خبرگزاری هرانا
امروز جمعه ۱۱ تیر ۱۳۸۹, 17th of August 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۴/۱۱ ساعت ۱۵:۲۸:۳۹

    خانه  > سایر گروهها  >  گفتند امکان ملاقات با پسرم را ندارم

گفتند امکان ملاقات با پسرم را ندارم

دکتر محمدرضا جلایی پور عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی در مصاحبه ای به تشریح تلاش خانواده ایشان برای ملاقات با دکتر محمدرضا جلایی پور فرزند ارشد خود پرداخته است.

متن این گفتگو به شرح زیر است:

آقای دکتر خبردار شدیم شما روز پنج‌شنبه (۱۰/۴/۸۹) برای ملاقات با پسرتان (محمدرضا جلائی‌پور) به زندان اوین رفته بودید چه خبر دارید؟

متأسفانه بر خلاف وعده‌ای که آقای حیدری بازپرس دادگاه انقلاب مشهد داده بود، به بخش ملاقات‌های زندان اوین مراجعه کردیم. پس از ساعت‌ها معطلی گفتند، شما نمی‌توانید ملاقات کنید.

با همه خانواده‌ها اینطور برخورد می‌کردند؟

فقط به بعضی‌ها ملاقات می‌دادند. حتی همان‌ها را هم دو هفته یکبار شده.

شما الآن می‌دانید محمدرضا در چه وضعی است؟

شما وقتی به سالن ملاقات خانواده‌های زندانی بروید اصلاً مشکل خودتان یادتان می‌رود. در آنجا یک آقایی را دیدم (آقای رحمانی) به دنبال کار همسرش آمده بود و همینطور بال بال می‌زد تا بتواند با همسرش ملاقات کند. چون او دوتا بچۀ کوچک دو قلو دارد که مأموران جلوی چشم این بچه‌ها آمده‌اند مادرشان را برده‌اند. یا تعداد زیادی از اولیای محترم دانشجویان زندانی را دیدم که چشمانشان از شدت اشک از غصۀ بچه‌هایشان، خون شده بود.

حالا می‌دانید محمدرضا در چه وضعیتی است؟

هیچ خبری ندارم. اصلاً نمی‌دانم کجای زندان اوین است، جرمش چیست و چرا بعد از صدور حکم منع تعقیب و آزاد کردن وثیقه دوباره او را گرفته‌اند. من سه هفته است از این طرف به آن طرف سرگردان هستم، هیچکس پاسخ ما را نمی‌دهد. این ظاهراً از مصادیق برجستۀ مهرورزی است.

آقای دکتر چرا اینکارها را می‌کنند؟

ببینید من به طور دقیق نمی‌توانم جواب بدهم. کسانی که این کارها را می‌کنند باید جواب بدهند. ولی حدس من این است که اینها با این کارها می‌خواهند قدرت خود را به یک مشت خانوادۀ زندانی بی‌پناه نشان بدهند. می‌خواهند بگویند ما هر کاری که تشخیص دهیم حتی علیه دانشجویان و نخبگان این کشور می‌توانیم انجام دهیم. ببینید برای اینکه موضوع روشن شود، بگذارید من از لحاظ اجتماعی برایتان یک مثالی بزنم تا این ظلمی که بر خانوادۀ زندانیان سیاسی (کاش شما روز پنجشنبه در سالن ملاقات بودید و با چشم خود می‌دیدید که همه خانوده‌های زندانیان سیاسی از خانواده‌های شریف و فرهیختۀ این مرز و بوم هستند، از دبیران محترم و بازنشسته آموزش و پرورش گرفته تا مدیران خدوم و خانواده محترم شهدا که قرار بود نور چشم و چراغ ملت باشند) اعمال می‌شود، روشن بشود.

شما اگر به یکی از این دامداری‌هایی که در اطراف تهران هست مراجعه کنید و در آنجا ببینید که مدیران این دامداری‌ها برای اینکه کارآیی و میزان شیردهی دام‌هایشان زیاد بشود چه دغدغه‌های ظریفی را مهندسان و کارکنان دامداری اعمال می‌کنند تا دامداری اداره بشود، وگرنه دامداری صرف نخواهد کرد و ورشکسته خواهند شد. حرف من این است که در نگهداری دانشجویان نخبه، مسلمان، شریف که الآن در بند هستند به اندازۀ این دام‌ها در دامداری ارزش ندارند و کسی دغدغۀ آنها را ندارد. شما ببینید ما در بخش ملاقات زندان اوین ساعت‌ها علاف بودیم یکی به ما پاسخ نداد. آخر این چه قدرتی است که دانشجویان نخبۀ این کشور را بگیرند و ده‌ها روز به انفرادی بیاندازند! آخر این اداره کردن است! واقعاً من با همه پوست و گوشت خود فهمیدم که ما خس و خاشاکیم. یعنی اگر یک موجود زنده مثل موجودات زنده‌ای که در دامداری هست بودیم، حال و حقوق ما را بیشتر رعایت می‌کردند.

ببینید نه حقوق شهروندی ما که در قانون اساسی آمده، نه حق و حقوق که در شرع و منابع مقدس اسلامی آمده و نه اصول اخلاقی در حق ما رعایت می‌شود. حتی شما آثاری از اصول جوانمردی را که ریشه در فرهنگ قدیم ما دارد شما نمی‌توانید سراغ بگیرید. من آنجا دیدم حقوق قاچاقچی‌ها و قاتلان بهتر از زندانیان ما رعایت می‌شد، چون حداقل از وضع زندانیشان خبر داشتند و مثل ما سرگردان و حیران و نگران نبودند.

حرف دیگری ندارید؟

شما ببینید در سخنرانی چهار خرداد مقام رهبری تأکید به رعایت تقوا و پرهیز از ظلم می‌کنند ولی این مأموران در حق فرزندان ما ظلم می‌کنند. آیا این ظلم نیست که مادر دو بچه کوچک را جلوی چشم بچه‌هایش به زندان ببرند، این ظلم نیست که یک دانشجوی نخبۀ مؤمن این کشور را پس از صدور قرار منع تعقیب دوباره پنج نفر بریزند در خانه، وی را دستگیر کنند و به ما هم هیچ جوابی ندهند و بعد وسائل کار دیگر اعضای خانه را (مثل کامپیوتر) با خود ببرند. ظلم مگر شاخ و دم دارد.

 

منبع: نوروز

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید