خبرگزاری هرانا
امروز یکشنبه ۲۷ تیر ۱۳۸۹, 24th of October 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۴/۲۷ ساعت ۱۲:۴۳:۵۸

    خانه  > سایر گروهها  >  سخنی با مادر شهید محسن روح الامینی

سخنی با مادر شهید محسن روح الامینی

خبرگزاری هرانا – سرکار خانم دکتر زهره حقیقی مادر محترم شهید محسن روح الامینی با سلام و عرض ادب و تسلیت.

اکنون مدت یکسال از شهادت جانگداز فرزند دلبند شما و سایر فرزندان برومند ایران زمین که گناهی به جز اعتراض به سرقت رای سبزشان نداشته اند می گذرد. شما یک مادر داغدار و عزادار هستید که صدای شما از سوی رهبر نظام شنیده می شود . شما به درستی در سوگ فرزندتان گفته اید که محسن ما رفت ؛ محسن های دیگر را دریابید. ودر پاسخ به این ندای حق طلبانه و برای بستن صدای اعتراض شما بود که زندان کهریزک بسته شد. اما فاجعه آفرینان کهریزک در پس پرده و بی مجازات باقی ماندند و به جنایات خود در زندانهای دیگر جمهوری اسلامی همچنان ادامه دادند.

کهریزکی که محسن شما در آن شکنجه وشهید شد به ظاهر بسته و تعطیل شده اما زندانهای دیگر همه به کهریزک تبدیل شده اند. بطوریکه خبرهای رقت انگیز آنرا این روزها همه می شنوند و از شنیدن آن خون می گریند. محسن شما زود رفت اما محسن های دیگر در کهریزکهای دیگری همچنان در زیر فشار های جسمی و روحی وشکنجه های غیر انسانی هستند .

برای حفظ آبروی نظام آنها دیگر کشته و شهید نمی شوند بلکه بدتر از آن زجر کش و وادار به اعتراف می شوند در حالیکه آنها برای رهائی از این زجر و شکنجه از خدا روزی هزار بار آرزوی مرگ می کنند و خانواده های آنها در غم عزیزانشان در بیرون از زندان هزار بار بیشتر از آنها زجر و شکنجه می شوند.

شما داغ فرزند دیده اید و درد و غم جانکاه همسر و فرزند و پدر و مادر یک فرد زندانی را بهتر از هر کس می دانید و به همین علت است که شما به درستی گفته اید که محسن های دیگر را دریابید. اما شما باید بدانید که محسن های بسیاری در زندانهای جمهوری اسلامی همچنان در درد و غم و رنج به خود می پیچند.انها گرسنه و تشنه نگه داشته می شوند و در تب و درد می سوزند اما از دارو و درمان خبری نیست که نیست و مسئولان بی وجدان زندان به انها می گویند از درد بمیرید ؛ هر چه کمتر بهتر.

در این تابستان گرم هرگاه که میوه ائی شیرین و گوارا و آبی خنک نوش جان می کنید ؛ یاد آن محسن های غریب و بی کسی باشید که در زندانهای چون کهریزک و بدتر از زندان هارون از گرما و تشنگی و تب و درد  به خود می پیچند. رهبر بی انصاف جمهوری اسلامی فارغ از این درد و غم متکبرانه بر جای علی تکیه زده و صدای مظلومیت این زندانیان را نمی شنود و از این درد و غم جانکاه خم به ابرو نمی آورد. اما علی از ورای قرنها صدای آنها را با گوش جان می شنود و از این درد بر خود می پیچد و از خدا برای خود باز هم آرزوی مرگ می کند وبر صورت خود سیلی می زند و بر جانشینان غاصبش هزاران بار لعنت و نفرین می فرستد که چگونه به نام او و برشیعیان او این همه ظلم و جور روا می دارند.

شما که درد آشنائید ؛ ایا شما هم صدای مظلومیت محسن خود و دیگر محسن ها را از ورای دیوارهای بلند زندانهای مخوف جمهوری اسلامی نمی شنوید؟ بی شک شما صدای آنها را با گوش جان می شنوید و صدای شما هم تو سط سران نظام شنیده می شود. پس صدای مظلومیت زندانیا ن بیگناه و خانواده هایشان را به گوش سنگین مسئولین نظام برسانید.

محسن شما و همه محسن های ایران منتظر کمک و یاری همه ایرانیان هستند. با رهبر جمهوری اسلامی ملاقات و با او بر سر آزادی همه زندانیان معامله کنید. شما از قصاص قاتلان فرزندتان محسن در گذرید و در عوض از او تقاضای نجات و رهائی همه محسن های اسیر و دربند ایران را کنید. بی شک اگر برای او اندک وجدانی باقی مانده باشد به تقاضای مادرانه و خیر خواهانه شما ناگزیر جواب مثبت خواهد داد و اگر نداد آنگاه شما در پیشگاه خدا و خلق تکلیف شرعی و انسانی خود را انجام داده و روسفید هستید و حجت بر همه تمام می شود.

بی شک همه مادران داغدار و عزادار ایران و همه خانواده های زندانیان سیاسی در این اقدام خداپسندانه و خیرخواهانه و انسان دوستانه همصدا و همراه شما و منتظر اقدام عاجل شما و همسرتان می باشند. با این اقدام خداپسندانه شما به بانوی اول دفاع از حقوق بشر مردم ایران و دفاع  از حقوق زندانیان سیاسی تبدیل خواهید شد و در صبر بر مصیبت از دست دادن محسن خود در نزد خدا ماجورخواهید شد. اذهب الی فرعون انه طغی فقل هل لک الی ان تزکی و اهدیک الی ربک فتخشی. خدا یار و همراه تان باد.

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید