خبرگزاری هرانا
امروز سه شنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۹, 13th of December 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۹/۳۰ ساعت ۱۷:۰۱:۲۶

    خانه  > سایر گروهها  >  سالروز بازداشت عباس امیر انتظام؛ یک عمر زندان

سالروز بازداشت عباس امیر انتظام؛ یک عمر زندان

خبرگزاری هرانا – بیست و نهم آذر ماه مصادف بود با سالروز بازداشت و زندانی شدن عباس امیر انتظام سخنگوی دولت موقت. بازداشت و محاکمه کوتاه امیر انتظام به حکم حبس ابد او انجامید و امیر انتظام طولانی ترین زندان سیاسی در جمهوری اسلامی را تجربه کرد؛ سی و یکسال زندان که حتی دوره های مرخصی او را نمی توان به عنوان آزادی از زندان تلقی کرد  . این روزها امیر انتظام در تهران است و در مرخصی و آزادی به سر می برد . آزادی که در سالهای پیری ارمغانی به جز درد ها و بیماریهای زندان نداشته است. ۲۷ عمل جراحی را از سر گذارنده است و زنوانش طاقت راه رفتن ندارد . امیر انتظام در سی و یک سال گذشته زندانی حکمی  بوده است که به جرم جاسوسی و دادن اطلاعات به آمریکاییها مجازات حبس ابد را برای سخنگوی دولت موقت در  پی داشت. دولت موقت و شخص مهندس بازرگان نسبت به این حکم در همان زمان و بعد ها که دولت موقت سقوط کرد و مهدی بازرگان هم به آمریکایی بودن متهم شد ، اعتراض کردند. اما هیچ گاه صدایی به جایی نرسید . مهندس امیر انتظام فوق لیسانس محاسبات از دانشگاه برکلی آمریکا، در زندان ماند و دو سال ابتدایی را بی هیچ ملاقات و مرخصی سپری کرد . تمام سالهای دهه شصت و جنگ در میان آشوبها و اعدامها و تحولات هر روزه ایران ، ماجرای امیر انتظام به فراموشی سپرده شد و او دهه ها را در زندانهای اوین ، قزل حصار و گوهر دشت سپری می کرد و عمر بی امان در بند می گذشت.

امیر انتظام از فارغ التحصیلان ۱۳۳۴ دانشکده فنی دانشگاه تهران است و به همراه هم دانشگاهی ها در ۱۶ آذر ماه تاریخی سال ۳۲ نیز حضور داشته است. از شانزده سالگی جسته و گریخته فعالیت سیاسی می کرد و بعد ها به حلقه دوستان مهندس بازرگان در آمد . چندسالی در زمان پهلوی در ایران نبود و در بازگشتش در سال ۵۳ شرکت مهندسی تاسیس کرد و به کار مهندسی عمران مشغول شد . در سال ۵۶ و در گیراگیر انقلاب ، دیدار دوباره امیر انتظام و بازرگان در خیابان بود . در خیابان شریعتی و در یک پیاده روی، امیر انتظام و بازرگان رو در رو شدند و بعد سرعت انقلاب به بهمن ۵۷ رسید. امیر انتظام در همان سال انقلاب به عنوان سفیر ایران در سوئد و مجموعه کشورهای اسکاندیناوی معرفی شد و با استقرار دولت موقت به مقام سخنگویی اولین دولت جمهوری اسلامی رسید.

 

این همه دولت مستعجل بود و سال۵۸ و در پی اشغال سفارت آمریکا از سوی دانشجویان خط امام، یکباره ورق برگشت. دولت بازرگان سقوط کرد و امیر انتظام به اتهام جاسوسی و ارتباط با مقامات آمریکا از جمله سولیوان سفیر وقت ایالات متحده در ایران بازداشت شد . اسناد منتشر شده نیز آنقدر نام امیر انتظام را داشت که پرونده قطوری را تشکیل دهد. دادگاه کوتاه و سریع العقاب بود؛ حبس ابد .

عباس امیر انتظام عاقبت در سال ۷۷ به مرخصی آمد که به تعبیر خودش در مصاحبه با روزنامه جامعه ، اخراج از زندان بود . او می خواست دوباره به زندان بازگردد و علاقه ای نداشت تا وقتی که مقامات قضایی از او اعاده حیثیت نکرده اند، مرخصی و آزادی را بپذیرد . در آن مصاحبه گفته بود که مقامات زندان او را به خانه یکی از آشنایان آوردند و قرار بوده تا فردا به زندان بازگردد و این فردا طولانی شد و عاقبت به او گفتند فعلا می توانی بیرون باشی .

امیر انتظام در سالهای مرخصی یا به قول خودش اخراج از زندان، موفق شد کتاب مفصلی از شرح آنچه بر سرش رفته است را با مجوز ارشاد چاپ کند. کتابی با مدارک تازه و دفاعیات و شرح  یکی دو سال اول انقلاب ، امیر انتظام در همان مقدمه کتاب، قوه قضاییه و شخص آیت الله گیلانی را به بی عدالتی متهم کرده بود . از نظر او اشغال سفارت آمریکا در چارچوب منافع آمریکا بود که مخالفان دولت بازرگان توانستند  با جعل سند هر آنچه می خواستند را انجام دهند . او شرحی هم از دادگاه داده بود که عبارت محترمانه و دیپلماتیک ” امیرانتظام عزیز” را به عنوان نزدیکی و آشنایی با آمریکایی ها و از قرائن مشهود جاسوسی در نظر گرفته بود . هر چه بود کتاب امیر انتظام به سرعت توقیف شد و چندی بعد دوباره به زندان افتاد. این آمد و شد به زندان تا سالهای بعد هم ادامه داشت و دستگاه قضایی نه به درخواست اعاده دادرسی امیر انتظام توجه می کرد و نه این مرخصی را به آزادی کامل مبدل می ساخت. جالب اینکه در این مرخصی ها پاسپورت امیر انتظام هم به دستش بود و خروج از کشور هم برای این زندانی حبس ابد ، منعی نداشت، بااین حال امیر انتظام حاضر نشد تا از ایران خارج شود. او همچنان به دنبال اعاده حیثیت، روبروی زندان ایستاده بود.

امیر انتظام دراین روزها که بازار زندان شدن و در بند کشیدن از سوی دستگاه قضایی –امنیتی نظام داغ است ؛ در همان برزخ مرخصی است . کارش معالجه امراضی است که در سی سال گذشته گریبانگیرش شده .عده ای از علاقمندانش در خارج از کشور او را نامزد دریافت جایزه معتبر ساخاروف که به تلاشگران در راه حقوق بشر اهدا می شود کرده اند . جایزه ای که تشکر امیر انتظام را در پی داشته اما شوقی در او زنده نکرده است . زندانی پیر در سایتش غمگنانه نوشته است:” من ۳۱ سال است که از دیدار فرزندان دلبندم محروم هستم. کدام جایزه و پاداش مادی و معنوی می‌تواند بخشی از این اندوه بزرگ و دلتنگی مرا تسکین دهد. فقط عشق به ایران و ایرانی است که مرا سرپا نگه داشته است. من به عنوان یک ایرانی به وطن و هموطنانم عشق می‌ورزم و این عشق بزرگ خود را هرگز با رنگ و جنس متعلقات دینی، سیاسی و اقتصادی آلوده نخواهم کرد.”

فرزانه بذرپور

منبع: جرس

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید