خبرگزاری هرانا
امروز سه شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۹, 25th of March 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۱/۲۴ ساعت ۱۵:۴۱:۴۰

    خانه  > سایر گروهها  >  تساوی زن و مرد، از حرف تا عمل/ واحد خلوصی

تساوی زن و مرد، از حرف تا عمل/ واحد خلوصی

خبرگزاری هرانا –  تصور کنید، دو دهه قبل است وشما در جمعی متشکل از دوستان، همکاران و یا همسایگان خود نشسته اید و اخبار آزار و اذیت و بطور کلی نقض حقوق تعدادی از هموطنان خود را می شنوید که ممکن است به هر دلیلی ازجمله اعتقادات مذهبی، سیاسی و غیره ، مورد شکنجه، ضبط اموال، زندان، اعدام و غیره قرار گرفته باشند. آیا از جمع مورد تصور شما افرادی هستند که مخالفت خود را با اینگونه برخورد ها اعلام کنند و حاضر شوند برای رهائی این افراد از این گونه جور و بی عدالتی ها کاری بکنند؟ از این جمع چه تعدادی، این اعمال را پسندیده و این گونه رفتار را شایسته و حق هر دگراندیشی در این مرز و بوم میدانند؟ جواب این سوال ها البته به فراخور جمع مورد تصور شما متفاوت است، اما آنچه در کل به اقرار بسیاری از جوانان آن سالها روشن و مشخص گشته، این بوده که کمتر کسی در آن سالها ضمانت سلامت، رفاه و آسایش خود و خانواده خود را در گرو سلامت و آسایش گروه های مختلف فکری، عقیدتی، سیاسی و غیره می دید. چه بسیار کسانی بودند که نه تنها ذره ای از این بی عدالتی ها بد به دل راه نمی دادند، بلکه به خیال خود با تائید و سکوت در این ثواب نانوشته، شریک گشته اند.

 

 این واقعیت که اکنون به شکل پتکی دردناک مدام بر سر این جامعه خورده و می خورد، درک همین رابطه ساده است، رابطه ساده در نظر، اما سخت در عمل که آسایش و امنیت، رفاه و سعادت، در گرو وحدتی است که در کثرت حاصل می شود. وحدتی که نتیجه آن مقابله با بی عدالتی برای همه باشد، حتی کسانی که اعتقتداتشان؛ افکار مذهبی یا سیاسیشان، باور ها و رسوم زندگیشان، با آنچه من و تو درست می پنداریم متفاوت باشد. اکنون درجامعه بزرگ ما کمتر کسی پیدا می شود که داغی از بی عدالتی و نقض حق، بر پیکره خود، خانواده و یا بستگانش ننشسته باشد. نتیجه این تجربه تلخ اکنون باور این اصل برای کثیری از ایرانیان شده که حقوق بشر برای بشر است و در بشر بودن یا نبودن افراد نمی توان شک کرد، چراکه حضرت حق همه را یکسان خلق نموده. آیا بهتر نیست بجای خلق تجربه های تلخ جدید، از یک تجربه درس بگیریم و با هزینه های جانی و مالی کمتری به باور های مشترک برسیم؟ آنچه باید یاد گرفت اینست که؛ تجربه خوبست اما تکرار تجربهِ اشتباه، حماقت است.

حال تصور نمائید که ممکن است در دو دهه بعد، دوباره مجنونی بنشیند و مقاله ای بنویسد؛ که در سالها پیش افرادی بودند که علی رغم تمام بی عدالتی ها، نشستند و همچون گذشتگانشان، دم نزدند. ندا های اطراف خود را شنیدند و دیدند و نه تنها ذره ای از این بی عدالتی ها بد به دل راه ندادند و … . شاید او اینبار بنویسد که بودند کسانی که در مقابل شعار تساوی حقوق زن و مرد سر تکان می دادند و در دل باوری دیگر داشتند و در رفتار، فاجعه عمل می کردند. اگر چنین بنویسد، حق دارد. شاید او بنویسد که در آن زمان حرفی از تساوی زن و مرد بود ولی عملی از کسی دیده نشد. شاید او روزی بداند که ۶۷ درصد از محصلین محروم از تحصیل، دختران بین ۱۱ تا ۱۶ سال بوده اند ، او همچنین خواهد فهمید که سهم زنان در اواسط دهه هشتاد شمسی از کل اشتغال این مملکت فقط ۱۱ درصد بوده است. اگر چنین بنویسد، حق دارد. چراکه هنوز کسانی هستند که وقتی میگوئی؛ سعادت و پیشرفت مردم و مملکت در گرو تساوی بدون قید و شرط حقوق زنان و مردان است، به تو می خندند. هنوز هستند کسانی که وقتی میگوئی زن و مرد حکم دو بال اند برای پرواز مرغ سعادت بشریت و مرغ به یک بال نمی پرد، آنها بخندند. چراکه پرواز را باور ندارند. یا شاید هنوز به دنبال خلق تجربه اند!

 این تفکر اشتباه که زنان محض پرستاری اطفال و خدمات خانه خلق شده اند و تحصیل علوم و فضائل مخالف با عفت و عصمت است، به تناسب رشد فکری جامعه و با اوج گیری بلوغ فرهنگی آن رو به نابودی خواهد بود، اما چند زن باید خودسوزی کنند تا همه به این باور برسند. به عنوان مثال ۳۷۵ نفر خود سوزی نمایشی فقط در سال ۲۰۰۱ کافی نیست؟ آنوقت چند مرد را می شناسید که در طول تمام ناملایمات زندگی بر این باور استوار بمانند؟ راحت تر بگوئیم؛ چند ثانیه دست خود را روی بوق اتومبیل نگاه میدارید وقتی میفهمید که راننده جلوئی که توقف بیجا کرده، زن است؟ مشکل بزرگتر از این مثال ساده است، چراکه همه منتظر نشسته ایم تا قوانین و دید مسئولین و حکومت نسبت به این موضوع عوض شود، تا ما نیز در سایه قوانین جدید، به زن و حقوقش احترام بگذاریم و این بزرگترین مشکل ماست. اما اگر نخواهیم تجربه تلخ دیگری را رقم بزنیم و با دیدی باز تر نگاه کنیم، خواهیم فهمید که تا وقتی قانون گذار معنی حقیقی و دوره و زمان ” الرجال قوامون علی النساء” را نفهمیده، نه تنها قانونی در حمایت از زن وضع نمی کند، حتی نتیجه آن می شود که در سپتامبر ۲۰۰۷ طرحی قانونی در مجلس ایران پیشنهاد می شود که با حذف حق رضایت زن در مورد ازدواج دوم شوهرش و همچنین واگذاری تصمیم نهائی در مورد چند همسری به دادگاه، اساساً تتمه آبروی باقی مانده مردان ایرانی را در این مورد می ریزد و به کلی جهد بلیغ در نادیده گرفتن منزلت و انسانیت زنان می نماید.

 عده ای که همیشه، استفاده ابزاری از زن برای تبلیغات و سود جوئی های مالی را در جوامع غربی به نقد کشیده اند ، تا کنون اندیشیده اند که خود به چه چشمی به جمعیت نسوان نگریسته اند؟ چشمی که همواره زن را وسیله ای البته نه(!) برای سود جوئی مالی، اما برای سود جوئی جنسی شخصی، حلال دانسته و در طمع بیشتر داشتن از آن هیچ تعارفی با احدی ندارد. تا بدانجا که اگر سود و لذت به نفع باشد، قوانین نیز موافق می شوند، شرع گردن خم میکند و اصول انسانیت هم تغییر می کنند، اما اگر به نفع نبود هزاران ماده و تبصره به کمک خواهند آمد. افرادی که تمام قوا و نیروی خود و البته ثروت ملی را در اختیار گرفته اند تا زنی با آستین حلقه ای در رسانه ملی ظاهر نشود و یا دختری با صندل قرمز در خیابان قدم نزند، در مورد سیصد هزار زنی که در حال حاضر در خیابان های تهران، بی خانمان و سرگردانند چه فکری می کنند و اساساً به آنها با چه چشمی می نگرند؟ آیا قوانین پیشنهادی قانون گذار، در مورد چند همسری که حتی با موافقت بعضی از نمایندگان زن نیز مواجه می شود، شیوه جدید کمک رسانی به مادران بی سرپرست و تنهائی است که ۲۹ درصد از خانواده های زیر خط فقر ایران را تشکیل میدهند؟

اگر هنوز نشسته ایم تا با تغییر قوانین و دید مسئولین نسبت به حقوق زنان و یا عمل به معاهده های بین المللی دراین زمینه گره از کار این مشکل باز شود، بهتر است صندلی راحت تری برای نشستن خود بیابیم، چرا که ایران نه تنها “میثاق امحاء جمیع اشکال تبعیض علیه زنان” را که در دوره آقای خاتمی پیشنهاد شد، نپذیرفت و آن را ناسازگار با هنجارهای اسلامی دانست، بلکه با عمل نکردن به سایر معاهدات از جمله میثاق های بین المللی “حقوق مدنی و سیاسی”،”امحاء تبعیض نژادی”،”حقوق کودک” و …، که مورد امضاء ایران قرار گرفته بود؛ نشان داده که رقبتی به اجرای اینگونه معاهدات ندارد. پس بهتر است راه حل را در خود جستجو کنیم؛ راه حل های ساده و در عین حال محکم ماست که در نهایت سایر تعصبات متداول را نیز از بین می برد و سبب بر افتادن بنیان جنگ و جدال می شود و در نهایت ما را به روز پر شکوهی می رساند که تصور صلح در چند قدمی ما، اینقدر مشکل نخواهد بود. بیائید منصفانه عمل کنیم، عصر پیش رو عصری نیست که مرد به واسطه زورمندی و قوی تر بودن بر زن غالب و مسلط بماند. درعصر کنونی هوشیاری و فراست فطری و خصائل روحانی محبت و خدمت زن قوی تر است و این سبب شده تا عصر جدید با عواطف و نوایای زنان آمیخته شود تا با صلابت مردان. اما در همین عصر با وجود بزرگی مشکل عدم تساوی زن و مرد و تاثیر شگرف آن بر حال و آینده بشریت ، راه حل های کوچک و ساده ای وجود دارد که در خانه ماست، در محل کار ماست، در خیابان و کوچه ماست و آن، این باور است که نزد حق تعالی آدمی از یک جنس است و برای ایشان مرد یا زن بودن امتیار نیست و مهمتر از این باور پایداری بر این باور است، حتی وقتی راننده جلوئی که بیجا توقف کرده زن باشد. حتی وقتی برای ادامه تحصیل فرزندانت قادر به تأمین هزینه های یکی ازآنها هستی و تو دخترت را انتخاب می کنی چون بر این باور پایبندی که دخترت قرار است مادر باشد و مسئولیت تربیت فرزندانی را به عهده خواهد داشت. راه حل آن احساس شادمانی واقعی و درونی تو در برابر به دنیا آمدن دخترت دقیقاً برابر با شادی حاصل از بدنیا آمدن پسرت است. راه حل وقتی است که با وجود همه مخالفت ها تو وصیت میکنی که به فرزندانت به طور برابر ارث برسد. راه حل وقتی است که تو در خانه، نظر و تفکر دختر و زنت را برابر با نظر و تفکر پسر و شوهرت بدانی تا به قاضی دادگاه یاد دهی که هر کسی میتواند فکر، نظر و حق شهادت برابر داشته باشد. راه حل آن باور تو است وقتی که مجبوری از همسرت جدا شوی و همانند فردی بالغ و عاقل می دانی که همسرت نیز چون تو قادر به سرپرستی از کودک است و تو از حق غیر قانونی ات که قانون به تو داده استفاده نمی کنی. راه حل وقتی است که زنت را به ازای قیمت مهریه بالا نمی خری و یا وفاداری شوهرت را با مهریه بالا تضمین نمیکنی. راه حل وقتی است که همانقدر که ازدواج همزمان یک زن با دو یا چند همسر را زشت و قبیح میدانی، ازدواج همزمان و چند همسری یک مرد را هم به همین میزان زشت و قبیح بدانی و بخوانی. راه حل عمل توست، وقتی انتظار داری کار کردن تو را ارج نهند، و تو زنت را هم در درآمد و مخارج خانواده سهیم می کنی و در مقابل شوهرت را در برابر تربیت فرزندان مسئول و سهیم می دانی. راه حل وقتی است که قبل از تصمیم به ازدواج موقت یا صیغه در مورد تأثیرات آن بر جامعه، خودت، فرد مورد نظر و فرزند احتمالی حاصل از این خطا، خوب فکر و مطالعه کنی، تا این کلاه شرعی را بر سرت نگذارند. راه حل وقتی است که ده ها مورد به این موارد اضافه کنی و به آن تحت هر شرایطی پایبند بمانی و دیگران را نیز تشویق کنی. راه حل وقتی است که بجای زن گرفتن، با زن مورد علاقه ات ازدواج کنی.

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید

    معادله امنیتی *