هرانا؛ سخنی با مدعیان حقوق بشر/ سعید شیرزاد
سعید شیرزاد - دو سال پیش در چنین روزهایی بود که فرزاد رفت و فریادها به آسمان رسید، آن هم پس از رفتن فرزاد! دوسال از آن روز گذشت و خاطرهٔ فرزاد هنوز که هنوز است در قلبها جاوید است و فریادش را فرزادها فریاد میزنند و قلماش را دیگر فرزادها بدست میگیرند.
خطاب به همانان که با گرفتن ۲، ۳ویا ۵ سال زندان (آن هم با مرخصی و یا تعلیقی و یا گرفتن حکم و اروپا نشین شدن) جایی بس فراتر از ارزششان در رسانهها پیدا میکنند،
یکی به خاطر زیبایی چهرهاش زبانزد خاص و عام میشود و دیگری به خاطر پتانسیل بالای ایدئو لوژیاش در میان رفقای چپ روانهٔ آن دور دستها میشود و آن دیگری هم به خاطر ایدئولوژی چپ گرایانه متمایل به عراق روانهٔ دور دستهای دیگری میگردد و دیگران که با سکنی گزیدن در آنور آبها هنوز هم همانگونه مدعی باقی ماندهاند و نام حقوق بشر را یدک میکشند.
و در این میان کسی دیگر بدون هیچ گونه رزومهای و صرفا به خاطر دوستی با زیبا چهرهای پای به میدان میگذارد و او هم مدعی میشود!!!
حال آنکه همین مدعیان وقتی که نامی از زندانیان سیاسی کرد به میان میآید انگار نه انگار که در برابر واژهٔ حقوق بشری که یدک میکشند تعهدی نیز دارند؟
سخنی با پایتخت نشینان کافه نشین ژست بگیر روشنفکریست که افتخار چند صباحی انفرادی و زندان را یدک میکشند.
سخنی با به اصطلاح آنور آب نشینهاییست که دیگر آبی نمانده که از سرشان بگذرد و با همان رزومهٔ چند صباح زندان اروپا و آمریکا نشین گشتهاند.
و شاید اگر کم شانستر از بقیه بوده باشند روانهٔ شرق آسیا گشتهاند،
همان دوستان و رفقایی که هیچگاه به یاد نیاوردند که حقوق بشر هیچ گونه مرزی ندارد (شاید به خاطر آنکه بدون مرز بودنش انترناسیونال را در ذهنها زنده کند که به مرز اعتقاد ندارد و مرزهایش انسانیت است).
به یاد نیاوردند که خاطر کرد بودن یک زندانی، نمیتوان اورا فراموش کرد و به خاطر مجاهد بودن زندانی دیگر، نمیتوان ترس زندان را همراه داشت و به خاطر دارا بودن هرگونه افکار سیاسی، نمیتوان نقض حقوق بشر را نادیده گرفت (افسوس که حقیقت زندهٔ جامعهٔ حقوق بشری ایران چیزی جز این نیست که کرد و مجاهد از لیست نقض حقوق بشر حذف گردیدهاند!!!)
در حقیقت نوشتهٔ بالا مقدمهای بود برای زدن یک فلش بک به چند ماه قبل، وقتی که گروهی از اپوزیسیون خارج از کشور یکی از کاملترین لیستهای مربوط به زندانیان سیاسی کرد را منتشر کردند و وقتی که همین مدعیان حقوق بشر میتوانستند با کار کردن در رابطه با این لیست گذشتهٔ پر از ترس و تبعیض خود را پاک کنند باز هم بیاعتنا از کنار آن گذشتند، حتی بدون آنکه در گوشهای از سایتهایشان اشارهای به آن داشته باشند!
نه کمیته از آن گزارشی تهیه کرد و نه مجموعهٔ فعالان از آن سخنی بر زبان آورد و نه هیچ مدعی حقوق بشر دیگری گوشهٔ چشمی به آن انداخت!!!
اینبار اما دلیلشان نه کرد بودن این افراد، که دلیلشان انتشار لیست توسط یک سازمان سیاسی مطرح شد!!!
مدعیان عزیز مگر غیر از این است که حقوق بشر هیچ گونه مرزی نمیشناسد؟
آیا جز این است که در منطق همان حقوق بشر راست مدرن بورژوایی، انسانیت است که حکم میکند؟
ومنطق شما آیا جز رزومه و تبعیض و هراس از حقیقت است؟
وسخن آخر:
شما مدعیان حقوق بشر بدانید که روزی خواهد رسید که در برابر خلق مجبور به پاسخ گویی شوید و پاسخ گوی این باشید که لطیف، شیرکو، زانیار، لقمان و دیگر محکومان به اعدام را قربانی ترس خویش کردهاید و چه بسا که سنگینی این پاسخ تا ابد بر دوشتان خواهد ماند...






