خبرگزاری هرانا
امروز شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۹, 23rd of February 2019      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۵/۳۰ ساعت ۴:۳۵:۱۳

    خانه  > سایر گروهها  >  “برای حقوق بشر”، سعید درخشندی

“برای حقوق بشر”، سعید درخشندی

جای بسی امیدواری است که نگاه‌ها و رفتارهای توأم با تبعیض و متناقض در حوزه‌ی حقوق بشر و در رابطه با زندانیان سیاسی و وجدانی تغییر کند. اسیران دربند، از یادرفته و خانواده دردکشیده‌ی آنان، بی‌صبرانه در انتظار مشاهده‌ی این تغییر در عرصه‌ی عمل هستند و البته نه برای خود بلکه “برای حقوق بشر”
تقدیم به حشمت الله طبرزدی ، محمد صدیق کبودوند و تمامی آزادگان
فراموش شده ایران زمین، آنان که استوار بر سر پیمان خود مانده‌اند.

روزگاری نه چندان دور متهمان سیاسی و وجدانی بیشماری بدون داشتن هیچگونه حقوقی و بر خلاف به اصطلاح قانون مجازات اسلامی! و آیین دادرسی! حاکمیت ولایت فقیه، بصورت خودسرانه بازداشت و پس از بازداشت‌های طولانی مدت، محاکمه، مجرم شناخته شده و دوران محکومیت خود را در بدترین شرایط در زندانها سپری می‌کردند. از کرد و فارس گرفته تا ترک و بلوچ و عرب، از فعال اجتماعی و حقوق بشر گرفته تا فعال سیاسی و هویت طلب. در این میان انواع فشارها ، تضییقات و محرومیتها در حق آنها و خانواده‌هایشان توسط نهادهای امنیتی و قضایی روا داشته می‌شد. عدم دسترسی به وکیل، نداشتن ملاقات، تحقیر، تهدید، شکنجه‌های روحی و روانی، نبودن فرصت دفاع و رسیدگی عادلانه و منصفانه، عدم رعایت اصل فردی بودن جرم و مجازات، عدم رعایت و اجرای آیین‌نامه حداقلی و غیر استاندارد زندان‌ها ،عدم تفکیک و طبقه‌بندی زندانیان بر اساس جرایم، محرومیت دسترسی به کتاب و روزنامه، عدم دسترسی به پزشک، دارو و درمان، عدم رسیدگی به وضعیت زندانیان بیمار، شرایط بد بهداشتی و تغذیه‌ای و محرومیت رفتن به مرخصی، همه و همه تنها بخشی از این فشارها و نقض حقوق بود. همچنین کوچکترین امتیاز و حقوقی را که برای سایر زندانیان با هر جرم و محکومیتی در نظر گرفته شده بود از این زندانیان دریغ می کردند.

هر از گاهی فریاد تظلم خواهی و افشاگری این اسیران به بیرون از زندانها می‌رسید؛ اما هیچ گوش شنوا و هیچگونه حساسیتی در کار نبود و البته بعضی از افراد و نهادهای مدافع حقوق بشر در بیرون از زندان و بازداشتگاهها، بیکار ننشسته و سرگرم گزینش از میان این اسیران و تفکیک آنها بر اساس ملاکهای خودی و غیر خودی مد نظر خود بودند. همزمان در درون زندانها و بازداشتگاهها، بازجویان نهادهای امنیتی نوع عملکرد این مدافعان حقوق بشر و برخورد چندگانه و تبعیض آمیز آنها با مقوله حقوق بشر و دفاع از حقوق زندانیان را در جلسات بازجویی مانند پتک بر سر متهمان بی دفاع می‌کوبیدند و از این فرصت برای شکستن مقاومت این بی پناهان بی یاور سود می‌جستند. یکی از این اسیران نقل می‌کرد که در زمان بازجویی، بازجوی وی اشاره می‌کرده به یکی از فعالین بنام حقوق بشر و مدافع حقوق زندانیان- که از قضا در آن زمان پرونده‌ای مفتوح با اتهام مشابه داشته – با این مضمون که ” اگر برای آقای … تنها یک احضاریه ساده بفرستیم سر و صدا و فریاد « وا حقوق بشرا » ی مدعیان حقوق بشر در داخل و خارج از کشور گوش فلک را کر خواهد کرد، اما در اینجا ما هر کار که بخواهیم با شما می کنیم و آب از آب تکان نخواهد خورد”. به این ترتیب در یک سو فشار، تهدید، سلول انفرادی، شکنجه، انتقال، تبعید، لغو ملاقات، گشایش پرونده جدید و البته با توجه به عدم حمایت و غیر خودی بودن، ظلم و فشار مضاعف! بود و در سوی دیگر- در بیرون از زندان – اعطا و دریافت انواع و اقسام جوایز حقوق بشری با عناوین مختلف به خود ی‌ها و برساختن! قهرمان های خودی .

…. و اینچنین روز‌ها از پی هم می گذشت تا اینکه با بازداشت رکسانا صابری به اتهام جاسوسی تمام نگاه‌ها متوجه وی گردید. رییس جمهور وقت، دادستان، سخنگوی قوه قضاییه، صدا و سیمای حکومت، روزنامه‌های منتقد و اصلاح طلب، شبکه‌های ماهواره‌ای، همه و همه، شبانه روز از رکسانا می‌گفتند. به عبارتی یکباره از قوه قضاییه رژیم گرفته تا فضای حقوق بشری همه چیز «رکسانیزه » شد و در نهایت مجموعه این تلاشها به آزادی نامبرده انجامید .این ماجرا امیدی در دل اسیران از یاد رفته بوجود آورد. امید به اینکه شاید روزی این تریبونها، سازمانها و دولتهای مدافع حقوق بشر با چنین حمایتها و برپایی چنین کمپین‌هایی، در قبال آنها نیز، بدین شکل عمل نمایند. اما افسوس که این آرزو نیز، خیالی بیش نبود و کماکان تمامی آن فشارها، محرومیتها و نقض حقوق متهمان و زندانیان غیر‌خودی، همچنان به قوت خود باقی و با شدت هر چه تمامتر ادامه داشت و باز هم کجا بود گوش شنوا.

به انتخابات ریاست جمهوری دهم می‌رسیم و وقایع پس از آن و شکل گیری جنبش سبز. ماشین سرکوب و خشونت به راه افتاد و بسیاری از فعالان اصلاح طلب و دیگر شهروندان ناراضی و معترض به تقلب در انتخابات دستگیر و روانه بازداشتگاهها شدند … . پس از چندی، برچیده شدن دادگاههای نمایشی، آزادی بازداشت شدگان و خاتمه فشارها بر زندانیان و خانواده‌های آنان، از جمله خواستهای اصلی نامزدهای معترض به نتایج انتخابات گردید. همزمان نامزدهای معترض به تقلب در انتخابات ضمن پیگیری وضعیت بازداشت شدگان به دیدار خانواده‌های آنان رفته و ضمن دلجویی ، آنان را مورد حمایت خود قرار می‌دادند؛ ولی باز هم تکرار همان قصه قدیمی خودی و غیرخودی. بهر صورت، مدتی است از سوی آقایان کروبی و موسوی سخنان تازه‌ای شنیده می‌شود که علی الظاهر نوید بخش نوعی تغییر است. این دو، ضمن اعلام اینکه ” جنبش سبز آحاد ملت و شهروندان را به خودی و غیرخودی تقسیم نمی‌کند …” در رابطه برخورد حاکمیت با زندانیان و متهمان، تاکید کرده‌اند : ” همه این اتفاقات ناشی از سکوت در مقابل مظالم بوده است و برای جلوگیری و ختم روشهای غیرقانونی و غیرشرعی باید بدون توجه به عقاید و اتهامات افراد و گروههای مختلف از حقوق آنها دفاع شود؛ چرا که رویه اسلامی، دفاع از حقوق مظلوم است، با هر گرایش و فکری “. با توجه به این سخنان و اظهار نظرها، جای بسی امیدواری است که نگاه‌ها و رفتارهای توأم با تبعیض و متناقض در حوزه حقوق بشر و در رابطه با زندانیان سیاسی و وجدانی تغییر کند. اسیران دربند، از یاد رفته و خانواده درد کشیده آنان، بی صبرانه در انتظار مشاهده این تغییر در عرصه عمل هستند و البته نه برای خود بلکه «برای حقوق بشر».

سعید درخشندی

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید