خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]
امروز چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۹, 22nd of May 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۷/۲۸ ساعت ۷:۴۹:۵۹

    خانه  > حقوق آکادمیک  >  تلاش های تازه برای کنترل دانشجویان در ایران

تلاش های تازه برای کنترل دانشجویان در ایران

خبرگزاری هرانا – رادیو آزاد اروپا در مطلبی در روز دوشنبه ٢۶ مهرماه به دور تازه تلاش های حکومت برای خاموش کردن صداهای اعتراضی دانشجویان پرداخته است.

این مطلب که به قلم گلناز اسفندیاری نگارش شده، توسط سایت دانشجونیوز به فارسی ترجمه شده است:
صبا واصفی، استاد سابق دانشگاه و سلمان سیما فعال دانشجوئی، قربانیان کمپین دولت ایران برای پاکسازی دانشگاه ها از صداهای منتقد و مخالف هستند. در نتیجه انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری در ژوئن ٢٠٠٩، واصفی استاد ادبیات دانشگاه شهید بهشتی اخراج شد. دلیل اخراج وی تفسیر سیاسی متون ادبی و برانگیختن “روحیه مفسده” در میان دانشجویان اعلام شده است.

سیما نیز دو بار زندانی شده است و اخیرا  دادگاه تجدید نظرحکم ۶ سال حبس او را تائید کرده است. هر دو این موارد،  فشارها بر دانشگاه ها را در ارتباط با نقش برجسته دانشجویان در اعتراضات مردی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد.

تاکتیک های مورد استفاده برای کنترل دانشگاه ها در طول ماه های اخیر تغییر کرده است. در روزهای ابتدائی اعتراضات، نیروهای حامی دولت بطور خشونت امیزی واکنش نشان می دادند. خوابگاه دانشگاه تهران یکی از اولین اهداف بود که در جریان آن، طبق گزارش ها پنج دانشجو کشته و بسیاری دیگر مجروح شدند. در میان کشته شدگان اعتراضات خیابانی نیز دانشجویان حضور داشند که بر اساس گزارش ها دست کم سه مورد آنها در بازداشتگاه کهریزک در بیرون از پایتخت ایران، پس از شکنجه جان باختند.

مرحله بعد محکومیت دهها دانشجو به دوره های طولانی مدت حبس و ممنوعیت آنها از ادامه تحصیل در آینده بوده است. اکنون، نهاد آموزش عالی (وزارت علوم و تحقیقات و فناوری) در حال بررسی این مسئله است که بتواند با حضور سنگین پلیس چشمان دانشجویان و اساتید را ببندد.

حرکت در مسیر

سعید پیوندی، یک استاد دانشگاه مقیم پاریس و متخصص در مسائل جوانان و آموزش در ایران، می گوید که دولت ایران دانشجویان را بدنه ای می داند که باید کنترل شود. “اکنون، دانشجویان ۵ درصد جمعیت ایران را تشکیل می دهند. در بسیاری از شهرها، آنها ۱۲ و یا ۱۳ درصد جمعیت را تشکیل می دهند.” پیوندی می گوید: “بنابراین، افکار عمومی دانشجویان یک وزن سیاسی مهم اجتماعی و فرهنگی و سیاسی در جامعه ایران بشمار می آیند”.

مقامات ایران در حال بکار گرفتن ابزارهای مختلف برای ختثی کردن وزن سیاسی دانشجویان هستند. در برخی موارد، نهادها تحت فشار قرار می گیرند تا در مسیر ایدئولوژیک رژیم قدم بردارند، و مطابق با بیانیه کامران دانشجو در ماه اگوست آنهائی که این مسیر را دنبال نمی کنند باید از بین بروند.

در موارد دیگر، برنامه های درسی دانشگاه ها برای اسلامی تر سازی آنها اصلاح شده اند و اعضای هیات علمی نیز برای متعهد شدن به اصول ولایت فقیه و یا حاکمیت رهبر معظم مورد بازبینی قرار گرفته اند.

واصفی و سیما می گویند که این روش ها در ساکت کردن دانشجویان موفقیت آمیز بوده است و در مورد خود آنها این وضعیت آنها را مجبور به ترک کشور نموده است.

واصفی که اکنون در سیدنی زندگی می کند می گوید مقامات بدنبال تبدیل موسسات آموزشی به مدارس مذهبی و حوزه های علمیه هستند. “شماری از دانشجویان در جریان سرکوب های بعد از انتخابات کشته شدند. بسیاری زخمی شدند. من یک دانشجو را می شناسم که با گلوله تفنگ مجروح و فلج شده است”. واصفی می گوید: “بسیاری مجبور به ترک کشور شده اند، بسیاری در زندان هستند. همه این ها تصویری از شمار مخالفان و منتقدین در دانشگاه ها را نشان می دهد. آشکارا مقامات حکومتی نمی توانند این مخالفین را تحمل کنند”.

منع فعالان دانشجوئی

اشکان ذهابیان، یک فعال دانشجوئی در شمال ایران می گوید که کمیته های انضباطی دانشگاه ها به مقابله با دانشجویان منتقد رژیم در ایران می پردازند. او می گوید اکنون این وظیفه بطور فزاینده ای برعهده وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی قرار گرفته است. ذهابیان هم چنین می گوید که مقامات فعالیت های گروه های دانشجوئی و شامل انجمن های فرهنگی را نیز منع کرده اند.

یک فعال دانشجوئی که به مدت دو ترم از ادامه تحصیل منع شده و به یک شهر کوچک تبعید شده است از شرایط آزاردهنده ای می گوید که در آن مقامات وزارت اطلاعات او و خانواده اش را برای توقف فعالیت های سیاسی او مورد تهدید قرار داده اند. او می گوید که دیگر فعالان هم با آزار مشابهی روبرو هستند.

یک فعال دانشجوئی دانشگاه امیرکبیر، نیز که در مورد این شرایط مبهم و آزاردهنده سخن می گوید. او می گوید مقامات در منع هر گونه امکان فعالیت در دانشگاه ها موفق بوده اند.

او می گوید: “هر مکانی که برای فعالیت های گروهی توسط منتقدین می توانست مورد استفاده قرار گیرد، توسط مدیریت دانشگاه و یا دیگران به بهانه های متفاوت مورد حمله قرار گرفته است”. او اضافه می کند که تشکیل گردهمائی ها برای مباحث آزاد در دانشگاه او (پلی تکنیک تهران) امری غیرقابل تصور است.

بازنگه داشتن درب

سعید پیوندی استاد مقیم پاریس می گوید که فشارهای بی سابقه بر اساتیدی که تصور می شد در راستای (اهداف و خط فکری) دولت ایران نیستند، وارد آمده است.

پیوندی می گوید: “مثلاً کلاس های اساتیدی که مخالف سیاست های دولت بوده اند مورد کنترل قرار می گیرد”. “در برخی موارد کلاس های آنها توسط دانشجویان بسیجی ضبط می شود و بعداً (برخی از آنها) بدلیل اظهاراتشان احضار می شوند.”

پیوندی می گوید که اعضای هیات علمی نه بر مبنای شایستگی های آکادمیک بلکه بر اساس خطوط و جهت گیری های فکریشان گزینش می شوند. مطابق با گزارش ها اساتیدی که توسط مقامات امنیتی مورد بازجوئی قرار گرفته اند، گفته اند که ازآنها خواسته شده است که درهای دفاتر خود را همواره باز نگه دارند.

پیوندی هشدا می دهد که خطر اصلی این مسئله خواهد بود که این دخالت ها مانع پژوهش های اساتید خواهد شد و منجر به فرار مغزها می شود که این امر بنیان کل جامعه را تحلیل خواهد برد.
دانشگاه ها هنوز زنده اند.

فعالان می گویند که در حالی که انتظار می رود که سرکوب ادامه یابد، اما مطالبات برای تغییرات نیز رو به پایان نیست. سیما، فعال دانشجوئی، که اکنون جویای پناهندگی در ترکیه است، جنبش دانشجوئی را به یک کسالتی تشبیه می کند که بهبود خواهد یافت. سیما می گوید: “دانشگاه ها نشان داده اند که ساکت نخواهند شد”. “سی سال است که آنها تحت هرگونه سرکوب بوده اند و هنوز هم جمله ای هست که همه (دانشجویان) می گوید: “دانشگاه ها هنوز هم زنده اند”. “اجازه بدهید بپرسم که اگر دانشگاه زنده نبود، اگر جنبش دانشجوئی مرده بود، پس همه فشار و تهدید و بازداشت برای چیست؟”
در حالی که ظاهراً دانشگاه ها آرام و بدون اعتراض به نظر می رسند، فعالان دانشجوئی می گویند که انتقاد از حاکمیت هنوز هم جریان دارد و افکار تازه ای در محافل خصوصی و نیز در گردهمائی ها و نیز بصورت مجازی وجود دارد.

مطابق با گفته های یک فعال، دیوارنوشته های ضد دولتی نشان دهنده ادامه فعالیت های زیرزمینی است و توزیع جزوه ها و نیز بیانیه های مخالفین نیز هنوز بطور گسترده ای در جریان است.

یک فعال دیگر نیز پیش بینی می کند که دانشگاه ها هم چنان کابوس رژیمی خواهد بود که بخوبی از “پتانسیل گسترده” آنها برای پیش برد تغییرات آگاه است.

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید