خبرگزاری هرانا
امروز سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹, 25th of September 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۲/۱۴ ساعت ۱۱:۵۲:۱۶

    خانه  > زندانیان  >  شرایط اسفناک احمد زیدآبادی در زندان رجایی‌شهر و خطر ابتلای وی به ایدز

شرایط اسفناک احمد زیدآبادی در زندان رجایی‌شهر و خطر ابتلای وی به ایدز

خبرگزاری هرانا – مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی که در اولین روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده است با ابراز ناگرانی نسبت به خطر ابتلای وی به بیماری ایدز، می گوید نگران همسرش است که هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج در شرایطی بسیار سخت و در بازداشتگاهی که فاقد هرگونه طبقه بندی زندانیان است در میان مجرمان عادی و بعضا خطرناک نگهداری می شود.

او در گفتگویی با کمپین بین المللی حقوق بشر در خصوص آخرین وضعیت پرونده و شرایط زندان رجایی شهر کرج را تشریح کرده و گفت برای هر بار ملاقات کابینی به مدت ۱۵ دقیقه با سه فرزند خود مجبور است ساعت های زیادی وقت بگذارد: “آقای زیدآبادی در زندان رجایی شهر کرج دوران تبعید را می گذراند. او با زندانیان عادی که جرایم سنگین دارند مثل قاتلین و یا قاچاقچیان در یک جا نگهداری می شود و هیچ کدام از زندانیان سیاسی نزدیک او نیستند. حکم ایشان که تایید هم شده است شش سال حبس و پنج سال تبعید و محرومیت مادام العمر است. ملاقات ها بسیار سخت هستند. عملا یک هفته در میان می توانم به ملاقات بروم و هر بار رفت و برگشت حدود پنج ساعت طول می کشد چرا که تا کرج چهل کیلومتر مسافت است و آنجا هم برای یک ربع ملاقات کابینی مدت زیادی معطل می شویم. بچه ها هم هر سه ماه یا چهارماه یک بار می توانند به دیدن پدرشان بروند و عملا خیلی هم که بتوانم همان هفته ای که ملاقات خودم هست بروم “.

مهدیه محمدی به شرایط نامناسب احمد زیدآبادی در یک سال گذشته در بازجویی ها و دوران بازداشت اشاره کرد و گفت: “موارد نقض قانون در برخورد با پرونده ایشان بسیار زیاد است. از همان روز اول ساعت ۱۰ شب که ایشان را از در خانه ربودند (این اصطلاحی است که من همیشه استفاده می کنم) تا ۱۴۱ روز انفرادی و ضرب و شتمی که در زندان شدند و نیز بازجویی های غیرقانونی که ایشان گذراندند در موارد متعدد حقوق او نادیده انگاشته شده است. در بازجویی های دشوار ورقه ای جلوی او گذاشتند و گفتند که اتهامات خودت را بنویس، در صورتی که باید اول به ایشان تفهیم اتهام می شد که چرا ایشان بازداشت شده اند و بعد ثابت می شد که آیا درست هست یا خیر اما با خشونت تمام و کتک کاری ورقه ای را جلوی ایشان گذاشته و گفته اند اتهامات اخلاقی، اقتصادی و … خودت را بنویس و قصد داشته اند که همه این اتهامات را به زور به ایشان بقبولانند اما او قبول نکرده و گفته است که من یک روزنامه نگار هستم و کارم هم مشخص بوده و در نهایت با خشونت ورقه را از زیر دست او کشیده اند و یک تیر هم در داخل سلول شلیک کرده اند که آقای زیدآبادی می گفت احساس می کردم صورتم سر شده است. مدت ۱۴۱ روز ایشان را در انفرادی نگه داشتند و بعد به بند ۳۵۰ منتقل شده بود که در طی یک مدت بسیار کوتاه سایر فعالان سیاسی نیز با ایشان بوده اند و این اصل تفکیک جرایم به مدت کوتاهی رعایت شده بود اما ایشان را از تاریخ ۱۲ بهمن ماه به زندان رجایی شهر منتقل کردند که هم اکنون هم در همین زندان نگهداری می شوند”.

همسر این روزنامه نگار در بند با تاکید عدم رعایت عدالت و قانون در مورد پرونده ی آقای زیدآبادی گفت در دادنامه ای که بر اساس آن برای آقای زیدآبادی چنین حکم سنگینی تعیین شده است به رعایت قانون از طرف آقای زیدآبادی چندین بار اشاره شده و گفته اند که او با رعایت قانون قصد داشته سر قانون کلاه بگذارد:”نوع برخوردی که با آقای زیدابادی شد نشان می دهد که اگر در ایران پشت ات به جایی گرم باشد می توانی قانون را کاملا لگدمال کنی درست مثل آقای مرتضوی که این همه موارد غیرقانونی تا حتا قتل را انجام داده است اما کاملا راحت و آزاد است. نکته ی جالب اینجاست که اگر شما دادنامه ای که برای آقای زیدآبادی صادره شده است را بخوانید سراسر آن نوشته شده که آقای زیدآبادی رفتارش کاملا قانونی بوده است و با استدلال و استفاده از رفتار قانونی قصد داشته است سر قانون کلاه بگذارد”.

مهدیه محمدی شرایط نگهداری زندانیان از جمله آقای زیدآبادی در زندان رجایی شهر کرج را بسیار غیربهداشتی و غیراصولی دانست و ادامه داد: “شرایط بهداشتی زندان وضع خوبی ندارد. تا مدت ها آب زندان گل آلود و غیرقابل استفاده بود. البته روحیه ی خوبی که آقای زیدآبادی دارند طوری است که مسائل را آسیب شناسی هم می کنند و می گویند زندانیان هم رعایت نمی کنند. با آب زندان حمام هم نمی توانستند بروند. ظاهرا سالنی که آقای زیدآبادی در آن نگهداری می شود یک راهرو است که دوطرف آن اتاق هایی که پیش تر سلول انفرادی بوده است قرار دارد و درب این سلول ها را برداشته اند و در هر سلول سه نفر را جا می دهند. غذای زندان خوب نیست و فروشگاهی که در زندان است به اندازه کافی مواد غذایی ندارد. در مورد بهداری زندان هم نگرانی های جدی در مورد بیماری هایی مثل ایدز وجود دارد و من به ایشان توصیه می کنم که تا جایی که امکان دارد به بهداری مراجعه نکنند چرا که اکثر زندانیان معتاد ایدزی هستند و ترس از این که با مراجعه به بهداری به این بیماری آلوده شوند وجود دارد”.

احمد زیدآبادی در شرایطی در زندان رجایی شهر دوران محکومیت خود را طی می کند که شاهد اتفاقات و درگیری های متعدد بین زندانیان قتلی و قاچاقچیان و معتادین بوده و به گفته ی همسرش در یک مورد شاهد قتل یکی از زندانیان به دست هم بندان خود در نزاع جمعی بوده است. مهدیه محمدی با ابراز نگرانی از این که همسر او در زندانی فاقد هر گونه امنیت و اصل طبقه بندی نگهداری می شود به کمپین گفت: “زندانیان عادی خطرناکی در این بند هستند که به طور مثال یک «گل کوچک» که به زندان آورده شده است را دزدیده اند که با میله های آن قمه درست کنند و با کوچکترین مشکلی که با هم پیدا می کنند چاقو کشی هم می کنند. آقای زیدآبادی به دفعات شاهد این صحنه ها بوده است که زندانیان با چاقو همدیگر را مضروب کرده اند و یک بار یک نفر به هنگام چنین درگیری هایی کشته شده است. در این بند اکثر مواقع زندانیان مواد مخدری سر پول با هم درگیر می شوند. این که زندان شرایط وحشتناکی دارد و هیچ گونه اصول و موازین حقوق بشری در آن رعایت نمی شود به یک سو، اما جای آقای زیدآبادی در این زندان نیست. طبق اصل تفکیک جرایم هم که باشد ایشان که روزنامه نگار هستند نباید در چنین شرایطی در زندان نگهداری شوند”.

به گفته ی مهدیه محمدی همسر آقای زیدآبادی قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، بارها برای آزادی این روزنامه نگار بهانه هانه های مختلفی آورده و با جود افزایش مکرر میزان وثیقه او و در حالی که به توصیه وکیل آقای زیدآبادی کلیه موارد قانونی از جمله تودیع وثیقه تعیین شده از سوی خانواده ی این روزنامه نگار رعایت شده است اما مقامات قضایی همچنان از آزادی زیدآبادی حتی برای مرخصی هم خودداری می کنند.

مهدیه محمدی اقدام مقامات قضایی را لگدمال کردن قانون خواند و گفت: ” بعد از گذشت یک سال کم کم احساس می کنم از آزادی ایشان ناامید شده ام. ماه آبان یک بار ۲۵۰ میلیون تومان وثیقه تعیین کردند که ما ۱۵۰ میلیون تهیه کردیم و گفتند همین میزان کافی است. هر چه منتظر ماندیم ایشان آزاد نشدند. یک ماه بعد قاضی شعبه ۲۶ که پرونده آقای زیدآبادی زیر دست ایشان است گفتند که ما ۲۵۰ میلیون وثیقه خواسته بودیم که شما ۱۵۰ میلیون را تامین کرده اید و ۲۰۰ میلیون دیگر هم اضافه کنید. ما شروع به پیگیری کردیم که ۲۰۰ میلیون دیگر را تهیه کنیم که یک ساعت بعد مجددا تماس گرفتند و گفتند وثیقه ۵۰۰ میلیون تومان است. ظرف یک ساعت وثیقه ایشان از ۳۵۰ میلیون به ۵۰۰ میلیون تومان افزایش پیدا کرد. تلاش زیادی کردیم که مابقی میزان وثیقه را آماده کنیم و مبلغ ۴۸۰ میلیون تومان وثیقه را به دادگاه ارائه کردیم اما به دلیل ۲۰ میلیون باقی مانده بهانه آوردند. در صورتی که اگر بخواهند کسی را آزاد کنند با مبالغ بیش از این هم کنار می آیند اما قاضی شعبه ۲۶ فقط به این دلیل که من در آن مدت در مصاحبه هایم در مورد شرایط آقای زیدآبادی اطلاع رسانی می کردم گفتند که باقی مانده وثیقه را هم باید تهیه کنیم. ما به خاطر ۲۰ میلیون تومان باز یک سند دیگر به دادگاه ارائه دادیم. من راضی به این کار نبودم چون می دانستم دارند بهانه می گیرند اما وکیل ایشان توصیه کردند که ما اقدامات قانونی لازم را انجام بدهیم. در نهایت هم مبلغ ۵۰۰ میلیون وثیقه را به دادگاه ارائه کردیم اما ایشان را آزاد نکردند و این اقدام به نظر من چیزی نیست جز لگدمال کردن قانون. وثیقه هم اکنون هم در اختیار دادگاه است و شاید اگر برویم بگویند که وثیقه را بردارید اما در این شرایط که خود آقای زیدآبادی زندانی است و من سه بچه دارم که باید مخارج زندگی را بچرخانم فقط یک میلیون تومان هزینه بابت کارشناسی سند پرداخت کرده ایم. نگرانیم از آن روست که اگر وثیقه را برداریم و بخواهند بار دیگر برای مرخصی وثیقه تعیین کنند مجددا باید همین هزینه را بپردازیم. برای همین وثیقه را خارج نکرده ایم و صاحبان سندها هم می گویند بگذاریم سندها بمانند و کنار آمده اند”.

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید