خانه  > slide, سایر گروهها  >  در ضرورت یک هوشیاری تاریخی در برابر موج ویرانگر نوکیسگی/ مرضیه محبی

در ضرورت یک هوشیاری تاریخی در برابر موج ویرانگر نوکیسگی/ مرضیه محبی

ماهنامه خط صلح – آن‌ها نمی‌دانند با پول‌های بادآورده چه کنند و چگونه همگنان و دوستان و آشنایان و مردم کوچه و بازار را مجاب نمایند،  که پله‌های ترقی و تمدن و مکنت و ثروت را به‌سرعت برق و باد بالا رفته و اینک در زمره‌ی اشراف و اعیان افسانه‌ای درآمده‌اند.

گاه در مراسم عروسی و عزا جلوه‌هایی بدیع از توان مالی خود را به نمایش می‌گذارند، گاه مردم را با دیدن اتومبیل‌های عجیب و گران‌قیمت دچار بهت و شگفتی می‌کنند، گاه سلیقه و مد بنگاه‌های آمریکایی، اروپایی و ترکی را که به‌خوبی از پول بی‌حساب و سلیقه‌ی بدوی آن‌ها خبر دارند در خانه‌ها و باغ‌ها و ویلاها و مراسم مذهبی خرج می‌کنند و دستاوردهای هنری بشر را که به خون دل و رنج مداوم و عرق جبین پدید آمده، می‌خرند و به‌واسطه‌ی فضای مجازی‌، با تفاخر، به مردمی که برای سرپناه و نان و نان‌خورش معطل مانده‌اند، مزورانه، می‌فروشند. گاه بر طبیعت و محیط زیست به مدد پول سلطه یافته و آن‌را به‌شکل زننده‌ای عذاب می‌دهند؛ جنگل‌ها و کوه‌ها و مراتع را برای ویلاسازی ویران می‌کنند، رودخانه‌ها و چشمه‌ها را به اسارت می‌برند، ساحل دریا را تصرف می‌کنند، هوا را بی‌محابا برای سود خود، آلوده می‌کنند و در خانه‌هایشان شیر و ببر و تمساح و آثار هنری و کلکسیون اتومبیل و موتورسیکلت، نگه می‌دارند؛ از آن‌رو که اشیایی گران‌قیمت هستند، خدم و حشم به امور خود می‌گمارند اما از حقوق ابتدایی محروم‌شان می‌کنند. آنان که در عزیمت غافلگیرانه از اعماق جامعه به سطوح بالا، گیج و منگ و برهنه از کیستی و چیستی خود شده‌اند، پول را یگانه عوض ممکن برای سودا با هویت جدید می‌دانند و همه‌ی ارکان هستی خود را به‌نحو زننده‌ای با آن پیوند می‌زنند.

آن‌ها نوکیسگان‌اند؛ محصول بلافصل اقتصاد بیمار در حاکمیت اسلام سیاسی. میهمانان مقرب سفره‌ی جمهوری اسلامی که متاعشان از خرید اموال عمومی در فرایند متقلبانه‌ی خصوصی‌سازی  یا از محل رانت‌های دولتی و ابداعات ویژه‌ی نظام اسلامی برای بردن مال مردم، هم‌چون ارز ترجیحی، قاچاق سوخت و کالا، وام‌های کلان بلاعوض، بودجه‌های ایدئولوژیک، سهم دلالی معاملات دولتی و غیره، به‌دست آمده است، به‌عبارت دیگر در مملکتی که کولبران یخچال و ماشین لباسشویی بر پشت می‌بندند و از کوه‌های مرزی به ایران می‌آورند، که معیشت خانواده را تامین کنند اما به تیر غیب ماموران غیور مرزی کشته می‌شوند، یا در بلوچستان پاسداران مرزبان، با شلیک گلوله به سوخت‌برانی که نانشان با مرگی فجیع پیوند خورده است، آتش‌بازی‌های هیجان‌انگیز به‌راه می‌اندازند، در جایی‌که امکان تحرک طبقاتی هرروز کم‌تر و رویاهای فرودستان برای داشتن یک زندگی معمولی، خاموش‌تر می‌شود و امید به عزیمت از حاشیه به مرکز محو می‌گردد، آقازاده‌ها، با اتومبیل‌های افسانه‌ای در خیابان‌ها مسابقه می‌دهند و وقتی رهگذران بینوا، قربانی بازی آن‌ها می‌شوند، فریاد می‌زنند: «کشتیم که کشتیم دیه‌اش را می‌دهیم». (۱)

در گذشته تصاحب سرمایه‌ی اقتصادی، سبب تولید نوع خاصی از سبک زندگی، فرهنگ، ادب، زیبایی‌شناسی در هیات سرمایه‌ی نمادین می‌شد که در روندهای ساختارمند با زندگی مردم فرودست در هم می‌آمیخت. اشراف، ثروت را یک فضیلت مقدر می‎دانستند و ملزومات فرهنگی آن‎را به مردم تحمیل می‎کردند و با سرمایه‎ی نمادینی که می‎اندوختند، مشروعیت خود را به مردم می‌قبولاندند، اما در ادبیات نمایشی جمهوری اسلامی، ثروت‌اندوزی، اشرافیت و زیستن در رفاه و آسایش مذموم، ناپسند و مکروه است، اما حاکمان در خفا به‌شکل غیر اخلاقی بر دارایی مردم سلطه یافته و آن‌را غارت می‌کنند و بر هم می‌انبارند. زیستی تجملی و پرهزینه پیشه می‌کنند، درمانشان در کشورهای اروپایی صورت می‌گیرد، ویلاهای جواهرنشان می‌سازند و از هرچه شاه و سلطان است، در تجمل سبقت می‌گیرند، سپس در تریبون‌ها، مردم را به خوردن «اشکنه» توصیه می‌کنند. در این نقطه‌ی تاریخی است که حاکمیت دروغ و دزدی، جامعه را دچار بحران‌های اخلاقی می‌کند، زبان را آلوده، بنیان‌های ادب و هنر را خدشه‌دار و فرودستان را در معرض مخاطرات جدی فرهنگی قرار می‌دهد.

در یک روند بیمارگونه، فرزندان این حاکمان، که گمان می‌کنند ثروت بی‌حساب، قدرت بی‌حساب به بار می‌آورد، پرده‌های دروغ پدران را به یک ضربه از هم دریده، نقاب و حجاب برمی‌دارند و در برهوتی که برمی‌سازند، کمدی سیاه ثروتمندان بی‌فرهنگ را اجرا می‌کنند.

قصه‌ی کوتاه نوکیسگی، از طریق ارجحیت‌دادن به مال‌اندوزی بر اخلاق و تبدیل ثروت به ابزاری برای نمایش برتری و نفوذ سیاسی و اجتماعی، به‌طور فعال در تخریب ارزش‌های اجتماعی و تحمیل سلطه‌ای غیر اخلاقی بر جامعه نقش دارد.

پیر بوردیو، جامعه‌شناس شهیر فرانسوی، نوکیسه‌ها را در چارچوب نظریه‌ی «سرمایه» و «تمایز» تحلیل می‌کند. (۲) بر این اساس، نوکیسه‌ها سرمایه‌ی اقتصادی دارند، اما سرمایه‌ی فرهنگی و ذوق و سواد و تحصیلات و سلیقه و آداب معمول تاریخی طبقات بالاتر را ندارند. همین نابرابری سرمایه‌ها باعث می‌شود سبک زندگی‌شان «نمایشی»، «اغراق‌آمیز» و فاقد ظرافت نمادین باشد. نوکیسه برای جبران این کمبود، به مصرف بیمارگونه و خرید کالاهای لوکس متوسل می‌شود تا فاصله‌ی فرهنگی را پنهان کند. اما چون «هابیتوس» یا همان عادت‌های درونی‌شده‌ی طبقات بالا را درونی نکرده است، تقلیدش همیشه ناپخته و گاه مضحک به‌نظر می‌رسد. بر این اساس، نوکیسه‌ها نشانه‌ای از شکاف میان پول و فرهنگ‌اند: ثروتمند، اما بی‌ریشه در نظم نمادین طبقه‌ی بالا.

گئورگ زیمل، جامعه‌شناس برجسته‌ی آلمانی در تحلیل «تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ها» یا همان نوکیسه‌ها، معتقد است که این افراد در نقطه‌ای میان دو جهان ایستاده‌اند، از یک‌سو گذشته‌ای تهی از قدرت و منزلت دارند و از سوی دیگر ناگهان به منابع تازه‌ی ثروت، دست یافته‌اند. (۳) همین فاصله‌ی میان «هویت کهنه» و «موقعیت نو» آنان را گرفتار نوعی تقلای دائمی می‌کند. نوکیسه برای تثبیت جایگاهش می‌کوشد رفتار، زبان، ظاهر و حتی سلیقه‌ای را تقلید کند که به‌گمانش نشانه‌ی طبقات بالاتر است. اما این تقلید، چون ریشه در تجربه‌ی زیسته ندارد، اغراق‌آمیز و نمایشی می‌شود. از نگاه زیمل، نوکیسه‌ به‌جای این‌که «بودن» را بیاموزد، درگیر «نشان‌دادن» می‌شود، زیرا منزلت تازه‌اش هنوز درونی نشده است و از بیرون باید مدام تایید شود. به همین دلیل، نوکیسه‌ها بیش از دیگران به کالا، تجمل و نمادهای مصرفی وابسته‌اند. زیمل این رفتار را نه از سر ضعف فردی، بلکه پیامد «اقتصاد پولی» و «فرهنگ ظاهرگرا» می‌داند، فرهنگی که ارزش را در نماد می‌سنجد نه در کیفیت درونی. به‌زعم او، نوکیسه آینه‌ای است که نشان می‌دهد جامعه چگونه منزلت را از راه نمایش می‌سازد، و همین نمایش دائمی، سرنوشت او را به تناقضی پنهان گره می‌زند: داشتن بسیار، و آرامش اندک. (۴) نوکیسه‌ها در تلاشی مرگبار، کشوری را که در سایه‌ی نزدیک به پنجاه سال حکم‌رانی ایدئولوژیک اسلام سیاسی به تباهی کشیده شده است، از آخرین بقایای شرافت و اخلاق، اعتماد و سرمایه‌ی اجتماعی تهی می‌کنند و فرهنگ غارت‌گری، مفت‌خواری و بیکارگی و قلدری را رواج می‌دهند و اسباب سلطه و انقیاد بشر را مستقر می‌سازند.

جامعه باید راهی برای عبور از این افت فرهنگ و ادب و هنر و اخلاق و بنیان‌های همبستگی اجتماعی بیابد. شاید ایستادن بر سر پیمانی که در آبان ۱۳۹۸ یا پاییز ۱۴۰۱ به خون مردم آغشته و اسارت و دربه‌دری، بسته شد و وفاداری به آرمان‌های واقعی آن مردم و توسل به ادبیات و هنر و فرهنگ مردمی ایران، گریزگاهی از این شر مسلم رقم بزند.

پانوشت‌ها:
۱- کشتیم که کشتیم دیه‌شو می‌دیم! / نظر شما درباره‌ی این فیلم چیست؟، جامعهی خبری تحلیلی الف، ۳۰ اردیبهشت ماه ۱۳۹۸.
۲- Bourdieu, P. (1984). Distinction: A social critique of the judgement of taste (R. Nice, Trans.). Harvard University Press.
۳- Simmel, G. (2004). The philosophy of money (T. Bottomore & D. Frisby, Trans.).
Routledge.
۴- Simmel, G. (1957). Fashion. American Journal of Sociology, 62(۶), ۵۴۱–۵۵۸.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید