خبرگزاری هرانا
امروز جمعه ۱۸ تیر ۱۳۸۹, 16th of December 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۴/۱۸ ساعت ۱۱:۵۲:۲۸

    خانه  > سایر گروهها  >  ایستگاه پایانی برای فروشندگان زن در مترو معنا ندارد

ایستگاه پایانی برای فروشندگان زن در مترو معنا ندارد

مترو تهران در سال ۱۳۷۷ آغاز به کار کرد و در طی ۱۱ سال،‌ فعالیت خود را از یک خط به چهار خط توسعه داد تا با این کار ذائقه مردم خسته از ترافیک تهران را که قبل از افتتاح مترو برای سفرهای درون‌شهری تنها می‌توانستند از اتوبوس و تاکسی استفاده کنند، روز به روز به استفاده از قطارهای زیرزمینی سوق دهد.

در طی این سال‌ها و همراه با افزایش تعداد مسافران مترو، فروشندگی در مترو به عنوان شغلی خودجوش در میان مردم به خصوص زنان رواج یافت و امروزه مترو جزء اماکنی شده است که بسیاری از افراد برای خرید در واگن‌های آن تردد می‌کنند.

آغاز سفر؛ ایستگاه اول

اگر مسیری طولانی در پیش داشته باشی، سوار شدن در نخستین ایستگاه برایت غنیمتی است چرا که بدون دردسر می‌توانی جایی برای نشستن پیدا کنی؛ البته در هوای سرد زمستان، این غنیمت مشکلاتی هم دارد از جمله اینکه فن‌های واگن با شدت هرچه تمام‌‌تر برخلاف روزهای گرم تابستان، در حال فعالیت هستند و مطمئناً اگر قصد نشستن داشته باشی باید به فکر عواقبش یعنی سرماخوردگی یا حتی سرمازدگی هم باشی.

هنوز اول صبح است و واگن بدون حضور فروشندگان سوت و کور است ولی احتمالاً تا چند دقیقه دیگر فضای واگن پر می‌شود از صدای زنانی که با سن و سال و تیپ و لباس‌های مختلف اجناس خود را به مشتریان عرضه می‌کنند.

واگن‌های ویژه بانوان مترو ،‌ برای این دسته از اقشار جامعه مکانی امن، بدون مالیات و پر از مشتری‌های رنگارنگ است که شغلی همیشگی و پر درآمد را برایشان فراهم می‌سازد.

فروشنده‌هایی با ظواهر غربی

چند دقیقه‌ای گذشته است، قطار با صدای جیرجیر کشداری در ایستگاه توقف می‌کند، فروشنده‌ها که منتظر هستند با توقف قطار سعی می‌کنند هر کدام از طریق یکی از درهای واگن وارد شوند که در مسیر کسب و کار یکدیگر تداخلی به‌وجود نیاورند.

فروشنده‌ای نزدیک‌تر می‌آید، زنی میانسال با قدی بلند که یک مانتوی تنگ و بدن‌نما به تن دارد و شالی به سر انداخته است، در میان فریادهایی که برای معرفی اجناسش می‌زند چیزی که بیشتر جلب توجه می‌کند، نحوه آرایش سر و صورت و موهای اوست؛ با اینکه میانسال است اما آرایشی بسیار تند و زننده دارد.

فروشنده دیگری که او هم اتفاقاً میانسال است، روسری‌اش را بر می دارد و شروع به تبلیغ شانه مو می‌کند و انواع روش‌های استفاده از آن شانه کذایی را به طور کاملاً عملی بر روی موهای رنگینش و در مقابل درب شیشه‌ای واگن کناری به نمایش می‌گذارد.

فروشنده‌های دیگر هم نزدیک‌تر می‌آیند، به چهره بعضی از آنها که نگاه می‌کنی دیگر فراموش می‌کنی که به اجناسشان نگاه کنی و به این می‌اندیشی با آن همه پولی که خرج آرایش، لباس، کیف و کفششان کرده‌اند آیا واقعاً از سر ناچاری به فروشندگی در واگن‌های مترو رو آورده‌اند؟

بعضی از زنان میانسال مذهبی تفکر خوبی نسبت به ما ندارند

مریم ۲۷ ساله که تا سال سوم راهنمایی درس خوانده است و دو سال سابقه فروشندگی در مترو دارد در گفت‌وگو با خبرنگار زنان باشگاه خبری فارس «توانا» می‌گوید: اگر آرایش صورت نداشته باشیم، چهره‌مان خسته به نظر می‌رسد و نمی‌توانیم مشتری‌های زیادی جذب کنیم.

وی می‌افزاید: بعضی از زنان میانسال مذهبی از حضور افرادی همچون من در مترو احساس ناراحتی دارند، این را از نگاهشان می‌فهمم. به خاطر اینکه ما حجاب درستی نداریم، آنها تفکر خوبی نسبت به ما ندارند.

مریم به فروشنده‌ای که روبروی واگن آقایان، روسری‌اش را برداشته است، اشاره می‌کند و می‌گوید: همه جا، همه جور آدمی پیدا می‌شود.

در این شغل فقط اخلاق خوش مهم است

در ایستگاه بعد، خدیجه لطفی که ۲۸ ساله است و لیسانس دارد، در حال فروش کالای خود است؛ به نظر او مردم، کالایی را می‌خرند که ارزانتر باشد و اصلاً کاری به آرایش و پوشش فروشنده ندارند.

مریم حیدری ۴۷ ساله که دیپلم دارد و فقط ۸ ماه است که در مترو فروشندگی می‌کند نیز در گفت‌وگو با خبرنگار زنان باشگاه خبری فارس «توانا» در مورد تأثیر پوشش و آرایش فروشندگان در میزان فروششان بیان می‌کند: اصلاً نوع پوشش و آرایش تأثیری در فروش ندارد و فقط اخلاق خوش است که می‌تواند خریدار را جذب کند.

وی در ادامه می‌افزاید: من با اینکه خودم به درآمد احتیاج دارم ولی گاهی که خانم‌های فروشنده‌ای را می‌بینم که خستگی از سرو رویشان می‌بارد، حتی اگر به کالایی که می‌فروشند احتیاج نداشته باشم، برای اینکه کمکی کرده باشم، حتماًاز آنها خرید می‌کنم.

کمی که بیشتر دقیق می‌شوی، در لابه‌لای جمعیت مسافران و فروشندگان مد روز، فروشندگانی را هم می‌بینی که نگاهشان خسته است و سر و وضع آنها، کاملاً معمولی است؛ به چشمانشان که نگاه می‌کنی، موج افکار مشوش و درهم و برهم آنها را به وضوح می‌بینی. شاید فکر اجاره‌خانه، قسط وام، خرج بچه‌های کوچک و حتی جوانان بیکارشان، لحظه‌ای رهایشان نمی‌کند.

قطار که می‌آید، کنار می‌ایستی تا فروشنده‌ها پیاده شوند، پیرزنی با یک ساک بزرگ از قطار خارج می‌شود. او که ۶۶ سال سن دارد تا کلاس ششم قدیم بیشتر درس نخوانده و به خاطر کهولت سنش نمی‌تواند به طور مداوم به مترو بیاید، وقتی لب به سخن می‌گشاید، اظهار می‌دارد: ۳ فرزند مجرد دارم که بیمارند و من نان آورشان هستم.

وی ادامه می‌دهد: این لباسها را از یک تولیدی می‌آورم و پس از فروش، مقداری از سود نصیبم می‌شود که عالی نیست ولی شکر خدا خوب است.

مافیا در مترو

هر کدام از این فروشندگان برای پنهان کردن اجناسشان از دید مأموران، روشی برای بسته‌بندی آنها دارند.

فروشنده‌ای که لوازم آرایش می‌فروشد، کیفش را باز می‌کند، جعبه کوچکی را بیرون می‌آورد و خیلی سریع شروع به معرفی اجناسش می‌کند.

فروشنده‌ای که لباس و شال می‌فروشد، اجناسش را درون یک چمدان چرخ‌دار قرارداده تا برای مأموران زیاد جلب توجه نکند و شبیه یک مسافر به نظر برسد.

فروشنده بدلیجات، از هر کدام از اجناسش نمونه‌ای به گوش و گردن و مو و لباس خود آویزان کرده و وقتی وارد قطار می‌شود، شالش را از روی آنها برمی‌دارد و به فروش مشغول می‌شود. اما در این بین کسانی هم هستند که یا افتادن کالاهایشان به دست مأموران برایشان مهم نیست یا در گیرودار مشکلات زندگی و خستگی هر روزه فروشندگی و برخورد با این همه آدم، دیگر حال و حوصله بسته‌بندی‌های مخفی و دور از ذهن مأموران مترو را ندارند و اجناس‌شان را در کیسه‌های پلاستیکی جابه‌جا می‌کنند.

ایستگاه امن

فروشندگان تازه‌کار تا بخواهند راه و چاه ایستگاه‌های امن را پیدا کنند، چندباری اجناسشان به دست مأموران مترو می‌افتد ولی فروشندگان حرفه‌ای به خوبی می‌دانند که کدام ایستگاه‌ها برای رفت‌وآمد امن‌تر هستند.

در این حالت حرفه‌ای‌ها به دو گروه تقسیم می‌شوند؛ گروه نخست برای سوار و پیاده‌شدن ایستگاه‌های پرت را انتخاب می‌کنند که به خاطر کمی تعداد مسافران، مسلماً مأموران کمتری دارند و البته این فروشندگان باید داخل قطار تا رسیدن به ایستگاه‌های شلوغ‌تر مگس بپرانند.

گروه دوم مسافران ایستگاه‌های شلوغ مثل بازار و میدان امام حسین (علیه السلام) هستند که اولاً در میان جمعیت به راحتی پنهان می‌شوند و ثانیاً چون معمولاً همه کسانی که از این ایستگاه‌ها رفت‌وآمد می‌کنند، از خرید برگشته‌اند و همه، بسته‌های بزرگی به همراه دارند به همین دلیل بسته‌های فروشندگان زیاد به چشم نمی‌آید.

خانم «ر» ۲۵ ساله که لیسانس حسابداری دارد و مأمور فروش بلیط در یکی از ایستگاه شلوغ مترو است و همینطور آقایی حدوداً ۴۰ ساله که مأمور ایستگاه بهارستان است، بالاتفاق عقیده دارند که شناسایی فروشندگان بسیار راحت است ولی مأموران مترو حق برخورد با آنها را ندارند.

این خانم همچنان می‌افزاید: مأموران کاور پوش، کارشان خدمات امور ایستگاهی است و اصلاً کاری به فروشندگان ندارند و این پلیس مترو است که وظیفه برخورد با فروشندگان را دارد.

وی در ادامه بیان می‌کند: وقتی به نمازخانه می‌آیم، بعضی از آنها را می‌بینم و به صحبتهایشان گوش می‌دهم، به نظر من اکثریت آنها به این کار احتیاج دارند.

یکی دیگر از فروشندگان بلیط که خانمی حدوداً ۲۶ ساله است بر خلاف سخنان همکارش می‌گوید: بسیاری از این افراد خانوادگی کار می‌کنند و درآمد بسیار بالایی دارند پس نمی‌توان گفت که واقعاً محتاج هستند.

مأموران مترو وظیفه‌شان را انجام می‌دهند

روژان ۲۱ ساله که تا سوم راهنمایی بیشتر درس نخوانده و از فروشندگان متروست به خبرنگار زنان باشگاه خبری فارس «توانا» می‌گوید: با اینکه رفتار مأموران با ما خیلی بد است ولی من به آنها حق می‌دهم چون وظیفه‌شان را انجام می‌دهند.

وی تأکید می‌کند: ما در محیطی که همه خانم هستند، فعالیت می‌کنیم؛ چیزی را که مردم به آن احتیاج دارند می‌فروشیم، پس چرا باید با ما مثل خلافکاران رفتار شود؟

روژان در پاسخ به این پرسش که آیا تا به حال مأموران نیروی انتظامی او را دستگیر کرده‌اند یا خیر، می‌گوید: بله، ولی من زیاد با آنها کلنجار نمی‌روم؛ آنها اجناسم را توقیف کرده و تعهد گرفته‌اند که دیگر فروشندگی نکنم.

بسیاری از فروشنده‌ها از ترس تشکیل پرونده قید وسایل‌ توقیفی خود را می‌زنند

مریم حیدری نیز در مورد سرنوشت اجناس توقیفی توسط نیروی انتظامی معتقد بود که نیروی انتظامی اجناس توقیفی را به شهرداری می‌فرستد و مشخصاتی از فروشندگان می‌گیرد تا این فروشندگان بتوانند به شهرداری مراجعه کنند و اجناسشان را پس بگیرند البته بسیاری از فروشنده‌ها از ترس اینکه برایشان پرونده ای درست نشود، قید وسایل‌شان را می‌زنند و مشخصات اشتباهی می‌دهند.

فروشندگی با طیب خاطر

اضطراب همراه همیشگی زنان فروشنده متروست، موقع سوار و پیاده شدن، اول خوب باید ایستگاه مورد نظرشان را زیر نظر بگیرند و بعد به سرعت وارد واگن شوند یا بدون جلب توجه از آن خارج شوند.

فروشندگی در مترو برای آنان اگرچه کاری امن در محیطی زنانه است ولی پر از دل‌مشغولی و نگرانی به خاطر توقیف شدن اجناسشان توسط مأموران است.

غلامرضا لطیفی، کارشناس مسائل شهری در گفت‌وگو با خبرنگار زنان باشگاه خبری فارس «توانا»، ضمن مسئول دانستن سازمان مترو، شهرداری و در رده بالاتر وزارت کار وامور اجتماعی به منظور ساماندهی فروشندگان مترو، تأکید می‌کند: در این زمینه شهرداری مسئولیت اصلی را بر عهده دارد.

وی بیکاری را دلیل اصلی افزایش روزافزون فروشندگی در مترو عنوان می‌کند و می‌افزاید: زمانی که نهادهای دولتی نتوانند برای افراد جامعه شغل ایجاد کنند، مسلماً خود آنها دست به کار خواهند شد.

این استاد دانشگاه ضمن رد هرگونه برخورد غیراصولی با فروشندگان مترو، تصریح می‌کند: در بسیاری از کشورها از جمله ترکیه، کشورهای آسیای جنوب شرقی و حتی برخی کشورهای اروپایی دستفروشی در مترو وجود دارد.

وی در مورد راهکارهای ساماندهی فروشندگان مترو می‌گوید: نهادهای مسئول با شناسایی این افراد می‌توانند برای آنها کارت فروشندگی صادر کنند به نحوی که نوع کالای در معرض فروش هر فروشنده در کارتش قید شود.

وی همچنین ایجاد غرفه‌های ثابت در ایستگاه‌های مترو را برای این فروشندگان به عنوان راهکاری دیگر در این زمینه ذکر می‌کند و ادامه می‌دهد: این روش‌ها هم می‌توانند عده زیادی را از بیکاری درآورند و هم برای سازمان مترو و شهرداری منبع درآمد باشند و هم از زشت شدن چهره مترو جلوگیری کنند.

وضعیت فروشندگان در مترو موجب بی‌نظمی شده است

مجید ابهری، مشاور کمیسیون اجتماعی مجلس با اشاره به سماجت برخی فروشندگان مترو در هنگام فروش اجناسشان، این امر را سبب از دست رفتن صبر و حوصله مسافران می‌داند و می‌افزاید: وضعیت کنونی فروشندگی در متروی تهران موجب بی‌نظمی میان مسافران و فروشندگان شده است.

این متخصص علوم رفتاری در ادامه به خبرنگار زنان باشگاه خبری فارس«توانا» اظهار می‌دارد: یکی از پیامدهای سماجت فروشندگان مترو، ایجاد رقابت کاذب مابین فروشندگان است.

وجود فروشندگان در مترو حواس مسافران را پرت می‌کند

وقتی پس از یک روز پر از کار و شلوغی و خستگی وارد مترو می‌شوی، به احتمال زیاد باید مسیر را ایستاده طی کنی، در ازدحام جمعیت و صحبت‌های مسافران، صدای فروشندگان مترو نیز از گوشه و کنار واگن شنیده می‌شود؛ فروشندگانی که اجناسشان را باید از لابه‌لای مسافران رد کنند و احتمالاً به دنبال ترمزهای ناگهانی قطار به مسافران تنه بزنند.

حالا از یک طرف باید سعی کنی میله‌های مترو از دستت رها نشود که روی زمین نیفتی، از طرف دیگر باید به چپ و راست و بالا و پایین حرکت کنی تا فروشندگان بتوانند وسایل‌شان را جابه‌جا کنند و از طرف دیگر باید حواست باشد که ایستگاه مقصد را گم نکنی؛ این کارها به نظر سخت می‌آید.

محدثه زین العابدین ۲۰ ساله و دانشجوی روانشناسی که مسافر متروست، در مورد سروصدای فروشندگان مترو به خبرنگار زنان باشگاه خبری فارس «توانا» می‌گوید: این فروشندگان آنقدر زیاد هستند و آنقدر با سر و صدای بلند اجناسشان را تبلیغ می کنند که گاهی حواسم پرت می‌شود و ایستگاه مقصدم را رد می‌کنم.

سارا جان‌قربان ۲۱ ساله و لیسانس با بیان اینکه «در مواقعی که مترو شلوغ است حرکت فروشندگان در میان واگن باعث اذیت و آزار مسافران می‌شود» اظهار می‌دارد: من در مقابل آزار و اذیت فروشندگان مترو، فقط صبر می‌کنم و تا به حال با آنها برخورد نکرده‌ام.

وسوسه یا نیاز

اجناس فروشندگان مترو بیشتر اوقات وسوسه کننده است، اجناسی که شاید خیلی ضروری نباشد، اجناسی که شاید هیچ‌گاه به خرید آنها نیازی نباشد اما وقتی نخستین مسافر برای خرید پیش قدم می‌شود، حس وسوسه کننده خرید در کنار حس قدرتمند چشم‌وهم‌چشمی سبب‌ساز خرج شدن آسان خرجی خانواده خواهد شد، و البته عده‌ای هم هستند که همیشه کنترل احساس‌شان را در دست دارند.

صدف نورپرور ۱۴ ساله و دانش آموز سوم راهنمایی به خبرنگار زنان باشگاه خبری فارس «توانا» می‌گوید: وقتی زیور آلات را در دست فروشندگان می‌بینم، واقعاً دوست دارم که خرید کنم ولی خودم را کنترل می‌کنم.

خانم صالحی ۵۰ ساله که فرهنگی بازنشسته است در این رابطه تأکید می‌کند: فروشندگان با تبلیغات و سروصدایشان بیشتر مسافران را برای خرید وسوسه می‌کنند.

به خاطر ترس از آبرویم دیگر نمی‌خواهم در مترو کار کنم

دستفروشی در مترو شاید شغلی قانونی نباشد و به قول مأمور نیروی انتظامی ایستگاه امام خمینی (رحمت الله علیه) هزاران عیب از جمله افزایش طلاق، موافق نبودن بعضی ازخانواده‌های فروشنده‌ها، استاندارد نبودن کالاها، فروش مواد مخدر در پوشش فروشندگی و ضمانت نداشتن اجناس داشته باشد اما برای بسیاری از فروشندگان یک شغل حیاتی محسوب می‌شود که البته از دید بعضی از افراد جامعه پذیرفته شده نیست.

فرض کنید شما یک فروشنده باشید، وسط راهروی قطار ایستاده‌اید و با صدای بلند و لحنی متفاوت مشغول تبلیغ اجناستان هستید، یکدفعه چشمتان می‌خورد به یک آشنا، یک فامیل، یک دوست قدیمی، چه حالی پیدا می‌کنید؟ پروانه در همین زمینه معتقد بود «من از شدت خجالت، رنگ به رنگ می شوم و در نخستین ایستگاه قطار را ترک می‌کنم.»مریم اما خیالش راحت بود و می‌گفت: « من بچه شهرستانم ».

مریم حیدری که فردی خجالتی و کمرو بود و نگاه مسافران مترو را کشنده و تحقیرآمیز می‌دید در این مورد سه بار تکرار کرد «آبرو، آبرو، آبرو» و بعد افزود «من دختر و پسر مجرد دارم و به خاطر ترس از آبروی زندگی آینده آنها، دیگر نمی‌خواهم در مترو کار کنم.»

حریم

قطارهای قدیمی مترو، واگن‌های کاملاً مجزایی داشتند که زمینه دیدزنی را برای مسافران واگن‌های مجاور یکدیگربه وجود نمی‌آورد اما در حال حاضر بیشتر قطارهایی که در خطوط مترو رفت‌وآمد می‌کنند از نوعی هستند که واگن‌های به هم پیوسته دارند و فقط به وسیله یک در کوچک شیشه‌ای که قابل باز شدن است از یکدیگر جدا می‌شوند و این مسئله باعث به وجود آمدن فضای مفرح و دل‌انگیزی برای بعضی آقایان مسافر واگن‌های کناری واگن ویژه بانوان شده است.

مقدم ۲۵ ساله که مربی پیش دبستان است از فروشندگان لباس‌های زنانه که کارشان را مقابل واگن آقایان انجام می‌دهند، به شدت ناراحت است و در این رابطه اظهار می‌دارد: من واقعاً از این کار عصبانی و ناراحت می‌شوم و فقط سعی می‌کنم طوری بنشینم یا بایستم که پشت به واگن آقایان باشد، چون واقعاً معذب هستم.

ایستگاه آخر

اینجا ایستگاه آخر است ولی هنوز هم فروشندگان به دنبال مشتری هستند، مسافران قطار را ترک می‌کنند تا به سراغ کار و زندگی خود بروند اما فروشندگان مترو پیاده می‌شوند تا دوباره سوار شوند؛ مسیر را برگردند یا در ایستگاه‌های تقاطع خطوط مترو،‌ مسیرشان را عوض کنند، برای فروشندگان مترو ایستگاه پایانی وجود ندارد.

منبع: تا قانون خانواده برابر

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید