خبرگزاری هرانا
امروز چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, 23rd of October 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۵/۰۶ ساعت ۱۱:۲۵:۲۲

    خانه  > سایر گروهها  >  علت تداوم حبس زیدآبادی، مومنی و ملیحی مهار فعالیت های ادوار تحکیم است

علت تداوم حبس زیدآبادی، مومنی و ملیحی مهار فعالیت های ادوار تحکیم است

«حاکمان بایستی بدانند در همین فصل سخت و سرد سرزمین‌مان که لحظه‌ها را به شمارش تعداد سال‌های زندان دانشجویان دربند می‌گذرانیم، نسلی بالنده و متفکر در زند‌ان‌های مستبدان در حال شکل‌گرفتن است که آینده را خواهد ساخت.»

این بخشی از بیانیه‌ای است که روز یکشنبه سوم مردادماه جاری، از طرف شورای تهران دفتر تحکیم وحدت صادر شد. علت صدور این بیانیه، تأیید احکام سنگین زندان برای فعالین دانشجویی است که روز شنبه دوم مردادماه اعلام شد: احکام طولانی حبس برای بهاره هدایت، میلاد اسدی و مهدیه گلرو از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و علی ملیحی، مسئول روابط عمومی سازمان دانش‌آموختگان تحکیم وحدت (سازمان ادوار تحکیم)؛ دانشجویان و دانش‌آموختگانی که به‌اتفاق بسیاری دیگر از فعالان دانشجویی در جریان انتخابات دوره‌ی دهم ریاست جمهوری و حوادث پس از آن دستگیر و برخی برای چندمین‌بار به زندان رفتند.

به‌راستی جنبش دانشجویی ایران که همواره یکی از پایه‌های مبارزه‌ی مدنی بوده است، با آسیب‌هایی که طی یک‌سال اخیر دیده و هم‌چنین زندانی بودن تعداد بی‌سابقه‌‌ای از فعالان این عرصه، در چه موقعیتی قرار دارد و چشم‌انداز فعالیت‌های آینده‌ی آن چه خواهد بود؟

این پرسش را در گفت‌وگویی با حسن اسدی زیدآبادی، عضو شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت،  درمیان گذاشته‌ام.

حکمی که در مورد خانم بهاره هدایت به‌طور مشخص صادر شده است، یک حکم بی‌سابقه در تاریخ جنبش دانشجویی است. حکمی که در مورد آقای میلاد اسدی صادر شده است نیز همین‌طور. ما در تاریخ جنبش دانشجویی، چنین حکمی را تا به‌حال نداشتیم. در مورد حکم آقای ملیحی، مسئول روابط عمومی سازمان ادوار تحکیم وحدت که روز گذشته صادر شده است، باید بگویم که این حکم در واقع پاسخی مشخص به فعالیت‌های ایشان نیست، بلکه حکم و مجازاتی برای سازمان ادوار تحکیم است.

تلقی ما این است که آقایان ملیحی، مؤمنی و زیدآبادی در حال حاضر گروگان‌هایی هستند که حکومت تلاش می‌کند با سخت‌تر کردن شرایط آنها در زندان و صدور احکام سنگین، فعالیت‌های این مجموعه را به اصطلاح مهار کند. البته شاید به دلیل این که موج این برخوردها و صدور چنین احکامی گسترده بوده، این مسئله فعلاً آن طور که باید، مورد توجه قرار نمی‌گیرد و در میان سایر اخبار گم می‌شود.

باید توجه کنیم که بدنه‌ی جنبش دانشجویی نیز به‌شدت مورد آسیب و حمله‌ی نیروهای اقتدارگرا قرار گرفته است؛ هم از طریق کمیته‌های انضباطی و هم از طریق نهادهای امنیتی و قضایی. به گونه‌ای که ما در برخی از دانشگاه‌ها احکام متعدد و متکثری را می‌بینیم. آن‌هم در دانشگاه‌هایی که حتی در سال‌های اوج دوران فعالیت دانشجویی هم هیچ حرکتی در آنها نبود. این نشان‌دهنده‌ی پویایی بدنه‌ی جنبش اعتراضی مردم ایران است.

به این ترتیب فکر نمی‌کنید جنبش دانشجویی دچار آسیب‌هایی شده که ممکن است لطمه‌های تاریخی به روند آن وارد کند؛ لطمه‌هایی که برای مدتی طولانی حرکت این جنبش را تضعیف کند؟

قطعاً همین‌طور است. وقتی چهره‌های فعال و شناخته‌شده‌ی جنبش دانشجویی به این شکل در زندان یا به نوعی تحت تعقیب قضایی هستند، درواقع آسیب واقعی‌ به این مجموعه‌ وارد شده است. من تصور می‌کنم این احکامی که اخیراً صادر شده نه تنها در قیاس با دوره‌ای که ما فعالیت کرده‌ایم‌، بلکه در کل دوره‌ی تاریخ دانشگاه ایران بی‌نظیر است.

البته ممکن است در مقاطعی از جمله در انقلاب هم برخی از دانشجویان احکامی گرفته باشند که سلب‌کننده‌ی حیات‌شان هم بوده باشد. ولی به‌طور مشخص و در مورد افرادی که فقط فعال دانشجویی هستند و هیچ فعالیت حزبی ندارند، این احکام قطعاً بی‌سابقه است.

یکی از ویژگی جنبش دانشجویی، پیوند آن با آرمان‌خواهی ملت است؛ پیوند آن با بدنه‌ی جامعه است. در واقع جنبش سبز باعث شده است که رویش‌ها فوق‌العاده زیاد باشد. با اعتمادی که به امر سیاسی پیش آمده است، قطعاً در دانشگاه نیز نیروها و رویش‌های جدیدی به جنبش دانشجویی خواهند پیوست و بیش از پیش به فعالان دانشجویی در دانشگاه‌ها افزوده خواهد شد.

یعنی علی‌رغم سرکوب جنبش دانشجویی و حضور فعالان آن در زندان، بازهم به شکل گذشته انگیزه‌ای برای پیوستن به این جنبش وجود دارد؟

من فکر می‌کنم که مسئله‌ی کلی جامعه‌ی ما و آن آگاهی سیاسی‌ای که در سطح مردم وجود دارد و جنبش سبز هم آن را منسجم و تشکیلاتی کرده، مهم‌ترین عامل و انگیزه‌ی دانشگاه برای فعالیت است.

پیوند جنبش دانشجویی یا ارتباط آن با جنبش سبز چگونه است؟ در حال حاضر یک نوع هم‌پوشی وجود دارد یا شاهد استقلال معینی از جنبش سبز هستیم؟

در اصل جنبش سبز مسئله‌ای اتفاقی نیست و سابقه‌ای فقط یک‌ساله ندارد. جنبش سبز نتیجه‌ی تلاش‌ها و فعالیت‌های نیروهای دموکراسی‌خواه به‌‌طور کلی و جبهه‌ی دموکراسی‌خواهی در ایران است که حالا در مقطع یک‌سال اخیر به این شکل و با رهبران خاص جلوه کرده است.

به‌هرحال فعالیت‌هایی که فعالان دانشجویی در کنار سایر خرده‌جنبش‌های دموکراسی‌خواه در ایران داشتند، از سال‌ها پیش و حتی می‌توان گفت پیش از انقلاب آغاز شده است. مجموع و برایند این فعالیت‌ها بود که در مقطع سال ۱۳۸۸ منجر به شکل‌گیری جبهه‌ی جدیدی شد، و خب، به‌هرحال آقایان موسوی و کروبی هم رهبری آن را قبول کردند که نکته‌ی خیلی مهمی بود. من رابطه‌ی اینها را به این شکل می‌بینم.
بالا^^

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید