خبرگزاری هرانا
امروز جمعه ۱۱ تیر ۱۳۸۹, 20th of October 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۴/۱۱ ساعت ۱۷:۳۲:۲۵

    خانه  > سایر گروهها  >  ناموس؛ بزرگترین عامل نابرابری/ باسط کردستانی

ناموس؛ بزرگترین عامل نابرابری/ باسط کردستانی

از مهمترین پدیده هایی که سبب آسیب رسانی به جامعه کردی بوده وجود بسیار برجسته ی پدیده ای است به نام ناموس . حال در این نوشته جهت پرداختن به چنین پدیده ای قبل از هر چیز به نگاه و تأملی بسیار کوتاه بر تاریخ ملتها به ویژه ملت کرد ، بررسی پدیده ی ناموس در کردستان ایران و آخر سر نیز به نابرابری ای که درون احزاب کردی مشاهده می شود خواهیم پرداخت.

تأملی کوتاه بر تاریخ

چنانچه از تاریخ پیداست هر ملتی نابرابریها و ناانسانیهای زیادی را از سوی عوامل حکومتی متحمل گشته است . علل واضح گشتن چنین جنایتهایی نیز همانا به نمود و نفوذ مبارزات آن دسته از مبارزانی برمی گردد که علیه زورگویان و سردمداران مستبد همیشه در جدال بوده اند ، مستبدانی که غرق در اعماق اعمالهای خویش ، یا به عبارتی میل روز افزون به قدرت ، خودکامگی و موارد گوناگونی از قبیل عدم توجه به مسایل جغرافیایی ، عدم توجه به برابری میان زنان ومردان ، عدم رعایت اصول اخلاقی ، بی توجهی به شرایط محلی و منطقه ای ، اذیت و آزار افراد بیدار جامعه ، سوءاستفاده های مادی و معنوی از مردم و از همه مهمتر عدم توجه اشان به مسایل انسانی بوده است ، که بسط تاثیر چنین رویدادهایی بعدها چنان می نماید که موجب خلق طبقه ی روشنفکر و نویسندگانی می شود که تاریخ ملت خود را برای همیشه به ثبت برسانند و از این طریق پل ارتباطی باشند مابین گذشته به آینده . پس بنابراین روشن است که هر ملتی در چنین شرایطی افراد روشنفکر و آگاه خود را می پروراند . بدون شک وقوع پیوستن چنین رویدادهای ناگواری همواره در طول تاریخ در جریان بوده ، هر روز خود را در قالبهای مدرن تری به نمایش میگذارد و همچنان به روند خود ادامه می دهد . اما سوالی که در اینجا مطرح میشود شاید این باشد که چگونه می توان با چنین پدیده های غیر انسانی ای که هر روز با پوشیدن لباسهای متغییری در جامعه و با وجود اینکه اغلب آنها در منسب قدرت روی می دهد ، میتوان و باید مبارزه کرد ؟ این سوال شاید جوابهای متعددی را در پی بگیرد و سطرهای بیش از آنکه احساس شود را بطلبد . لذا به دلیل محدودیتی که در پیش است متاسفانه مجال پرداخت به آن نیست و سعی می شود خلاصه وار درطول گفتار اشاره ای نیز به آن شود . همانگونه که نیم نگاهی به عملکرد حاکمان مستبد در گذشته داشتیم حال با توجه به موارد ذکر شده می توان گفت که جامعه ی کردستان نیز جدا و مستثنا از این قضیه نبوده ، نیست و بدون شک نابرابریها و ناانسانیهای زیانبارتری نیز نسبت به دیگر ملتها بر وی تحمیل گشته است .

نفوذ پدیده نابرابری در کردستان

یکی از مهمترین عامل ناانسانی ای که جامعه ی کردستان نیز با آن روبه رو بوده ، نابرابری میان زنان و مردان است . چنانچه پیداست ، این پدیده همواره در طول تاریخ در جریان بوده ، مدتی در لباس زن سالاری و مدتی نیز در لباس مرد سالاری خود را به نمایش گذاشته است .

زن سالاری ، مردسالاری

نابرابری ای که در روزگاران زن سالاری در کردستان مشاهده می شود ، دلیل بر تسلط زورکی زنان بر مردان نیست بلکه ، به توانایی زنان در امور حکومتی ، کشاورزی ، خانه داری ، گاوچرانی ، لباسبافی ، شرکت در جنگهای قبیله ای و هزاران سلیقه های مثبت و مفید در آن زمان نسبت به مردان دارد ، به عبارتی به توانایی و فعال بودن زنان در عرصه های اجتماعی ، سیاسی و … و درمقابل آن به منفعل باقی ماندن مردان در این امور مربوط می شود . صدور پدیده ی نابرابری در کردستان در دوره ی زن سالاری از سوی خود مردان بوده است ، به عبارتی دست هیچ زن و دستگاهی در این کار نبوده و حتی در مواقعی نیز زنان به کمک مردان رفته و از ایشان درخواست شرکت در فعالیتهای مربوط به امور زندگی نموده اند . علل شکلگیری چنین پدیده ای نیز برمی گردد به عواملی همچون : خوشگذرانی مردان ، عدم اهمیت قائل شدن از سوی خود مردان نسبت به رشد و رفاه زندگی ، بازی و لذت در شکار حیوانات ، روند کاهش هوشی در چنین شرایطی در ایشان ، عدم توجه به مسایل اجتماعی و کسب قدرت و فعالیت همگام با زنان در امور زندگی و …
بعدها ، بعد از اینکه نور بیداری در مردان رسوخ می کند ، کم کم روند نابرابری زن سالاری نیز در کردستان کمرنگ تر می گردد ، به عبارتی سیر آگاهی مردان نسبت به شرایط زندگی فزونی می گیرد و تعادل و برابری اجتماعی کم کم به حد مناسب خود می رسد . اما بعدها متاسفانه به دلیل خلق و نفوذ ارزشهای خرافه و مردسالارنه از سوی عواملی همچون مذهب ، دستگاههای فاسد حکومتی و … باز پدیده نابرابری ، البته اینبار در لباس مردسالاری در کردستان ظاهر می گردد . لازم به ذکر است اخذ چنین سیاستهایی به عبارتی خلق چنین ارزشهای خرافه ای از سوی این عوامل هیچگونه توجیهی نداشت جز به منظور ادامه ی حیات حکومتی خود . در چنین شرایطی ، با تزریق نمودن پدیده ای به نام ناموس به جامعه که بعدا به آن خواهیم پرداخت ، باز به علت در خواب فرو رفتگی مردان ، عدم آگاهی مردان نسبت به توانایی و تاثیر همسرانشان در جامعه ، جلوگیری و عدم اجازه از سوی ایشان مبنی بر شرکت و فعالیت زنانشان در امور زندگی ، افراط و شرکت خود در امور زندگی و همگام با آن سرکوب نمودن هرگونه فعالیتی از سوی زنان ، سرانجام موجب مرگ روزگار شیرین انسانی و برابری در این دیار میشود ، تا جاییکه دیگر حقوقی به نام حقوق زن نیز معنایش را از دست می دهد . چنانچه در بالا نیز اشاره شد ، نفوذ چنین ارزشی از سوی مذهب و دستگاههای فاسد دولتی و … بوده است . بنابراین جامعه ی کردی به دلیل بازماندن در زیر ظلم و سلطه ی چنین دستگاههای فاسدی ، فقدان دولتی کردی ، عدم ِتوانایی ِجلوگیری و مقابله ی فرهنگ کردی با چنین فرهنگ مردسالاری و همچنین علتهای گوناگون دیگری بی تاثیر از این قضیه نبوده است .

بررسی پدیده ی ناموس

یکی از مهمترین عناصر و عامل نابرابریها ، خودکشیها ، خودسوزیها ، قتلها و … پدیده ی بسیار وحشتناکی است به نام ناموس . این پدیده به علت تفاسیر گوناگون و اغلب اشتباهی که بر آن صورت گرفته ، سبب بوجود آمدن بزرگترین نابرابری میان زنان و مردان در جهان و بالاخص جامعه ی کردستان گشته است . به باور من این پدیده زاده ی مذهب است ، مذهب مرد است و دوست دولت . و بعدها به علت تزریق نمودن و ارزش گذاری چنین ویروس شومی به جامعه که به وسیله ی گروهی مذهبی توطئه گر ِناآگاه ، آگاه از ناآگاهی مردم ، که قصد سوء استفاده های مادی و معنوی از مردم را داشتند ، ایشان شیوه های انعکاس ، ترویج ، تفسیر و گسترش این پدیده را به قصد کسب ثروت ، شهرت و قدرت ادامه دادند و توانستند با فعالیتهایشان ارزش نوینی نیز به نام « دفاع از ناموس » ترسیم نمایند . همگام با ورود دین اسلام به کردستان ، پذیرفتن این دین از سوی مردم و پرداختن به یکی از ویژه های موضوعی کتاب قرآن یعنی ناموس از سوی برخی از مفسران ناآگاه این دیار ، سرانجام با تفاسیری نیز که به قصد ارزش گذاری در جامعه ی کردستان صورت گرفت ، این تفاسیر اندک اندک نزد توده خود را در سطح جامعه ، نشریات و … نمایان و نهادینه ساخت . این واژه در فرهنگ های عمید ، هنبانه بورینه ، و لغتنامه ی دهخدا و … به معنی صاحب راز ، آبرو و حرمت ، نیکنامی ، حیثیت و اعتبار ، شرم و عصمت ، پاکدامنی ، زوجه و زن های متعلق به یک مرد، مثل مادر و خواهر و دختر وجز آنها ، عرض ، شرف، عفت و … به کار رفته است ، اما این در حالی است که کاربرد این واژه از سویی درفرهنگ ، سنت و ادبیات بعضی از جوامع مسلمان و جهان سومی همچون : عراق ، اردن ، افغانستان ، ترکیه ، عربستان ، ایران ، کردستان و … مفاهیم خیلی حساس وفراختر دارد که استفاده از آن، جنس زن (خواهر، مادر وهمسر) را تداعی می نماید و از سویی در جوامع دیگر تا حدی متفاوت تر از فرهنگهای ذکر شده دیده میشود . به این مفهوم که شرف ، آبرو و عِصمت در کشورهای اروپایی منحصر به “فرد” شناخته میشود و این خود “فرد” است که با این صفات ارتباط مستقیم دارد . به این مفهوم که شخص خود مسوول حفظ این صفت ، آنهم در محدوده ی فردی خویش میباشد . بنابرین در این کشورها “فرد” با کنش و روش خویش در هیچ ارتباطی زیان رسان به نام اعضای خانواده واقارب دیگر در اجتماع نمیباشد . افزون براین داشتن صفاتی که در درخشش نیک شخصیت فرد در اجتماع مؤثر باشد، هیچگاه منحصر به جنسیت نمیباشد . بدین ترتیب براساس تفاسیری که در چنین جوامعی صورت می گیرد ، بعدها این واژه ( ناموس ) به عنوان برچسپی بر دختران و زنان انتخاب می شود و از این به بعد زن به موجب بهره مند بودن از چنین صفتی ! به سبب عضوی از خانواده در جامعه ای که ارزشها و فرهنگ آن جایگاهی برای آزادی و استقلال شخصی او قائل نیستند ، از سویی از آزادی و استقلال فردی بی نسیب می شود و از سوی دیگر به دلیل به زور کشاندنش به زیر سلطه ی مرد ، به ابزار دست مرد ، به مال ، شرف ، اعتبار ، و … مرد و از این به بعد مسئول حفظ آبروی مرد وآنچه که در خانواده ها بنام شرف وحیثیت به رسمیت شناخته می شود ، تبدیل می گردد . در این راستا زن نیز با سپری نمودن چنین زندگی ای ، چه خودآگاه و چه ناخودآگاه در طول زندگی ، اگر کوچکترین کوتاهی ای دراینباره از وی سر بزند ، به عبارتی اگر کوتاهی ای نسبت به محافظت از شرف ، عصمت و … اش که جزو دارایی و اموال مرد تلقی میشود ، صورت گیرد ، بلافاصله ، بدون چون و چرا ، با وجود هر گونه سوء ظن باطلی ، با اشد مجازات !؟ از سوی مرد ( ضرب و شتم و کشته شدن) روبه رو میشود . از سویی دیگر در مواقعی نیز اگر رویدادهایی از این قبیل مبنی بر کاهش عصمت ، شرف و … از سوی زن صورت گیرد ، وی قبل از آنکه مرد متوجه شود و به دست مرد مجازات شود ، خود به دلیل ترس و وحشتی که از مرد در درونش جمع گشته ، دست به اعمالی همچون : فرار از منزل ، خودکشی و نوع بسیار سخت و طاقت فرسای آن یعنی خودسوزی میزند . بدون شک وجود هر نوع خشونت در هر جامعه ای زاده ی فرهنگ و قانون آن جامعه است ، به عبارتی شالوده ی خشونت علیه زنان نیز از فرهنگ و قانون غلط همان جامعه سرچشمه می گیرد . بر این مبنا جامعه ی کردستان نیز به دلیل وجود فرهنگ و قانون غلط و باطلی که از مدتها پیش و هم اکنون نیز از سوی برخی از حکومتها بر وی تحمیل گشته ، هر سال شاهد مرگ و میر تعداد زیادی از زنانی میشود که با نام ناموس به قتل می رسند . به باور پروین بختیار نژاد ، گسترش این پدیده در ایران ریشه های متعددی دارد . وی می گوید : مهمترین دلیل این است که زنان و دختران در مواجهه با دنیای مدرن و در طول زمان با استفاده از تکنولوژی‌های جدید ارتباطی، اعم از ماهواره‌ها و اینترنت با حقوق فردی و اجتماعی خود تا حدودی آگاه شده‌اند. رشد تحصیلات و گسترش دانش اجتماعی، زنان را در مسیر مخالفت با هنجارهای سنتی قرار داده است، اما سیطره‌ی قوانین طایفه‌ای بر این جوامع و مخالفت آنان با هنجارها و ارزش‌های دنیای مدرن و مدنیت، به گسترش این پدیده منجر شده است . حال جامعه ی شرق کردستان نیز به دلیل بازماندن در زیر سلطه ی آخوندی در ایران ، نه تنها در چنین شرایطی که جامعه ی ایرانی نیز با آن دست و پنجه نرم میکند بی تاثیر نبوده است ، بلکه به علت عدم توجه بیش از سایر استانها از سوی ارگانهای حکومتی بر این استان ، متاسفانه جامعه ی کردستان نیز همگام با استانهای خراسان ، همدان و … در این کشور با این پدیده روبه رو گشته است . چنانچه شاهد هستیم این پدیده در اکثر جوامع هر بار به نوعی ، خوراک خود را که همانا جان هزاران و ملیونها زن و دختر بیگناه بوده را بلعیده است . با این وجود تاکنون نه تنها هیچگونه آمار دقیقی از سوی هیچ ارگان دولتی و سازمانهایی جهانی ابلاغ نگردیده است ، بلکه هیچگونه اقدام موثری نیز جهت ریشه کن نمودن کلی این بلای انسان کش صورت نگرفته است . بر اساس گفته ی دکتر ثریا صبحرنگ فعال حقوق زنان وعضو کمیسیون حقوق بشر افغانستان که در گفتگویی با رادیو “سلام وطندار” در ۲۶ دسمبر سال ۲۰۰۸ خورشیدی انجام داد وی اظهار داشت : بر اساس گزارشهایی که ازچهارده ولایت کشور از کمیسیون های حقوق بشر به دست آوردیم، طی سال ۲۰۰۸م تنها دربخش زنان ۲۵۵۸ قضیهء خشونت علیه زنان ، ثبت وراجستر گردیده و ازجمله ۷۲ مورد خودسوزی، ۲۷ واقعهء خودکشی ، ۷ ۲ مورد قتل های ناموسی، ۱۳۶۴ واقعهء لت وکوب که شامل عدم پرداخت نفقه، اخراج از منزل، ممانعت از فعالیت های اجتماعی وغضب ملکیت ها، ۶۴ مورد تجاوزجنسی ، ۱۵۸ مورد فرار ازمنزل و … می باشد. از سوی دیگر ناوی پیلای کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد اینچنین می گوید : سازمان ملل متحد « تخمین » می زند ! هر ساله ۵۰۰۰ زن به وسیله اعضای خانواده با عنوان چیزی که به قتل ناموسی نامیده می شود به هلاکت می رسند . چنانچه اشاره شد هیچگونه آمار دقیقی از قتلهای ناموسی در جهان در دست نیست . بنابراین به علت فزونی گرفتن چنین پدیده شومی لازم است هر چه زودتر ارگانهای مربوطه ، بالاخص سازمانهای حقوق بشری و سازمانهای ملل متحد شرایط و اقدامات لازم را جهت تکمیل نمودن و جمع آوری واقعی آمار قربانیان این جنایت غیرانسانی مهیا سازند . بر اساس اسناد ثبت شده ، تا دهه نود با قتل‌هاى ناموسى نه بعنوان نقض حقوق بشر بلکه بشکل جنایاتى معمولى برخورد مى‌شد. براى اولین بار تحت فشار سازمان‌هاى حمایت از حقوق زنان مانند سازمان ”سرزمین زنان“ Terre des Femmes و نیز سازمانهاى غیردولتى مثل سازمان عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر به این قتلها با عنوان نقض حقوق بشر برخورد شد . اما همانگونه که در بالا نیز به آن اشاره شد متاسفانه تاکنون هیچگونه اقدام موثری در سطح جهانی صورت نگرفته است . در جامعه ی کردستان نیز ، به نسبت جوامع جهان سوم و دیگر جوامع آمار مشخص و روشنی نه از سوی ارگانهای دولتی و نه از سوی هیچکدام از سازمانها و انجمنهای این مرز و بوم ارائه نگشته است . با وجود اینکه بعضی مواقع آمارهایی از سوی نهادهای دولتی ارائه می شود ، اما چنانچه شاهد هستیم ، ارائه ی چنین آمارهایی نه تنها دروغی بیش نبوده بلکه ارقام و درصد ارائه شده همیشه نسبت به آمارهای دقیق ، بسیار کمتر از میزان واقعی بوده و آمارهای حقیقی بسیار بیشتر از این ارقام می باشد .
از شیوه ها و زمینه های اولیه مقابله در مردان با اعمال زنان در زمینه ی ناموس و هموار سازی شرایط برای به وقوع پیوستن آن در جهان و به ویژه کردستان می توان به خشونت اشاره کرد . به عبارتی همانگونه که در بالا نیز اشاره شد ، چنانچه هرگونه کم حفظی از شرافت و به طور کل از دارایی مرد از سوی زن صورت گیرد ، بلافاصله شیوه های مقابله و مدافعه از سوی مرد آغاز می شود . مرد در صورت متوجه شدن از کوتاهی ای که از سوی زن انجام شده ، حال اگر خود شاهد بوده باشد و یا خبری نیز که دریافت کرده سوء ظنی بیش نبوده باشد ، بلافاصله عکس العملی که از خود نشان می دهد ، همراه با خشونت است . ( چنانچه تحقیقات نیز نشان داده سوءظن در بیش از ۵۰ درصد مواردی که به قتل منجر شده ناصحیح بوده است ) . بنابراین میتوان گفت سوءظن یکی از مهمترین عامل قتلهای ناموسی به شمار می آید . خشونت نسبت به زنان محدود به خشونت بدنی نیست ، بلکه هر نوع رفتاری که مرد به قصد اثبات قدرت بر زن داشته باشد خشونت نام دارد . لازم به ذکر است که خود بدرفتاری و شکنجه های بدنی بر رشد زنان تاثیر می گذارد و تحقیر و خوار کردن آنان در نهایت به عجز و ناتوانی در تصمیم گیری منتهی می شود و توانمندی را از زن ساقط می کند ، در نتیجه زنان قربانی نه تنها اداره سرپرستی فرزندان و خانه و خانواده خود را ندارند ، بلکه از مشارکت و ابراز عقیده در تصمیم گیری های ساز اجتماعی نیز محروم می مانند . حال در اینجا از عوامل خشونتهای اعمال شده بر زنان از سوی مردان می توان به خشونتهای فیزیکی ، روانی ، جنسی و … اشاره کرد . خشونتی که از مرد بر زن سر می زند می تواند به مرور و به صورت تدریجی سرانجام به مرگ و قتل زن خاتمه یابد . با این وجود عدم ثبت اسامی قربانیان اعمالهای قتلهای ناموسی ، خودسوزی ، خودکشی ، تن فروشی و … زنان نیز در تاریخ ، سکوت و دفاع دولتمردان در برابر آن می تواند یکی از محرکه های همیشه زنده و فعال برای به وقوع پیوستن قتلهای ناموسی در جهان به شمار آید . در این راستا رونما نوری یکی از زنان فعال کرد در شهرستان مریوان (کارشناس بهداشت عمومی ) در سال ۱۳۸۸به منظور مقابله با چنین رویدادهایی در سطح شهرستان مریوان دست به یک سری فعالیت و تحقیقات زد . بر اساس این تحقیقات ، که در سطح شهر و چندی از روستاهای اطراف که از نیمه ی اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ آغاز و تا اواخر مرداد ماه به طول انجامید . حدود ۷۰۷ زن مورد مصاحبه قرار گرفتند . ابزار جمع آوری اطلاعات ، پرسشنامه ای بود که با توجه به مطالعات قبلی و پرسشنامه استاندارد خشونت خانگی علیه زنان طراحی شده بود . که شامل چهار بخش : اطلاعات دموگرافیک ۲۹ سوال ، خشونت جسمی ۵ سوال ، خشونت روانی ۲۱ سوال و خشونت جنسی ۶ سوال بود . در خاتمه اطلاعات ۷۷۰ پرسشنامه تکمیل شد ، کد گزاری و وارد spss گردید و توسط آزمونهای آماری مناسب ، تجزیه و تحلیل گردید .
نتیجه ی این تحقیقات نشان داد که شیوع خشونت فیزیکی ، روحی روانی ، جنسی و خشونت کل ، در این منطقه بالا بوده است . آمار و ارقامی که از سوی این انجمن ارائه شد به شرح زیر است :
خشونت فیزیکی ۶۲.۲% ، خشونت روحی روانی ۹۴.۳% ، خشونت جنسی ۶۴ % و خشونت کل ۸۱.۲% .

خشونت فیزیکی: ۶۲.۲%

میانگین تعداد دفعات خشونت فیزیکی از ابتدای ازدواج تاکنون —> ۱۵۰ مرتبه

( ۶۲.۲% از زنان از ابتدای ازدواج تاکنون به طوز میانگین ۱۵۰ مرتبه مورد خشونت فیزیکی قرار گرفته اند . )

میانگین تعداد دفعات خشونت فیزیکی به طور متوسط سالیانه —> ۹ مرتبه

( ۶۲.۲% از زنان به طورمیانگین سالیانه ۹ مرتبه مورد خشونت فیزیکی قرار گرفته اند)

میانگین تعداد دفعات خشونت فیزیکی در سال ۸۷ —> ۶ مرتبه

( ۶۲.۲% اززنان به طورمیانگین سال ۸۷ ، ۶مرتبه موردخشونت فیزیکی قرارگرفته اند )

خشونت روانی : ۹۴.۳%

تهدید به مرگ از جانب همسر ۱۴.۳% ، ترس از همسر ۵۰.۴% ، ترس از خشم همسر هنگام حرف زدن ۷۱.۹% ، احساس ناامنی در خانه ۱۹ % ، اذیت از طرف خانواده همسر ۲۷.۹%، کنترل رفتار از جانب همسر ۲۸.۷%، ممانعت از گذراندن اوقات فراغت با دوستان و آشنایان ۳۱.۱%، محدودیت ایجاد کردن در استفاده از تلفن ۲۴.۳%، محدودیت ایجاد کردن برای بیرون از خانه ۳۷ % ، توهین کردن همسر در حضور جمع ۳۲.۱%، کنترل مسائل مالی و خرج و مخارج ۴۳.۸%، حرفهای رکیک ۳۸.۷% ، تحقیر یا مسخره کردن ۵۹.۹% ، داد زدن از جانب همسر ۸۶.۵% ، خیانت همسر ۱۲.۵%، بد اخلاقی از جانب همسر ۷۶ % ، ممانعت از کار بیرون از منزل ۴۴ % ، وادار کردن کاری بر خلاف میل و رغبت ۴۷.۱%، متهم شدن به خیانت و بی وفایی ۱۳.۸% ، داشتن هوو ۲.۹%.

برخی متغییرهای مرتبط با خشونت همسر

بیماری مزمن روانی همسر ۶.۴%، اعتیاد همسر به مواد مخدر ۳.۱% ، ازدواج اجباری ۲۱.۳% ، مالکیت اموال به اسم زن ۷.۹% .
هم بستر شدن با غریبه برای انتقام از خیانت همسر ۴.۱% بله ، ۳.۱% جواب نمی دهم .
شاهدان خشونت خانگی بچه ها ۶۹.۲% ، خانواده شوهر ۱۱ % ، خانواده زن ۱ % ، دوستان زن ۳.۱% ، بدون شاهد ۱۷.۴% .

خشونت جنسی: ۶۴%

وادار شدن به آمیزش جنسی ناخواسته ۴۳ % ، وادار شدن به آمیزش جنسی مقعدی و دهانی ۱۲.۵% ، اذیت و آذار هنگام آمیزش جنسی ۱۸.۷%، عدم توجه به ارضای زن هنگام رابطه جنسی ۶۴ % .
انجام ختنه در کودکی —> ۱۸.۲% ( از ۷۷۰ زن پاسخگو ، ۱۴۰ نفر از آنان در دوران بچگی ختنه شده اند . )

برخی متغییرهای دیگر مرتبط به خشونت :

میزان میل جنسی زنان : ۱۳ % خیلی کم ، ۲۷ % کم ، ۵۳.۱% متوسط ، ۶.۵% زیاد .
۱۰.۴% از زنان اظهار داشته اند که در طول دوران ازدواج ، هیچگاه در رابطه ی جنسی ارضاء نشده اند .
۷/۷۲ % از زنان اظهار داشته اند که گاهی در رابطه جنسی ارضاء شده اند .
۱۶.۹% از زنان اظهار داشته اند که همیشه در رابطه جنسی ارضاء شده اند .

ضمنا انجام ختنه در کردستان نیز بیشتر در مناطق اورامانات رایج می باشد ، که تحت پوشش شهرستان سروآباد است و اکثریت موارد ختنه در شهرستان مریوان زنان مهاجر از مناطق اورامانات می باشند .
از سوی دیگر بر اساس یک سری دیگر از مطالعاتی که بر روی ۱۰۰۰ زن ازدواج کرده در شهر سنندج انجام گرفت ، معلوم شد که ۱۵ درصد از این زنان حداقل در طول سال گذشته ۱بار مورد حمله قرار گرفته اند و ۳۸ درصد کل آنها هم ابراز کردند که در طول ازدواجشان مورد حمله قرار گرفته اند .
حال در اینجا لازم است به چند مورد از عوامل و شرایطهایی نیز که هر کدام به نوعی زمینه ی خشونت علیه زنان را مهیا میسازد اشاره ای شود :

۱) شرایطهای محیطی و زیستی : بر اساس یک سری از تحقیقات انجام شده ، شلوغی خیابانها ، مناظر زشت ، هوای آلوده و … موجب خشم و عصبانیت در مردان علیه زنان گشته است .
۲) کمبودهای اقتصادی : موجب بی حوصلگی ، کم تحملی ، رفتارهای خشن در مردان علیه زنان شده است .
۳) الگوها و ارزشهای فرهنگی و خانوادگی : موجب تشدید رفتارهای خشونت آمیز علیه زنان شده است
۴) عدم آموزش و پرورش درست و انسانی : موجب عدم سواد و سلامت جسمی و روحی در مردان شده و ایشان نیز به علت عدم درک درست همزیستی از رفتارهای خشونت آمیز علیه زنان هیچگاه دریغ نورزیده اند !.
۵) عدم توجه به شرایط و محیطهای اجتماعی ، مذهبی و قومی مردان از سوی زنان به هنگام ازدواج : موجب شده که زنان همیشه مورد خشونت واقع شوند .
۶) عدم فهم فرهنگی درست و مناسب از آزادی ، اندیشه و حقوق برابر : موجب عدم توجه مردان نسبت به آزادی ، اندیشه و حقوق زنان شده است .
۷) ایجاد ، حمایت و پشتیبانی سنتها و باورهای خرافه و نابرابر از سوی دولتمردان در قانون اساسی : موجب تدوام تبعیض علیه زنان در ساختار حقوقی ، اقتصادی و سیاسی جامعه شده و زمینه را جهت خشونت علیه زنان مهیا نموده است .
حال با وجود خشونت هایی که بر زنان اعمال و تحمیل گشته است ، از سویی لازم است اقداماتی موثر در رفع مشکلات و بیماریهای روانی که ناشی از تحمیل خشونت بر زنان است صورت گیرد ، مثلا ، این زنان ( زنان خشونت دیده ) از خدمات طولانی روان درمانگران و مشاوران بهره مند شوند ، تا عزت نفس و اعتماد نفس خود را جایگزین احساس حقارت و درماندگی کنند و از سویی دیگر لازم است اقداماتی جهت بالا بردن آگاهی های زنان نسبت به حقوق فردی و اجتماعی شان صورت گیرد ، با برگزاری مراسمها ، سمینارها ، میزگردهای تلویزیونی و تئاترهای خیابانی فعالیتی جهت مبارزه با این جنایت انسانی انجام شود ، شبکه هایی جهت پشتیبانی و کمکهای مالی از ایشان ایجاد شود ، مجموعه کلاسهای اجباری جهت آموزش و پرورش مجریان اصلی این جنایت برگزار شود و فعالیتهایی نیز جهت اصلاحات قانونی صورت گیرد و ….

نابرابری درون احزاب کردی

حال به نابرابری درون احزاب کردی می پردازیم . نابرابری ای که تاکنون هیچ کس به طور آشکار به آن نپرداخته است و گمان می رود از مهمترین عاملهای آن نیز در احزاب تاثیر پدیده ی ناموس باشد . بنابراین در پایین سعی شده در حد توان به نابرابری ای که در این چند سال بسیار برجسته و نمایان گشته ، اشاره ای شود .
ملت کرد بنا به دلایل گوناگون جغرافیایی ، سیاسی و فرهنگی همواره شاهد هزاران پدیده ی غیر انسانی و نامعقول ( اغلب از سوی حاکمان و خود) بوده است . دلایل و سیاستهایی از آنگونه ، که موجب عدم پیشرفت و عدم ثبات جغرافیایی کردستان شده است . همانگونه که در بالا اشاره شد هر ملتی طبقه ی روشنفکر و آگاه خود را در شرایط لازم می پروراند ، بنابراین ملت کرد نیز همواره روشنفکران و اندیشمندانی داشته است که در شرایطهای بحرانی پرورانده شوند و ایشان نیز در پی کسب حقوق ملی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و …خود باشند . بر این مبنا ملت کرد بعد از تحمل سالها ظلم پی در پی که از سوی حکومتهای دیکتاتور و توتالیتری بر وی تحمیل گشت ، بعد از کسب نمودن آگاهی و آشنایی با شرایطها و سیاستهای تحمیلی و اتخاذ شده بر وی ، بعد از اتخاذ تصمیم بر سر اتحاد و هماهنگی ( انتگراسیون ) فراگیر کردها ، جنبشهای سراسری خود را هر روز و هر بار در گوشه ای از کردستان ( روزی در شمال ، روزی در جنوب و ..کردستان ) به صورت مسالمت آمیز و در صورت نیاز مسلحانه ، مبنی بر استقلال و خود مختاری و … آغاز می نماید . یکی از آن جنبشهای زرینی که موجب کسب اهداف ملت کرد مبنی بر « خودموختاری برای کردستان و دموکراسی برای ایران » در ایران شد جنبش سال ۱۹۴۶ در مهاباد بود . حال در اینجا نکته ی قابل توجه و بسیار برجسته ای که بعدا به طور جزئی نیز به آن خواهیم پرداخت اینکه با به قدرت رسیدن جمهوری کردستان و خودمختاری ای که در سال ۱۹۴۶ به وسیله ی شماری از فعالین و روشنفکران آن زمان کسب گردیده شد ؛ با به رهبری گماشتن شخص روشنفکری به نام « قاضی محمد » که اکنون نیز نام ایشان همچو خورشیدی بر پهنای این سرزمین پهناور می درخشد و همچنین به عنوان نمادی از آزادی و استقلال این کشور سبب توجه بیش از حد این دیار گشته تا جاییکه نام ایشان میان عامه ی کردستان مقدس نیز شمرده می شود و سرانجام با همت فعالیت چنین روشنفکرانی عاقبت کردستان آن لحظه که در حال شرف تدوین اساسنامه ی خود بود ، ماده ۵ خود را مبنی بر برابری میان زنان و مردان در تمام امور اجتماعی و اقتصادی و سیاسی اختصاص داد و آن را در بیاننامه ی خود ثبت و به اجرا درآورد . به عبارتی با اندک زمانی که قدرت را در دست داشت توانست اندیشه ی برابری میان زنان و مردان را به قصد هدف ارزش گذاری در جامعه کردستان از طریق سخنرانیها و نشریات انعکاس دهد ، و همچنین با برگماشتن چندیدن زن در سمتهای اداری و سیاسی ، مقبولیت خود را در همان اوان حکومت نزد توده کسب نماید ، که بعدها سرانجام به دست عوامل دیکتاتور و فاشیستی رضا شاه، این نظام تازه نوپا برای مدتی شکست خورد و بعدأ در ایران و .. مبارزه ها باز شروع شد و .. .
چنانچه در بالا اشاره شد بنابراین نگاه ما تا حدی معطوف بر ماده ی ۵ این اساسنامه می باشد . ماده ای سرنوشت ساز ، ماده ای برای زنانی که سالها در پی کسب حقوق مشروع خود از راههای گوناگون تلاش و مبارزه نموده بودند . ( هر چند مبارزه ها در آن زمان کوچک و سطحی بودند ، چه به خاطر شرایط خفقان و مردسالاری بود که مبارزه ی زنان را سریع و به شدت سرکوب مینمود) . بنابراین می توان گفت بزرگترین و انسانی ترین تصمیمی که جمهوری کردستان در چنین زمان و مکانی اتخاذ کرد به عبارتی با وجود اینکه سنت و خرافه بیداد می کرد ، بدون شک اتخاذ و ایفای چنین ماده ای بود . حال اتخاذ چنین تصمیمی نیز همانا ریشه در اندیشه ی ابر مرد تاریخ کردستان یعنی پیشوا قازی محمد داشت ، انسانی که آگاه از نیم دیگر پتانسیل جامعه بود . پس همانگونه که می دانیم ، بعد از به قدرت رسیدن حزب دموکرات ، و انعکاس ارزشهای نوینی که در طول آن مدت از سوی حزب به جامعه نهادینه گشته بود ، سرانجام آغازی شد برای منفجر شدن و مشرف گشتن زنان به امور بیرونی ، به عبارتی ورود زنان به عرصه های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی . چنانچه در همین راستا از سویی در سال ۱۹۴۶ انجمن زنان دموکرات کردستان ایران و بعدها از دیگرسو انجمنها و سازمانهای دیگری نیز بنیاد نهاده شدند . سپس ورود چنین زنانی به عرصه های بیرونی بدون شک سبب رشد و پیشرفت و تشویق سریع زنان و ورود ایشان به عرصه های دیگر زندگی شد . تا جاییکه فعالیت زنان در سراسر شرق کردستان گسترش یافت . بعدها نیز یعنی با به اوج رسیدن فعالیتهای حزبی در کردستان ، گسترش آن ، افزایش حضور زنان و پذیرفتن ایشان از سوی احزاب ، ایفا نمودن سمتهای مهم مبنی بر فعالیت زنان در حوزه زن از سوی احزاب ، موجب گشت تا فعالیتهای فراگیر حق طلبی زنان از آن زمان برای همیشه در شرق کردستان بنیاد نهاده شود و گامی مدرن و انسانی نیز در چنین خطه ای برداشته شود . حال در اینجا با توجه به ثبت آن ماده ی مهم که مبنی بر برابری میان زنان و مردان از سوی حزب دمکرات کردستان در تمام عرصه های زندگی تعریف شد نکته ای که در اینجا بسیار برجسته نمایان شد این است که از آن زمان یعنی با شروع دوباره ی فعالیتهای احزاب ( بعد از اعدام قازی محمد ) جهت رسیدن اهداف کردستان ، متاسفانه ملت کرد و به ویژه زنان مبارز کردستان نظاره گر پدیده ی نابرابری در درون خود احزاب گشته اند . حال پرداختن به نفوذ پدیده ی نابرابری در درون احزاب از سویی و ناتوانی احزاب جهت جلوگیری از نفوذ آن از سویی دیگر ( درحالیکه طرفدار سرسخت اندیشه برابری نیز هستند) بدون شک در چنین صفحاتی قابل بررسی نیست . بنابراین سعی شده در پایین به صورتی کلی و گذرا به بعضی از عناوین مهمی که به قصد برطرف نمودن هر چه زودتر آنها در نظر گرفته شده است ، در چند بند به آن اشاره شود : ( ضمنا ذکر موارد پایین به دلیل گمانی است که از تاثیر پدیده ی ناموس بر احزاب می رود )

موارد نابرابری در احزاب

۱- عدم تلاش زنان مبارز جهت درخواست سمتهای بالا و عدم پیشنهاد و پشتیبانی از سوی احزاب مبنی بر سپردن سمتهای بالا در درون احزاب به زنان ( سمتهای معاونی و سکرتری )
۲- عدم تلاش و اتخاذ تصمیم هم از سوی زنان و هم احزاب مبنی بر ایجاد شبکه های ماهواره ای مختص به زنان و در کنار آن ، عدم دعوت همیشگی زنان مبارز نیز به شبکه های احزاب ( معمولا دعوت نمودن ایشان فقط در روزهایی صورت می گیرد که موضوع برنامه ی آن روز شبکه باشد )
۳- حضور کمرنگ زنان سخنگو و عدم انتخاب زنان از سوی احزاب در سازمانهای گوناگون ، متینگها و مراسمهای حزبی مبنی بر سخنرانی ، نسبت به مردان
۴- عدم تلاش هم از سوی زنان و هم از سوی احزاب جهت افزایش نشریات مختص به زنان و همچنین عدم تلاش و توانایی جهت پخش عمده و فراگیری نشریات در سراسر ( چوارپارچه ) کردستان و دیگر کشورها
۵- عدم افزایش سپردن نهادهای مالی ، اداری و … به زنان نسبت به مردان
۶- با وجود روزگار دشوار زنان در گذشته ، کم اشاره شدن و بلعیدن چنین روزهایی از سوی تاریخنویسان ، متاسفانه نه از سوی زنان مبارز و به طور کلی نه از سوی احزاب تاکنون تلاش موثری ( نسبت به تلاشی که برای ثبت مبارزه مردان در احزاب انجام شده ) جهت ثبت جهانی مشکلات و مبارزه ی زنان کرد ، تاریخ نویسی آغاز زندگی زنان کرد ، آغاز فعالیت زنان مبارز کرد و… صورت نگرفته است .
در پایان لازم است به این نیز اشاره شود که خشونت و نابرابری تنها بر علیه زن صورت نگرفته است بلکه خشونت و نابرابری علیه کودکان ، علیه مردان و به طور کل تمامی آحاد جامعه نیز در طول تاریخ بسیار برجسته به چشم می خورد . نابرابری پدیده ای زاده با انسان است . به عبارتی آفریده ی خود انسان است . بنابراین نابودی آن نیز به خود انسان بستگی دارد . حال نابرابری علیه انسان هیچگاه به پایان نخواهد رسید جز با اعتقاد شدید قلبی و به کار بردن واژه های مقدسی همچون آزادی ، برابری و انسانیت در طول زندگی انسانی . پس باید گفت « نه » برای خشونت ، نه برای مردسالاری و نه برای زن سالاری.

 

باسط کردستانی

منبع: کردستان پرسپکتیو

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید