خبرگزاری هرانا
[responsive-menu RM="logged-in-menu"]

    خانه  > slide, سایر گروهها  >  ایران، کشوری با تجربه ناموفق در توسعه؛ در گفتگو با دکتر سعید مدنی/گفتگو از علی کلائی

ایران، کشوری با تجربه ناموفق در توسعه؛ در گفتگو با دکتر سعید مدنی/گفتگو از علی کلائی

ماهنامه خط صلح – آینده توسعه در ایران را وخیم و نگران کننده می داند و با ذکر مخاطرات آن می گوید که “اگر تصمیم جدی برای مقابله با این مخاطرات گرفته نشود، راه آینده به سوی توسعه ایران، مسدود خواهد شد”. او سعید مدنی قهفرخی، جامعه شناس و پژوهش گر ارشد علوم اجتماعی و استاد دانشگاه در ایران است که سال ها تجربه روزنامه نگاری را هم در کارنامه خود دارد. او از بنیان گذاران نشریه ایران فردا است که بارها طعم و بازداشت و زندان را هم چشیده و مشکلات ناشی از آن را لمس کرده است.
ماهنامه خط صلح با این پژوهش گر ارشد علوم اجتماعی در خصوص توسعه در ایران به گفتگو نشسته و او ضمن تاکید بر توسعه پایدار و توضیح آن، به تجربه ناموفق توسعه در ایران می پردازد و ضمن ذکر شاخص های توسعه، به مشکلات ساختاری اقتصاد ایران در این حوزه اشاره می کند. او تاکید بر لزوم تصمیم جدی برای مقابله با مخاطرات امر توسعه و عدم مسدود شدن راه آینده ایران به سوی آن می گوید که “تحقق چنین راه حلی مستلزم تصمیمی سیاسی برای برون رفت ایران از بحران بنیادین کنونی است”.
مشروح گفتگوی ماهنامه خط صلح با دکتر سعید مدنی در ادامه می آید:

تعریف شما از توسعه چیست؟ آیا توسعه صرفا مفهومی اقتصادی است؟

تعاریف از توسعه بر حسب گرایش و مکاتب اقتصادی بسیار متنوع و متعدد هستند. اما آن چه از نظر بنده برای توسعه ایران می توان تجویز کرد، توسعه پایدار است. اصطلاح توسعه پایدار به صورت وسیع بعد از گزارش کمیسیون برانتلند تحت عنوان آینده مشترک ما و اجلاس ریو ۱۹۹۲ میلادی، مطرح شد. از آن موقع تاکنون افراد در بحث و جدل هستند که توسعه پایدار چه معنایی دارد و چگونه می توان به آن دست یافت. بعضی آن را توسعه اخلاقی می دانند و برخی بر وجوه اکولوژیکی آن تاکید می کنند. صرف نظر از این تفاوت ها، مفهوم محوری همه آن ها این است که سیستم انسانی یک جزء مهم از اکوسیستم است و در توسعه انسان باید محور قرار گیرد. درباره توسعه پایدار تعاریف متعددی وجود دارد که بعضی از آن ها عبارتند از:
– توسعه پایدار به معنای تلفیق اهداف اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی برای حداکثرسازی رفاه انسان فعلی بدون آسیب به توانایی نسل های آتی جهت برآوردن نیازهایشان، است.
– کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه که برای اولین بار این اصطلاح را ارائه داد، توسعه پایدار را به عنوان توسعه ای تعریف کرد که نیازهای نسل فعلی را بدون ایجاد اشکال در توانایی نسل های آینده در برآوردن احتیاجات خود تامین می کند.
این تعریف دو مفهوم را در بردارد: اول مفهوم نیاز، به ویژه نیازهای اساسی فقرا اولویت درجه یک را دارد؛ و دوم توسعه پایدار در برگیرنده ایده محدودیت هایی است که به وسیله وضعیت اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی تحمیل می شود. این امر به نوبه خود حاکی از آن است که اهداف توسعه پایدار باید در هر کشوری، خاص آن کشور تعریف شود.

برای سنجش توسعه در یک کشور باید به چه شاخص هایی مراجعه کرد؟
آمارتیا سن، آزادی را هم ابزار توسعه می داند و هم هدف توسعه و از دیدگاه او جوامع آرمانی و توسعه یافته باید از ویژگی های زیر برخوردار باشد:
۱٫ آزادی های سیاسی (آزادی در انتخاب حکومت، آزادی در بیان و مطبوعات و …)؛
۲٫ امکانات و تسهیلات اقتصادی (امکان استفاده از منابع اقتصادی در تولید یا مولد بودن)؛
۳٫ فرصت های اجتماعی (برخورداری از آموزش و بهداشت و دیگر نیازهای اساسی)؛
۴٫ تضمین شفافیت (امکان دسترسی همگان به اطلاعات)؛
۵٫ نظام حمایتی (وجود شبکه های تأمین اجتماعی برای کمک به مردم در رهایی از فقر و تنگدستی …). از نظر بنده این ویژگی ها می توانند شاخص های بسیار خوبی برای سنجش توسعه یافتگی محسوب شوند. البته در تکمیل این ملاک ها رویکرد نیز مهم است. برخورداری از ترکیبی از رویکرد های رفاهی، عدالت محور، فقرزدایانه، توانمندسازی، اشتغال محوری می تواند مجموعه ترکیبی از شاخص ها را برای سنجش توسعه یافتگی به دست دهد.

روند توسعه در کشورمان را از ابتدا تاکنون، چگونه ارزیابی می کنید؟ فراز و نشیب ها چه بوده اند؟
ایران تقریبا همزمان با اغلب کشورهای جهان، با تدوین و اجرای برنامه های«توسعه» میان مدت عمرانی، در مسیر توسعه گام برداشته، اما هنوز در زمره کشورهای در حال توسعه قرار دارد و این در حالی است که برخی از جوامع، همچون کشورهای آسیای جنوب شرقی که قدمت برنامه ریزی توسعه در آن ها به مراتب کمتر از ایران بوده، از منظر شاخص های توسعه در مراتب بهتری قرار گرفته اند. بنابراین ما همچنان به عنوان یک کشور با تجربه ناموفق در توسعه، طبقه بندی می شویم.

در توسعه اقتصادی همواره با شعار توسعه فارغ از نفت روبه رو بوده ایم. اما هرگز این شعار محقق نشده است، دلیلش چیست؟
در ایران همواره نحوه رفتار و عملکرد سیاستمداران در برابر موهبت نفت، مورد سوال بوده است. بر طبق شواهد تاریخی، به طور نسبی خواست و اراده حاکمان ایران زمین از کسب و صرف درآمدهای نفتی، در توسعه و آبادی مشهود است. اما این نگاه ترقی جویانه به شیوه های مختلفی عملیاتی شده است. به عنوان مثال می توان به تفاوت نگاه سیاست محمدرضا پهلوی در بهره گیری از نفت به عنوان ابزار قدرت منطقه ای در اوپک و حتی در صحنه سیاست بین الملل و حرکت پر شتاب در مسیر صنعتی شدن و تلقی زمامداران پس از انقلاب در بهره برداری از نفت به عنوان ابزار سیاست خارجی و سیاست های متفاوت تولید، پس از پیروزی انقلاب اشاره کرد. بازبینی و تأمل در مورد اهداف آن ها با استفاده از آگاهی ها و داده های علمی نوین با هدف آموزندگی و در عین حال رفع موانع امروزی ضروری می نماید. شناخت پارادکس خواست و اراده توسعه طلبی سیاست گزاران ایران زمین در کنار تبیین مشکلات ساختاری ایران مثل بیماری هلندی و غیر مولد بودن اقتصاد و ناکارآمدی و اشتغال و امثال آن است. گرایش دولت های با پشتوانه درآمدهای نفتی برای اعمال سیاست های اقتصادی حمایت گرانه از تولیدات صنعتی و کشاورزی متکی بر فناوری های برون زا در کنار گسترش بخش خدمات منجر به شکل گیری ساختار اقتصادی ایران با هزاران بحران و مشکل منجر شده است. علاوه بر آثار عیان بیکاری و تورم ابتلای مزمن و بلند مدت به بیماری هلندی، وظیفه اساسی دولت در تعریف و تضمین توسعه مخدوش شده است. ایجاد فرصت های شغلی دایمی به علت کاهش ضریب امنیت اقتصادی – اثر ثانوی بیماری هلندی – مرتب سیر نزولی می پیماید. تغییر نگرش از «درآمدی» به «سرمایه ای» در مورد موهبت نفت، آغازی برای تبدیل آثار زیان بخش به آثار سودبخش اقتصاد نفتی است. کاهش تدریجی وابستگی دولت ها به درآمدهای نفتی ایجاد نگاه سرمایه ای به منابع نفتی، ایجاد فرهنگ کار در مقابل فرهنگ رانتی و تقویت شبکه های اجتماعی موجود ضامن ایجاد فرصت های شغلی دایمی به منظور توسعه پایدار اقتصادی باشد.

چشم اندازها و آینده توسعه در ایران را چگونه می بینید؟
سه دسته عواملی که آینده توسعه در ایران را بسیار وخیم کرده و به شدت نگران کننده است عبارتند از: نتایج بد کارکردی اجرای سیاست های تعدیل ساختاری و به دنبال آن سیاست های نئولیبرال؛ افزایش بی امان و وقفه ناپذیر فقر و نابرابری؛ و تخریب نگران کننده محیط زیست و منابع طبیعی. اگر تصمیم جدی برای مقابله با این مخاطرات گرفته نشود راه آینده به سوی توسعه ایران مسدود خواهد شد. تحقق چنین راه حلی مستلزم تصمیمی سیاسی برای برون رفت ایران از بحران بنیادین کنونی است.

با سپاس از وقتی که در اختیار خط صلح گذاشتید.

مطالب مرتـبط

بدون نظر

نظر بگذارید