خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]
امروز سه شنبه ۲۷ مهر ۱۳۸۹, 22nd of May 2018      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۷/۲۷ ساعت ۲:۲۵:۳۵

    خانه  > سایر گروهها  >  صدور حکم اعدام پیش از رفتن به دادگاه

صدور حکم اعدام پیش از رفتن به دادگاه

همسر سعید ملک پور در مصاحبه با روز خبر داد:

چهارمین جلسه دادگاه سعید ملک پور در حالی چهارم آبان ماه برگزار خواهد شد که همسرش به “روز” میگوید: قاضی مقیسه به وکیل سعید گفته حکم او اعدام است.سعید ملک پور، فارغ التحصیل رشته مهندسی متالورژی دانش‌گاه صنعتی شریف و ساکن کشور کانادا بود که مهرماه ۸۷ پس از ورود به ایران و در ارتباط با پرونده‌ موسوم به “مضلین ۲” مربوط به جرایم اینترنتی بازداشت شد.

 

سایت گرداب، متعلق به سپاه پاسداران، ملک پور را متهم به عضویت در چندین “شبکه فساد اینترنتی” کرد و سپس از او به عنوان مدیر بزرگترین سایت های مستهجن، ضد دین و ضد امنیت نام برده شد.

ملک پور پیشتر با انتشار نامه ای، شرح شکنجه ها و نحوه اخذ اعترافات ازخود را مفصل شرح داده واعلام کرده بود که زیر شکنجه وادار به اعتراف علیه خود شده است. اکنون در حالی که بیش از دو سال از بازداشت سعید ملک پور می گذرد خانم افتخاری، همسر این زندانی به “روز” میگوید: سعید را متهم کرده اند که مفسد فی الارض است و دو هفته پیش قاضی مقیسه به وکیل سعید گفته حکم او اعدام است؛همین نشان میدهد که حکم از قبل صادر شده است بدون اینکه سعید امکان دفاع از خود را بیابد.

گفتگوی “روز” باهمسر سعید ملک پور را در ذیل بخوانید:

خانم افتخاری ممکن است بفرمایید آخرین خبری که از همسرتان دارید چیست و ایشان در چه وضعیتی هستند؟

بله سعید در بند ۳۵۰ زندان اوین است و خانواده او هر هفته به صورت کابینی با او ملاقات میکنند. من نیز تنها ارتباطم تلفن های یکی دو دقیقه ای بود که از سه ماه پیش تلفن های بند ۳۵۰ قطع شد و دیگر صدایش را نیز نمی شنوم. سعید از نظر روحی انسانی بسیار قوی است و من واقعا او را تحسین میکنم که توانسته یک سال انفرادی و دو سال بلاتکلیفی را تحمل کند. خانواده سعید هم میگویند که روحیه سعید خوب است.

تا جایی که میدانم جلسه سوم دادگاه همسر شما قرار بود در تیرماه برگزار شود؛ ممکن است درباره دادگاه و روند رسیدگی به پرونده همسرتان توضیح دهید؟

تاکنون سعید سه دادگاه داشته؛البته در اصل دادگاهی نبوده و قاضی مقیسه بیشتر مثل یک بازجو رفتار کرده تا یک قاضی عادل و بی طرف. گویا ایشان به گزارش هایی که نیروهای امنیتی در پرونده و کیفرخواست نوشته اند اعتماد کامل دارد و نیازی نیست بررسی انجام دهد و هیچ توجهی به دفاعیات سعید ندارد. در اصل جلسه اول دادگاه سعید اسفند ماه برگزار شد که اجازه حضور وکیل را نداده وبا وجودی که گفته بودند برگزار نمی شود اما سعید را به دادگاه برده بودند. جلسه دوم اواخر فروردین ماه و حدود ۱۵ دقیقه بود و جلسه سوم نیز به خاطر عدم حضور بازجویان سعید برگزار نشد. اکنون منتظریم تا جلسه چهارم دادگاه در ۴ آبان برگزار شود؛هر چند هیچ امیدی به رسیدگی عادلانه نداریم.

روند رسیدگی به چه صورتی بوده که به رسیدگی عادلانه امیدی ندارید؟

شما ببینید قاضی رسما نقش بازجو را بازی میکند و به هیچ یک از دفاعیات یا خواسته های همسرم توجهی نمی شود. سعید در دادگاه درخواست کرده است که برای بررسی شکایت هایش او را به پزشکی قانونی بفرستند، اما قاضی این مساله را رد کرده است.برای ما واقعا جای سئوال است که سعید هنوز آثار شکنجه را دارد، وقتی حرف میزند فک او به شدت صدا میدهد که به دلیل در رفتگی فک اوست که حاصل شکنجه هایی است که در زندان اعمال شده؛او همچنین سکته خفیفی در زندان کرد که نیمی از بدن او موقتا فلج شده بود.خود سعید در نامه ای که نوشت همه شکنجه ها را تشریح کرد و اکنون با گذشت دو سال از بازداشت سعید همچنان آثار این شکنجه ها مشهود است. شکنجه هایی که سعید را ناچار کرد علیه خود اعتراف کند اما قاضی حتی اجازه نمیدهد پزشکی قانونی او را ببیند. مورد بعدی درخواست سعید برای آوردن کارشناسان متخصص زیر نظر قوه قضائیه است که پرونده را بررسی کنند اما قاضی با این مورد نیز مخالفت کرده این در حالیست که قاضی مقیسه هیچ اطلاعی از اینترنت و آی تی و…. ندارد. در همان ۱۵ دقیقه دادگاه، قاضی مقیسه به سعید گفته از خانه تو وبلاگ پیدا کرده ایم. شما ببینید آخر این چه حرفی است؟ سعید چه باید بگوید و از چه باید دفاع کند؟ اجازه نداده اند سعید حتی پرونده اش را بخواند که بتواند از خود دفاع کند. اجازه ملاقات با وکیل را هم ندارد؛در اصل گویا این دادگاه حالت تشریفاتی دارد و گرنه از نظر حق و حقوق و دفاع و… هیچ کمکی به سعید نمیکند و برگزاری یا عدم برگزاری آن هیچ فرقی ندارد. شرایط بلاتکلیفی آزار دهنده ای است.

خانم افتخاری اتهامات زیادی در موردآقای ملک پور در رسانه ها مطرح شده است. در اصل اتهام همسر شما چیست؟

ملغمه ای از اتهامات است. اگر می گفتند که مدیریت سایت های مستهجن را داری خب سعید هم تکلیفش روشن بود میدانست باید در این زمینه از خود دفاع کند اما هر بار چیز جدیدی می گویند. قاضی در دادگاه گفته تو با ۱۰ – ۱۲ گروه معاند نظام ارتباط داشتی. سعید پرسیده است چه گروههایی؟ قاضی پاسخ داده که خودت میدانی. خب سعید از چی دفاع کند؟ گویا این آدم یک مجرم و گناهکار است و باید بگردند یک چیزی پیدا کنند تا به عنوان جرم اعلام کنند. یک روز گفتند ارتباط با بیگانگان و روز دیگر گفتند سایت های مستهجن و… در کیهان نوشتند که همسرم برای پروژه های نظامی کانادا کار میکرد در حالی که دروغ محض بود. از نظر قانونی هم امکان ندارد کسی که شهروند کانادا نباشد و یا در این کشور متولد نشده باشد بتواند در پروژه های نظامی به کار گرفته شود. در اصل سعید هم به درستی نمیداند اتهامش چیست که روی آن متمرکز شود و از آن دفاع کند.

غیر از این مسائلی که درسطح رسانه ها مطرح شده، چه اتهاماتی در دادگاه و کیفرخواست رسما به آقای ملک پور تفهیم شده؟

تبلیغ علیه نظام، مدیریت سایت های مستهجن، توهین به مقدسات، توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور، ارتباط با گروههای معاند نظام و ارتباط با بیگانگان و به صورت کلی اتهام مفسد فی الارض زده اند.

این اتهاماتی که در دادگاه رسما مطرح شده اتهاماتی سیاسی است اما رسانه های حکومتی ادعا میکنند اتهام همسر شما تنها مدیریت و دایر کردن سایت های پورنو و مستهجن است.

این اتهام سایت های مستهجن کاملا دروغ است. سعید مدیریت هیچ سایتی را بر عهده نداشته و با گردانندگان آنها نیز هیچ گونه ارتباطی نداشته است. همه کسانی که سعید را می شناسند از دانشگاه شریف تا کانادا شهادت می دهند که سعید اصلا اهل هیچ یک از این مسائلی که ادعا می کنند نبوده. این نوع اتهام یعنی سایت های مستهجن را به حسین درخشان هم زدند اما او وبلاگ نویس شناخته شده ای بود و کسی این اتهام را باور نکرد در حالیکه سعید هیچ سابقه ای در زمینه وبلاگ نویسی و فعالیت حقوق بشری و… ندارد لذا راحت تر می توانند برچسب بزنند. اینکه سعی میکنند اتهامات همسرم را فقط اخلاقی جلوه دهند برای توجیه خودشان است.سر خود من، وقتی در مورد پرونده همسرم بازجویی میکردند، داد می زدند که شما با بیگانگان ارتباط دارید. در جواب گفتم که من در یک کشور بیگانه زندگی میکنم اما چه ارتباطی مد نظرتان است؟بعد می گفتند شما با سفارت امریکا ارتباط دارید و… بله درست است من و همسرم عضو هیچ حزب و گروه سیاسی نبودیم. هیچ فعالیت سیاسی نداشتیم و ادعایی هم نداریم که سیاسی هستیم اما نوع اتهاماتی که زدند سیاسی است و نوع برخوردی که با پرونده همسرم می کنند نشان میدهد که یک سناریو ریخته اند وکاملا دارند سواستفاده سیاسی می کنند.

خانم افتخاری برای من سئوالا ین است که چرا همسر شما؟ یعنی شغل همسر شما چه بود:چرا همسر شما را برای این سناریو انتخاب کرده اند؟

برای اینکه ما کاملا گمنام هستیم و افراد گمنام و بی نام و نشان بیشترین آسیب پذیری را دارند. مطلبی که روزنامه کیهان در خصوص همسرم نوشته بود به من کمک کرد تا دیدگاه ماموران امنیتی را بشناسم و بفهمم که چرا همسر مرا انتخاب کردند. بیشتر پرداخته بودند به تهاجم فرهنگی غرب.ما سالها بود خارج از کشور و در کانادا زندگی می کردیم. از نظر سیاسی هم فرد شناخته شده ای نبودیم. آنها دنبال قربانی بودند برای پروژه و سناریویی که درباره اینترنت داشتند. سعید هم وب دیزاینر بود و در سایت فری لنسر اکانت داشت. در این سایت پروژه می گذاشتند و سعید و کسان دیگری که اکانت داشتند درخواست پروژه میکردند و انجام میدادند و اگر مورد پذیرش واقع می شد حق الزحمه را پرداخت می کردند. سناریویی ریختند که فیلترینگ های گسترده خود را توجیه کنند و به مردم بگویند که اینترنت، چیز خطرناکی است. شما ببینید سعید را زیر شکنجه وادار به اعتراف علیه خود کردند و این اعتراف ها را از تلویزیون پخش کردند. در بخشی از این اعترافات سعید را مجبور کرده اند بگوید که در حالیکه کامپیوتر خاموش بود با وب کم کامپیوتر از اتاق خواب مردم فیلم می گرفت. این یعنی ایجاد رعب و وحشت در میان مردم ازاینترنت. در حالیکه چنین چیزی محال است. از سعید خواسته بودند بگوید یک نرم افزاری از انگلستان خریداری کرده که وقتی کامپیوتر شما خاموش است نیز می تواند فیلم بگیرد و اگر کامپیوتر در اتاق خوابتان است از اتاق خوابتان فیلم می گیرد. این از نظر علمی غیر ممکن است اما خب هدف آقایان این بود که بگویند اینترنت چیز خطرناکی است و ما خوبی شما را می خواهیم که فیلتر کردیم چون افراد می توانند از اتاق خواب شما فیلم بگیرند و…. در اصل این توجیهات است و سناریویی ساختند؛همسر من هم قربانی این سناریو است.

اشاره کردید به پخش اعترافات همسرتان در تلویزیون؛ در همین مورد میخواستم بپرسم نظرتان درباره این اعترافات چیست؟

ببینید چند دفعه اعترافات سعید را از تلویزیون پخش کرده اند در حالیکه او فعلا یک متهم است نه مجرم. اما گویا از نظر آقایان مجرم است و حکم از قبل صادر شده، برای همین به خودشان اجازه میدهند اعترافات فردی راکه هنوز در دادگاه از خود دفاع نکرده و هیچ حکمی هنوز صادر نشده، بارها از تلویزیون پخش کنند. این اعترافات کاملا زیر فشار و شکنجه گرفته شده و واقعیت ندارد.سعید در دادگاه نیز همین را گفته. سئوال من این است که چطور اعترافات را از تلویزیون پخش میکنند اما وقتی همسرم میخواهد در دادگاه از خود دفاع کند، دادگاه را غیر علنی می کنند؟

شما پیشتر اعلام کرده بودید که خانواده همسرتان به شدت از سوی دستگاه امنیتی تحت فشار هستند. آیا هنوز این فشارها ادامه دارد؟ چه نوع فشارهایی؟

بله هم پدر و مادر من و هم خانواده همسرم به شدت تحت فشار هستند. تلفن های تهدید آمیز به آنها می شود و رسما به آنها گفته اند که اگر مصاحبه کنید پرونده سعید سنگین تر می شود. ما هم که جایی را نداریم صدای اعتراضمان را بلند کنیم. وقتی هم که حرفی میزنیم همسرم از یکسو و خانواده ام از سوی دیگر تحت فشار قرار می گیرند. باز اعترافات سعید را پخش می کنند و هر دفعه به یک بهانه ای و تحت یک عنوانی. همین دو هفته پیش هم باز پخش کرده اند. خانواده ام واقعا جرات ندارند تلویزیون را روشن کنند. سعید هنوز حکمی نگرفته، مجرم نیست، خانواده چه گناهی دارند؟ بعد از انتشار نامه سعید او را به انفرادی برده و به دروغ به او گفته بودند که خواهرت را بازداشت کرده ایم. به شدت تحت فشار بود وقتی از انفرادی خارج شد داغون بود و می گفت حاضر بودم هر اتهامی را بپذیرم تا خواهرم را آزاد کنند و خانواده را اذیت نکنند. این اعترافات را وسیله ای برای آزار خانواده و تهدید آنها قرار داده اند.

با این حال شما تصمیم گرفتید مصاحبه کنید. چرا اوایل سکوت کردید؟ به دلیل همین فشارها و تهدید ها؟

اوایل مدام وعده وعید میدادند که اگر حرفی نزنید و مسکوت بگذارید سعید زود آزاد می شود. تا سه ماه هم نمی دانستیم سعید کجا است. پلیس امنیت، دادگاه انقلاب و… همه سلب مسئولیت میکردند و نمیدانستیم از کجا باید پی گیری کنیم. اما وقتی شب عید که سوم رحلت پدر سعید بود اعترافات او را پخش کردند فهمیدیم که دروغ می گویند. الان هم تصمیم دارم حرف بزنم. دیگر سکوت نمی کنم؛تنها کاری که از دستم بر می آید اطلاع رسانی دقیق است تا افکار عمومی در جریان قرار بگیرند و بدانند هیچ یک از این اتهاماتی که به همسرم نسبت داده اند واقعیت ندارد و همه دروغ محض است. شاید افکار عمومی باعث شود حداقل دادگاه عادلانه تر باشد.

اکنون خواسته شما در ارتباط با همسرتان و پرونده او چیست؟

تنها چیزی که می خواهیم ـ ما نمی گوییم سعید را الان آزاد کنندـ این است که دادگاه عادلانه برای او برگزار کنن؛د دادگاهی علنی و عادلانه که امکان دفاع از خودش را داشته باشد. ما درخواست بخشش نمی کنیم چون همسر من هیچ کاری نکرده و جرمی مرتکب نشده که درخواست بخشش کنیم تنها میخواهیم استانداردهای کشور و قانون اساسی را رعایت کنند.به همان قوانین کشورمان پایبند باشند. اجازه دهند کارشناسان فنی بی طرف پرونده را بخوانند. نه سربازان گمنام گردابی که کیفرخواست را نوشته اند. کارشناسان بیطرفی که حداقل مسائل تکنیکی را بدانند.

در پایان اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید.

در آخرین گفتگویی که وکیل همسرم با قاضی مقیسه داشته، قاضی گفته برای او حکم اعدام را در نظر دارد و این حکم را صادر خواهد کرد. ما به شدت نگرانیم و از همه میخواهیم تنهایمان نگذارند. شما نگاه کنید حتی وکیل ما آقای علیزاده طباطبایی به خاطر پرونده همسرم تحت فشار قرار گرفته چندین بار از سایت گرداب او را تهدید کرده اند. تنها نگذارید همسر مرا و کمک کنید. او واقعا بی گناه است.

فرشته قاضی – روز آنلاین

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید