاب مناقشات انتخاباتی، از حضور و مشارکت در هرگونه اقدام اعتراض آمیز صرفنظر کرده و مصلحت نظام و کشور را در پیگیری موضوع از مجاری قانونی و به دور از جنجال آفرینی می دانم. این اظهار شهیدی که در روزنامه و سایتهای مختلف خبری منتشر گردید حکایت از حسن نیت وی در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی اش دارد که نمی توان بر این عمل و طرز تفکر شهیدی که  مورد نظر مقام معظم رهبری نیز می باشد خرده گرفت و وی را بازخواست کرد .

در اصل ۲۷ قانون اساسی؛ تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح و به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد اعلام شده است و در هیچ یک از قوانین جاری کشورمان موادی مغایر با این اصل قانونی وجود ندارد مضاف به اینکه قانون گذار نیز حق تصویب قانونی مغایر با مقررات قانون اساسی را ندارد. بنابراین اگر فردی در راهپیمایی و تجمعی شرکت کند که در آن سلاح به کار گرفته نشود و راهپیمایی و تجمع نیز مخل به مبانی اسلام نباشد. نمی توان وی را دستگیر، ‌محاکمه و محکوم کرد. در ما نحن فیه نیز وضع به همین منوال است شهیدی با حسن نیت  در حالی که می توانست منکر حضور در راهپیمایی باشد صراحتا اعلام می کند که در دو راهپیمایی که در سکوت برگزار گردید شرکت داشته است و این دو راهپیمایی بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی بوده و مهمتر اینکه دو کاندیدای ریاست جمهوری نیز در این دو راهپیمایی شرکت کرده اند.

عنصر معنوی جرم که در هدف اقدام علیه امنیت داخل کشور مستقر است مخدوش بوده و دلیلی در پرونده وجود ندارد که نشان دهد هدف شهیدی اقدام علیه امنیت کشور است. شهیدی در تمام مراحل دادرسی صراحتا اعلام نموده است که قصد مجرمانه نداشته و مصلحت کشور را نسبت هر موضوع دیگری ترجیح می دهد به همین دلیل نمی توان صرف حضور در راهپیمایی را دلالت بر وجود عنصر معنوی جرم انگاشت.

در کیفر خواست تنظیمی ادعا شده است که اقدام شهیدی موجب اخلال در نظم عبور و مرور شهروندان، اختلال ترافیکی در شهر و ایجاد بلوا و آشوب نیز بوده است در حالی که چنین ادعا و اظهاری به هیچ عنوان صحیح نیست چرا که شهیدی شخصی فرهنگی و دارای شخصیت اجتماعی و سیاسی موجهی بوده و نمی توان انگ ایجاد بلوا و آشوب را به وی منتسب نمود و دلیلی نیز بر این ادعا وجود ندارد و در مورد اخلال در نظم عبور و مرور شهروندان و اختلال ترافیکی، شهیدی عملی انجام نداده تا بگوییم عمل وی در نظم عبور و مرور شهروندان و اختلال ترافیکی تاثیر گذارد. اگر چنین باشد دیگر نباید در راهپیمایی هایی که در طول سال برگزار می شود شرکت کرد چرا که تمام راهپیمایی ها از جمله راهپیمایی ۱۳ آبان یا ۲۲ بهمن و یا راهپیمایی روز قدس و غیره همگی دارای تبعات اینچنینی  هستند. لذا این ادعا صرفا جهت مجرم القاء نمودن شهیدی مطرح شده است.

در کیفرخواست صادره، امضاء بیانیه های برخوردار از جنبه تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از جمله کمپین یک میلیون امضاء، لغو قانون سنگسار، امضاء بیانیه های خطاب شده به شورای حقوق بشر سازمان ملل در خصوص نقض حقوق بشر در ایران نیز از دلایل مجرمیت شهیدی به شمار آمده است که در این مورد مراتب ذیل لازم به توضیح است:

به نظر اینجانب آوردن چنین جملاتی در متن کیفرخواست یا دادنامه های صادره از دادگاه نه تنها در شان و منزلت و جایگاه دستگاه قضایی نیست. صرف نظر از اینکه شهیدی هیچ بیانیه و اعلامیه ای را امضاء نکرده و کمیته بازجویی وزارت اطلاعات حتی یک نمونه از امضاء شهیدی را ارائه نکرده است و از طرفی شهیدی منکر امضائ هرگونه بیانیه و اطلاعیه شده است باید گفت که در نظام جمهوری اسلامی ایران که به کرات توسط مقام  معظم رهبری و ریاست جمهوری موضوع آزادی بیان مطرح شده است امضاء هر نامه یا بیانیه ای که به اصل نظام جمهوری اسلامی ایران خدشه وارد نکند جرم نبوده و نیست. اگر بر فرض امضای لغو قانون سنگسار را جرم بدانیم و بخواهیم شخصی را با سنگسار مخالف است مجرم بیانگاریم. پس بدون هرگونه تبعیض، می بایست نمایندگان مجلس شورای اسلامی و بسیاری از مسئولین دستگاه قضایی را که مخالف سنگسار و حذف این مجازات از قانون هستند را محاکمه و مجرم اعلام کنیم . همچنین در این دادنامه به صراحت قید شده است که در خصوص نقض حقوق  بشر در ایران بیانیه هایی خطاب به شورای حقوق بشر سازمان ملل تهیه شده است. تعجب اینجانب از عنوان نمودن این موضوع این است که چرا کمیته بازجویی بدون تحقیق نسبت به وظیفه شورای حقوق بشر و اینکه در ایران چه می گذرد چنین جمله ای را برای آنکه ذهن دادگاه را منحرف کند به میان آورده است. سوال اینجاست که اگر در کشوری حقوق بشر نقض شود می بایست به کجا مراجعه کرد ؟ و حال اینکه امضاء و یا نوشتن هر نوع نامه یا بیانیه ای که نقض حقوق بشر را اعلام کند  جرم نیست و نمی توان چنین عملی را مجرمانه تلقی نمود بازهم تاکید می نمایم که بر فرض جرم بودن موضوع ، شهیدی هیچ بیانیه و اطلاعیه ای را امضاء نکرده است تا بتوان چنین عملی را برای مجرم تشخیص دادن وی مطرح نمود.

در کیفر خواست تقدیمی، وبلاگ نویسی شهیدی مستند دیگری برای تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به شمار آمده است . ای کاش قاضی رسیدگی کننده به پرونده، حتی به یک مورد از نوشته شهیدی  که حکایت از تبلیغ وی علیه نظام باشد را اشاره می نمود. در این رابطه آقای سیدعلیرضا بابایی نویسنده و تحلیل گر سیاسی و اجتماعی طی مقاله ای در تاریخ ۳/۵/۱۳۸۸ تحلیل محتوایی و گفتمانی دیدگاه ها و رویکرد های خانم هنگامه شهیدی در وبلاگش را نوشته و منتشر کرده است.

دادگاه پس از مطرح کردن قسمتی از کیفرخواست اعلام می نماید که مطالبی ضروری بوده که نیاز به بازگو نمودن در دادنامه است. به همین دلیل موضوعاتی که مطرح نمودند را به عنوان دلیل مجرمیت شهیدی مطرح می کنند که در ذیل به آنها اشاره می کنم:

۱- سوابق اجتماعی و سیاسی شهیدی از جمله اینکه خانم هنگامه شهیدی روزنامه نگاری شاخص است و در روزنامه هایی چون نوروز، حیات نو، آفتاب یزد، زن ، اعتماد و …همکاری داشته دلیلی بر ارتکاب جرم توسط شهیدی به حساب می آید ؟!…

۲- اینکه شهیدی به سفارش رئیس جمهور وقت آقای سید محمد خاتمی به عنوان مشاور و رئیس سازمان ملی جوانان منصوب شده است از جمله دلایل جرم است؟؟! ..

۳- اینکه شهیدی در زمینه حقوق بشر و حقوق زنان در ایران فعال بوده و مقطعی نیز عضو کمیسیون حقوق بشر اسلامی بوده است از جمله دلایل جرم به حساب آمده است؟؟!…

۴- اینکه شهیدی به کشور انگلستان سفر کرده است از جمله دلایل جرم به حساب آمده است. دادگاه برای آنکه مستمسکی برای محکومیت شهیدی به دست آورد به مطالب غیر واقع مندرج در پرونده استناد کرده است در حالی که به کرات شهیدی به شکنجه های شدید خود تاکید نموده است دادگاه، دفاعیات شهیدی را بی اهمیت و اظهارات کمیته بازجویی را که در آن اشاره به ارتباط مستمر با عناصر ضد انقلاب و بعضا وابسته به سرویس های اطلاعاتی انگلستان و آمریکا و همکاران رادیو دولتی انگلیس همانند بی بی سی شده است را ملاک در محکومیت شهیدی می داند؟؟!

۵- اینکه شهیدی به دلیل نداشتن شغل مناسب در رابطه با حرفه اش در آزمون ورودی شبکه BBC فارسی شرکت کرده و به دلیل روحیه انقلابی  و حجاب اسلامیش پذیرفته نمی شود نیز از جمله دلایل جرم به حساب می آید .

۷- همچنین برگشت شهیدی به ایران و عضویت وی در شورای مرکزی حزب  اعتماد ملی استان تهران و مشاور آقای مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی نیز از دیگر موارد استنادی موکله به وقوع جرم است؟!..

ج)قسمت عمده ای از دادنامه صادره  به نامه نانوشته ی شهیدی به آقای اکبر گنجی اختصاص داده است . شهیدی بنا به اظهار خود در تحقیقات مقدماتی و برای رهایی از شکنجه به زور و عنف اقرار می کند که چنین نامه ای را خود نوشته است. ایشان پس از رهایی از شکنجه در نزد بازپرس رسیدگی کننده به پرونده و همچنین محضر دادگاه، صراحتا اعلام می کند که چنین نوشته ای را قبول ندارد و منتسب به وی نیست. دادگاه متن این نامه را دلیل بر تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران قلمداد کرده و بر این اساس شهیدی را به حبس محکوم نموده است.

در اواخر سال ۱۳۸۸ درخواستی خطاب به ریاست محترم قوه قضاییه نوشتم و با عنایت به مراتب فوق و اینکه هنگامه شهیدی بی گناه است و مورد از شمول ماده ۱۸ قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب می باشد تقاضای مطالبه پرونده شهیدی جهت بررسی دقیق را نمودم. امیدوارم ریاست محترم قوه قضاییه به درخواست اینجانب جهت رهایی هنگامه شهیدی از زندان توجه نمایند.

به هر حال هنگامه شهیدی در زندان است و چشم امید به دستگاه قضایی و دیگر مسئولینی دارد که توان آزادی وی را از زندان دارند. لذا از تمام کسانی که توانایی انجام هر اقدامی جهت آزادی شهیدی را دارند درخواست می کنم تا به هر نحو ممکن این زن محبوس را نجات دهند و نگذارند که ایشان بیش از این عذاب بکشند.

 

اتشار: وبلاگ محمد مصطفایی

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید