خبرگزاری هرانا
امروز پنج شنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۹, 28th of March 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۲/۰۲ ساعت ۱۸:۰۸:۳۷

    خانه  > سایر گروهها  >  فشار بر فعالان زن در زندان شدیدتر شده است

فشار بر فعالان زن در زندان شدیدتر شده است

شادی صدر حقوقدان و فعال حقوق زنان، از جمله کسانی بود که بعد از انتخابات و در جریان نماز جمعه ای به امامت اکبر هاشمی رفسنجانی، دستگیر شد و به زندان افتاد.

خانم صدر بعد از مرخص شدن از زندان، ایران را ترک کرد و در این ماه ها همچنان به فعالیت هایش در زمینه حقوق بشر و حقوق زنان ادامه می دهد.

شادی صدر در ماه های گذشته همچنین برنده چهار جایزه بین المللی از جمله جایزه لاله حقوق بشر در لاهه هلند، جایزه حقوق بشر لخ والسا در شهر دانسینگ لهستان، جایزه زنان شجاع وزارت امور خارجه آمریکا و جایزه پروانه طلایی جشنواره فیلم های حقوق بشر عفو بین الملل شد.

خانم صدر در گفت و گو با بی بی سی فارسی شرایط زنان زندانی در ایران را که یا از فعالان حوزه زنان و حقوق بشر و یا روزنامه نگار هستند دشوار توصیف کرد.

بعد از آزادی از زندان، در گفت و گویی از برخورد شدید بازجوها و افزایش فشار در زندان گفتید. تجربه تان از بازجویی ها چه بود که فکر می کنید بازجویی ها شدت پیدا کرده است؟

این بار دوم بود که بازداشت می شدم. دفعه اول در اسفند ماه سال ۱۳۸۵ در جریان تجمع فعالان جنبش زنان در مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شدم و آن زمان هم در بازداشتگاه ۲۰۹ که بند وزارت اطلاعات است بودم. برای من دفعه دوم تداعی کننده بار اول بود و مدام مقایسه می کردم و در هر مقایسه به این نتیجه می رسیدم که همه چیز بدتر شده است. از کیفیت شرایط بازداشتگاه تا برخورد بازجوها ولی آن چیزی که درباره برخورد بازجوها می توانم بگویم این است که در هیچ بخشی از بازجویی های مکرر که مدام گروه های بازجویی عوض می شدند، من نتوانستم صورت بازجو را ببینم و همواره مجبور بودم با چشم بند رو به دیوار بازجویی پس بدهم.

خیلی وقت ها برخوردها به شدت خشن بود و مواردی که اساسا هیچ ربطی به چارچوب سوالات یا فعالیت های من نداشت و به زندگی شخصی من مربوط بود، پرسیده می شد.

در مجموع فکر می کنم همه اینها باعث شد که به این نتیجه برسم که شرایط سخت تر شده است.

در این روزها مدام اخباری می شنویم از زنان فعال در حوزه زنان و یا روزنامه نگاری که در زندان هستند و تحت فشارند که به مسائلی اعتراف کنند که مد نظر بازجوهاست. آیا از فعالان زنی که در این مدت بازداشت شده اند در این مورد سخنی شنیده اید؟

سلول انفرادی و نگه داشته شدن در انفرادی در طولانی مدت به خودی خود فشار محسوب می شود. در آنجا می توانند شرایط را به تناسب فشاری که می خواهند به زندانی وارد کنند سخت تر کنند. شرایطی مثل دسترسی به دستشویی، حمام و به ویژه هواخوری و یا حتی تلفن زدن، همه اینها. ولی نکته ای که از بسیاری بازجویی های کسانی که به عنوان فعال سیاسی بعد از انتخابات دستگیر شده اند و بعد آزاد شدند می شندیم این بود که به طور سیستماتیک سوالات مربوط به زندگی خصوصی از آنها پرسیده می شد و یا تحت فشار بودند تا به دروغ راجع به روابط شخصی شان اعترافاتی داشته باشند. این کار به خودی خود و قبل از اینکه هر چیز دیگری باشد شکنجه جنسی محسوب می شود. وقتی صحبت از یک زن زندانی سیاسی به میان می آید همیشه در ذهن ما هست که شکنجه جنسی می تواند بخشی از فشارها باشد.

آیا در این رابطه می توانید مثال مشخصی بزنید؟

به تازگی وکیل خانم هنگامه شهیدی که در زندان هستند متنی را منتشر کردند و در آن اشاره کردند به مواردی که از خانم شهیدی بازجویی شده بود. درمورد زندگی شخصی شان و همین طور تحت فشار قرار دادن شدید ایشان برای اینکه اعتراف کند به دروغ که با فلان فعال سیاسی یا با اشخاص دیگری که از نظر بازجوها از نظر سیاسی مهم بودند رابطه هایی داشته که از نظر قوانین جمهوری اسلامی روابط نامشروع به حساب می آید.

به طور مشخص وکیل ایشان حتی در نامه اعلام کرده اند که مواردی در این پرونده از خانم شهیدی سوال شده که من شرم دارم درباره آنها صحبت کنم. بنا بر این جای این سوال باقی می ماند که چگونه برخلاف تمام قوانین موجود، بر خلاف قانون آیین دادرسی کیفری، قانون حقوق شهروندی چنین سوالاتی از زنان زندانی سیاسی پرسیده می شود.

فعالان زنی که در حال حاضر در زندان هستند نه تنها به خاطر شرایط زندان و بازجویی ها تحت فشارند که امکان دارد از سمت خانواده هایشان هم تحت فشار باشند. یعنی خانواده از ابتدا مخالف فعالیت آنها بودند و الان این مخالفت شدیدتر هم شده است. آیا در این زمینه تجربه ای داشته اید؟

این تجربه وجود داشته است. سال های قبل تر، زمانی که فعالان جنبش زنان به زندان می رفتند و بقیه اعضای جنبش به دیدار خانواده ای که دخترشان و یا عضوی از آن خانواده در زندان بود می رفتند، ما می دیدیم که خانواده اساسا مسئله شان این است که ما مخالف همه این کارها هستیم. بنا بر این می شد حدس زد که فشار خیلی زیاد است. این فشارها وجود دارد. اتفاقا زندان و تمامی آن مصیبت ها و سختی ها خیلی وقت ها باعث می شود که میزان مخالفت خانواده و جامعه پیرامونی با فعالیت سیاسی یک زن افزایش پیدا کند.

این تجربه معمولا در مورد مردها وجود ندارد. چرا که فعالیت سیاسی همواره یک فعالیت مردانه تعریف شده و خانواده با آن کنار می آید، ولی وقتی جاها عوض می شود و زنان وارد عرصه سیاست می شوند، طبیعی است که مردسالاری یک شبه از بین نمی رود. بنابراین موانع خانوادگی و اجتماعی هم در کنار موانع سیاسی قطعا وجود دارد.

در عین حال طرح مسئله شکنجه جنسی، طرح مسئله احتمال تجاوز در زندان که به خصوص در وقایع بعد از انتخابات خیلی روشن و واضح از طرف آقای کروبی مطرح شد و هیچ وقت هم مدرکی دال بر انکار آن از جانب دولت و حکومت ارائه نشد، در عین حال هم در بطن خودش این ویژگی مثبت را دارد که این موضوع را به طور عمومی، بی پرده و صریح مطرح می کند ولی یک اثر منفی هم دارد و آن این است که بلافاصله روی زندگی زنانی که می خواهند فعالیت سیاسی کنند از این جهت تاثیر می گذارد که به هر زنی که می خواهد وارد عرصه سیاست شود و فعالیت کند می گویند ممکن است بروی زندان و مورد تجاوز قرار بگیری.

اشاره کردید به دید و بازدید از خانواده زندانیان سیاسی، این روزها می بینیم که سران مخالف دولت و یا حتی زندانیان سیاسی که به مرخصی آمده اند، در دید و بازدیدهایشان زنان فعالی را که در حال حاضر در زندان هستند یا مرخص شده اند را از قلم نمی اندازند. ارزیابی شما از این دید و بازدیدها چیست؟ و فکر می کنید چه تاثیری می تواند بر زنانی که مشغول فعالیت های سیاسی و یا اجتماعی هستند بگذارد؟

وقتی زنان در عرصه سیاست حضور دارند و فعال هستند و بخشی از این جنبش هستند، طبیعی است که ما زندانی سیاسی زن داریم. ما سالیان سال زندانی سیاسی زن داشتیم، ولی حالا داریم از فاز جدید جنبش صحبت می کنیم و طبیعی است که آنها حضورشان را تحمیل می کنند. بنابراین وقتی بحث ملاقات با خانواده های سیاسی به میان می آیند نمی توان به عنوان مثال شیوا نظرآهاری را نادیده گرفت. چرا که تحت فشار است و یکی از مهم ترین زندانیان سیاسی زن است و بحث اش همواره مطرح است.

من فکر می کنم این قضیه اثرات خیلی مثبتی روی خانواده زندانیان می گذارد. چرا که مطرح شدن و زنده شدن دوباره موضوع باعث می شود تا جامعه دوباره به آن زندانی فکر کند. از نظر سمبلیک پیامی در آن است و به نوعی کلیشه ما را که تصور می کنیم فعال سیاسی فقط باید مرد باشد و کسی که با احزاب کار می کند و احیانا در چارچوب ها و قواعد مربوط به نظام می گنجد را می شکند. مثلا زن جوانی می بینیم که خیلی فعال است و با هیچ حزبی هم کار نمی کرده ولی الان به عنوان زندانی سیاسی در شرایطی قرار گرفته که رهبران سمبلیک جنبش ناگزیر به دیدار خانواده اش می روند و این موجودیت را به رسمیت می شناسند.

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید

    معادله امنیتی *