خبرگزاری هرانا
امروز جمعه ۲۱ خرداد ۱۳۸۹, 18th of October 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۳/۲۱ ساعت ۱۶:۱۶:۴۵

    خانه  > سایر گروهها  >  جنبش زنان و لایحه حمایت از خانواده/ فروغ سمیع نیا

جنبش زنان و لایحه حمایت از خانواده/ فروغ سمیع نیا

وقتی در سال ۸۶ دولت لایحه حمایت از خانواده را به محلس ارائه کرد شاید هیچ گاه نمی اندیشید که با مقاومت زنان جامعه مجبور به عقب نشینی شود اما این اتحاد زنان و مردان مخالف لایحه قدمی نو در تاریخ مبارزات ایران بود . اینکه فعالیت های مدنی بالاخره نتیجه ای مطلوب داشته باشد و مردم بتوانند از طریق راهکارهای مسالمت آمیز دولت و مجلس را مجبور کنند تا خواسته های شا ن را بپذیرد مسئله ای جدید به شمار می آمد ولو این خواسته در حد حذف دو ماده از یک لایحه باشد.

این اعتراضات مردمی و عکس العمل دولت، هر ایرانی را امیدوار و البته متعجب کرد. هر جا که روشنفکران مبارزه مسالمت آمیز را موفق نمی دانستند ما زنان عادت کرده بودیم که لایحه را به عنوان مثال بیاوریم و اینکه خواسته باید عمومی شود.

امسال اما پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران و حوادث پس از آن که جنبش زنان هم مانند دیگران دچار بهت ‏و سردرگمی شده بود، مجلس با روی کار آوردن مجدد لایحه، علاوه بر اینکه همه امید ها برای نتیجه دادن مبارزه ‏مدنی را به نا امیدی سوق داد، یادآوری کرد که در سیستم بسته این دولت، سال گذشته اشتباهی رخ داده بود و درواقع، ‏دولت تحت فشار عمومی مجبور شده بود که لایحه را پس بگیرد، اما امسال نیروی آن فشار را با توجه به حوادث اخیر بی زور ‏می پندارد. این اتفاق، تلنگری نیز به جنبش زنان محسوب شد و پس از آن جنبش زنان اندیشید که در این وانفسا باید ‏فکری هم برای مطالبات زنان کرد و آن را از یاد نبرد زیرا ممکن است همه آنچه را که در این صد سال بدست ‏آورده بودیم نیز از ما بگیرند و مثلا حتی ممکن است در حق رای زنان نیز بازنگری رخ دهد.‏

پس از آن بود که سیل بیانیه ها و موضع گیری ها و سایت نوشته ها با این مضمون که ما هنوز فعالیت می کنیم اما شاید به گونه ای دیگر، سرازیر شد. و این شاید پرفایده ترین نتیجه مطرح شدن لایحه حمایت از خانواده در مجلس بود.

بیانیه های زنان داخل کشور و زنان خارج نشین و بیانیه این دو جمع در مخالفت با لایحه و همچنین نامه به موسوی و … از حرکت های زنان برای رسیدن به خواسته هایشان شد و البته در هشت مارس مراسمی با حضور زهرا رهنورد و عده کمی از فعالان شناخته شده جنبش زنان و عده زیادی از زنان فعال سیاسی برگزار شد و خواسته هایی را نیز مطرح کرد و بیشتر از آن سر و صدایی در رسانه ها برپا کرد که جنبش زنان همبستگی خود را با جنبش سبز جشن گرفت.

اما این سوال در ذهنها باقی ماند که جنبش سبز چیست و چه خواسته هایی دارد و ما زنان چه نقطه اشتراکی با جنبش سبز داریم و اساسا آیا زهرا رهنورد رهبر جنبش سبز محسوب میشود که حضورش نشانه این همبستگی باشد؟ و آیا صرفا اگر ما شال سبزی هم بر گردن کانون صنفی معلمان و جنبش کارگری بیندازیم و عکسی بگیریم همبستگی این دو جنبش صنفی با جنبش سبز را اعلام کرده ایم و این کافی است؟

در اینجا مصاحبه مهرنامه با نوشین احمدی خراسانی و همچنین مصاحبه محبوبه عباسقلی زاده با دویچه وله به کمکمان آمد. اما باز هم با خواندن این مصاحبه سوالات دیگری در ذهنمان نقش بست. این دو فعال شناخته شده جنبش زنان تحلیل کرده بودند که جنبش زنان باید با جنبش سبز همراه شود اما هنوز نگفتند این جنبش سبز چه خواسته هایی دارد که ما با آنها همراه شویم. این جنبش اصلاح طلب است یا به انقلاب می اندیشد و اگر هدفش اصلاح است چه چیز را قرار است اصلاح کند. آیا قرار است قانون اساسی اصلاح شود یا همان قانون اساسی سابق بماند؟ البته هر کسی که خود را جزئی از جنبش سبز می داند به این سوالات پاسخ داده اما هنوز توافقی روی هیچ کدام این مسائل وجود نداشته است.

اما بحث ما این است که جنبش زنان در این شرایط باید چگونه برخورد کند؟

در مصاحبه نوشین احمدی آمده است که “کسانی که هنوز محافل خود را حفظ کرده اند به سرگرم کردن خود مشغولند” این سوال را به وجود می آورد اگر ما محافل خود را گسترش دهیم و از این طریق خواسته های خود را مانند قبل در جامعه مطرح کنیم و به جذب داوطلبان جدید بپردازیم و باز هم بر مطالبتمان اصرار بورزیم آیا صرفا خود را سرگرم کرده ایم؟ و همین کار قبل از انتخابات نه سرگرمی که آگاهی دادن و عمومی کردن خواسته های زنان و تغییر در جامعه محسوب می شد.

همچنین در مقاله نوشین احمدی درباره اشتراکات جنبش زنان و سبز بحث شده است که خشونت پرهیزی، پایگاه طبقه متوسط شهری و استفاده از انتخابات در ۲۲ خرداد از جمله آن اشتراکات بشمار می آید. اما هیچکدام از این اشتراکات به مطالبات جنبش زنان اشاره ای ندارد.

هر دو مصاحبه ذکر شده به نوعی بیان کرده اند که ما باید وارد عرصه تصمیم گیری و رهبری جنبش سبز شویم. محبوبه عباسقلی زاده در مصاحبه خود آورده است: “بنابراین همه کنشها و شرایطی که وجود دارد نشان می‌دهد که اگر جنبش زنان می‌خواهد وارد حوزه رهبری جنبش سبز شود، چاره‌ای جز این ندارد که از گفتارهای جنسیت محور خودش را جدا کند و وارد گفتارهای تلفیقی شود، یعنی گفتارهایی که در ضمن این که جنسیتی است در بستر کلان جنبش سبز است.”

این همان حرف قدیم فعالان سیاسی زن است که تغییر از پایین جامعه ممکن نیست و اگر زنان بخواهند مطالباتشان را پیگیری کنند باید وارد عرصه قدرت سیاسی شوند. مسئله ای که فعالان زن با مخالفت با آن، وارد عرصه جمع آوری امضا برای کمپین شدند. این بحث می تواند دوباره نیز در عرصه جنبش زنان و خصوصا فعالین کمپین یک میلیون امضا مطرح شود و افراد پاسخ هایشان را به آن بدهند.

اما حتی اگر فرض را بر درست بودن این مسئله بگذاریم این سوال باقی می ماند که عرصه تصمیم گیری جنبش سبز کجاست؟ براستی آیا نزدیک شدن به موسوی و کروبی و خانواده این دو کاندیدای انتخاباتی زنان رابه پایگاه تصمیم گیری جنبش سبز نزدیک می کند؟ جنبش سبز تا ۲۲ بهمن امسال اصلی ترین پایگاهش خیابان بود و چقدر شعارهایی که ما در خیابان می شنیدیم با شعارهای موسوی و کروبی همخوانی داشت؟ پس جنبش سبز کیست؟ یک کنشگر کمپین اگر بخواهد خواسته هایش رابه عرصه ظهور برساند اگر خود را به خانواده کروبی نزدیک کند پیروزتراست یا مردم خیابان؟

نوشین احمدی در مقاله خود گفته است: “اما بی شک استمرار و بقاء کلیت یک جنبش اجتماعی و «پویایی» آن، مستلزم جذب نیروهای تازه نفس به بدنه جنبش، و نیز ایجاد «گفتمان های تازه» برای راه اندازی موج فکری و تحرک اجتماعی به منظور تعمیق و تداوم گفتمان برابری خواهی در قالب های تازه و قابل لمس است. منظور از جذب نیروهای جدید و تازه نفس، لزوماَ و حتماَ «افراد جدید» نیست بلکه منظور «نیروهای اجتماعی» است که می توانند «پتانسیل های جدید و عرصه های نوینی» را به روی فعالیت های جنبش زنان بگشایند.”

عده ای از فعالان کمپین تلاش کرده اند با توجه به فضای کشور نیروهای تازه نفس را جذب کنند و با درخواست های زیادی که پس از انتخابات برای داوطلب شدن در کمپین وجود داشت بتوانند کمپین را گسترش دهند اما اگر منظور ایشا ن از جذب نیروهای تازه نفس همان طور که در بالا آمده است همان مردم خیابان نیست که جنبش سبز را آفریدند بلکه نیروهای سیاسی موجود در جامعه میباشد و این نقطه اختلافی است که فعالان زنان را می تواند به بحث گسترده ای در این زمینه وا دارد.

و اما امروز که بحث لایحه مطرح شده تکلیف جنبش زنان چیست؟ طیفی که همبستگی جنبش زنان با جنبش سبز را مطرح کرده هنوز اعلام نکرده است که در این هنگام چه باید کرد. آیا باید همچنان روی همبستگی با جنبش سبز تاکید کرد یا روی لایحه و آیا جنبش سبز که اکنون جنبش زنان را متحد خود می داند برای تصویب نشدن لایحه اقدامی کرده است؟ سایت های جنبش سبز بیانیه با بیش از ۳۰۰۰ امضا برای مخالفت با لایحه را هنوز در سایت هایشان منتشر نکرده اند.

فعالان جنبش زنان چه آنها که به کار محفلی قدیم خود مشغولند و چه آنها که همبستگی خود را با جنبش سبز اعلام کرده اند( زنان داخل کشور) در تمامی راهپیمایی ها به همراه مردم شرکت کرده اند، با خانواده زندانیان سیاسی همراه بوده اند و همینطور در حرکت های مخالف اعدام نیز حضور داشته اند. و اینبار نوبت جنبش سبز و فعالان سیاسی است که در این لایحه همبستگی خود را با فعالان جنبش زنان اعلام کنند و مانع به تصویب رسیدن لایحه حمایت از خانواده شوند.

جنبش سبز و جنبش زنان برای قرار گرفتن در کنار یکدیگر باید بتوانند تعریفی حقیقی و نه انتزاعی از همراهی جنبش زنان با جنبش سبز و برعکس آن را ارائه دهند. و یا فعالان جنبش اجتماعی در این برهه زمانی که لایحه حمایت از خانواده به تصویب می رسد و خود می تواند خانواده های نابسامان ایرانی را ویرانتر کند مانند سال گذشته نیاز به همبستگی برای مخالفت با تصویب این لایحه را دارد. همبستگی بین فعالان جنبش زنان در این زمان بسیار مهم تر از همبستگی با جنبش های سیاسی است. و همبستگی با فعالان سیاسی اگر به درستی تعریف شود نیز می تواند به سود هر دو جنبش باشد.علاوه بر این در شرایطی که هر گونه فعالیت سیاسی به شدت سرکوب می شود تقویت نهادهای مدنی می تواند مشارکت مردم را بیشتر کرده و با سازماندهی نیروها، کمک موثری نیز به فعالان سیاسی باشد.

اکثریت گروههای جنبش زنان مخالفتی با همراهی با جنبش سبز ندارند اما اختلاف در نفوذ در بدنه مردمی جنبش سبز است و یا در حوزه رهبری جنبش سبز، به نوعی نفوذ در گروههای سیاسی اصلاح طلب.

جنبش زنان همواره ارتباط با مردم را حفظ کرده و پیروزی خود را در این ارتباط موثر با مردم یافته است و امروز مردم بدنه همان جنبش سبز را تشکیل می دهند و به باور من جنبش زنان با توسعه و سازماندهی نیروهای مردمی می تواند برای هر دو جنبش موثر باشد و برای مذاکره با اصلاح طلبان و هر آنکس که خود را در موضع رهبری جنبش سبز می بیند باید در موقعیتی برابر پای میز مذاکره بنشیند. جنبش زنان در این سالها از پیروزترین جنبش های اجتماعی بوده و رهبران هر جنبش دموکراسی خواهی در ایران، با توجه به جایگاه جنبش زنان مطالبات آنها را خواهند پذیرفت به شرطی که فعالان زنان همچنان مطالباتشان را در سطح مردم عادی و نیز نخبگان مطرح کنند تا حاصل فعالیت چند ساله شان به فراموشی سپرده نشود.

 

فروغ سمیع نیا

منیع: تا قانون خانواده برابر

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید