خبرگزاری هرانا
امروز دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۹, 18th of December 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۲/۲۷ ساعت ۱۱:۰۴:۵۸

    خانه  > اصناف  >  هرانا؛ گزارشی از وضعیت اساتید در انقلاب فرهنگی دوم

هرانا؛ گزارشی از وضعیت اساتید در انقلاب فرهنگی دوم

خبرگزاری هرانا – برخورد با اساتید در ایران این روزها به یک معضل نگران کننده مبدل شده است و کار به جایی رسیده که در اقدامی مشکوک دکتر معتمدی استاد دانشگاه امیر کبیر و وزیر ارتباطات دولت خاتمی به سادگی از سوی عناصر مشکوک مضروب می شود.

از دست رفتن جایگاه اساتید در ایران نتیجه  برخوردهای دولتی است که از قبل آغاز شده و جایگاه  و شان آنها را مورد وهن قرار داده است. اولین استاد اخراجی در دولت احمدی نژاد حسن نمک دوست، استاد ارتباطات علامه طباطبایی بود.اخراج این استاد نشاندهنده سیاستهای جدید وزارت علوم به ویژه در گزینش استاد و دانشجو بود که مشمول اساتید دیگردر سایر حوزه ها هم شد.از جمله این اساتید می توان به  محسن کدیور و حسین بشریه را شامل شد اما در سرپوش  و لفافه ای به اسم بازنشستگی اخراج انجام گرفت در حالی که بسیاری از اساتید دیگر بودند که سابقه کار و تدریس آنها بیشتر از افراد نامبرده نبود. اما چون همراه و همگام با سیاستهای جاری دولت بودند از گزند اخراج و بازنشستگی اجباری در امان ماندند.در این راستا می توان به ستاره دار کردن دانشجویان هم اشاره کرد که در این بین بالغ بر هزار نفر از ادامه تحصیل در مقاطع دکترا و کارشناسی ارشد بازماندند. همه این احوال در حالیست که محمود احمدی نژاد مسولیت این اقدامات محدودگرانه را به گردن دولت خاتمی و شخص دکتر معین می اندازد.

بنا بر اطلاعات موثق اساتید با اینکه صرفا پدیده اخراج اساتید از جمله مواردی است که در دولت احمدی نژاد به وقوع پیوسته است. اما وی همچنان منکر این قضیه می باشد .

در همین راستا ماههاست که برخورد های توهین آمیز از جمله بازنشستگی، اخراج و حتی  در این اواخر برخورد هایی چون ترور اساتید مخالف در حال جریان  است.به طوریکه حکم اخراج بیشتر اساتید  توسط فرهاد دانشجو،برادر وزیر علوم که بر کرسی ریاست دانشگاه تربیت مدرس  تکیه زده است امضا شد.

پس از زندانی کردن اساتید ، به بهانه های واهی آنها از سمت خود در دانشگاهها برکنار کردند. برخی از استادان به مانند علیرضا بهشتی و قربان بهزادیان نژاد با حکم اخراج روبرو شدند. رحمت الله باستانی دیگر استاد دانشگاه هم از همین اساتید برکناری است.همچنین عباس کاظمی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه تهران به دلیل شرکت در مراسم ایت الله منتظری از دانشگاه و تدریس محروم شد.

عده دیگری از اساتید دانشگاه هم که مشی مخالف دولت داشتند از تدریس در کلاس های درس محروم شدند.

مرتضی مردیها، استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی از این دست بود.او  از طرف رییس دانشگاه علامه صدر شریعتی به کل ممنوع التدریس شد. صبا واصفی، استاد ادبیات دانشگاه شهیدبهشتی که فعالیت های حقوق بشری نیز داشت ، پس از تعطیلات بهاری در دانشکده با حکم اخراج خود روبرو شد.

سید علی اصغر بهشتی، پسر عمومی علیرضا بهشتی هم تنها به دلیل این نسبت خانوادگی با حکم کتبی از دانشگاه علم و صنعت از سمت خود در دانشگاه برکنار شد.محمد شهری از اساتید سابق دانشکده برق این دانشگاه هم که در پژوهشکده برق کار می کرد، به دلیل امضای نامه به آیت الله خامنه ای از سمت خود کنار زده شد.

دکتر علوی، استاد دانشگاه آشتیان که خود از کار در دانشگاه برکنار شده در این باره به گزارشگر هرانا می گوید:” با توجه به وضعیت نا امنی که در دانشگاه در مورد اشتغال اساتید به وجود آمده، اساتید ترجیح می دهند که خود را بازنشسته اجباری کنند.”

وی درباره چگونگی برکناری خود از سمت استادی در دانشگاه می گوید:” من سیاست را سالها  در دانشگاه تدریس می کردم اما به نظر می رسد که طرح دیدگاههای من موجب تضارب ارا در کلاس می شد و دانشجو درباره سیاست های مقدس مابانه سردمداران می اندیشید.به همین دلیل مرا از کار برکنار کردند.”البته گزنیش مجدد اساتید و بازنگری در وضعیت استخدام آنها هم در دستور کار وزارت علوم قرار گرفته است به طوریکه دکترمرتضی فتحی زاده، جون شاگرد دکتر سروش بود و بر سر کلاس فلسفه به بحث های آزاد می پرداخت و مشوق این امر بود از سوی هیات گزینش استاد دانشگاه تربیت معلم به عنوان هیات علمی برگزیده نشد.این اقدامات وسیاستهای گزینشی در وزارت علوم را می توان در راستای انقلاب فرهنگی دوم ارزیابی کرد.

استاد ستیزی حکومتی با اقشار فرهیخته ای همچون اساتید در راستای برخی تغییر نگاهها به دانشجو و دانشگاه قابل توجیه است.

در واقع ماجرای برخورد های توفنده با دانشگاه و اجزای آن پس از انتخابات سال گذشته و با ابراز نگرانی رهبر روحانی ایران از گسترش علوم انسانی کلید خورد . پس از آن عناصری در داخل حکومت به تئوریزه کردن علوم اسلامی – بومی به جای علوم انسانی پرداختند و به تبع آن نیز بحث برخورد با اساتیدی که  علوم غربی را به مبانی ساخته و پرداخته مذهبی حکومت ترجیح می دهند آغاز شد.

تسویه با اساتید فرهیخته و اخراج یا بازنشسته کردن اجباری آنها کمترین انتقامی بود که می شد از آنها گرفت چرا که حکومت تصور می کرد استادان مروج علوم غربی یا طرفدار فلان کاندیدای انتخاباتی مضر به حال نظام و حکومت اسلامی بوده و بیم آن می رود که ترویج دانش اصیل آنها منجر به خود آگاهی بیشتر مردم و در نتیجه بالابردن مطالبات نظام شود.

بنا بر این به نظر می رسد ترس حکومت از افزایش دامنه آگاهی مردم دستاویزی برای برخورد با اساتید و اعمال محدودیت در پذیرش دانشجو است.

سمیه نصرتی

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید