خبرگزاری هرانا
امروز شنبه ۹ مرداد ۱۳۸۹, 18th of December 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۵/۰۹ ساعت ۱۱:۳۷:۱۵

    خانه  > سایر گروهها  >  طرح تحول فقر…/ عنایت همایی راد

طرح تحول فقر…/ عنایت همایی راد

خبرگزاری هرانا – تعاریف مختلفی از فقر و نسبت آن تاکنون ارائه شده است. گروهی تامین حداقل کالری لازم برای زنده ماندن را فقر و یا همان خط بقا نامیده اند. خانوارهایی که این میزان از کالری در سبد غذاییشان وجود نداشته باشد، از این دید، فقیر محسوب می شوند. مطابق تعریف سازمان ملل متحد خط فقر حداقل میزان در آمدی است که علاوه بر تامین حداقل نیازهای ضروری اولیه، چون مسکن، خوراک، پوشاک و… تحصیلات و تفریحات ابتدایی را نیز بتواند تحت پوشش خود قرار دهد. در این مقاله بر آن شدم به بررسی تاثیرات طرح تحول اقتصادی دولت احمدی نژاد بر فقر بپردازم. بین فقر و نابرابری درآمدها ارتباطی مستقیم وجود دارد. هر اندازه میزان این نابرابری بیشتر باشد، گویای این نکته است که آن جامعه از نظر بحرانهای اجتماعی و فرهنگی و نیز تفاوتهای دیدگاهها و طرز معیشت خانوارها تفاوتی اساسی وجود دارد. نمونه هایی فراوان از ایجاد جوامع فقیر طی قرن ۲۱ وجود دارد. که از جمله آنها می توان به کشورهای آمریکای لاتین اشاره کرد. تنها تفاوتی که بین این کشورها با ایران مشاهده می شود این است که این ایجاد فقر در جوامع آمریکای لاتین بیشتر ناشی از عواملی چون مهاجرت بوده تا سیاستهای اقتصادی دولت. و اگر هم دولتها سیاستهایی اعمال نموده اند، هیچ گاه شعارهایی نظیر عدالت محوری و کمک به فقرا مطرح نکرده بودند. و هدفهایی چون تعدیل اقتصادی مد نظرشان بود. که این اهداف به تبع جامعه را به سمت دوگانگی اقتصادی پیش می برد. کما اینکه این هدف در اوایل دهه ۷۰ در ایران به مرحله اجرا در آمد.  ولی متاسفانه طی چند سال گذشته در ایران، سیاستهای اقتصادی شعارهای  دولت،  به منظور کمک به اقشار فقیر،به جای اینکه نتیجه دهد، کاملا خانوارها را به سمت فقیرتر شدن پیش برده است.

برای بررسی اثرات طرح تحول اقتصادی و هدفمند کردن یارانه ها بر میزان فقر ابتدا باید تاثیر این طرح را بر متغیرهای کلان اقتصاد مورد بررسی قرار داد و پس از آن بازگو کرد که آیا این متغیرها بر فقر تاثیر گذار هستند و یا خیر. ۱) آنچه که واضح است، طرح تحول اقتصادی به شدت تورم زاست. بدین صورت که با افزایش قیمت کالاها و خدمات ضروری، کلیه متغیرهای وابسته به آنها با جهشی یکباره در سطح قیمتها مواجه خواهند شد که این جهش کل ساختار اقتصاد را تحت تاثیر قرار خواهد داد. نکته بسیار مهم در این است که با افزایش قیمت کالاها و خدمات ضروری، سرمایه داران، تجار و مالکین هزینه های خود را به مصرف کنندگان منتقل می کنند که این منجر به افزایش قیمت در کالاها می شود. از طرف دیگر، افزایش قیمت باعث می شود ، قشری که صاحبان سرمایه هستند و در تولید نقش دارند، با افزایش در قیمت سرمایه های خود مواجه شوند. در نتیجه این امر منجر به غنی تر شدن آنها می شود. در عوض، قشر فقیر که صاحب سرمایه نیستند با کاهش در قدرت خرید خود روبرو می شوند و این منجر به فقیرتر شدن آنها می شود.این امر، شکاف اقتصادی را در جامعه تشدید می کند که شکاف اقتصادی بزرگتر تبعات اجتماعی فراوان چون تفاوت بین فرهنگهای بالانشینان و پایین نشینان و افزایش جرم و جنایت را به دنبال خواهد داشت. ۲) طرح هدفمند کردن یارانه ها همراه با پرداخت پول نقد به تمامی آحاد جامعه همراه بوده است. درست است که این طرح بر دولت درآمد زا است. اما فراموش نکنیم دولت بجای قرار دادن یارانه ها بر کالاهای مختلف، به پرداخت پول مبادرت ورزیده است و پرداخت پول دقیقا برابر با افزایش مخارج دولت است. بعبارت دیگر، دولت برای افزایش بیشتر درآمدهای خود،اقدام به افزایش مخارج خود نموده است.مطالعات در کشورهای دیگر این را به اثبات رسانده است که افزایش مخارج، همواره عاملی بوده بر افزایش نابرابری میان اقشار مختلف جامعه و افزایش فقر. ۳)افزایش قیمت کالاها که به دلیل برداشته شدن یارانه ها اتفاق می افتد،قدرت رقابت را برای کالاهای داخلی، در مقابل کالاهای خارجی در بازار داخلی  خواهد گرفت. چرا که این افزایش قیمت در حالی به وقوع می افتد که قیمت نهایی کالاهای خارجی، تغییر چندانی نمی کند. و این، عاملی بر افزایش واردات خواهد بود. و نتیجتا منجر به ورشکستگی کارخانجات و صنایع و بیکاری عده کثیری از کارگران – که معمولا جز اقشار کم درآمد و  نزدیک به خط فقر جامعه هستند – می شود. نتیجه این امر افزایش در فقر خواهد بود. ۴) نتیجه مشابه برای کالاهای صادراتیمان رخ می دهد. با افزایش هزینه های تولید برای کالاهای داخلی، این کالاها ، قدرت رقابت را با کالاهای خارجی در بازار خارجی از دست خواهند داد و در نتیجه، صادرات کالاها به خارج از کشور  تا حد زیادی کاهش خواهد یافت که خود عاملی در ورشکستگی و بیکاری کارگران و افزایش فقر است. ۵)نکته بعدی، تخصیص مجدد منابع بین بخشی است. که طی فرآیند هدفمند سازی یارانه ها رخ می دهد.  و مجموع هزینه های اولیه و ثانویه تعدیل، توزیع درآمد را بین اقشار مختلف، خصوصا قشر فقیر تحت تاثیر قرار می دهد. این تاثیر بگونه ای است که قدرت خرید قشر فقیر را کاهش خواهد داد که عاملی است برای فقیرتر شدن این قشر. ۶) کاهش صادرات و افزایش واردات، خود عاملی خواهد بود بر کسری تراز تجاری ایران. و به ناچار، کسری تراز تجاری نیز با افزایش نرخ ارز پوشش داده می شود. اثر کاهش ارزش پول ملی  بر توزیع درآمد و نتیجتا فقر از طریق انتقال منابع از بخش غیر تجاری به بخش تجاری و افزایش سیستمهای دلالی و سفته بازی مشاهده می گردد. نهایتا این تغییرات، منجر به افزایش درآمد بازاریان، تجار و دلالان و سرمایه دارانی از این دست، و کاهش قدرت خرید کارگران و شاغلان در بخش صنعت و کارمندان دولت می شود که این قشر معمولا از اقشار ضعیف و کم درآمد جامعه هستند. تمامی این عوامل منجر به این می شود که یک قشر دیگر از جامعه به زیر خط فقر سقوط کنند.

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید