خبرگزاری هرانا
امروز یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹, 19th of August 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۵/۱۷ ساعت ۱۰:۰۸:۲۱

    خانه  > سایر گروهها  >  پدر علی پرویز: رسانه ها صدای ما را به گوش مسئولان برسانند

پدر علی پرویز: رسانه ها صدای ما را به گوش مسئولان برسانند

در حالیکه دادستان تهران و رئیس سازمان زندان ها حاضر به پذیرش خانواده های زندانیان سیاسی اعتصاب کننده نشده و هیچ نهاد مسئولی پاسخی تاکنون به پیگیری های این خانواده ها نداده است، این خانواده ها درنامه ای به رییس قوه قضاییه با یاد آوری اعتقادات نظری وی در زمینه های مذهبی و علمی و با ابراز نگرانی “شدید” از وضعیت عزیزان دربند خود و ظلم و ستمی که به فرزندان این ملت می شود، خواستار برخورداری زندانیان از حقوق “اولیه” یک انسان در زندان شده اند.

پیش از این نیزانجمن اسلامی جامعه پزشکی کشور، با انتشار نامه ای خطاب به رئیس قوه قضاییه، ضمن هشدار نسبت به خطراتی که تاکنون متوجه این زندانیان شده و همچنان وجود دارد، مسئولیت آن را به “عهده” کسانی دانسته که این شرایط را به زندانیان تحمیل کرده اند.

گفتنی است، بابک بردبار، عکاس خبری که یکی از زندانیان اعتصاب کننده بود، روز شانزدهم مردادماه، از زندان آزاد شد، این در حالی است که از سایر اعتصاب کنندگان اطلاع دقیقی در دست نیست.

اسامی زندانی هایی که هنوز دراعتصاب بسر می برند و شرایط جسمانی آنها وخیم گزارش شده است، عبارتند از: علی ملیحی فعال دانشجویی و عضو ادوار تحکیم وحدت ، بهمن احمدی امویی روزنامه نگار، حسین نورانی نژاد روزنامه نگار و عضو جبهه مشارکت، عبدالله مومنی فعال دانشجویی و سخنگوی ادوار تجکیم، علی پرویز فعال دانشجویی، حمیدرضا محمدی فعال سیاسی، جعفراقدامی فعال مدنی، ضیا نبوی دانشجوی محروم از تحصیل، ابراهیم(نادر)بابایی فعال مدنی و از جانبازان جنگ ایران و عراق، کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر و وب نگار، مجید دری فعال دانشجویی، مجید توکلی فعال دانشجویی، کیوان صمیمی روزنامه نگار ،غلامحسین عرشی، پیمان کریمی آزاد از بازداشت شدگان حوادث عاشورا.

نزدیک به سیزده روز از اعتصاب غذای این زندانیان می گذرد و خانواده های آنان به شدت “نگران” وضعیت جسمانی و روحی آنها هستند. به همین مناسبت “جرس” گفتگویی را با پدر جوانترین زندانی اعتصاب کننده، علی پرویز، فعال دانشجویی انجام داده است که در پی می آید:

آقای حسن پرویز آخرین اطلاعی که از وضعیت پسرتان دارید مربوط به چه زمانی می شود؟

یک روز قبل از نیمه شعبان یعنی روز دوشنبه با ایشان ملاقات کابینی داشتیم. و بعد از آن بود که ایشان را به انفرادی منتقل کردند و الان با گذشت دو هفته هیچ اطلاعی از وضعیت فرزندمان نداریم و فقط اخباری که منتشر می شود می شنویم و هر کجا هم که تردد می کنیم از دادستانی، دادگستری و زندان گرفته تا جاهای دیگر، چه به صورت فردی و چه همراه با مادران و همسران زندانیان اعتصاب کننده دیگر، هیچ پاسخی به ما داده نمی شود. با توجه به اعتصاب غذای این زندانیان هم بسیار “نگران” وضعیت سلامت این عزیزان هستیم.

در آخرین دیداری که با فرزندتان داشتید وضعیت روحی و جسمی ایشان چگونه بود؟

در آن دیدار یک وضعیت عادی بود وهمین دلتنگی ها، اندوه و نگرانی هایی که درملاقات های خانواده ها با عزیزانشان وجود دارد، بود. با توجه به اینکه پسر من سابقه بیماری آسم دارد و در مرخصی که عید آمده بود او را به بیمارستان جهت درمان بردیم که از همان بیمارستان او را به زندان برگرداندند و معالجه پسرم “ناتمام” ماند به همین علت الان بعد از اعتصاب غذای فرزندمان که جوانترین زندانی اعتصاب کننده است، بشدت نگران وضعیت سلامت ایشان هستیم.

با توجه به اظهاراتتان که اشاره داشتید فرزندنتان را از بیمارستان به زندان برگردانند، آیا اطلاع ندارید که ادامه درمان ایشان در زندان پیگیری شده است یا نه؟

نه متاسفانه، حتی ایشان یکبار قبل از عید هم دچار عارضه آسمی شدند و ما با اجازه دادستانی دارو برای ایشان فرستادیم که به دستش نرسید، علی رغم اینکه وضع جسمانی فرزندم بد بود و سرفه های شدیدی داشت.

پیگیری های شما بعد از اعتصاب غذای فرزندتان به کجا رسیده آیا پاسخی در این خصوص گرفته اید؟

مادران و همسران اعتصاب کنندگان چند بار به دادگستری مراجعه کردند و از رئیس دادگستری خواستار ملاقات با زندانیان شدند و ایشان هم رفتند تا این مشکل را حل کند اما دست خالی آمدند و نتوانستند پاسخگو باشند. روز بعد خانواده ها به دادستانی مراجعه کردند. اما ایشان هم حاضر به پذیرفتن خانواده های این زندانیان نشدند و خانواده ها را از جلوی دادستانی پراکنده کردند و این نهاد هم حاضر به پاسخگویی نشد.

با توجه به این موضوع که دادستانی و دادگستری و رئیس زندان هیچ پاسخی ندادند، به شما نگفتند که باید برای پیگیری وضعیت فرزندانتان به کجا مراجعه کنید تا از نگرانی در بیایید؟

به ما چیزی نگفتند. فقط گفتند ما داریم تلاش می کنیم تا این قضیه حل شود اما تا الان که من دارم مصاحبه می کنم این مشکل حل نشده و ما همچنان نگران وضعیت عزیزانمان هستیم.

به عنوان پدر یکی از زندانیان اعتصاب کننده چه صحبتی با مسئولین نظام دارید؟

من از مسئولین می خواهم تا این وضعیت انسدادی که ایجاد شده را برطرف کنند. این زندانیان همه فرزندان وفادار این “ملت” هستند اینها بیگانه و دشمن نیستند که اینگونه غیرمسئولانه با اینها برخورد می شود و از یک طرف خود زندانیان در وضعیت بی خبری نگه داشته می شوند و از سوی دیگر خانواده های آنها اینگونه در نگرانی و ناراحتی بسر ببرند. مطالبات این زندانیان ساده ترین خواسته ها بوده و اگر به این خواسته همان روز اول پاسخ گفته می شد به این وضعیت دشوار نمی انجامید. اگر مسئولین کاری نکنند که این زندانیان به اعتصاب غذای خود پایان دهند به لحاظ اینکه سلامت جسمی و روحی آنها در خطر خواهد بود از این زاویه، منجر به یک “فاجعه ملی و انسانی” خواهد شد که این برای تاریخ و سرنوشت کشور ما خطرناک خواهد بود. من خواهش می کنم مسئولین با تدبیر و مدیریت درست به این وضعیت خاتمه دهند که خواسته های زندانیان هم احقاق حقوق اولیه اشان( از جمله رعایت بهداشت، دارو، مرخصی ، آزادی مشروط و امثال اینها) در زندان است. خانواده ها که حکم غیرعادلانه آنها را به اجبار قبول کرده اند و این جوانان هم که عمرشان در زندان تلف می شود و دیگر چه نیاز به این تحقیر کردن ها و تهدید کردن های مجدد است؟ من خواهشم این است که هر “مقامی” که می تواند به این موضوع رسیدگی کند، وارد شود و این مسئله را حل و فصل کند.

در روزهای آینده برای پیگیری وضعیت این زندانیان چه اقداماتی را در نظر گرفته اید؟

این سوال بسیار خوبی است اما ما نباید اقدام بعدی انجام دهیم چون ما در حوزه مسئولیت و قدرت نیستیم. ما بعنوان خانواده های این زندانیان که نگران وضعیت عزیزان خود هستند تلاشمان این است که از رسانه ها بخواهیم تا این اخبار را پوشش دهند و صدای ما را به گوش مسئولان برسانند. حضرت امام علی(ع) یک فرمایشی دارند که: “وجدان تنها محکمه ای است که نیاز به قاضی ندارد.” ما از مسئولین می خواهیم که این وجدان عدالت خواهی را که معادل با تمام جنبه های عقلانی و جمعی زندگی انسانها است، به صحنه عمل در بیاورند و اگر پایبند دستورات دینی هستند باید پاسخگوی ما و فرزندان ما باشند.

با توجه به اینکه به خانواده های زندانیان هشدار داده شده تا با رسانه ها مصاحبه نکنند و در زمینه بی خبری از وضعیت فرزندانشان اطلاع رسانی نکنند، شما نظرتان در این خصوص چیست؟

از همان زمانی که پسرم دستگیر شده یعنی نه ماه پیش، رسانه ها از من می خواستند در خصوص وضعیت پسرم مصاحبه کنم اما از آنجا که من معتقد بودم مسائل ما باید در درون نظام حل شود و با وجودی که در این مدت تمام خانواده پیگیر وضعیت فرزندشان از طریق دادستانی و دادگستری و جاهای دیگر بودند اما ما اینکار را نکردیم. اما الان به حدی نگران سرنوشت فرزندم هستم که باید از این طریق صدایم را به گوش مسئولین برسانم. بار آخر هم به خود دادستان گفتم که شما من را به جایی هل می دهید که از رسانه ها برای اطلاع رسانی که “سرنوشت فرزند من درخطر است”، استفاده بکنم.

منبع: جرس

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید