خبرگزاری هرانا
امروز یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸۹, 23rd of September 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۱/۰۱ ساعت ۱۹:۰۷:۲۳

    خانه  > سایر گروهها  >  سال زندان و شکنجه و اعدام

سال زندان و شکنجه و اعدام

سال ۸۷ تازه فرا رسیده بود که نیروهای امنیتی ۱۲ فعال برابری طلب را بازداشت کردند، به جرم اینکه قصد داشتند به دیدار خانواده های زندانیان سیاسی بروند. ۹۰۰ فعال اجتماعی هم پای بیانیه ای را امضا کرده بودند که نوشته شده بود: “از دیدارهای نوروزی جرم نسازید”.

هنوز چند هفته از آغاز سال جدید نگذشته بود که پلیس جمهوری اسلامی از بازداشت ۱۰  “شایعه ساز و تجزیه طلب” در شمال غربی و جنوب ایران خبر می داد. سپاه می گفت ۲۶  تن از گردانندگان شبکه های “برانداز اینترنتی” را دستگیر کرده و قوه قضاییه هم رکسانا صابری را به جاسوسی متهم می کرد.

گزارشگران بدون مرز در همان روزهای اول سال اعلام کرد: ایران با ۹ روزنامه نگار و دو وب نگار زندانی، بزرگترین زندان روزنامه نگاران خاورمیانه است.

فروردین تمام نشده بود که سه تن از “عوامل” بمب گذاری حسینیه سید الشهدای شیراز اعدام شدند. همزمان، حکم اعدام سه فعال کرد هم لغو شد: هیوا بوتیمار، ‏انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی.

شماری از فعالان حقوق زنان هم دادگاهی می شدند؛ از جمله: ناهید کشاورز، محبوبه حسین زاده، سارا ایمانیان، پرستو الهیاری، نفیسه آزاد و عالیه مطلب زاده.

درست در چنین اوضاعی، اداره امور بین‌المللی ‏زنان وزارت امور خارجه، کتاب ‏‎”‎نقض حقوق زنان و کودکان در اتحادیه اروپا” را منتشر می کرد.

در همان فروردین، موج محکومیت ها نیز شروع شده بود. آرش و کامیار علایی به شش و سه سال حبس محکوم شدند. روناک صفارزاده هم به شش سال حبس، پروین اردلان به یک سال تعلیقی، سیلوا هارتونیان، زن امداد گرد ارمنی ایرانی تبار به سه سال زندان. و این تنها بخشی از محکومیت ها بود.

روزنامه سرمایه هم آمار عجیبی منتشر کرد: “کشور ایران با داشتن ۱/۵ درصد از جمعیت زندانیان دنیا، جزو ۱۰ ‏کشور اول جهان و سومین کشور آسیا از نظر تعداد زندانی است”.

انجمن صنفی روزنامه نگاران گفت “فشارها بر مطبوعات به ‏حدی است که کار به آستانه انفجار رسیده است”.

اردیبهشت؛ سرکوب در روز کارگر و روز معلم

در هفته اول اردیبهشت، صدور حکم هشت سال حبس تعزیری برای رکسانا صابری، جنجال افرید. آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان های حقوق بشری شدیدا به این حکم معترض بودند. و تازه محمود احمدی نژاد از قوه قضاییه می خواست که در پرونده رکسانا صابری عدالت رعایت شود.

آنسوتر در سنندج، ۷۳ تن از فعالین کارگری که برای ملاقات با خانواده یک فعال کارگری زندانی به منزل وی در ‏سنندج رفته بودند، دستگیر شدند و پس از هفت ساعت با سپردن کارت شناسایی آزاد گردیدند. ‏

اتحادیه دانشجویان اروپا نیز با صدور بیانیه ای از فشار بر شماری از دانشجویان ایرانی ابراز نگرانی کرد و خواستار آزادی مهدی مشایخی، نریمان مستوفی، احمد ‏قصابان، عباس حکیم زاده، یاسر ترکمان، ساناز اللهیاری، نسیم روشنایی، مریم شیخ و امیرحسین محمدی فر شد.

و باز هم در چنین اوضاعی، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در اعتراض به “نقض حقوق بشر در اروپا” کاردار ‏چک در تهران را احضار کرد.

اردیبهشت بود. جمعی از فقها، حقوق دانان و فعالان اجتماعی با صدور بیانیه ای خواستار توقف اجرای احکام اعدام نوجوانان ‏بزهکار در ایران شدند.

پلیس ایران اعلام کرد ۸۹ زن و ‏مرد را در جریان یک پارتی در تهران دستگیر کرده است.

آنطرفتر، در آستانه فرا رسیدن روز جهانی کارگر، چهار سازمان بین المللی “سرکوب تشکل های کارگری” و ادامه ‏بازداشت فعالین کارگری در ایران را محکوم کردند.

اتفاقات عجیبی در راه بود. هفته عجیبی بود، سومین هفته اردیبهشت. هفته ای که روز کارگر، روز معلم و روز جهانی ازادی مطبوعات در آن واقع شده بود.

در روز کارگر، قریب صد فعال کارگری بازداشت شدند، در روز معلم چندین معلم ‏بازداشت شدند و کتک خوردند. در روز جهانی آزادی مطبوعات، شمار روزنامه نگاران زندانی ‏در ایران به ۱۴ رسید. دلارا دارابی اعدام شد. سه نفر به دار آویخته شدند. یک نهاد آمریکایی جمهوری ‏اسلامی را در فهرست ۱۲ ناقض آزادیهای مذهبی در جهان جای داد. ۲۲ جوان در جریان یک پارتی بازداشت ‏شدند و یک دانشجو هم خودکشی کرد. ‏

موسسه مطالعات رسانه ای “فریدوم هاوس” هم اعلام کرد: “از جنبه برخورداری از آزاد بودن مطبوعات، ایران ‏در بین ۱۹۵ کشور جهان، امسال به همراه چین و روآندا در رتبه ۱۸۱ قرار دارد”. ‏

و درست در پایان هفته ای که این همه اتفاق افتاده بود، آیت الله شاهرودی در بلاروس “با انتقاد و اعتراض به استفاده ابزاری از حقوق بشر” اظهار ‏داشت: “مدعیان دروغین حقوق بشر با ژست دفاع از ملت ها با عملکرد دوگانه، حقوق انسانها و ملت ها را پایمال ‏می کنند”. ‏

دومین ماه بهار، داشت تمام می شد. با این خبرها: روزنامه یاس نو در عرض ۲۴ ساعت هم لغو توقیف و هم توقیف شد؛ برای ۱۴ تن از دراویش گنابادی احکامی صادر شد و در آخر، پنج نفر در شیراز به اتهام قتل، اعدام شدند و به این ترتیب شمار اعدام شدگان تنها ظرف ۲۰ روز، به ۲۰ تن رسید.

خرداد؛  کودتا، کشتار، بازداشت های بی سابقه

خرداد ماه فرا رسیده بود. ماهی که به انتخابات ریاست جمهوری ختم می شد. در نخستین هفته های این ماه، در زاهدان، انفجار بمبی در مسجد علی ابن ابیطالب، بیش از ۲۵ کشته و دهها زخمی به جای گذاشت. به گفته مسئولان قوه قضاییه، حدود ۱۵۰  تن هم بازداشت شدند. درست ۳۶ ساعت پس از وقوع این انفجار، اعلام شد که سه نفر از عوامل دخیل در انفجار، در ملا عام اعدام شدند.

عفو بین الملل هم در گزارش سالانه خود ضمن انتقاد از وضعیت حقوق بشر در ایران، جمهوری اسلامی را “پیشگام اعدام نوجوانان بزه کار” در جهان معرفی کرد. اما قربانعلی دری نجف آبادی، دادستان کل کشور گفت: “در ایران اعدام وجود ندارد و محکومان به مرگ، قصاص می‌شوند و غربی‌ها باید میان اعدام و قصاص تفاوت قائل شوند”.

شاید کسی نمی دانست که پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، وضعیت حقوق بشر در ایران به وخیم ترین شکل خود در ۳۰ سال گذشته مبدل خواهد شد.

هنوز نتایج انتخابات ریاست جمهوری اعلام نشده بود که بسیاری از سایت های خبری وابسته به اصلاح طلبان فیلتر شدند. خطوط تلفن و پیامک مختل شد و همه چیز دست در دست هم داد تا بازنده انتخابات که به اذعان فعالان حقوق بشر، بدترین کارنامه نقض حقوق بشر را در کارنامه اش ثبت کرد، به شکل غیرمنتظره ای برنده اعلام شود. خبر برنده شدن محمود احمدی نژاد در پی”تقلبهای گسترده انتخاباتی” به حدی شوکه کننده بود که موج درست کرد. موج اعتراض و موج سرکوب و موج بازداشت. “کودتای سیاه”، با “کودتای اینترنتی” پیوند خورد و ایران را لرزاند.

اولین موج “پاکسازیها” با بازداشت فعالان سیاسی در تهران آغاز شد: مصطفی تاج زاده، محسن امین زاده، تقی رحمانی، رضا علیجانی، عبدالله رمضان زاده، شاهین نوربخش، هدی صابر، کیوان صمیمی، عماد بهاور، احمد افجه ای، احمد زید آبادی، سعید شریعتی و شیوا نظرآهاری از جمله بازداشت شدگان بودند. بعلاوه، بهزادنبوی، محمد رضا خاتمی و همسرس، همچنین محسن میردامادی، زهرا مجردی، و محمد عطریانفر هم ۲۴ ساعت بازداشت، سپس آزاد و باز باداشت شدند.

همزمان با این بازداشتها، اختلال در خطوط تلفن و پیامک بیشتر شد. خبرگزاریهای غیردولتی عملا صدایشان خفه شد. خبرگزاریهای خارجی محدود و محدودتر شدند. بازداشتها گسترش یافت و اعتراضات به خیابانها و دانشگاهها کشید. و تکان دهنده ترین وخونین ترین سرکوبها را دامن زد.

در کوی دانشگاه، ۱۸ تیری دیگر، اما خونین تر رقم خورد. فاجعه زمانی رخ داد که نیروهای لباس شخصی به دانشگاه و تجمع دانشجویان معترض در داخل کوی حمله ور شدند و دانشگاه را شبانه محاصره کردند و با اسلحه های جدید، با قمه و باتوم، به دانشجویان حمله ور شدند. به دانشجویانی که تنها به “نتیجه انتخابات” اعتراض داشتند. تیراندازی کردند، با تبر و چاقو زدند، شماری را از ساختمان به پایین پرت کردند و شماری را بردند. حاصل کارشان این بود:پنج دانشجو کشته شدند. دهها دانشجو زخمی و دهها تن دیگر هم به مکانهای نامعلوم منتقل شدند.

پس از حضور میلیونی و مسالمت آمیز مردم در مسیر انقلاب تا آزادی، در حالی که همه چیز داشت به خوبی و خوشی تمام می شد، “رگبار” نگذاشت که مسالمت آمیز بماند. نیروهای بسیج هشت شهروند را به ضرب گلوله و در مقابل خبرنگاران و دوربینها و چشمان همه جهان کشتند. شماری هم زخمی شدند. شهر پر بود از صدای آمبولانس و بوی دود و اشک آور.

رسانه های خبری نوشتند که فقط ظرف چند روز، ۵۰۰ تن از فعالان سیاسی، دانشجویی، حقوق بشری و روزنامه نگاران بازداشت شدند. بی جا نبود که کمپین بین المللی حقوق بشر، بازداشتها را نوعی “پاکسازی” نامید.

تیر؛ “وضعیتی شبیه دوران پینوشه”

تیر ماه فرا رسیده بود. سخنان آیت الله خامنه ای در خطبه های نماز جمعه، همانطور که عفو بین الملل پیش بینی کرد “چراغ سبزی شد به نیروهای امنیتی برای سرکوب خشن معترضین”.سرکوبی که باز فاجعه آفرین شد.

فقط یک ویدیوی ۴۰ ثانیه ای کافی بود تا مردم جهان قلبشان بلرزد. “ندا آقا سلطان”، دختری جوان، با چشمانی باز و نگاهی معصومانه، با چهره ای غرق در خون و گلوله ای در قلب، در خیابانی در تهران، مظلومانه از دنیا رفت.

در گوشه ی دیگری از شهرغم زده و  پر از دود و سرکوب، مردی اشک ریزان از کشته شدن همسر و دخترش می گوید، از  تیرهایی که به گلو و کمرشان خورد و آنها را از پای انداخت و دیگر بلند نشدند. “خدا می داند ما چه می کشیم.” این را می گوید و گریه می کند.

تنها در روز نخست هفته، “۱۹ نفر در تهران کشته شدند”. دهها نفر زخمی شدند و صدها نفر دستگیر شدند.

بازداشت ها به شکل بی سابقه ای ادامه داشت. خبرنگار نیوزویک و واشنگتن تایمز بازداشت شدند، خبرنگاربی بی سی از ایران اخراج شد. ۲۵ نفر از کارکنان”کلمه سبز” دستگیر شدند و چندین روزنامه نگار دیگر هم بازداشت شدند. بازداشتها به حدی رسید که جمهوری اسلامی ایران بزرگترین زندان روزنامه نگاران در جهان لقب گرفت و گوی سبقت را از چین یک میلیارد و دویست و هشتاد میلیونی هم ربود.

کمپین بین المللی  حقوق بشر نخستین آمارها را اعلام می کرد: ” ۲۴۰ بازداشتی که ۲۹ نفر از آنها کسانی هستند که پس از بازداشت آزاد شده اند. ۱۰۲ نفر از بازداشتی ها از شخصیت های سیاسی، ۲۳ نفر روزنامه نگار، ۷۹ نفر دانشجو و ۷ نفر از اساتید دانشگاه ها همچنان در زندان بسر می برند”.  اما لحظه به لحظه به این لیست افزوده شد.

بازداشتهای دانشجویی هم کم نبود. فشار بر دانشگاهها هم بی سابقه بود. در تهران، شیراز، مازندران، مشهد، همدان و سایر شهرها دهها دانشجو بازداشت شدند. شماری ناپدید شدند. اشکان ذهابی، در مازندران و در اثر ضربات نیروهای انصار، به کما رفت. چند دانشجوی کشته شده هم خاکسپاری شدند. همزمان با همه اینها، اعتراض هم بود. در سیستان و بلوچستان برای دهمین روز متوالی دانشجویان تجمع اعتراضی برپا کردند و با چشمانی گریان و شمع در دست “یار دبستانی” خواندند.

در حالی که مردم ایران، شاهد خشن ترین سرکوبها بودند، افکار عمومی دنیا و بسیاری از کشورهای جهان “از سرکوب خشن و بی رحمانه معترضین” انتقاد می کردند. رییس جمهور و مقامات آمریکا چند بار اعتراض کردند. کشورهای اروپایی سفرای ایران را احضار کردند، اتحادیه اروپا واکنش نشان داد و بان کی مون رییس سازمان ملل هم سکوتش را اینچنین شکست: “موضع من و سازمان ملل آن است که خواسته‌های اصیل و مشروع مردم ایران محترم شمرده شود”.

اما جمهوری اسلامی، به همه این واکنشها اعتراض کرد. همه آنها را مداخله در امور داخلی خواند و باز راه سرکوب را پیش گرفت.آیت الله خامنه ای هم حرفش این بود: ما زیر بار زور نمی رویم.

بازداشت ها هر روز ادامه داشت. بسیج اعلام کرد که ۱۰۰۰ نفر را بازداشت کرده است.

در کنار همه این بازداشتها، اعدام فله ای هم بود. ۲۰ نفر در زندان رجایی شهر به دار آویخته شدند. اتهام آنها نگهداری و حمل مواد مخدر ذکر شد. اعدام آنها با واکنش اتحادیه اروپا مواجه شد.

در همین حال، سایت پارلمان نیوزاعلام کرد: “رسانه ملی که اینروزها به گفته بسیاری از کارشناسان و مردم به رسانه دولتی مبدل شده است، در اقدامی ناشایست و تلافی جویانه هنرمندان حامی میرحسین موسوی را ممنوع التصویر کرد”.

سازمان دیده بان حقوق بشر از رهبران هشت کشور صنعتی خواست که “سرکوب خشونت‌بار” اعتراض‌های مردمی در ایران به نتایج انتخابات را محکوم کنند.

۱۰ تن از برندگان جایزه صلح نوبل، در نامه‌ای به بان‌ کی‌مون دبیر کل سازمان ملل، از وی خواستند که نماینده‌ ای برای بررسی اوضاع ایران به تهران بفرستد.

بعلاوه، شش کارشناس کمیته حقوق بشر سازمان ملل متحد، در متنی که در مقر سازمان ملل در ژنو توزیع شد، با ابراز نگرانی از سرکوب خشن مردم در پی تظاهرات اخیر، خواستار دیدار از ایران شدند.

در چنین شرایطی بود که کمپین بین المللی حقوق بشر چنین نتیجه ای را گرفت: “وضعیت ایران بسیار وخیم است و شبیه بسیاری از سرکوب های فجیع در حافظه تاریخ معاصر از جمله سرکوب های پس از کودتای ژنرال پینوشه در سال ۱۹۷۳ است که در جریان آن صدها نفر بازداشت، ناپدید و اعدام شدند”.

تیر ماه در حال تمام شدن بود. خبر رسید که سهراب اعرابی ۱۹ ساله هم توسط نیروهای دولتی کشته شده است.

در گوشه دیگری از شهر، یعقوب براویه دانشجوی هنر، که بسیجیان مسجد لولاگر به سر او شلیک کرده بودند، پس از اینکه مدتها در کما بود، دچار مغز مرگی شد و جان سپرد.

در شیراز هم، آرمان استخری پور، که لباس شخصیها به سرش باتوم زده بودند، پس از چند هفته، جان سپرد.

در همین حال، کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه، تعداد بازدشت شدگان را ۴۰۰۰ نفر عنوان کرد.

در کنار اینها، خبرگزاری های اصلاح طلبان از ممنوع التصویری و ممنوع المصاحبه بودن ۱۲۰۰خبر دادند. در همین راستا بود که محسن نامجو، به اتهام خواندن قرآن به صورت موزیکال به پنج سال حبس محکوم شد.

اعدام ها هم ادامه داشت. آنجا که ۱۳ عضو جندالله در زاهدان به دار آویخته شدند.

و در همین روزها بود که معاون احمدی نژاد گفت: “جمهوریتی که در این کشور نشان داده شد عمیق‌تر و پیشرفته‌تر از جمهوریت ادعایی غربی‌ها است”.

مرداد؛ کهریزک، تجاوز با باتوم و شیشه نوشابه

هفته اول مرداد با “روز جهانی اقدام برای حقوق بشر” آغاز شد. روزی که درهمه قاره ها و بیش از ۱۱۰ شهر جهان، ایرانیان با همراهی شماری از غیرایرانیان، برای دفاع از حقوق بشر در ایران به خیابانها رفتند و با مردم داخل ایران اعلام همبستگی کردند.

همچنین دهها شخصیت سرشناس ایرانی و بین المللی هم در نیویورک، سه روز برای دفاع از حقوق بشر در ایران و اعتراض به سرکوب و کشتار دست به اعتصاب زدند.

باز هم خبر از مرگهای دیگر: رامین قهرمانی، که چند روز با پا او را در زندان آویزان کرده بودند، پس از آزادی به دلیل لخته شدن خون در سینه اش، جان سپرد. محسن روح الامینی هم یکی دیگر از جوانانی بود که در بازداشتگاه جان سپرد. و سایت موج سبز آزادی هم از کشته شدن سعید عباسی به دلیل اصابت گلوله خبر داد و گزارشگران بدون مرز هم از مرگ روزنامه نگاری در جریان اعتراضات اخیر به دلیل ضربات باتوم و خونریزی مغزی خبر داد:علیرضا افتخاری.

در چنین روزهایی بود که از بازداشتگاه کهریزک و شکنجه هایی که علیه بازداشت شدگان در آنجا اعمال می شد، خبرهای تکان دهنده منتشر شد. از انواع شکنجه  و رفتارهای تحقیر آمیز تا انتشار بیماری مننژیت در بین بازداشت شدگان. کار به جایی رسید که صدای برخی از اصولگرایان هم در آمد.

هفته ای که  با “روز جهانی اقدام برای حقوق بشردر ایران” آغاز شد، با این جمله میر حسین موسوی به آخر رسید”مردم از جنایت ها نخواهند گذشت”.

یواش یواش نوبت رسید به دادگاه های جمعی بازداشت شدگان. حدود یکصد تن از بازداشت شدگان پس از انتخابات، به شکل دسته جمعی محاکمه شدند و برخی از متهمین علیه خودشان اعترافاتی کردند.

محاکمه ای که  محمد صالح نیکبخت وکیل ۱۰ تن از زندانیان از آن بی خبر بود، جلسه ای بود که جبهه مشارکت آن را “شویی مضحک” دانست و گزارشگران بدون مرز آن را “مضحکه” خواند و میر حسین موسوی آن را به “شکنجه های قرون وسطایی” تشبیه کرد و آیت الله منتظری هم آن را”غیر شرعی” خواند. نروژ کاردار ایران را احضار کرد و وزیر خارجه آلمان هم گفت”حداقل معیارهای شناخته شده حقوقی برای انجام یک محاکمه شفاف و عادلانه رعایت نشده است”. دیده بان حقوق بشر هم نتیجه گرفت: “هیچ چیزی نمی توانست به اندازه این اعترافات تمایلات اقتدارگرایانه رهبران ایران را نشان دهد. “

در چنین اوضاعی بود که ۴۴ تن از برندگان جایزه نوبل خطاب به “زندان و مردان شجاع ایران” گفتند: “خود را تنها احساس نکنید. امید خود را از دست ندهید. جهان می‌داند که بقای فیزیکی و معنوی‌اش به بقای شما وابسته است”.

بعلاوه، در همین هفته بود که ۲۷ تن اعدام شدند. اتهام ۲۴ تن از آنها “قاچاق مواد مخدر” ذکر شد و سه تن دیگرهم به “تجاوز” متهم بودند.

سومین هفته مرداد چنین آغاز شد: هفته با دومین جلسه دادگاه شماری از بازداشت شدگان اعتراضات اخیر آغاز شد. دو کارمند محلی سفارتخانه های فرانسه و بریتانیا به همراه یک شهروند فرانسه در این دادگاه حاضر بودند و همچنین شماری از شخصیتهای سیاسی و مطبوعاتی نظیر احمد زیدآبادی، علی تاجرنیا، هدایت آقایی، شهاب طباطبایی و محمد جواد امام هم در این جلسه حضور داشتند. کیفرخواست صادره دربرگیرنده اتهامات سنگینی بود: از اقدام برای ترور و جاسوسی گرفته تا تلاش برای انجام انقلاب مخملی. فارغ از شخصیتهای سیاسی، حتی تویتر و فیس بوک و گوگل هم در این کیفرخواست از اتهامات وارده در امان نماندند.

در واکنش به اوضاع ایران، نهادهای ملی حقوق بشر آسیایی از کشورهایی همچون هند، جمهوری کره، افغانستان، مغولستان، اردن، استرالیا، تایلند، تیمور، سریلانکا، فیلیپین، نپال، مالزی، اندونزی و نیوزلند به همراه بیش از بیست سازمان غیر دولتی حقوق بشر در منطقه آُسیا و اقیانوسیه در نشست سالانه خود در شهر عمان پایتخت اردن، بطور یکپارچه با صدور بیانیه ای ضمن ابراز همبستگی با مردم ایران، خواستار مداخله فروم آسیا و اقیانوسیه بعنوان یکی از مکانیزم های حقوق بشر در منطقه آسیا برای پایان دادن به این خشونت ها و کمک به مردم در احقاق حقوق خود شدند.

شهریور؛ محاکمه اینترنت

در شهریور ماه بود که مهدی کروبی، برخی مستندات خود در خصوص تجاوز به زندانیان منتشر کرد. همچنین یکی از اعضای کمیته ویژه مجلس برای بررسی حوادث پس از انتخابات، در گفتگو با پارلمان نیوز تصریح کرد: “تجاوز با باتوم و شیشه نوشابه به برخی از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات برای ما محرز شده است”.

سعید مرتضوی هم که  از مقام دادستانی تهران برکنار شده بود، گفت: “کارنامه ام در وقایع پس از انتخابات درخشان است”.

علیرضا بهشتی، اعلام کرد که تعداد کشته شدگان حوادث اخیر به ۷۲ نفر رسیده است. اما محمد علی جعفری فرمانده سپاه گفت:کشته شدگان ۲۹ نفر هستند که ۲۰ نفر آنها بسیجی بوده اند.با این حال وی اسامی این “بسیجی” ها را ذکر نکرد و نگفت که چه زمانی و کجا کشته شده اند. پیش از وی، فرمانده بسیج گفته بود که هفت بسیجی کشته شده اند.

عباس جعفری دولت آبادی، دادستان جدید تهران، دستور پلمپ پنج مکان را صادر کرد: دفتر مهدی کروبی، دفتر حزب اعتماد ملی، دفتر کمیته پیگیری بازداشت شدگان، دفتر انجمن دفاع از حقوق زندانیان و “بنیاد حفظ و نشر آثار شهید بهشتی”.

آنطرف تر، حدود ۳۴۰ روزنامه نگار ایرانی با نوشتن نامه ای خطاب به عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، خواستار آزادی روزنامه نگاران زندانی و رفع توقیف نشریات و فک پلمپ انجمن صنفی روزنامه نگاران شدند.

در آخرین روزهای شهریور ماه، جلسه “دادگاه” شش تن از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات برگزار شد. جلسه ای که گزارشگران بدون مرز اسمش را گذاشت: مضحکه عدالت پرده پنجم؛ محاکمه اینترنت.

در این جلسه، دو سایت فیس بوک و یوتیوب  متهم به جنگ روانی علیه ایران شدند و همزمان، اتهاماتی علیه شش متهم حاضر در جلسه مطرح گردید. از جمله عبدالله مومنی، که در جلسه از او با “ع. م” یاد می شد، به داشتن ارتباط با عفو بین الملل و دیدبان حقوق بشر  و مصاحبه با رسانه ها متهم گردید.

در خارج از این دادگاه، که برخی آن را “کیفرخواستی علیه اینترنت” نیز اسم گذاشتند، پنج سایت فیلتر شدند و یک سایت دیگر مورد حمله قرار گرفت. پرشین بلاگ، نوروز، کلمه، خبرنامه امیر کبیر و مدرسه فمنیستی فیلتر شدند و سایت سحام نیوز مورد حمله قرار گرفت.

دادسرای ویژه روحانیت، سه نوه آیت الله حسین علی منتظری را بازداشت کرد که یکی از آنها متعاقبا آزاد شد. همچنین فرزندان حسین موسوی تبریزی، دبیر مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم و فرزندان اصغر ناظم زاده و آقای احمدی، اعضای این مجمع نیز بازداشت گردیدند.

مهر؛ اعدام در روز جهانی مبارزه با اعدام

در نخستین هفته پاییز، پس از راهپیمایی روزقدس، در تهران شماری از شهروندان بازداشت شدند. منابع رسمی شمار بازداشت شدگان را ۳۵ تن ذکر کردند.

در همین حال، چندین فعال سیاسی در این هفته دستگیر شدند. نیروهای امنیتی، آذر منصوری از اعضای ارشد جبهه  مشارکت را دستگیر کردند. علاوه بر وی، چندین فعال سیاسی دیگر نیزدستگیر شدند. از جمله، مجید خرمی، سید احد حسینی، حسین نورانی نژاد، مهدی موسی نژاد، مهدی محمودیان وفاطمه دردکشان.

در چنین اوضاعی از زندان اوین خبر رسید که احمد زیدآبادی زیر شدیدترین شکنجه هاست تا به خواست بازجویان، متن اعترافات اجباری را امضا کند و در دادگاه آن را به جای دفاعیاتش قرائت نماید. به گفته همسر این روزنامه نگار زندانی، بازجوها به وی گفته اند: “دستور داریم تو را له کنیم و اگر همکاری نکنی هر کاری دلمان خواست با تو می کنیم و اگر این کاغذهای بازجویی را ننویسی همین کاغذها را به خوردت خواهیم داد”.

آنسوتر، همزمان با بازگشایی دانشگاهها، ۳۴۳ تن از استادان و مدیران دانشگاههای جهان، نگرانی عمیق خود را از وضعیت حاکم بر دانشگاههای ایران ابراز داشتند و “مداخلات سیاسی در امور آکادمیک” را محکوم کردند و خواستار توقف فوری و بی قید و شرط “تعرض” به حریم دانشگاههای ایران شدند.

همزمان با سفر محمود احمدی نژاد به نیویورک، صدها تن از ایرانیان با برپایی تجمعات اعتراضی، ضمن محکومیت سفر احمدی نژاد به نیویورک، خواستار جلب توجه افکار عمومی و نیز مقامات رسمی کشورهای جهان نسبت به نقض گسترده حقوق بشر در ایران شدند.

وسط های مهر ماه بود که  ۱۴ تن از اعضای شورای مرکزی و شورای تهران دفتر تحکیم وحدت بازداشت شدند. بازداشتی که زیاد به طول نیانجامید وهمه بازداشت شدگان منهای این دو دانشجو آزاد شدند: احمد احمدیان و عزت تربتی.

همچنین نیروهای امنیتی، ۱۲ تن از اعضای کانون صنفی معلمان را در خانه دبیر کل این کانون دستگیر کردند، اما همه بازداشت شدگان پس از یک روز از زندان آزاد شدند.

آنسوتر، هیات نظارت بر مطبوعات، سه روزنامه  را در این هفته توقیف کرد: “فرهنگ آشتی”، “آرمان” و “تحلیل روز”.

مهرماه هنوز تمام نشده بود. درست یک روز پس از روز جهانی مبارزه  با حکم اعدام، بهنود شجاعی نوجوانی که در ۱۶ سالگی مرتکب قتل شده بود به دار آویخته شد.

آبان؛ اعدام احسان فتاحیان، مرگ مشکوک رامین پوراندرجانی

در آغاز این ماه، اتحادیه اروپا به نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کرد و خواستار آزادی زندانیان سیاسی شد.

سازمان دیده بان حقوق بشر با انتشار بیانیه ای ضمن اشاره به محکومیت افرادی نظیر شهاب طباطبایی، کیان تاج بخش، مسعود باستانی و چندین مورد دیگر، از جمهوری اسلامی درخواست کرد فورا احکامی را که پس از جریانات پس از انتخابات علیه افراد بازداشت شده صادر شده، لغو کند.

در همین حال عفو بین الملل هم با صدور بیانیه ای آزادی دکتر محمد ملکی را خواستار شد. این سازمان همچنین نگرانی شدید خود را از وضعیت سلامتی دکتر ملکی ابراز کرده و عنوان کرد که نگران به خطر افتادن جان دکتر ملکی است “چرا که این پژوهشگر سالخورده از بیماریهای زیادی رنج می برد”.

آنسوتر، همزمان با برگزاری اعتراضات مردمی در روز ۱۳ آبان، نیروهای حکومتی به تجمعات مسالمت آمیز شهروندان در شهرهای تهران، اصفهان، تبریز، شیراز و مشهد حمله کردند و در نتیجه، شماری از شهروندان بازداشت و تعدادی هم زخمی شدند.

در تهران، لباس شخصی ها به مهدی کروبی، یکی از  رهبران جنبش سبز حمله کردند و به طرف وی و محافظانش گاز اشک آور پرتاب نمودند که منجر به زخمی شدن دو تن از محافظان آقای کروبی شد.

همچنین ماموران امنیتی، با ورود به منازل چهار تن از اعضای سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) حسن اسدی زیدآبادی، محمد صادقی و حجت شریفی در تهران و کوهزاد اسماعیلی مسئول شاخه گیلان این سازمان در رشت، همگی آنها  را دستگیر کردند.

روزنامه سرمایه پس از انتشار ۱۳۵۰ شماره، لغو امتیاز شد.

در آخرین روزهای آبان،  به رغم اعتراضات گسترده بین المللی، احسان فتاحیان، جوان ۲۸ ساله کرد در زندان سنندج اعدام شد.

عفوبین الملل، دیده بان حقوق بشر، کمپین بین المللی حقوق بشر و هزاران تن از فعالان مدنی خواستار لغو حکم اعدام احسان فتاحیان شده بودند اما در نهایت، قوه قضاییه جمهوری اسلامی، بی توجه به اعتراضات بین المللی، این حکم را اجرا کرد.

در همین حال، رامین  پوراندرجانی  پزشک بازداشت گاه کهریزک به طرز مشکوکی جان سپرد. نیروی انتظامی علت مرگ وی را “ایست قلبی” اعلام کرد اما خانواده او و نیز شماری از نمایندگان مجلس این موضوع را مشکوک و قابل تامل دانستند.

دادگستری تهران هم از صدور احکامی برای شماری از زندانیان وقایع پس از انتخابات خبر داد. بر همین اساس، برای پنج تن حکم اعدام صادر گردیده و ۸۱ تن هم احکام زندان از شش ماه تا ۱۵ سال برایشان صادر شده است.

در چنین زمانی بود که خبر رسید: عبدالله مومنی به هشت سال حبس محکوم شده است. علی بهزادیان نژاد هم تنها به دلیل کامنت هایی که برای وبلاگش نوشته شده بود، به شش سال حبس محکوم  شد. همچنین کامبیز نوروزی، فعال رسانه ای به تحمل دو سال حبس و ۷۶ ضربه شلاق محکوم گشت. افزون بر این موارد، دادگاه تجدید نظر حکم ۲۸ ماه حبس فرامرز عبدالله نژاد را تایید کرد.

و در نهایت، بیش از یکصد سازمان طرفدار حقوق بشر در سراسر جهان با ارسال نامه‌اى به هیات‌‌هاى نمایندگى و وزراى امور خارجه کشورهاى عضو سازمان ملل متحد، با اشاره به نقض گسترده حقوق بشر در ایران، از آنها خواستند که از قطعنامه مجمع عمومى در محکومیت نقض حقوق بشر در ایران پشتیبانى کنند.

آذر؛ محکومیت جمهوری اسلامی در سازمان ملل

کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با صدور قطع نامه ای، نقض “فزاینده” حقوق بشر در ایران را محکوم کرد.

یک روز پس از صدوراین قطع نامه، حکم اعدام محمد رضا علی زمانی که به اتهام “محاربه” به اعدام محکوم شده بود در دادگاه تجدید نظر تایید شد.

بعلاوه، شماری از فعالان هم دستگیر شدند. در اصفهان، مهرنوش اعتمادی از فعالان کمپین یک میلیون امضا دستگیر شد و بعد از چند روز تفهیم اتهام گردید.

در تهران هم، نیروهای امنیتی، ساسان آقایی، روزنامه نگار همکاری بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب را در منزل شخصیش دستگیر کردند. در قم نیروهای امنیتی، اکبر کرمی از فعالان سیاسی این شهر را بازداشت کردند. همچنین عباس حکیم زاده دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت، مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و البرز زاهدی از دانشجویان لیبرال، حمید قهوه چیان، احمد میرطاهری، علیرضا زرگر، امیرکاظم پور و یاسر معصومی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی و رسول عالی نژاد و بهروز فریدی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریزاز جمله این بازداشت شدگان بودند؛ همچنین آرش خاندل و مراد باصره از فعالین دانشجویی دانشگاه ایلام از سوی نیروهای امنیتی دستگیر شدند.

دادگاه انقلاب، احمد زیدآبادی روزنامه نگار و دبیر سازمان دانش آموختگان ایران را به تحمل شش سال زندان، پنج سال تبعید و محرومیت مادام العمر از فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی محکوم کرد. یکی از اتهامات احمد زیدآبادی نوشتن نامه ای خطاب به آقای خامنه ای است که در آن رهبر جمهوری اسلامی را “معظم” خطاب نکرده است.

محمد علی ابطحی به تحمل شش سال حبس محکوم شد. علی تاجرنیا هم به شش سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم گردید. عاطفه نبوی، فعال دانشجویی به ۴ سال زندان محکوم گردید. سعید حبیبی، به سه سال زندان محکوم شد. نادر احسنی از دانشجویان طیف چپ به یکسال زندان محکوم گشت. بعلاوه، فردین مراد پور و مرتضی مراد پور از فعالین مدنی آذربایجان به احکام شش سال و سه سال زندان محکوم شدند.

آنسوتر، روزنامه همشهری توقیف شد، از انتشار روزنامه خبر هم ممانعت به عمل آمد و نشریه “ایران امروز” هم لغو امتیاز شد.

در آستانه فرارسیدن روز دانشجو، دهها دانشجو در سرتاسر کشور احضار و شماری هم بازداشت شدند. میلاد اسدی، از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در این هفته دستگیر شد؛ همچنین میلاد فدایی از فعالان دانشجویی دانشگاه آزاد تهران بازداشت گردید. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران هم خبر داد که “در سه هفته گذشته ۹۰ دانشجو بازداشت شده اند”.

آنطرف تر، برخورد با  فعالان حقوق بشر هم در این هفته تشدید شد. بعد از ضبط جایزه نوبل شیرین عبادی، نروژ و آمریکا به این اقدام جمهوری اسلامی اعتراض کردند اما اینبار نیروهای امنیتی خانواده برنده نوبل صلح را هم تحت فشار قرار دادند. نرگس محمدی هم به جرم دفاع از حقوق بشر از کار اخراج شد.

در همین حال، فشارها بر اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر هم بالا گرفت. از یک طرف، سعید کلانکی و سعید جلالی فر از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر دستگیر شدند و از طرف دیگر، سعید حبیبی عضو دیگر این کمیته به وزارت اطلاعات احضار شد و همزمان، علی کلایی از اعضای این نهاد حقوق بشری دادگاهی شد. این در حالی است که در هفته های گذشته، کوهیار گودرزی از اعضای کمیته به دلیل فعالیتهای حقوق بشری از دانشگاه اخراج و شیوا نظر آهاری هم مدتی بازداشت شده بود.

بدنبال برگزاری اعتراضات دانشجویی به مناسب ۱۶ آذر، نیروی انتظامی اعلام کرد که در روز ۱۶ آذر حدود ۲۰۴ تن در شهر تهران بازداشت شده اند.

نوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل از تشدید سرکوب مخالفان دولت ایران توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی، عمیقا ابراز نگرانی کرد و از مقامات جمهوری اسلامی خواست به حق مخالفان برای انجام تظاهرات احترام بگذارند.

افرون بر اینها، فشارها بر دانشجویان همچنان ادامه داشت. در تهران، ۵۰ تن از دانشجویان دانشگاه بهشتی، به کمیته انضباطی احضار شدند و ۱۵ نفر از آنها حکم محرومیت از خوابگاه دریافت کردند.در تبریز هم کمیته انضباطی ۲۰ دانشجو را  احضار کرد و برای سه تن از آنان  حکم تعلیق از تحصیل به مدت دو سال صادر کرد.

دی؛ عاشورای خونین

پس از فوت آیت الله منتظری و حضور صدها هزار تن در مراسم تشییع جنازه وی، لباس شخصی ها در چندین نقطه به عزاداران حمله کردند و نیروهای انتظامی هم برای متفرق کردن جمعیت از گاز اشک آور استفاده کردند. این در حالی است که به خانواده آیت الله منتظری اجازه برگزاری مراسم سوم و هفتم فوت وی داده نشد.

همزمان، شماری از فعالینی که قصد داشتند از شهرهای مختلف به قم بروند و در تشییع جنازه این مرجع منتقد حکومت شرکت کنند، بازداشت شدند.

نیروهای امنیتی در تهران، شیوا نظرآهاری، کوهیار گودرزی سعید حائری و محبوبه عباسقلی زاده را که برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری عازم قم بودند، بازداشت کردند. هر چند محبوبه عباسقلی نژاد از زندان آزاد شد اما سه عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر آزاد نشدند وبا در نظرگرفتن سعید کلانکی و سعید جلالی فر، اعضای زندانی کمیته به پنج تن رسید.

علاوه بر این افراد، در این هفته شمار دیگری نیز بازداشت شدند. احمد قابل پژوهشگر دینی هم در حالی که از مشهد عازم قم بود بازداشت شد. بعلاوه، مسعود ادیب از اندیشمندان دینی  و محمد ناظری از فعالین دانشجویی اصفهان هم دستگیر شدند. آنسوتر، محمد نوری زاد، وبلاگ نویس و فیلم ساز، به اتهام “توهین به مسئولان” بازداشت شد.

نیروهای امنیتی و انتظامی در روزعاشورا  به تظاهرات اعتراض آمیز حامیان جنبش سبز حمله کردند و به سوی آنها آتش گشودند و دست کم هشت تن را کشتند. معترضین شمار کشته شدگان را بیش از این تعداد اعلام کردند. شماری از شهروندان هم در این میان زخمی شدند. سید علی موسوی، خواهر زاده میرحسین موسوی، از جمله کشته شدگانی است که به گفته نیروی انتظامی در این روز ترور شد. از میان کشته شدگان، تعدادی هم  توسط خودروهای نیروی انتظامی زیرگرفته شدند.

علاوه بر اینها، صدها شهروند هم در جریان تظاهرات بازداشت شدند. نیروی انتظامی تعداد بازداشت شدگان را ۵۰۰ نفر اعلام کرد. اما بازداشتها صرفا به تظاهر کنندگان محدود نماند و دهها تن از فعالان سیاسی، مدنی و مطبوعاتی در روزهای بعد بازداشت شدند.

نیروهای امنیتی، سیدعلیرضا حسینی بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی و فروزنده، بهزادیان نژاد و باقریان از مشاوران ارشد موسوی را بازداشت کردند. بعلاوه نیروهای امنیتی با مراجعه به بنیاد باران وابسته به سید محمد خاتمی، اسناد موجود در آن را ضبط و مرتضی حاجی، مدیر این بنیاد و رسولی، قائم مقام آن را بازداشت کردند.

علاوه بر اینها، عماد باقی، ابراهیم یزدی، علیرضا بهشتی شیرازی، لیلا توسلی، محمد طاهری فرزند آیت الله طاهری، قربان بهزادیان نژاد، ابوالفضل قدیانی، حشمت الله طبرزدی، مصطفی ایزدی، مهدی عربشاهی، رشیداسماعیلی، شاهین زینعلی، زهره تنکابنی، مهین فهیمی، سید حسین موسوی تبریزی، ماشاالله شمس الواعظین، مرتضی کاظمیان، عبدالرضا تاجیک، کیوان مهرگان، سام محمودی، نسرین وزیری، بدرالسادات مفیدی، سید حسین موسویان، مهدی عربشاهی، شاپور کاظمیان برادر زهرا رهنورد و همچنین نوشین عبادی، خواهر شیرین عبادی از جمله بازداشت شدگان بودند.

همزمان با بازداشتهای تهران، از اصفهان هم خبر رسید که نیروهای امنیتی حدود ۴۰۰ تن از شهروندان را بازداشت کرده اند.

در دانشگاه علم و صنعت، دانشجویان تجمعی در اعتراض به کشتن شهروندان برگزار کردند اما با دخالت نیروهای بسیجی این تجمع به خشونت گرایید و شماری از دانشجویان مصدوم و شماری هم بازداشت شدند. همچنین حدود ۵۰ دانشجو به کمیته های انضباطی احضار شدند.

در دانشگاه آزاد مشهد هم، انصار حزب الله و نیروهای بسیج با اتوبوس وارد دانشگاه شدند و با چاقو و قمه به دانشجویان حمله کردندو عزاداری دانشجویان را به خاک و خون کشیدند. در این میان هشت دانشجو زخمی شدند که گفته می شود حال دو تن از آنها وخیم است. به گفته منابع دانشجویی، ۴۰ دانشجو هم دستگیر شدند.

مراجع تقلید هم از حمله نیروهای لباس شخصی در امان نماندند. این نیروها به بیت آیت الله صانعی و آیت الله دستغیب حمله کردند و به تخریب مکان و ضرب و شتم شماری از طلاب حاضر در آنجا پرداختند.

در واکنش به این سرکوب ها، ایالات متحده و شماری از کشورهای غربی و همچنین سازمانهای بین المللی مدافع حقوق بشر، سرکوب معترضین در ایران را محکوم کردند.

اواسط دی ماه بود که گزارشگران بدون مرز اعلام کرد که ایران با ۴۲ روزنامه نگار زندانی به بزرگترین زندان روزنامه نگار جهان مبدل شده است.

آنسوتر، فصیح یاسمنی، جوان کرد، به اتهام “محاربه” اعدام شد.

در همین حال، پس از گذشت چند ماه از وقوع حوادث بازداشتگاه کهریزک، سایت الف اعلام کرد “گزارش هیات تحقیق و تفحص مجلس، تقصیر اصلی را متوجه سعید مرتضوی؛ دادستان سابق تهران  که  به دستور رییس وقت قوه قضاییه اختیار بازداشتگاه کهریزک را بر عهده داشته است، می‌داند”.

در آخرین روزهای دی ماه، در این هفته، مسعود محمدی، استاد فیزیک دانشگاه تهران ترور شد. وی هنگام خروج از منزل و در حالی که قصد داشت سوار ماشینش بشود، در اثر انفجار یک بمب که گفته می شود از راه دور کنترل شده، جان خود را از دست داد.

دادستان تهران هم از محاکمه پنج تن از بازداشت شدگان روز عاشورا به اتهام محاربه خبر داد.

محکومیت ها ادامه داشت. ضیا الدین نبوی، فعال دانشجویی ستاره دار، به تحمل ۱۵ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. آرش ترابی، کارمند سابق دفتر ریاست جمهوری به ۱۰ سال زندان محکوم گردید.نادر کریمی، روزنامه نگار، به ۱۰ سال حبس محکوم گردید.بعلاوه، امید لواسانی به شش سال، امیر اصلانی به پنج سال، علی بهزادیان به شش سال، حسام ترمسی به یک سال، محمد رضا نوربخش به سه سال و سروش ثابت به دو سال حبس محکوم گردیدند.

آنطرف تر، نیروهای امنیتی حدود ۳۰ تن از مادران عزادار و حامیان آنها را در پارک لاله تهران بازداشت کردند.۱۴ تن از این مادران، ۷۲ ساعت در بازداشت بسر بردند و در نهایت همه آنها آزاد شدند.

بهمن؛ ایران بزرگ ترین زندان روزنامه نگار جهان

کوهیار گودرزی و مهرداد رحیمی، دو فعال حقوق بشر و از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر به محاربه متهم شدند.

صبا واصفی، مدرس دانشگاه هم از تدریس محروم شد به این دلیل: “اخراجم کردند، گفتند: دانشجویان را با حقوق بشر آشنا می‌کنی”.

همچنین به دستور قاضی صلواتی، مسعود باستانی به دلیل برگزاری کلاس آموزش روزنامه نگاری برای زندانیان، از اوین به زندان رجایی شهر منتقل شد. به سلولی که پنج قاتل در آن حبس خود را می گذرانند.

آنسوتر شماری از روحانیون اهل سنت از جمله شیخ قریشی، مدیر مدرسه دینی تالش بازداشت شدند.

دیده بان حقوق بشر هم طی گزارشی اعلام کرد که وضعیت حقوق بشر در ایران به یک “فاجعه حقوق بشری” تبدیل شده است.

در چنین اوضاعی صدها تن از دانشگاهیان ایرانی با صدور نامه ای سرگشاده، از مسئولین قوه قضاییه خواستند تا مجید توکلی را آزاد کنند.

هنوز ۲۲ بهمن فرا نرسیده بود که آمریکا و اروپا بیانیه مشترکی نوشتند که خبرگزاریها آن را “بی سابقه”  دانستند و در آن نسبت به سرکوب معترضین در ۲۲ بهمن به جمهوری اسلامی هشدار دادند و از مقامات ایران خواستند به قطعنامه های حقوق بشری عمل کنند.

گزارشگران بدون مرز، رکورد جدید جمهوری اسلامی را اعلام کرد. رکوردی “شرم آور”. ایران با بیش از ۶۵ روزنامه نگار زندانی، بزرگترین زندان روزنامه نگاران جهان شد و رکورد جدیدی را در جهان ثبت کرد.

بازداشت ها به شکل کم سابقه ای ادامه داشت. سمیه رشیدی، علی کلایی، مریم قنبری، نوشین جعفری، علی ملیحی، صالح نقره کار، اکبر منتجبی، وحید پور استاد، سعیده میرزایی، بابک نظری، حسن ظهوری، امیر صدیقی، احسن محرابی، مهسای جزینی، ماه فرید منصوریان، زینب کاظم خواه، سمیه مومنی، احمد جلال فراهانی، جمیله و بنفشه دارالشفاهی تنها بخشی از بازداشت شدگان این هفته بودند. در خرمشهر هم سیامک نادعلی، کاوه آزادی و مسعود نصیری بازداشت شدند.

ندای سبز آزادی هم  از بازداشت ۱۴ دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در آستانه ۲۲ بهمن خبر داد.

همزمان با بازداشت ها، کمپین بین المللی حقوق بشر هم از احتمال اعدام محمد علی ولیان، دانشجوی ۲۰ ساله به اتهام پرتاب سنگ خبر داد. دادسرای انقلاب تهران هم برای یکی دیگر از متهمان روز عاشورا، حکم اعدام صادر کرد.

در همین حال، حکم پنج سال حبس بهزاد نبوی تایید شد. محسن امین زاده به شش سال حبس محکوم گردید. شبنم و فرزاد مدد زاده به پنج سال حبس محکوم گردیدند.

همزمان، شصت تن از رهبران جوان جهان هم طی نامه ای به آیت الله خامنه ای، نوشتند: “تجاوز به حقوق مردم ایران را متوقف کنید”.

در آخرین روزهای بهمن، نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل درباره وضعیت حقوق بشر در ایران برگزار شد. نمایندگان ایران به گفته کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران “نقش قربانی” به خود گرفتند و از اساس، نقض حقوق بشر در ایران را انکار کردند.

در حالیکه  که بیش از ۱۰ فعال حقوق بشر در بودند، عباس زاده یکی از نمایندگان ایران در این نشست گفت: “در جمهوری اسلامی ایران هیچ کس به دلیل فعالیت های حقوق بشری دستگیر نمی شود”.

محمد جواد لاریجانی هم مدعی شد که ایران یکی از کشورهای دموکراتیک مهم در منطقه است.

آنسوتر، یونسکو از حمله به دانشگاهیان، معلمان و دانشجویان در ایران انتقاد کرد. کمیته حفاظت از روزنامه نگاران اعلام کرد که ایران با بازداشت بیش از ۹۰ روزنامه نگار در سال ۲۰۰۹، به یکی از “مهمترین سرکوب گران” روزنامه نگاران در جهان تبدیل شده است. عفو بین الملل هم با صدور بیانیه ای خواستار آزادی بهمن احمدی امویی، سعید لیلاز و کیوان صمیمی شد.

محمد مصطفایی وکیل دادگستری از صدور حکم اعدام برای امیررضا عارفی به اتهام عضویت در انجمن پادشاهی خبر داد.

آنطرف تر، علی کروبی پسر مهدی کروبی که در جریان راهپیمایی ۲۲ بهمن بازداشت شده بود، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در حالی که تصاویر منتشر شده آثار کبودی بر بدن او را نشان می داد،  دادستان تهران از اساس بازداشت او را تکذیب کرد و گفت او باید بازداشتش را اثبات کند.

در همین حال، هفت عضو یک خانواده در این هفته بازداشت شدند: ابوالحسن دارلشفایی و همسرش صفورا تفنگچی‌ها و دو دخترش؛ بنفشه و جمیله دارالشفایی، و دو برادرزاده‌اش کاوه و یاشار به همراه مادرشان.

فواد صادقی، مؤسس سایت‌ های “بازتاب” و “آینده‌نیوز” در دفتر سایت آینده بازداشت گردید. همچنین  نعیمه دوست دار، شاعر و روزنامه نگار هم دستگیر شد. جعفر پناهی ممنوع الخروج شد و اجازه حضور در جشنواره فیلم برلین را نیافت.

اسفند؛ آزادی شماری از زندانیان

در آخرین ماه سال، اتحادیه کارگران پست کانادا، به نمایندگی از ۵۴ هزار عضو این اتحادیه، “نگرانی شدید” خود را از “دور جدید هدف قرار دادن منصور اسانلو، رهبر کارگرى زندانى توسط مقامات حکومتى ایران” ابراز کرد و خواستار انتقال “فوری” منصور اسانلو به بیمارستان زندان گردید.

بنیاد بین المللی زنان در رسانه، متشکل از هزاران روزنامه نگار زن و مرد از سرتاسرجهان، خواستار آزادی بهمن احمدی امویی شد.

در یک اظهار نظر عجیب، حمید روحانی، رییس سابق مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خواستار اعدام دسته جمعی مخالفان سیاسی، به سبک اعدام های سال ۶۷ شد.

شماری از فعالان سیاسی و روزنامه نگاران هم با قرار وثیقه از زندان آزاد شدند. از جمله:  محمد ملکی، ماشاالله شمس الواعظین، کیوان صمیمی، کیهان مهرگان، جهانبخش خانجانی، سمیه رشیدی، علی حکمت، محمدجواد مظفر، محمدرضا تاجیک، فواد صادقی، روزبه کریمی، بهرنگ تنکابنی، محمد صادق ربانی،  محمد رضا مقیسه، علیرضا ابوفاضلی، مریم قنبری، مهسا جزینی، مهدی معتمدی مهرنیکاو هویدایی، مصطفی تاج زاده، محسن میردامادی، ابراهیم یزدی و…

همزمان، شماری هم بازداشت شدند. جعفر پناهی، فیلم ساز و کارگردان سرشناس ایرانی، به همراه همسر و فرزند و حدود ۱۵ تن از مهمانانش توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد.

چندین نشریه تعطیل شدند. هیات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد، روزنامه اعتماد را توقیف و امتیاز نشریات ایراندخت و سینا را لغو کرد

آنطرف تر، ۲۱۰۰ فعال اجتماعی، با امضای بیانیه ای، خواستار لغو حکم اعدام شیرین الم هویی، زندانی سیاسی کرد محکوم به اعدام شدند.

۲۵۰ فعال سیاسی و مدنی هم با انتشار بیانیه ای، آزادی علی ملیحی و سایر روزنامه نگاران زندانی را خواستار شدند.

آنسوتر، پنج زندانی به اتهام قاچاق مواد مخدر و شرارت، اعدام شدند.

همچنین محمد علی رامین، معاون مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران در اظهار نظری عجیب گفت که به جای توقیف نشریات، “روزنامه نگاران خاطی باید از حقوق شهروندی محروم شوند.”

در همین حال، دادسرای عمومی و انقلاب تهران با صدور اطلاعیه ای از بازداشت ۳۰ نفر از اعضای شبکه “جنگ سایبری آمریکا” در ایران خبر داد.

و بالاخره،  وزارت خارجه آمریکا، صدور حکم اعدام برای شش نفر از بازداشت‌شدگان وقایع پس از انتخابات در ایران را محکوم کرد.

در آخرین هفته چنین سالی، مهدی کروبی می گوید “جمهوری اسلامی دچار استبداد زدگی شده است”.

 

انتشار : روز آنلاین

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید