خبرگزاری هرانا
امروز سه شنبه ۴ خرداد ۱۳۸۹, 25th of September 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ ساعت ۶:۱۰:۴۸

    خانه  > سایر گروهها  >  استمداد همسر جعفر کاظمی برای لغو حکم اعدام وی

استمداد همسر جعفر کاظمی برای لغو حکم اعدام وی

چندى پیش دادستان تهران خبر از تایید حکم اعدام براى شش زندانى سیاسى در پایتخت داد. عباس جعفرى دولت آبادى روز ۲۵ شهریور ماه گفت این شش نفر به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق محکوم به اعدام شده اند.

در پى نا آرامى هاى پس از انتخابات، مقامات جمهورى اسلامى در موارد مختلف تلاش کرده اند که اعتراضات هواداران جنبش سبز را مرتبط با اپوزیسیون خارج از کشور، از جمله سازمان مجاهدین خلق جلوه دهند؛ اگرچه چهره هاى شاخص اصلاحات و جامعه مدنى بارها چنین مسئله اى را رد کرده اند.

اکنون همسر یک زندانى محکوم به اعدام که متهم به ارتباط با مجاهدین است، مى گوید که چنین تلاشى از سوى بازجویان در مورد یکى از اعدامى هاى اخیر انجام گرفته است.

جعفر کاظمى که ۹ ماه پیش توسط وزارت اطلاعات به اتهام همکارى با مجاهدین بازداشت شده بود، یکى از شش نفرى است که به گفته دادستان تهران حکم اعدامش اخیرا در مرحله تجدید نظر به تایید رسیده است.

همسر این زندانى سیاسى در گفت و گو با رادیو فردا مى گوید او در زندان تحت فشار قرار گرفته بود که اعتراف کند در جریان حوادث روز عاشورا و طى درگیرى میان هواداران جنبش سبز با نیروهاى امنیتى بازداشت شده است. این در حالى است که آقاى کاظمى به گفته همسرش، چهار ماه پیش از آن تاریخ دستگیر شده بود.

رودابه اکبرى، همسر جعفر کاظمى، در گفت و گو با رادیو فردا با بیان این که همسرش در زندان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته مى گوید پس از آنکه وى حاضر به همکارى با مامورین نشده، حکم اعدام او صادر شده است.

وی می گوید: همسرم ۲۸ شهریورماه ۱۳۸۸ ساعت شش صبح در میدان هفت حوض تهران در حالى که به سمت منزل مى آمد، دستگیر شد.

بعد از دستگیرى نیروهاى اطلاعاتى به منزل مادرشان مى روند و آنجا را تفتیش مى کنند ولى چیزى پیدا نمى کنند، چون در حقیقت آقاى کاظمى چیزى نداشت. بعد از آنجا به منزل خودمان آمدند و آنجا را هم به هم ریختند. ولى باز هم چیزى پیدا نکردند، بعد آقاى کاظمى را به اوین منتقل کردند.

خانم اکبرى، در آن روزها آقاى کاظمى را به چه اتهامى بازداشت کردند؟

حقیقتش این بود که تا ۱۵ روز اول من اصلا از ایشان هیچ اطلاعى نداشتم. بعد از ۱۵ روز ایشان براى سه دقیقه در حضور بازجو با ما تلفنى صحبت کردند. علت دستگیرى ایشان این بود که سال گذشته پسرمان به قرارگاه اشرف در عراق رفت و همسرم به اتهام اقدام علیه امنیت ملى و تبلیغ علیه نظام دستگیر شد.

پسرتان به قرارگاه اشرف که متعلق به مجاهدین خلق است ملحق شده اند؟ خود آقاى کاظمى – همسرتان- هم با مجاهدین همکارى مى کردند؟

نه. اصلا. هیچ گونه همکارى وجود نداشت. تنها ارتباط ما یک خط تلفن بود که البته آن هم به اصرار و درخواست من تدارک دیده شد، به هر حال ما باید از احوال پسرمان اطلاعى داشته باشیم.

ایشان هم از این جهت یک خط تلفن گرفته بودند و کلا شاید بشود گفت که چهار بار پسرم با ما تماس گرفت، در شرایط مختلفى که مثلا به قرارگاه اشرف حمله شده بود و من واقعا نگران بودم با فرزندم صحبت کردم. ارتباط ما فقط همین بود.

 

براى موارد اتهامى که به ایشان وارد شده است مثل اقدام علیه امنیت ملى و تبلیغ بر علیه نظام، چه نمونه هایى ذکر شده است؟ گفته اند به چه دلیل و با چه اسناد و مدارکى این اتهامات را به ایشان وارد کرده اند؟

طبق اعترافاتى که خود آقاى کاظمى در جریان دادگاه شان ذکر کردند، اتهام تبلیغ علیه نظام به ایشان وارد شد. به عنوان مثال ایشان از یک تراکتى که روى دیوار نصب شده بود فیلم گرفته بودند و چون خود ایشان نه کامپیوتر داشتند و نه استفاده از کامپیوتر بلد بودند، هم پرونده اى ایشان آن را براى سازمان مجاهدین مى فرستادند.

این اتفاق هم فقط در روزهاى اول انتخابات رخ داد، و گر نه آقاى کاظمى حتى هیچ شناختى از این آقاى آقایى نداشت و اصلا ایشان را نمى شناخت. ولى ظاهرا گفته اند که شما با هم، کار و فعالیت مى کرده اید و یازده مورد هم خود وزارت اطلاعات بدون اینکه آقاى کاظمى در این زمینه اعترافى کرده باشد یا سند و مدرکى وجود داشته باشد به او اتهام زده اند.

مى توانید به چند مورد از این اتهامات اشاره کنید؟

اینکه گفته اند شما کمک مالى کرده اید. در صورتى که آقاى کاظمى گفته اند به هر حال شما براى اثبات این ادعا باید مدرکى یا سندى ارائه کنید. اما هیچ گونه سند و مدرکى در این زمینه وجود ندارد. یا اینکه گفته اند شما دانشجویان را هماهنگ مى کرده اید تا تشکیلات راه بیندازند و سه ماه به قرارگاه اشرف رفته اید و تعلیم دیده اید.

آیا این واقعیت داشت؟

اصلا چنین چیزى نبوده است. آقاى کاظمى فقط یک بار به شهر اشرف رفتند.

رفتن ایشان به شهر اشرف به چه دلیل بود؟

ما به اتفاق خانواده رفتیم کربلا و کاظمین براى زیارت، کلا خروج ما از ایران و بازگشتمان به کشور، ۱۲ روز طول کشید. ما بلیط گرفتیم و به طور قانونى و با ویزا از کشور خارج شدیم.

آقاى کاظمى گفتند که شما موافقید چند روزى به شهر اشرف برویم و من آن مکان را ببینم. من ده سال ازعمرم را در این مسیر صرف کردم و حالا دلم مى خواهد ببینم بچه ها آنجا چه مى کنند و برنامه هایشان چیست؟

ایشان ده سال از عمرشان را در چه مسیرى صرف کرده بودند؟

آقاى کاظمى نزدیک به ده سال در دهه شصت زندانى سیاسى بودند.

در ارتباط با مجاهدین؟

بله. آن زمان که دستگیر شدند دانش آموز بودند و نزدیک به ده سال را در زندان به سر بردند دلشان مى خواست بداند بابت چه این ده سال زندان را تحمل کرده اند؟

خانم اکبرى، از پرونده آقاى کاظمى دور نشویم. اگر بخواهیم به پرونده آقاى کاظمى برگردیم، آیا شما توانستید در این مدت با ایشان در زندان ملاقاتى داشته باشید؟ وضعیت ایشان در زندان چه طور بوده است؟

اصلا در داخل زندان که اجازه ندادند من ایشان را از نزدیک ببینم. کلا از روزى که ایشان را دستگیر کردند در این ۹ ماهه من سه بار ایشان را در ملاقات هاى کابینى دیدار کرده ام و اجازه ملاقات حضورى با ایشان نداشته ام.

وضعیت جسمى شان در حال حاضر بد نیست. ولى زمانى که از ایشان خواسته بودند به خاطر حوادث روز عاشورا مصاحبه کند و ایشان نپذیرفته بودند و گفته بودند که من سه ماه پیش از حوادث عاشورا دستگیر شده ام، بابت چه چیزى باید براى حوادث و اتفاقات روز عاشورا مصاحبه کنم؟ مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند.

ممکن است در مورد این قضیه روز عاشورا واضح تر توضیح دهید؟

دقیقا وقتى روز عاشورا آن اتفاقات رخ داد…

منظورتان درگیرى هواداران جنبش سبز با نیروهاى حکومتى است؟

بله. عصر همان روز به سراغ آقاى کاظمى و چند نفر دیگر مى روند و از ایشان مى خواهند که مصاحبه کند و بگوید که در اغتشاشات روز عاشورا شرکت داشته و هماهنگ کننده مردم بوده و در این روز دستگیر شده است.

چند نفر، طرح این ادعا را مى پذیرند. اما آقاى کاظمى این امر را نپذیرفتند. حتى ایشان را تهدید کرده بودند که ما جلوى روی تان هزار و یک بلا بر سر خانواده های تان مى آوریم. اما ایشان پاسخ داده اند که هر بلایى هم سر خانواده ام بیاورید من در این زمینه سر سوزنى کوتاه نخواهم آمد براى اینکه من در شهریور ماه دستگیر شده ام چرا باید ادعا کنم که در حوادث دی ماه شرکت و مداخله داشته ام؟

خلاصه ایشان را ظاهرا مورد ضرب و شتم شدید قرار داده بودند و حتى سه تا از دندانهایش شکسته بود.

خانم اکبرى بعد از این ماجراى عاشورا بود که براى ایشان حکم اعدام صادر شد؟

بله . یازدهم بهمن ماه روز دادگاه شان بود. نوزدهم بهمن ماه ساعت ده صبح من به وکیل زنگ زدم. به من گفتند که اولین حکم صادر شده براى آقاى کاظمى، اعدام بوده است. این حکم در اردیبهشت ماه امسال در دادگاه تجدید نظر هم تایید شد.

روند صدور حکم چگونه بود؟ آیا شما هم اجازه حضور در دادگاه را داشتید؟ دادگاه چقدر به طول انجامید؟ چطور به پرونده ایشان و اتهامات شان رسیدگى شد؟

نه خیر من اجازه حضور نداشتم ما فقط توى راهرو نشسته بودیم ولى فکر مى کنم که دادگاه شان حدود یک ساعت و نیم به طول انجامید. چون سه نفر دیگر هم با ایشان هم پرونده اى بودند و از این جهت دادگاه شان کمى طولانى شد.

بعد از تایید حکم، وکیل شان در مورد روند دادرسى و تایید حکم به شما اطلاع دادند؟

وکیل شان خانم نسیم غنوى، دوباره مجددا به حکم اعتراض کردند. ولى به من گفتند که نمى دانند به کدام شعبه پرونده شان ارسال مى شود. مى گفتند هر زمانى که آقاى مقیسه ای که رئیس شعبه ۲۸ هستند حکمى صادر مى کند، این پرونده معمولا به شعبه ۳۶ ارجاع داده مى شود و قطعا حکم ایشان تایید مى شود.

شما خودتان وقتى شنیدید که حکم اعدام صادر شده است آیا انتظار چنین حکمى را داشتید؟

اصلا فکر نمى کردم. وقتى اولین بار شنیدم اصلا باورم نمى شد ولى باز هم با خودم مى گفتم توکل به خدا. انشاءالله که این حکم در دادگاه تجدید نظر شکسته خواهد شد. و سعى کردم در این مدت خودم را حفظ کنم. ولى متاسفانه بعد از اینکه حکم مجددا تایید شد واقعا شوک بزرگى براى من و خانواده همسرم بود.

پدر ایشان از زمانى که شنیدند که چنین حکمى تایید شده است دوبار سکته کرده اند و وضع جسمانى مادرشان به حدى به هم ریخته است که با عصا راه مى روند.

شما خودتان به عنوان همسر آقاى کاظمى و با توجه به اینکه ایشان پیش از این فعال سیاسى بودند، این حکم را هماهنگ با اقدامات و فعالیت هاى همسرتان مى دانید؟ زمانى تصور مى کردید که چنین حکمى گریبانگیرشان بشود؟ اصولا شما شاهد اقدامات و تحرکاتى از سوى ایشان بودید؟

اصلا. ایشان صبح به طور عادى به سر کار مى رفت و عصر برمى گشت. و هر گونه حرکت و فعالیت غیر عادى و غیر معمولى نداشت. در زمان انتخابات هم مثل هر شهروند دیگرى اقدام کرد. یکى دو بار ما به اتفاق هم بیرون رفتیم . به این شکل نبود که ایشان بخواهند دائما در خیابان ها باشند. هیچ چیز خاصى در رفتار ایشان نبود و عملکرد ایشان مثل همه شهروندان عادى بود.

به عنوان سوال آخر مى خواستم از شما بپرسم الان پرونده ایشان در چه وضعیتى است؟ آیا امیدى هست؟

سومین راهى که باقى مانده این است که این پرونده مجددا به دیوان عالى ارجاع داده شود.و در دیوان عالى دوباره قضات آن را بررسى کنند و آن را مجددا به شعبه دیگرى در دادگاه انقلاب بفرستند و دوباره حکم جدیدى برای شان صادر بشود.

متاسفانه براى اینکه این مرحله دیوان بخواهد پشت سر گذاشته شود به راى بدوى دادگاه که آقاى مقیسه اى و آقاى زرگر صادر کرده اند نیاز هست. اما الان نزدیک به بیست و چند روز است که خانم غنوى، وکیل پرونده در پى به دست آوردن این برگه هستند. اما نتوانسته اند این برگه را بگیرند و شکایت را به دیوان عالى ارجاع بدهند.

نمى دانم آیا دیگر واقعا امیدى هست یا نه؟ در زمان آقاى شاهرودى، همکارى سیستم با خانواده زندانیان بهتر بود. اما از زمانى که آقاى لاریجانى بر سر کار آمده اند، هیچ گونه همکارى نمى شود و دائما سنگ اندازى مى کنند و اجازه طى شدن روند قانونى را نمى دهند. علتش را هم نمى دانم.

وکیل شان مى گویند که اصلا پرونده آقاى کاظمى خالى خالى است. هیچ چیز قابل توجهى در این پرونده نیست. ایشان مى گویند به خاطر همین اگر اجازه بدهند که این پرونده به دیوان کشیده شود، من قطعا مى توانم متقاعدشان کنم که پرونده را بخوانند و ببینند که هیچ مدرک و ادله ایى وجود ندارد که چنین حکم سنگینى برایشان صادر بشود.

پس آن طور که شما مى گویید کار دیگرى نیست که از دست شما بربیاید؟

من از شما درخواست مى کنم صداى من و سایر خانواده هایى که در شرایط من قرار دارند را به گوش مردم برسانید. به کسانى که در مراجع حقوق بشر هستند به کمیساریاى عالى حقوق بشر برسانید. من از آنان درخواست کمک دارم.

ایشان همسر من هستند و من فرزند کوچکترى هم دارم که دچار وضعیت روانى بدى است. هیچ کسی هم نیست که در این شرایط به دادمان برسد. خاضعانه درخواست مى کنم به هر نوعى که قادرند به ما کمک کنند. به کسانى که در مسند قدرت در سیستم جمهورى اسلامى قرار دارند فشار بیاورند و اجازه ندهند که چنین اتفاقى براى همسرم بیافتد. واقعا چنین مجازاتى حق آقاى کاظمى نیست.

 

مصاحبه از نیوشا بقراطی

منبع: رادیو فردا

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید