خبرگزاری هرانا
امروز دوشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۹, 17th of December 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۹/۲۲ ساعت ۹:۴۵:۳۳

    خانه  > سایر گروهها  >  صلح در جهان – به مناسبت روز جهانی حقوق بشر

صلح در جهان – به مناسبت روز جهانی حقوق بشر

دوران پیش از جنگ جهانی دوم، خشونت و ترویج آن، اعمال ظلم و ستم بر مردمان و کشتار انسانها رویه ای معمول بود. نظام دیکتاتوری بر حکومت بسیاری از کشورها سایه افکنده بود و دیکتارتورهایی همانند هیتلر، برای به رخ کشاندن قدرت خود و نیز ماندن در صحنه حکومت، دست به هر جنایتی ولو کشتن انسانها و شهروندان خود می زدند. روزگاری نبود که شاهد کشتار انسانهای بی گناه اعم از کودک و نوجوان وزنان و مردان بی پناه و بی گناه نباشیم. پس از جنگ جهانی دوم خسارات ناشی از وقوع جنگ، دول ملل متحد را بر آن داشت تا موضوع صلح در جهان را عملا در جامعه بین الملل مطرح کرده و در دستور کار خود قرار دهند. به این جهت بود که کلمه ” صلح ” رنگ و بویی دیگر به خود گرفت. پس از تصویب منشور حقوق بشر در دسامبر سال ۱۹۴۸ که تدوین آن به مدت دو سال به طول انجامید برخی از کشورهایی که مفاد منشور را با اکراه پذیرفته بودند با تامل بیشتری به مفاد منشور، آن را مقرراتی جامع و کامل دیده و بر آن شدند تا از مقررات منشور الگو برداری کرده و مفاد آن را در قوانین خود لحاظ نمایند.

منشور حقوق بشر مشتمل بر یک مقدمه و سی ماده است که به حقوق اساسی افراد ملت از جمله: حقوق یکسان برای بشر، آزادی بیان و عقیده، منع شکنجه، برای حقوق افراد در پشتیبانی قانون، استقلال دستگاه قضایی، اصل بی گناهی افراد، احترام به حق مالکیت، حق تشکیل حزب و شرکت در تجمعات پرداخته و دولتها متعهد شده اند مفاد منشور حقوق بشر را در قوانین خود اعمال نمایند. اهمیت این منشور صرفنظر از اینکه به درستی به حقوق طبیعی و بدیهی انسانها پرداخته است؛ مورد قبول و پذیرش تمام کشورهای دنیا قرار گرفته است و این اراده جمعی نشان از تمایل دولتها به صلح و امنیت و ارزش قائل شدن به حقوق انسانها در ظاهر دارد.

به هر تقدیر جنگ جهانی دوم به پایان رسید و دولتها روابط حسنه ای با یکدیگر ایجاد کرده و کدورت و دشمنی ها را تا حدودی به کنار نهادند. اما نظام دیکتارتوری در داخل کشورها و نقض داخلی حقوق بشر پایان نیافت. صدام در عراق و طالبان در افغانستان تهدیدی جدی بر امنیت جهان به حساب آمده و در نهایت خطر بودن آنها، برخی از کشورهای قدرتمند را بر آن داشت تا جنگی دیگر به پا نهند. این شد که با هدایت آمریکا تهدیدکنندگان صلح و امنیت در جهان خلع سلاح گشته و حکومتشان برچیده شود. دولت صدام با حمایت کشورهای مختلف برکنار و شخص صدام نیز پس از دستگیر محاکمه و به مجازات مرگ محکوم و به دار آویخته شد. افغانستان با برکناری طالبان به دموکراسی نسبی دست یافت. هر چند آثار مخرب جنگ در هر دو کشور مشهود بوده و هنوز صلح داخلی به صورت مطلق برقرار نشده است.

حال نیز به نوعی دیگر شاهد اعمال خشونت در سطح بین الملل هستیم همچنان مردمان در اقصی نقاط جهان همچون غزه، پاکستان ، سومالی، سودان و چین و کره شمالی بسیاری از کشورهای دیگر جهان قربانی خشونت شده و مورد ظلم و تعدی حاکمان خود قرار می گیرند. قدرت های دیکتاتوری همچنان برای حفظ قدرت خود، از هیچ جنایتی دریغ نمی ورزند و حق حیات و آزادی را به رسمیت نمی شناسند و به نوعی دیگر حقوق طبیعی و بدیهی بشر را زیر پا له می کنند.اگر چه حتی در برخی از کشورهای قدرتمند همچون آمریکا به ظاهر ادعای حمایت از حقوق بشر وجود دارد اما در باطن و پنهان چنین نیست و بسیاری از دولت ها برای کسب منافع موقتی و به کرسی نشاندن عقاید خویش، حقوق بشر را زیر پا گذاشته، بی اهمیت از کنارش می گذرند.

حاکمان جمهوری اسلامی ایران نمونه بارز بزرگترین ناقضان حقوق بشر و تهدید کننده صلح و امنیت در جهان هستند. به یقین و اطمینان کامل می گویم که از سی ماده مورد پذیرش دولت ایران در منشور حقوق بشر، حاکمان جمهوری اسلامی حتی به یک ماده از مواد منشور حقوق بشر اهمیت نمی دهند. سرزمین ایران را آتشی عظیم از خشونت و ظلم و جور گرفته است که روز به روز توسط حاکمان ناقض حقوق بشر در ایران شعله های آن فزون می گردد. اگر این آتش را مهار نکنیم مطمئنا شعله های آن دامن دیگر کشورهای جهان را نیز خواهد گرفت. توجه به مقولات حقوق بشر صرفا متوجه کشور جمهوری اسلامی ایران نیست. هستند کشوهای دیگری که برخی از آنها نامشان ذکر گردید که همانند ایران تهدیدی جدی بر امنیت و صلح جهانی به شمار می آیند. در عصر حاضر می بایست به این نکته بسیار مهم برای برقرای صلح در جهان توجه کرد و آن اینکه اگر حاکم و دولتی به حقوق اساسی و بدیهی شهروندان خود احترام قائل نگردد هرگز نمی توان انتظار داشت تا به حقوق شهروندان کشورهای دیگر جهان احترام قائل گردد اگر دولتی به ناروا دست به سرکوب فعالین مدنی و سیاسی، روزنامه نگاران و دانشجویان و معترصین زده و بر خلاف قوانین داخلی و بین المللی شهروندان خود را بازداشت، حبس و به ناحق به اعدام محکوم کرده و از مجازات های غیر انسانی و خشونت بار همچون قطع عضوی از اندام بدن، سنگسار و اعمال مجازات مرگ با روش های غیر انسانی همچون بریدن سر با شمشیر استفاده کند نمی تواند به هیچ عنوان داعیه دار صلح و امنیت در جهان باشد. برای برقراری نظم و امنیت جهانی وظیفه و تکلیف همه دولتهای حافظ حقوق بشر است تا با اینگونه تهدیدها مقابله کرده ونگذارند ناقضان حقوق بشر به بهانه های واهی از جمله اسلامی بودن قوانین داخلی و اصل سرزمینی بودن جرایم صلح در جهان را مورد تعرض قرار دهند و انسانهای بی گناه را قربانی قدرت دیکتاتوری خود کنند.

تکلمه اینکه صلح در جهان زمانی حاکم خواهد شد که حقوق بشر در هر کشوری در اولویت قرار گرفته و دولتها به تمامی حقوق شناخته شده انسانها احترام گذارند.

محمد مصطفایی
وکیل دادگستری

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید