|
انتقاد از دور جديد برخورد با مطبوعات
وظيفه دولت در عرصههاي رسانهاي و سياسي تقويت آزادي و منع از محدوديتهاي غيرقانوني يا سختگيريهاي تنگنظرانه است.
خبرگزاری هرانا - حقوق اصناف: در حالي كه احمد توکلی در حاشيه كنگره حزب مردمسالاري وعده داده بود در
خصوص دور جديد برخورد با مطبوعات مطالبي را بگويد اين وعده را عملي كرد و
طي نامهاي به محمود احمدينژاد نسبت به مواضع اخير مقامات دولتي به قوه
قضاييه درباره توقيف دو نشريه حامي دولت انتقاد وخواستار جلوگيري دولت از
برخوردهای سليقهاي هیئت نظارت بر مطبوعات با رسانه هاي منتقد شد.
به گزارش ايلنا، متن نامه رییس مرکز پژوهشهای مجلس به رییس جمهور به
این شرح است:
بسماللهالرحمنالرحيم
برادر ارجمند جناب آقاي دكتر احمدي نژاد
رئيس جمهور و رئيس شوراي عالي امنيت ملي
سلام عليكم
مستحضريد كه اصل نهم قانون اساسي مقرر ميدارد كه «در جمهوري اسلامي
ايران، آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر
تفكيكناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروهي يا
مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال سياسي، فرهنگي،
اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران كمترين خدشهاي وارد كند، و هيچ مقامي
حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را، هر
چند با وضع قوانين و مقررات ، سلب كند.» همچنانكه در وقايع تاسف بار پس
از انتخابات، حاكميت اجازه نداد برخي زيادهخواهان با پشتيباني بيگانگان و
منافقين و سوءاستفاده از عصبانيت جوانان معترض با دستاويز قرار دادن
آزادي، خطري براي استقلال و وحدت فراهم سازند، دولت هم نبايد به نام دفاع
از استقلال كشور براي آزاديهاي مشروع و قانوني شهروندان يا رسانهها
محدوديت فراهم كند.
از آنجا كه مسئوليت اجراي قانون اساسي و رياست قوه مجريه بر اساس اصل
يكصدو سيزدهم بر عهده جنابعالي قرار دارد دو مورد مهم از نقض اصل نهم مذكور
را در قوه مجريه ارايه ميكنم تا بر اساس سوگندي كه خوردهايد و اعتمادي
كه مردم با راي 25 ميليوني به شما ابراز داشتهاند، براي ترميم موارد
اقدام بفرمائيد.
الف) تذكرات مكرر به رسانهها
طي ماه گذشته هيات نظارت بر مطبوعات كه به رياست و مسئوليت وزير محترم
فرهنگ و ارشاد اسلامي تشكيل ميشود در دو نوبت ، به 21 روزنامه و يك هفته
نامه تذكر داده و آنها را تهديد به برخورد كرده است كه در اكثريت قريب به
اتفاق موارد استنادات بسيار سست و به طرز باورنكردني ناچسب است. در ادامه
به نمونههايي اشاره ميكنم:
1. به روزنامه جمهوري اسلامي و روزنامه ديگري تذكر داده شد كه حق
نداشته است خبري از متن بيانيه شماره 17 آقاي مير حسين موسوي درج كند.
اين يك واقعيت است كه آقاي مهندس موسوي بايد نزد خدا و خلق پاسخگو
باشد، حتي در بيانيه شماره 17، گرچه وي تغيير مسير لطيفي را پيام ميدهد،
ولي هنوز تا جبران گذشته راه زيادي باقي مانده است. بسيار تعجب آور است كه
هيات نظارت بر مطبوعات به روزنامه جمهوري اسلامي براي چاپ گزيدههايي از
متن بيانيه، كه بيشتر روي نكات مثبت تكيه داشت، تذكر داده است! اين تذكر با
تشبث به تبصره 8 ماده 9 قانون مطبوعات داده شده است.
تبصره مذكور ميگويد:
تبصره 8- اعضا و هواداران گروههاي ضد انقلاب و يا گروههاي غير قانوني و
محكومين دادگاههاي انقلاب اسلامي كه به جرم اعمال ضد انقلابي و يا عليه
امنيت داخلي و خارجي محكوميت يافتهاند و همچنين كساني كه عليه نظام جمهوري
اسلامي ايران فعاليت و يا تبليغ ميكنند، حق هيچگونه فعاليت مطبوعاتي و
قبول سمت در نشريه را ندارند.
. اينكه اعضا و هوادار گروههاي ضد انقلاب محكوم شده حق فعاليت مطبوعاتي
و داشتن سمت در نشريات را ندارند، چه ربطي به درج خبر گزيدهاي از بيانيه
مير حسين موسوي در روزنامه جمهوري اسلامي دارد؟
2- به روزنامه تهران امروز و 4 روزنامه ديگر به دليل درج پاسخ آقاي
دكتر علي مطهري نماينده شجاع و محترم تهران به رئيس دفتر جنابعالي، تذكر
دادهاند. علت تذكر « تعريض و توهين به رياست محترم جمهور» در پاسخ آقاي
مطهري و مستند آن، بند 11 ماده 6 و بند ج ماده 2 قانون مطبوعات ذكر شده
است.
اين قبيل حرفها را نه من و امثال من، بلكه قانون اهانت نميداند كه
هيچ، از وظائف و اختيارات نمايندگان ملت و رسالت مطبوعات ميشمارد( ماده 2
قانون مطبوعات ) اصل هشتاد و چهارم قانون اساسي مقرر ميدارد كه “هر
نماينده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلي و خارجي
كشور اظهارنظر نمايد”.
اصل هشتاد و ششم نيز نماينده را به خاطر اين اظهارنظرها مصون از تعقيب
و توقيف ميشمارد.
قانون استفساريه نسبت به كلمه اهانت و توهين... مصوب سال 1379، تصريح
كرده است: " اهانت و توهين عبارت است از بهكاربردن الفاظي كه صريح يا
ظاهر باشد و ... با عدم ظهورِ الفاظ، توهين تلقي نميگردد."
ملاحظه ميفرماييد، آنچه 5 روزنامه كشور بهدليل درج آن تذكر
گرفتهاند، به تعريف قانوني، متضمن هيچ اهانتي به جنابعالي نبوده است.
عجيبتر آنكه هيئت نظارت به بند «11» ماده (6) استناد كرده است كه درباره
«پخش شايعات و مطالب خلاف واقع يا تخريب مطالب ديگران» است، در حالي كه اگر
توهيني در كار بود، كه نبود، بايد به بند «8» ماده (6) قانون مطبوعات تكيه
ميكرد.
اگر قرار باشد كسي را در آن گفت و جواب مؤاخذه كرد، آن فرد رئيس دفتر
شماست كه سخنان آقاي مطهري را «سخيف» و فاقد ارزش نقد خوانده وي را متهم
كرد، كه «قصدش» از اين اظهارات «سرپوش گذاشتن بر روي جرم سران فتنه» است.
نكته شگفتآور ديگر آنكه هيئت نظارت انتشار اين اظهارنظر يك نماينده
مجلس در ارزيابي اثر اقدامات رئيسجمهور در پيدايش فتنه را، مغاير رسالت
مطبوعات در نفي مرزبنديهاي كاذب شمرده است! روزنامههاي مذكور با انتشار
حرفهاي آقاي مطهري كدام مرزبندي كاذبي را اثبات كردند؟
3. تذكر به 11 روزنامه به دليل انتشار حرفهاي آقاي دكتر حسن روحاني.
اگر انتشار سخنراني نماينده رهبري در شورايعالي امنيت ملي، نماينده مردم
در مجلس خبرگان رهبري و يكي از منصوبين رهبري در مجمع تشخيص مصلحت، در يك
همايش رسمي تخلف است واويلا. يعني انتظار اين است كه روزنامهها پيش از
انتشار مواضع مقامات رسمي كشور مميزي راه بيندازند؟ اين مقبول است؟ لااقل
مقدور است؟
ـ آقاي روحاني در اين سخنراني به نقد جنبههايي از وضع موجود در عرصه
اقتصاد، سياست داخلي و سياست خارجي كه به نظر ايشان مانع تحقق چشمانداز
است، پرداخته است و در مجموع، 7 ماه پس از انتخابات هنوز فضاي كشور را
مطلوب نميداند. ممكن است در مقام استدلال و استناد، بر سخن آقاي روحاني
نقد داشته باشيم و حق هم با ما باشد، ولي كجاي اين سخنان مصداق بند «11»
ماده (6) قانون مطبوعات است كه «پخش شايعه و مطالب خلاف واقع و يا تحريف
مطالب ديگران» را تخلف ميداند؟ تبصره ماده (3) انتقاد سازنده را «مشروط به
دارا بودن منطق و استدلال و پرهيز از توهين، تحقير و تخريب» ميشمارد،
وقتي يك مقام رسمي نقدي با ساختار منطقي و استدلال بدون هيچ توهين و تحقير و
تخريبي ارائه ميكند، اعضاي هيئت نظارت نميتوانند به سليقه خود آن را
غيرسازنده و ناشرش را مستحق بازخواست بخواند. البته بنده برخي از همين
مواضع بيان شده آقاي روحاني را در عرصه اقتصادي و سياست خارجي قبول ندارم،
ولي هيچكس حق ندارد عقيده خودش را وحي منزل بداند و علاوهبر آن، اظهارنظر
مخالف را هم برنتابد.
4. آخرين نمونه از اين دست تذكرات، تذكر به روزنامه اعتماد است. علت
تذكر، درج تحليلي در نقد جامعه محترم مدرسين به جهت اعلان فقدان شرايط
مرجعيت در آيتا... صانعي است. بنده با روزنامه اعتماد اختلاف مبنايي دارم و
سالهاست به آيتا... صانعي نيز ارادتي ندارم. اين را نيز بايد تصريح كنم
كه برخلاف نظر تحليلگر اعتماد، اين اولينبار نيست كه جامعه محترم مدرسين
مواضع راهگشايي در معرفي علماي واجد شرايط مرجعيت يا اعلان از دست دادن
شرايط يا فقدان آن در عالمي اظهارنظر ميكند. اما اين شأن و سابقه مانع
نميشود كه روزنامهاي نسبت به اين كار انتقاد كند و مدعي شود كه مرجعيت
سلب كردني نيست و اين امر به تشخيص مقلدين بستگي دارد. گرچه استدلالشان
ناتمام و از نظر تاريخي، استنادشان نادرست باشد، ولي مقاله اعتماد نه
“اختلافافكني بين اقشار جامعه” بود، نه “...تحريص به اعمالي عليه امنيت
”صورت گرفته و نه «پخش شايعات» واقع شده كه هيئت نظارت بتواند به بندهاي
4، 5 و 11 ماده (6) قانون مطبوعات استناد كند.
البته تعجبي ندارد كه چنين برخوردهايي صورت ميگيرد، وقتي كه معاون
مطبوعاتي وزير ارشاد، حوزه نقد و نظارت رسانهها را چنين تنگ تعريف ميكند:
« وظيفه نقد، نظارتي رسانهها و مخالفان، بايد نقد و مخالفت با سياستهاي
استكباري و كشورهاي غربيباشد». (مصاحبه با نشريه كارون 15/10/1388).
بهزعم اين معاون وزير، تنها نقد و مخالفت با سياستهاي بيگانگان وظيفه
رسانههاست و لابد حق ندارند به دولتي كه با سياستهايش مخالفند از گل
نازكتر بگويند.
جناب آقاي رئيسجمهور! جنابعالي پس از توقيف دو نشريه همت و موج انديشه
كه معروف است رئيس دفترتان از آنها پشتيباني ميكند، قوه قضائيه را به باد
انتقاد گرفتيد؛ و در قسمتي، به درستي فرموديد: «كسي كه در كار فكري است
بايد فراغ بال داشته باشد. حال ممكن است چهار نفر سوءاستفاده كنند يا قدر
اين فضاي آزاد را ندانند و اشتباه كنند؛ ولي نبايد طوري عمل كنيم كه كسي
جرئت نكند يك نقد را در كشور منتشر كند» (سهشنبه 6/11/1388).
مسئوليت اين تنگنظريها و محدوديتهاي غيرقانوني براي مطبوعاتي كه
نسبت به شما و دولتتان انتقاد ميكنند، با جنابعالي است. اگر به اين
مسئوليت به خوبي عمل بفرماييد، آنگاه انتقاد شما به قوه قضاييه حمل بر
آزاديخواهي خواهد شد.
جناب آقاي رئيس جمهور نگاهي مجدد به اصل نهم قانون اساسي مترقي ما
يادآور اين حقيقت است كه حال كه بحمدا... با حضور ميليوني 9 دي مردم در
دفاع از انقلاب و نظام جمهوري اسلامي و نفي فتنهانگيزي و دخالت بيگانگان،
اميد دشمن به شكستن استقلال ملي به يأس گراييده است، وظيفه دولت در
عرصههاي رسانهاي و سياسي تقويت آزادي و منع از محدوديتهاي غيرقانوني يا
سختگيريهاي تنگنظرانه است. در اين مسير، به نظر بنده، رهبري، مجلس و
مردم از شما حمايت خواهند كرد.
منبع خبر :
بالاترین
دنباله
|