خبرگزاری هرانا
امروز پنج شنبه ۷ مرداد ۱۳۸۹, 17th of August 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۵/۰۷ ساعت ۱۵:۰۶:۱۴

    خانه  > سایر گروهها  >  حمله به علوم انسانى؛ ساکن کردن زمین با حذف گالیله/ فرج سرکوهی

حمله به علوم انسانى؛ ساکن کردن زمین با حذف گالیله/ فرج سرکوهی

واکنش انتقادى و منفى به سخنان رهبر جمهورى اسلامى و رئیس قوه قضائیه در باره حذف علوم انسانى از دانشگاه هاى ایران چندان گسترده بود که رئیس قوه قضائیه را به دفاع و توجیه گفته هاى خود مجبور کرد.

صادق لاریجانى در پاسخ به منتقدان گفت مباحثى که او مطرح کرده است «از فهم رسانه ها بالاتر» است و منتقدان سخنان او «نه از باب نقد عالمانه» که از «خوف زنده شدن این بحث مهم در جهان اسلام» و «رو شدن پیش‌فرض‌هاى انسان‌شناسانه و هستى‌شناسانه» علوم انسانى و از ترس آن که با سخنانى چون سخنان او و رهبر ایران «علوم انسانى غربى با چالش‌ جدى روبرو گردد» با گفته هاى او مخالفت کرده اند.

صادق لاریجانى گفته هاى خود را «بحثى بسیار دقیق و موشکافانه» توصیف کرد که «در میان فیلسوفان دقیق‌النظر غربى هم طرفداران بسیارى دارد.»

نقد مکاتب و نحله هاى گوناگون علوم انسانى و تحلیل نسبت شیوه ها و مبانى این مکاتب با آموزه هاى اسلامى، چنان که رئیس قوه قضائیه مى گوید، مبحثى نظرى است اما از «فهم رسانه ها»، یا دستکم از فهم برخى از آن ها، بالاتر نیست.

آقاى لاریجانى از «سیاسى» و «رسانه اى» شدن نظریات خود ناراضى است اما گفته هاى او، که برخلاف رهبر جمهورى اسلامى فقیهى مبرز و آشنا به بحث هاى نظرى است، چون گفته هاى آقاى على خامنه اى، در حد و سطح موضع گیرى هاى جهت دار سیاسى باقى ماند و چون نقد مخالفان او از «بحث هاى بسیار دقیق و موشکافانه» تهى بود.

آقاى لاریجانى حتی از «فیلسوفان دقیق‌النظر غربى»هم نظر با خود نیز نام و نشانى نبرد.

نقدى که در سیاست درجا مى زند

نقد نظرى مکاتب و نحله هاى علوم انسانى در غرب پیشینه اى به قدمت علوم انسانى دارد و انتقاد مکاتب گوناگون علوم انسانى از یک دیگر از درخشان ترین فصل هاى تاریخ تفکر در اروپاى غربى است.

نقد علوم انسانى از منظر اسلامى نیز دستکم از صد و اندى سال پیش در کشورهاى مسلمان عرب زبان آغاز شده است.

اما آن چه در ایران پیش و پس از انقلاب در این عرصه مطرح شده کم تر صبغه نظرى داشته و بیش تر با سیاست رنگ خورده است و از جمله به این دلیل که مکاتب علوم انسانى در محافل فرهنگى و دانشگاه هاى ایران کم تر در هیات اصلى خود مطرح شده و آموزش علوم انسانى اغلب به گرته بردارى از پوسته تقلیل یافته این مکاتب محدود بوده است.

منتقدان مذهبى علوم انسانى در ایران، از جمله کسانى چون مرتضى مطهرى، عبدالکریم سروش، احمد فردید، رضا داورى، آیت الله مصباح یزدی و… که با جهت گیرى گوناگون به زعم خود «علوم انسانى غربى» را نقد کرده اند، اغلب تنوع رنگارنگ علوم انسانى را به یکى دو مکتب توجیه کننده نظام مسلط اقتصادى و سیاسى تقلیل داده و با نادیده گرفتن مکاتب انتقادى بر کمبودهاى علوم انسانى انگشت نهاده اند.

کلیتى یک پارچه و واحد و یک دست به عنوان «علوم انسانى»، که آقایان خامنه اى و لاریجانى و مصباح یزدی خواستار حذف آن از دانشگاه هاى ایران یا اسلامى کردن آن هستند وجود ندارد و در علوم انسانى، برخلاف علوم تجربى، نحله ها و مکاتب گوناگون مطرح اند که یک دیگر را نقد مى کنند.

با این همه رهبر و رئیس قوه قضائیه و پیروان این تفکر در نقطه مرکزى حمله هاى خود به کلیت علوم انسانى خطر را به درستى تشخیص داده اند.

همه مکاتب و نحله هاى علوم انسانى در مطالعه و شناخت پدیده هاى اجتماعى و انسانى به عوامل شناخت پذیر، سنجیدنى و غیر الهى نظر دارند و شناخت و تحلیل عناصر مابعدالطبیعى و الهى را موضوع علوم انسانى نمى دانند.

شک، تردید، پرسش، پژوهش، نقد، بازنگرى و قائل بودن به نسبیت حقیقت از مشترکات مکاتب و نحله هاى گوناگون علوم انسانى است.

مکاتب علوم انسانى به حقیقت مطلق فرابشرى و فراتاریخى و به انحصار حقیقت واحد و مطلق نزد این یا آن دین و مکتب اعتقاد ندارند. در علوم انسانى نیز، چون علوم تجربى، تنها منبع شناخت نسبى حس و عقل آدمى است و منابع فرابشرى شناخت چون وحى، درون تابى، اشراق و… نامعتبرند.

حتا آموزش تاریخچه این علوم مى تواند دانشجویان را به نسبیت شناخت سوق دهد و این همه، چنان که رهبر جمهورى اسلامى به درستى گفته است، به شک و تردید و پرسش در باره جزمیات مطلق دامن زده و با مبانى اصلى مکتب رسمى حکومتى در تضاد مى افتد.

رهبر جمهورى اسلامى بیش از هر کس دیگرى به گزارش هاى اطلاعاتى و امنیتى، از جمله به گزارش تحولات فکرى در میان دانشجویان ایرانى، دسترسى دارد و آن چه او علیه آموزش علوم انسانى در دانشگاه ها گفت مى تواند واقعیتى ناگزیر اما نامطلوب از نظر جمهورى اسلامى را بازتاب دهد.

آقاى على خامنه اى گفته است: «آموزش این علوم انسانى در دانشگاه ها، منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانى دینى و اعتقادى خواهد شد.»

«رواج شک و تردید» در میان دانشجویان نشانه اى از ارتقاء فرهنگى است اما شک و تردید در مبانى اعتقادى حکومتى مى تواند به شک و تردید در مشروعیت و حقانیت ولایت فقیه و استبداد دینى نیز منجر شود.

اگر رهبر جمهورى اسلامى در باره خطرهاى سیاسى علوم انسانى علیه استبداد مکتبى و سیاسى هشدار مى دهد رئیس قوه قضائیه او گامى پیش مى نهد و اذعان مى کند که «پیش فرض هاى علوم انسانى»که «به هیچ وجه الهى نیستند» با «توحید و ایمان به حق تعالى و قرآن» مغایرت دارند و «تئورى‌هایى درباب روانشناسى و جامعه‌شناسى» که در دانشگاه ها تدریس مى شوند «به هیچ‌ وجه با پیش فرض‌هاى دینى ما هماهنگى و همخوانى ندارد.»

رئیس قوه قضائیه ایران به مغایرت و ناهمخوانى بین علوم و پیش فرض هاى مکتبى حکومت اذغان مى کند اما به جاى همراه کردن خود با علوم به شیوه رهبر خود به سنت پاپ هاى قرون وسطا متوسل شده و مى کوشد تا با حذف گالیله، زمین را ساکن و از گردش به دور خورشید بازدارد.

رئیس قوه قضائیه نیز چون رهبر جمهورى اسلامى براى توجیه حذف فرهنگى از توطئه غربى ها براى «تحمیل علوم انسانى با پیش ‌فرض‌هاى مورد قبول غرب به دیگر جوامع و کشورها» و «صدور علوم انسانى با پیش فرض‌هاى و ارزش‌هاى جامعه لیبرالى» سخن مى گوید.

موضع گیرى رهبر، رئیس قوه قضائیه و دیگر مقامات جمهورى اسلامى در این عرصه، چون تلاش هاى سى سال براى تولید علوم انسانى اسلامى مطلوب حکومت، نتیجه اى جز به حذف، سانسور و تصفیه دانشگاه نخواهد داشت اما زمین با حذف گالیله از گردش به دور خود و خورشید باز نمى ایستد.

 

فرج سرکوهی، منتقد و روزنامه نگار

منبع: رادیو فردا

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید