خبرگزاری هرانا
امروز چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸۹, 26th of April 2017      آخرين بروز رسانی در ۱۳۸۹/۰۲/۰۸ ساعت ۷:۱۲:۴۶

    خانه  > سایر گروهها  >  هرانا؛ روند رو به ویرانی آموزش و پرورش ایران/ رسول بداقی

هرانا؛ روند رو به ویرانی آموزش و پرورش ایران/ رسول بداقی

خبرگزاری هرانا – رسول بداقی، از اعضای سابق مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران و معلم دربندی است که از شهریور ماه سال گذشته تاکنون در زندان اوین به سر می برد. وی به مناسبت روز معلم در روزهای یازدهم و دوازدهم اردی بهشت ماه دست به اعتصاب غذا خواهد زد.

وی به همین مناسبت متنی را از درون زندان نوشته است که توسط خبرگزاری هرانا انتشار یافته  این متن در پی می آید:

در  جوامع بشری همواره توجه به فرزندان از نظر رشد جسمی و  پرورش استعدادهای فکری آنان از جایگاه ویژه ای برخوردار است  و سرلوحه زندگی خانواده  ها و به دنبال آن سیاست کلان کشورهاست واگرچنین نباشد نوع  بشر رو به نابودی خواهد رفت.

آنچه  امروز در جامعه  و کشور ما مایه نگرانی است و هر انسان  آگاه و با تجربه ای را وادار به واکنش  می کند،بلای دردناک وخطرناکی است به نام : ًٌروند رو به ویرانی سیستم آموزش وپرورش ایران ً.

یکی از ابعاد روحی انسان  معنویت است ،بی  گمان نیاز به رشد  و پرورش این بعد  کمتراز توجه به بعد  مادی وی نمی باشد.

می توان گفت آموزش و پرورش هر کشوری در حکم اکسیژن است ،برای بدن موجود زنده اکسیژن مایه حیات است اگر به او اکسیژن نرسد خواهد مرد و اگر اکسیژن ناسالم تنفس کند،آرام آرام با مشکلات جدی روبرو خواهد شد، و هنگامی به خود می آید، ونشانه های بیماری را در خود می شناسد که برای درمان دیر شده است.

آموزش و پرورش از سیستم ها ونهادهایی است که دست کم یک دوره ۱۵ تا ۲۰ ساله طول می کشد  که کارآمدی یا ناکارآمدی  خود را نشان دهد. آموزش  وپرورش مانند بخش کشاورزی نیست که دریک دوره یک ساله کشاورز متوجه خرابی و اشکال در سیستم شده و از هدر رفتن سرمایه ،انرژی و وقت برای سال بعدی جلوگیری کند ، و تلاش شود که برای سال آینده کاستی ها را برطرف کند ، بلکه آموزش وپرورش فرآیندی است انسانی و طولانی مدت، وانگهی سرمایه آموزش و پرورش مصالح ساختمانی یا گندم ومیوه نیست که به آسانی آن را دور ریخته  و یا به عنوان ضایعات در صنایع دیگر از آن استفاده شود،بلکه سرمایه آموزش وپرورش ٌ انسان ً است که در صورت ناکارآمدی وتربیت نادرست مانند ویروس به جان سایر همنوعان افتاده ودیگران را نیز باخود به نابودی می کشاند.

با طولانی بودن دوره بازدهی آموزش وپرورش برگشت  و اصلاح الگوی  آموزشی نیاز به متخصصین  ورزیده و باتجربه ای دارد که در این سیستم  استخوان خردکرده  باشند.برکسی پوشیده نیست که یک انسان اجتماعی اگربخواهد درست زندگی کند وفردی مفید برای جامعه باشد ودر مسیر کمال حرکت کند تنها نیازهایش خوراک، پوشاک ومسکن نیست،بلکه به کمال رساندن انسانیت او مهمتر از زنده بودنش می باشد،و در واقع امر هر انسانی را باید در دوران نوجوانی و کودکی به مسیر انسانی رهنمون ساخت و این ممکن نیست مگر با آموزش وپرورش ،زیرا قوه ی ناطقه و ادراکات انسانی تقویت نمی شوند جز با آموزش وپرورش و آموزش وپرورش نیز تنها با تدبیر معلمان می تواند در این مسیر گام بردارد. بدیهی است چنانچه معلم تأمین نباشد وامنیت شغلی ومعیشتی نداشته باشد نقش و وظیفه خود را به درستی انجام نخواهد داد.

بی  گمان کم وکیف و کارآمدی یا ناکارآمدی این  آموزش وپرورش  را کسی نمی تواند  بهتر از معلمان واندیشمندان  این علم درک  کند ، زیرا از یک طرف معلمان در طول  روز با جوانان ونوجوانان  در اجتماعی به نام  مدرسه سر وکار بیشتری دارند ، و از طرف دیگر برای این  حرفه آموزش دیده اند،آنچه معلمان را بیشتر از هر چیز دیگری نگران کرده است ،پوچ گرایی و به بیراهه رفتن این سیستم است.

کانون صنفی معلمان ایران و شاخه های متعدد  آن در سراسر کشور بیش از یک دهه است  پیشروان جنبش بهبود  سیستم آموزش و  پرورش هستند و  به روش های گوناگونی مانند صدور بیانیه ،نوشتن مقاله ،گفتگوهای  بدون وقفه با مسئولین  عالی رتبه و نمایندگان  مجلس ، انجام مصاحبه های فراوان با رسانه  ها و نشست های صنفی با فرهنگیان مشکلات و خطرات پیش و روی سیستم را به آگاهی همگان رسانده اند.

جا دارد که بار دیگر به اطلاع  ملت بزرگ و متمدن  ایران رسانده شود  ،که آموزش وپرورش کشور در راستای تعلیم  وتربیت فرزندان این  مرز وبوم هم از دید  کمی وهم از دید  کیفی رو به نابودی می باشد.

ساختمان های فرسوده ، مدارس  کپری، نداشتن تجهیزات  آموزشی، استفاده از وسایل آموزشی قرون وسطایی، کتب درسی نارسا و غیر کاربردی، معلمان نگران، ناخشنود و  ناراضی، دانش آموزان دلسرد  وخسته از آموزش همه ذره ایست از مشکلات بی شمار آموزش وپرورش کشور.

در حالی که در بسیاری از کشورها که قدمت استقلال  و ایجاد حکومت  در آنها از عمر بسیاری از سالمندان کشورمان  کمتر است ( کانادا،استرالیا،بحرین،و….)  از پیشرفته ترین سخت  افزارهای،نرم افزارها،لابراتوارهای زبان آموزی،رسانه  های الکتریکی و  دیجیتالی در کلاس های  درس استفاده می شود، آموزش وپرورش ایران هنوز از روش  تخته سیاه  وگچ،شیوه معلم محوری ،روش سخنرانی  ومنبری استفاده می کند واز این  متدهای منسوخ ونفرت  ایجاد کن برای دانش آموز در این عصر  با این همه توسعه  وپیشرفت در زمینه  های تکنولوژی آموزشی دست بردار نیست.

مدارس ایران به علت کمبود  سوخت و نبود سیستم  گرمایشی مناسب  در زمستان ها یا به بهانه  های واهی تعطیل  می شوند و یا فرزندان  و اطفال معصوم  مجبورند در سرما پشت  نیمکت های یخ زده  بنشینند و از سرما بلرزند.ودر آخر  فصل بهار و آزمونی به اسم نوبت آخر  را سمبل کرده و سپس  فرزندان این مرزو بوم را بدون هیچ گونه برنامه ریزی درستی روانه کوچه ها و خیابان ها می کنند وبدین طریق نیز بیش از ۳ ماه از عمر بیشتر دانش آموزان در هر سال تلف می شود و در واقع هدر رفتن این زمان بسان بسیاری چیزهای دیگر نمی تواند کمترین تأثیر را در توسعه وپیشرفت کشور داشته باشد.

وسایل ورزشی در  مدارس ایران بدون  اغراق در حد  صفر می باشد، دانش آموزان این  کشور که خود  خدایان نفت وگاز  ومنابع طبیعی سرشار  هستند ،هنوز از  داشتن زمین ورزشی،سالن  ورزشی،وسایل ورزشی وحتی توپ مناسب بی بهره اند.در همه فصول سال با توپ ۵۰ گرمی پلاستیکی که آن را از بقالی نزدیک مدرسه می خرند بر روی آسفالت  مشغول غلتاندن توب هستند و مدام با همدیگر مشغول رد وبدل کردن حرف های رکیک هستند ، آن وقت داد و فریاد بسیاری از مسئولین آموزش وپرورش گوش زمین وزمان را کر کرده که آموزش و پرورش در حال پرورش فرزندان این کشور است و به بهترین شیوه های ممکن آنها را برای زندگی در جامعه آماده می سازد و با ارائه آمارهای نادرست از پیشرفت علمی و کاهش افت تحصیلی ژست های قهرمانانه به خود می گیرند .

در آموزش وپرورش ایران  از دروس مهم و شادی بخشی همچون ورزش ،تئاتر،سینما،موسیقی،نقاشی  و….که روح لطیف و  شاداب انسان را طراوت می بخشد خبری نیست، از ساعات  دروسی همچون مشاوره  ، هنر و تربیت  بدنی بسیاری از مدیران به عنوان فرصتی  برای خشنود کردن دوستان و اربابان خود  استفاده می نمایند و این ساعات  را به افرادی واگذار می کنندکه نه تخصصی  دارند ونه زحمت رفتن به کلاس درس  را به خود می دهند.

در آموزش وپرورش خشک  و بی روح ایران  به هیچ عنوان خبری از گردش علمی، بازدید  علمی، پژوهش، کتابخوانی، مقاله  نویسی، رقابت علمی و ورزشی و تشویق  های مادی ومعنوی نیست.

در این آموزش وپرورش آنچه به دانش آموزان یاد داده می شود  کمترین پیوند را با مطالب ومتون دانشگاهی دارد که این نشان از ناآگاهی وناواردی برنامه ریزان و  تدوین کنندگان  کتب درسی می باشد.

بدبختانه باید گفت که آموزش  وپرورش ایران در کار  تعلیم وتربیت فرزندان  این دیار مرجعیت علمی و آموزشی لازم راندارد،در ایران دانش آموزان دریافته اند که در کلاس های درس  وقت وانرژی آنان بیهوده به هدر میرود و استعدادشان هرز می رود، که این دریافت درستی می باشد.

در  مقطع متوسطه در بسیاری از دروس بودن ونبودن دانش آموز در کلاس درس، خواندن یا نخواندن  ،مرتب بودن یا نبودن  وی برای مسئولین مهم نیست، آنچه مهم  است کمک مالی پدر  ومادر ها به مدارس  و اعتراض نکردن  به شرایط موجود  می باشد.

امروزه  آنچه برای دانش آموز مرجعیت علمی دارد آموزش  های غیر مدرسه  ای مانند: ماهواره ، اینترنت، موبایل ، مدل های تیپ، لباس های وارداتی و آموزش های غیر رسمی و کلاسیک می باشد.

از طرفی دیگر روند افزایش بیکاری ،کسب معاش و  کار آموزی ها از طریق راههایی غیر  از تحصیل دانش به ناامیدی دانش آموزان از کلاس ومدرسه دامن زده و سبب دلسردی جوانان از نشستن بر پشت میز و نیمکت  می شود.

از طرف دیگر با کمی  تأمل دیده می شود  که دست هایی در کار  است که از دانش آموزان مدارس صرفاٌ عمله هایی بی خرد و فرمانبردار ساخته شود که چشم  وگوش بسته مجری برنامه هایی باشند که از طرف مراکزی مانند  حوزه ها به آنها داده می شود.

برای نمونه می توان از ساخت ۴۰۰۰ هزار مدرسه  زیر نظر حوزه علمیه  برای تربیت مدیران آینده کشور نام  برد، همچنین فرستادن  هر مدرسه یک آخوند  از طرف حوزه های علمیه نشان از بدگمانی  حاکمان و حس تسلط جویی آنان بر آموزش  وپرورش است.

افزایش روز افزون مراکز  فنی و حرفه ای، کاردانش، هنرستان های کارآموزی، آموزشگاههای آزاد وکاهش مدارس علوم انسانی نشانی بر این  مدعاست.

بی  محتواساختن کتاب های  درسی مانند: دانش اجتماعی،فلسفه،منطق،روان  شناسی،جامعه شناسی،تاریخ  جهان،تاریخ ایران و اقتصاد و… و حذف بسیاری از آنها در دبیرستان ها وهنرستان ها نشان دیگری از این سلطه و مقلد پروری می باشد.

زیرپاگذاشتن اصل سی ام قانون اساسی و دریافت پول از خانواده  ها به طور موزیانه  و زوری ، افزایش روز به روز مدارس  غیر انتفاعی و  پولی که عمدتاٌ از استانداردهای لازم آموزشی نیز بی بهره اند، در واقع چوب هراج بر همه داشته های آموزش و پرورش می باشد و نشان از آن دارد که آموزش وپرورش از آخرین اولویت های سیاست کلان مملکت بوده وهمه ی سرمایه ی کشور صرف خرید سلاح و مهمات می شود.

امروزه  از درس فلسفه تنها زندگی برخی از فیلسوفان مسلمان به چشم می خورد،از تئوری های جامعه شناسی دانشمندان بزرگ دنیا در کتب درسی خبری نیست، از روانشناسی شخصیت ،روان شناسی یادگیری کودک و رشد ونظریات روان شناسان بزرگ دنیا در کتب درسی مطالب بسیار کمی گنجانده شده است.

در  کتاب های دینی، دانش آموزان با هیچ  دین دیگری آشنا نمی شوند تا در روبرو  شدن با پیروان سایر ادیان بتوانند آگاهانه از دین خود دفاع کنند.

کتاب  های علوم انسانی دبیرستان برای رشته علوم انسانی روز به روز لاغرترشده  و دانش آموزان رشته های تجربی ،  ریاضی و کاردانش  از این مطالب بی بهر اند.

در  عصری که مسائل حقوق بشری، حقوق فردی، اجتماعی، خانوادگی، شغلی و بین  المللی یکی از چالش  برانگیزترین  مسائل افراد جامعه است آموزش وپرورش ایران از آشنا کردن دانش آموزان با اینگونه قوانین دریغ می ورزد.

کوتاه سخن اینکه: دانش آموزان ایرانی در جزیره ای کوچک از دانش و اندیشه نگهداری می شوند و چندین دهه است که چشم به راه تصمیماتی هستند که از حوزه های علمیه برای آنان گرفته می شود وروز به روز این سیاست گسترش بیشتری می یابد.

رسول بداقی معلم زندانی، بند۳۵۰ زندان اوین- اردیبهشت ۱۳۸۹

منبع : هرانا

مطالب مرتـبط

    بدون نظر

    نظر بگذارید